دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیت الله جوادی آملی در پیامی به همایش اسلام ناب محمدی در شهر دالاس ایالت تگزاس آمریکا ؛ اهل بیت وجود عینی قرآن هستند

No image
آیت الله جوادی آملی در پیامی به همایش اسلام ناب محمدی در شهر دالاس ایالت تگزاس آمریکا ؛ اهل بیت وجود عینی قرآن هستند آیت الله جوادی آملی در پیامی به همایش اسلام ناب محمد‌ی(ص)، اسلام ناب را خالی از هرگونه جهل، نسیان، خطا و خرافات معرفی کرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، چهارمین همایش سالیانه اسلام ناب محمدی(ص)، جولای 2008، از سوی انجمن مسلمانان آمریکای شمالی، در شهر دالاس ایالت تگزاس آمریکا برگزار شد.
به مناسبت برگزاری این همایش، حضرت آیت الله جوادی آملی، پیامی خطاب به شرکت‌کنندگان در چهارمین همایش سالیانه اسلام ناب محمدی(ص)، ارسال کرد که متن آن بدین شرح است:

«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله ربّ‌ العالمین والصلاة والسلام علی جمیع الأنبیاء و المرسلین و الأئمة الهداة المهدیّین سیّما خاتم الأنبیاء و خاتم الأوصیاء(علیهما آلاف التحیة والثناء) بهم نتولی و من أعدائهم نتبرّء الی الله.
مقدم حضّار محترم، علما و اندیشمندان و برادران ایمانی را گرامی می‌داریم و از برگزارکنندگان این همایش وَزین حق‌شناسی می‌کنیم، امیدواریم خدای سبحان به همه ما توفیق فراهم کردن علمِ صائب و عمل صالح را عطا کند. موضوع این همایش تبیین اسلام ناب محمدی(ص) و پیوند ناگسستنی آن با ولایت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است.
مطلب اول این است که مبدأ اسلام، ذات اقدس الهی است و خداوند هستیِ خالص است و حقیقتِ ناب، نه جهلِ علمی در حرمِ امن الهی راه دارد، نه جهالتِ عملی را آنجا جاری است و نه سهو، نسیان و عصیان در آن راهی دارد؛«ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ» اگر خدا حقّ محض است و جهل و سهو و نسیان در آن بارگاه راه ندارد؛ اسلام هم که دین الهی است؛«إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الْإِسْلاَمُ» از طرف خدای خالص، دینِ خالص و محض نازل می‌شود،«إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الْإِسْلاَمُ» اگر خدا نورِ محض است که«اللَّهُ نُورُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ» و اسلام هم از ناحیه ذات اقدس الهی است که«إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الْإِسْلاَمُ» آنچه از اسلام از خدای سبحان با عنوان اسلام تجلّی می‌کند، نور خواهد بود؛ چه این که درباره قرآن کریم آمده است«قَدْ جَاءَکُم مِنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ» و درباره عترت طاهرین(ع) هم وارد شده است که اینها نور واحدند.
اسلامِ ناب آن است که در حرمِ او جهل، سهو، نسیان، خطا، خطیئه، خرافات راه نداشته باشد، اگر دینی ـ معاذ الله ـ آلوده با جهل بود، با خطا و خطیئه همراه بود، این اسلامِ ناب نیست و ذات اقدس الهی ما را به دین خالص فرا خوانده است که«أَلاَ لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ» خالصاً و مانند آن چون خودش خالص محض است و دینی که از او نازل شده است، خالص محض است. از ما هم اخلاص طلب کردند یعنی از ما اسلامِ ناب خواستند. اسلام چون منزّه از خطا، سهو، نسیان و خرافه و امثال اینها است، خالص است. مسلمان چون منزّه از هوا و هوس، و ریا و سُمْعِه است؛ این خالص است. اگر کسی اسلامِ او آمیخته با تسامح و تساهل بود، آمیخته با خرافات بود، آمیخته با هوس و هوا بود، آمیخته با ریا و سُمعه بود؛ این اسلام ناب نیست؛ اسلامی نیست که از طرف خدای سبحان آمده باشد.
بنابر این اگر ما خواستیم مسلمانِ خالص باشیم، هم در عربِ توحید باید اخلاص را رعایت کنیم که معرفتِ الهی آغاز دینداری است و کمال معرفت او تصدیق و توحید او است و کمال توحید، اخلاص او است. اخلاص در توحید آن است که صفات را زائد بر ذات ندانیم؛ عین ذات بدانیم، هستی را محدود نکنیم؛ خدا را هستی نامتناهی بدانیم که در حرم ذات اقدس الهی نه نقصی راه داشته و نه عیبی و نه کثرتی، قهراً مسأله تثلیث و مسأله تثنیه آنها که گفتند:«إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ» آنها که گفتند:«عُزَیْرٌ ابْنُ اللّهِ». اینها توحید خالص ندارند؛ چون توحید خالص ندارند، اسلام خالص و اسلام ناب ندارند و موحّد خالص هم نخواهند بود و مسلم راستین هم نیستند.
ذات اقدس الهی برای این که ما را به اسلام ناب آشنا کند، خود را معرّفی کرد که حقّ محض است، کتاب خودش را معرّفی کرد که حقّ صِرف است، فرمود؛ این کتاب«لاَ یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ» اولیای خود را وجود مبارک حضرت ختمی نبوّت را، وجود مبارک پیامبر اسلام(ص) و همچنین اهل بیت عصمت و طهارت را معرفی کرده است که اینها انسان های کامل‌اند. انسانِ کاملِ معصوم این معلّم فرشته‌ها است. اگر فرشته‌ها از گزند خطا و آسیبِ خطیئه مصون‌اند اگر از آفت جهل و اُفت جهالت معصوم‌اند، معلّم اینها که انسانِ کامل است، یقیناً از این خطا و خطیئه و خطرها و آفت ها و اُفت ها مصون است. اگر خدای سبحان درباره تعلیم اسما به فرشتگان فرمود:«أَنْبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هؤُلاَءِ» منظور، قضیه شخصی نیست؛ منظور، شخص حضرت آدم نیست؛ منظور، مقام مَنیع آدمیّت است یعنی انسانِ کامل مقام والای انسانیّت این معلّم فرشته‌ها است و این مقام والا را به صورت انبیا و مرسلین و به صورت ائمه هدای مهدیین به ما معرفی کرده است. اینها می‌شوند مسلمانان خالص، اسلامِ ناب در اختیار اینها است که نه اهل ظلم‌پذیری‌اند، نه اهل ظلم کردن که«لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ» نه در برابر ستمِ ستمگران آرام می‌نشینند، نه در برابر عصیان تبهکاران ساکت‌اند، نه در برابر جهلِ خرافات و خرافت‌زدگان آرام‌اند. اینها دوّار به طبّ‌اند اینها طب را در هر جایی که لازم باشد به کار می‌برند، مردم را دعوت می‌کنند به بهداشت، به درمان جهل و جهالت؛ پس خدا خالصِ محض است چون حقّ صِرف است، قرآن خالص محض است چون«لاَ یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ» انبیا و انسان های کامل خالص‌‌اند؛ چون معلّم ملائکه‌اند و ملائکه«لاَ یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ» هستند، آنجا خرافات و جهل نیست، آنجا تعلیمش تعلیمِ ناب است، معلّمان آنها هم معلّمان ناب.
در نشئه طبیعت، خدای سبحان از همه ما دینداریِ خالصانه را خواسته است، فرمود؛ خالصاً دین را بپذیرید و خدا را عبادت کنید. مردان الهی مخصوصاً اولیای الهی بالأخص اهل بیت عصمت و طهارت(ع) مخلص‌اند که در همه موارد، چیزی که از هوا و هوس سهمی برده باشد، از ریا و سُمعه طَرْفی بسته باشد؛ از حرم امن اینها دور است، اینها می‌شوند«مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» در بین مخلِصین که کم نیستند. خدای سبحان عده‌ای را برچین می‌کند، اینها می‌شوند مجتبی، اینها می‌شوند مصطفی، اینها می‌شوند معتام، اینها می‌شوند مختار که اینها به عنوان مخلَص‌اند که«استخلصهم الله لنفسه» اهل بیت عصمت و طهارت که دارای مقام مَنیع ولایت‌اند، اینها جزء مخلَصین‌اند یعنی خدای سبحان اینها را برای خود به عنوان عبدِ محض انتخاب کرده است. در بیانات نورانی سید الأولیاء و االأصفیاء، امیرالموحّدین، علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) چنین آمده است که وقتی پیامبر را معرفی می‌کند، می‌فرماید:«الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ». اعتیام یعنی اختیار و انتخاب یعنی ذات اقدس الهی وجود مبارک پیامبر(ص) را اختیار کرده است که حقایق خود را به دست او شرح کند و او شارح حقایق الهی است.
از اینجا روشن می‌شود که جنبه بشری وجود مبارک پیامبر(ص) سهمی در وحی‌یابی ندارد، فرمود:«إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ» اما«یُوحَی إِلَی» یا«وَاتَّبِعْ مَا یُوحَی إِلَیْکَ» و مانند آن. آن جنبه بشری که دیگران هم آن را دارند«‌َأْکُلُ الطَّعَامَ وَیَمْشِی فِی الْأَسْوَاقِ» و مانند آن است، آ‌ن جنبه ملکوتی او تابع محض است، وقتی یک انسان کاملی به مقام فنا می‌رسد، حرف برای آن باقی است، نه برای فانی. اگر وجود مبارک رسول گرامی وحی را در حال فنا یافت، اگر به مقام فنا رسید«دَنَا فَتَدَلَّی» شد،«فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی» شد، حرف برای او نیست، کلام برای او نیست، وحی برای او نیست؛ زیرا فانی حرفی برای گفتن ندارد، آن که حرفی برای گفتن دارد باقی است، نه فانی؛ فانی فقط تابع است و مستمع است و شنونده آن باقی است که متکلّم و گوینده است و رساننده است و مانند آن.
این‌چنین نیست که پیامبر ـ معاذ الله ـ به جایی برسد که حرف‌های او بشود حرف خدا، اگر به مقام فنا رسید، دیگر حرفی ندارد، معنا ندارد که کسی به مقام فنا برسد، داعیه و دعوت داشته باشد، حرفی داشته باشد، فکری داشته باشد، شهودی داشته باشد؛ چه علم حصولی، چه علم حضوری، چه گفتن، چه نوشتن، چه رفتار عبدِ محض، وقتی به مقام فنا بار‌یافت فقط مستمعِ محض است در آنجا ذات اقدس الهی فرمود:«فَأَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی» این حدوثاً و بقائاً عبد بود؛«سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی» این برای اِسرا که در سوره اسرا است، آنچه مربوط معراج است که در سوره نجم است، فرمود:«فَأَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی» اگر عبد است و فانی است حرفی برای گفتن ندارد، نه می‌توان گفت او مستقل است، نه می‌توان گفت حرفی دارد و خدا آن حرف را امضا می‌کند؛ بنابراین هر چه را وجود مبارک رسول گرامی دارد از ناحیه ایحای الهی است و تعلیم الهی و این می‌شود مستمعِ محض.
نتیجه آن که انسانِ کامل همتای قرآن کریم است، اول؛ برابر با حدیث شریف ثقلین و دوم؛ قرآن مصون از هر گزند است، پس اولیای الهی، معصومین، اهل بیت، منزّه از هر جهل و از خطا هستند،این نتیجه؛ زیرا ممکن نیست بر اساس«إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی» قرآنْ معصوم باشد و اینها معصوم نباشند؟ قرآن«لاَ یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ» باشد و اینها«یأتیه الباطل» باشند؟ قرآن حق و صِدق محض باشد، اینها احیاناً اشتباه بکنند؟ ممکن نیست یک انسان خطاکار را با قرآن معصوم همتا قرار بدهند.
نتیجه آن که ولایت هم‌سنگ قرآن است یعنی قرآن اگر بخواهد پیاده بشود وجود عینی قرآن می‌شود اهل بیت عصمت و طهارت. اهل بیت عصمت و طهارت(ع) اگر بخواهند به صورت یک کتاب تدوینی در بیایند می‌شوند قرآنِ حکیم و قرآنِ کریم؛ اینها هستند که معلّم ملائکه‌اند، اینها هستند که اُسوه و قُدوه ما هستند، اینها هستند که اگر ما با اسلام ناب آشنا بشویم و نزدیک بشویم، نه ظلمی را امضا بکنیم، نه زیر بار ظلم می برویم و جهانی را که به سَمت ظلم حرکت می‌کند، او را به جهت عدل هدایت بکنیم، اگر این کار را کردیم، امیدواریم همان پیام درست و امیدبخشی که یا جایزه امیدبخشی که اهل بیت(ع) درباره سلمان(رضوان الله علیه) دادند که«سلمان منّا اهل‌البیت»؛ چنین امید و نویدی هم نصیب ما بشود که ما را هم جزء اهل بیت(ع) بدانند.
من مجدّداً مقدم شما علما و اندیشمندان مغرب‌زمین را و برادران ایمانی این منطقه را گرامی می‌دارم و از برگزارکنندگان این همایش وَزین حق‌شناسی می‌کنم. امیدوارم ذات اقدس الهی همه ما را به اسلام ناب محمدی(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بیش از گذشته آشنا بفرماید و امام راحل را که پرچمدار نشر اسلام ناب بود با اولیای خود محشور بفرماید و همه علما و بزرگواران و شهدای در راه دین را با اولیای خود هم‌حشر قرار بدهد. «غفر الله لنا و لکم والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته»

منبع: خبرگزاری رسا

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پایان همایش بین‌المللی گفت‌وگوی بین اسلام و مسیحیت در طرابلس

پایان همایش بین‌المللی گفت‌وگوی بین اسلام و مسیحیت در طرابلس

همایش بین‌‌المللی گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت که از روز پنجشنبه 13 دی ماه درطرابلس پایتخت لیبی آغاز شده‌بود، شب به کار خود پایان‌داد.
No image

فلسطین؛ 60 سال پس از نکبت

پر بازدیدترین ها

امروز در تاریخ

امروز در تاریخ

امروز دوشنبه بیست و ششم شهریور ماه سال 1386 هجری شمسی ، مقارن است با پنجم رمضان سال 1428 هجری قمری و برابر است با هفدهم سپتامبر 2007 میلادی.
Powered by TayaCMS