دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منقار کج مرغ انجیرخوار ; نقدی کوتاه بر فیلم گشت ۲

همیشه سری دوم و سوم فیلمهای چندگانه ناموفق تر از قسمت اول هستند و درسینمای دنیا نیز این قاعده نانوشته وجود داشته بجز یک استثنا یعنی ترمیناتور 2 . اما دلیلش را می توان در راحتی خیال نویسنده ها از شخصیت پردازی و چفت و بست قصه دانست و این خیال خام که مخاطب با قصه و شخصیت ها آشناست و در سری های بعدی فقط باید به ادامه ماجرا پرداخت. ولی دقیقاً همین نقطه ضعف اصلی اینگونه فیلمهاست.
منقار کج مرغ انجیرخوار ; نقدی کوتاه بر فیلم گشت ۲
منقار کج مرغ انجیرخوار ; نقدی کوتاه بر فیلم گشت ۲

همیشه سری دوم و سوم فیلمهای چندگانه ناموفق تر از قسمت اول هستند و درسینمای دنیا نیز این قاعده نانوشته وجود داشته بجز یک استثنا یعنی ترمیناتور 2 . اما دلیلش را می توان در راحتی خیال نویسنده ها از شخصیت پردازی و چفت و بست قصه دانست و این خیال خام که مخاطب با قصه و شخصیت ها آشناست و در سری های بعدی فقط باید به ادامه ماجرا پرداخت. ولی دقیقاً همین نقطه ضعف اصلی اینگونه فیلمهاست.

اما گشت 2 بیش از هرچیز تست ایده های مختلف برای ادامه یک طنز موفق بوده اما تستی ناموفق.

ایده هایی نا کارآمد که هر کدام بریده بریده مطرح می شوند. از عطایی که از کما در آمده و معلوم نیست با چه دلیل تخیلی بدون توضیح غیب گو شده تا خانوم های مجرد همسایه که مشخص نیست کی هستند و دور هم دارند چه می کنند، و شغل های مختلف که پشت سر هم و بدون خلق طنز مناسب از موقعیت ها نشان داده می شود.

اگر تست شغل های مختلف فقط بهانه ورود به داستان می شد و فیلم با یک قصه منسجم ادامه می یافت قطعاً با فیلم محکم تری روبرو بودیم.

بین شغل های مختلفی که عباس و دار ودسته اش امتحان می کنند رمالی می توانست ایده خوبی برای ادامه دادن داستان باشد اما پرداخت نامناسب و این شاخه آن شاخه پریدن سهیلی به داستان جان نمی بخشد. ایده انتقام از زندانی هم فقط محملی برای قهرمان پردازی های پسرش؛ ساعد سهیلی است و هیچ کمکی به پیشرفت داستان و یا ایجاد کشمکش نمی کند.

مخاطب بعد از شغل عوض کردن های مدام عباس و نوچه هایش منتظر بازگشت آنها به ماشین گشت ارشاد است. اما هر چه فیلم پیش می رود خبری از ماموران قلابی و ماشین گشت نیست.

سهیلی به بهانه به یاد آوردن خاطرات پولاد کیمیایی مدام از فیلم گشت ارشاد 1 وام می گیرد اما از همین یاد کردن ها نیز استفاده درستی نمی کند و قصه ای خلق نمی کند.

گشت ارشاد 1 پر بود از موقعیت های طنز و طنز های کلامی مکمل. اما در گشت 2 خبری از موقعیت های طنز نیست و طنز های کلامی هم فقط الفاظ رکیک و فحش ها هستند که جز دو سه مورد هیچ خنده ای به لب مخاطب نمی نشاند.

فقط یک موقعیت خوب در فیلم وجود داشت که در آن سیاهی لشگر ها در اعتراض به بازیگر کارنابلد و پدر کارگردانش صحنه را بهم می ریزند؛ طعنه ای که سهیلی به خودش، فیلمش و پسرش و البته پولاد کیمیای و پدرش می زند.

سوالی که وجود دارد این است که در چنین وضعیت فرهنگی_هنری که مردم فیلمهای طنز سطحی را به فیلمهای فرهنگی هنری ترجیح می دهند چرا باید زمان و انرژی مضاعف صرف کرد تا فیلم هنری آبرومندی ساخت. و البته مقصر سعید سهیلی نیست، در اقتصاد مریض و سینمای مریض باید هم از فیلم مریض پول در آورد.

به قول دیالوگ معروف عباس ؛ مرغی که انجیر می خورد نوکش کج است.






منبع :فیلمنوشت



مقاله

نویسنده م.سیدآبادی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
چرا اکسیدان فیلم مهمی است ; نگاهی به سرگذشت یک سینما

چرا اکسیدان فیلم مهمی است ; نگاهی به سرگذشت یک سینما

با این مقدمه باید گفت که اکسیدان فیلم مهمی است اما نه از منظر سینما و بیان هنری و حتی نه از منظر نگاهی درست و موشکافانه به طرح برخی مسائل اجتماعی و سیاسی. بلکه این فیلم نشانه‌ای گسترده از بلاتکلیفی و سرگشتگی هویت است و طرفه آنکه می‌توان از این سرگشتگی و زوال هویت پول هم در آورد.
که یاران فراموش کردند عشق ; نگاهی به فیلم رگ خواب

که یاران فراموش کردند عشق ; نگاهی به فیلم رگ خواب

حمید نعمت الله فیلمسازی با سابقه‎ای قابل ملاحظه است. در پرونده کاری او فیلم‎های اجتماعی جدی‌ و متفاوتی مثل بوتیک (1382) وجود دارد تا فیلم‏های طنز سیاه اجتماعی مثل بی‌پولی (1387) و آرایش غلیظ (1392) که هر کدام در جای خود فیلم‎هایی قابل بحث هستند و تا حدی در زمره آثار صاحب تفکر تلقی می‎شوند.
یک لطیفه ترسناک ; یادداشتی بر فیلم ساعت پنج عصر

یک لطیفه ترسناک ; یادداشتی بر فیلم ساعت پنج عصر

فیلم سینمایی ساعت پنج عصر اولین اثر سینمایی مهران مدیری در جایگاه کارگردان را می‌توان یک فیلم کمیک با رگه‌هایی از اگزوتیک دانست. در این فیلم که به مانند اغلب آثار مدیری شخصیت اصلی سیامک انصاری است می‌توان نگاه نقادانه مدیری نسبت به جامعه را دید با این تفاوت که در این اثر اشارات سیاسی نیز به کار گرفته شده است.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.

پر بازدیدترین ها

آگهی، وارونگی و سبک زندگی ؛ تاملی بر تبلیغات تلویزیونی

آگهی، وارونگی و سبک زندگی ؛ تاملی بر تبلیغات تلویزیونی

برای سخن گفتن از کم و کیف برنامه‌های صدا و سیما از مناظر متفاوت و با رویکردهای مختلف، مجال فراوان است. همچنان‌که افزودن نقدی تازه به آن‌چه کارشناسان و عموم مخاطبان بیان می‌کنند، البته دشوار به نظر می‌رسد
هجوم به سرزمین کودکی ; آگهی های تجاری تلویزیون با کودکان چه خواهد کرد

هجوم به سرزمین کودکی ; آگهی های تجاری تلویزیون با کودکان چه خواهد کرد

تهاجم تبلیغات بازرگانی برای کودکان امروزی به سان حمله ای می ماند که بزرگترهای مقتدر و پول پرست جهان به دوران کودکی انجام داده اند.
امت ناهمخوان: چالش مفهوم امت و ملت

امت ناهمخوان: چالش مفهوم امت و ملت

فیلم ایستاده در غبار به یک آرزوی دیرینه در نهاد انقلاب اشاره می کند: پیوند و یگانگی ملت های مسلمان. یعنی همان راهی که بسیاری از مصلحان اجتماعی مسلمان در طی قرن نوزدهم و بیستم آن را تنها راه رهایی از یوغ سلطه اجانب و دسایس بریتانیا می دانستند. اعزام احمد متوسلیان در سال ۶۱ به لبنان بر بستر چنین ارزویی شکل گرفته بود.
عصبانی نیستم؛ خسته ام | نگاهی به فیلم لانتوری

عصبانی نیستم؛ خسته ام | نگاهی به فیلم لانتوری

اکران، قبل از آنکه ابزاری برای بازگرداندن سرمایه مادی یک فیلم باشد معیار و سنجه ای برای برآورد فیلمساز از بازخورد اثرش در بستر جامعه است.
نور بی رمق روزمرّگی ; نگاهی به فیلم وارونگی

نور بی رمق روزمرّگی ; نگاهی به فیلم وارونگی

بهنام بهزادی از نسل جدید فیلمسازان ایرانی است که تا کنون سه فیلم بلند سینمایی در پرونده کاری خود به ثبت رسانده است؛ وارونگی سومین فیلم این سینماگر وطنی در روند کاری او قدمی رو به جلو نیست که حتی نسبت به فیلم قبلی او قاعده تصادف یک عقب گرد است؛
Powered by TayaCMS