دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انقراض طاهریان

No image
انقراض طاهریان

كلمات كليدي : تاريخ، طاهريان، سقوط، مذهب، علويان، محمد بن القاسم، يحيي بن عمرو

نویسنده : سيد احمد موسوي

حکومت طاهریان با وضعیتی نامطلوب شکست خورده و به انقراض و نیستی کشیده شد و جای خود را به دولت صفاریان سپرد، اینان نیز با تمام وجود در محو آثار طاهریان کوشیدند و حتی شادیاخ را خراب کرده و به باغ تبدیل نمودند. تمامی این تحولات به گونه‌ای سریع اتفاق افتاد که تقریبا قدرت بغداد فقط نظاره‌گر صحنه بود و عرصه برای مدد خواستن از حکومت مرکزی و ارسال کمک به وجود نیامد. این نوشتار در پی بررسی علل انقراض این سلسله و حکومت است و به چندین مورد پرداخته خواهد شد.

نقش مذهب در ثبوت و سقوط طاهریان

بدیهی است که طاهریان مسلمان بوده‌اند، ولی نکته قابل بحث در مورد مذهب آنان است. خلفای عباسی با علویان بسیار ستیزه‌جویی می‌کردند و حتی در این زمینه نسبت به امویان نیز پیشی گرفته بودند و از کشتار علویان چه به صورت فردی و چه گروهی دریغ نمی‌ورزیدند. اما از سوی دیگر طاهریان خراسانی بودند و بسیاری از مردم خراسان از هواخواهان و محبین آل علی(ع) بودند. حال آیا طاهریان نیز از طرفداران علی(ع) بوده‌اند یا خیر و اگر بوده‌اند آیا مذهب خویش را آشکار می‌کردند یا خیر، موضوعی است که باید مورد تحقیق و بررسی قرار بگیرد. برخی از محققین مانند علامه سید محسن امین[1] و ابن اثیر[2] و ابن خلکان[3] طاهریان را از شیعیان معرفی نموده‌اند. در تائید همین مطلب ابوالفرج متنی ارائه می‌دهد که علوی بودن طاهر را می‌رساند؛ طبق این نقل هنگامی که ابو السرایا در عراق عظمت و شرافت درخشانى یافت، حسن بن سهل که فرماندار مأمون در عراق و مقیم بغداد بود به این‌ حوادث با خشم و اضطراب شدیدى می‌نگریست. وی دو بار از دست ابو السرایا شکست خورده بود. پس به دبیر خود دستور داد نامه‌اى به طاهر بن حسین «ذو الیمینین» بنویسد و از او چاره‌اى بخواهد.

«اما در این هنگام رقعه‌اى بى امضا و مجهول از ناشناسى بدستش رسید که اندیشه‌ى وی را دگرگون ساخت؛ یعنى امید او را از کمک طاهر به ناامیدى تبدیل کرد. در این رقعه این شعرها از یک شاعر گمنام نوشته شده بود.

قناع الشک بکشفه الیقین و افصل کیدک الراى الرصین‌

دست یقین پرده از چهره‌ى مشک باز مى‌کند و تنها راى خردمندانه‌ى تو این گره را مى‌گشاید.

تثبت قبل ینفذ فیک امر بهیج تشرده داء دفین‌

بر جاى بالش پیش از آنکه روزگارت را دردى هلاک کننده آشفته سازد.

انتذب طاهراً لقتال قوم بنصرتهم و طاعتهم یدین‌

تو طاهر ذو الیمینین را بر ضد قوم میخوانى که دین او کمک و طاعت آن قوم است‌.

سیطلقها علیک معلقات تصر و دونها حزب زبون‌

از دست طاهر بر ضد تو کارهائى انجام خواهد شد و جنگى صلح ناپذیر بر پا خواهد خاست‌.

و دونک ما ترید بعزم راى تدبره و دع ما لا یکون‌

بیش از این اندیشه کن و از آن چه شدنى نیست چشم بپوش حسن بن سهل از تصمیم خود باز گشت و بجاى طاهر ذو الیمینین هرثمه بن اعین را براى دفاع از عراق انتخاب کرد.»[4]

مسعودی نیز داستانی از اسحاق بن ابراهیم بن مصعب نقل می‌کند که تائیدی دیگری است بر شیعی مذهب بودن این خاندان، خلاصه نقل مسعودی به این شرح است: در زمان متوکل، یحیی بن هرثمه مامور تهیه گزارشی مربوط به اعمال امام علی نقی(ع) گردیده بود. اسحاق بت ابراهیم بن مصعب از ماموریت یحیی مطلع گردیده و چون می‌دانست که اگر گزارش اندک انحرافی پیدا کند امام صدمه می‌بیند، خود را به یحیی رسانیده و گفت: ای یحیی! این مرد بزرگوار زاده پیغمبر خداست، و تو متوکل را خوب می‌شناسی که تا چه اندازه با خاندان علی(ع) دشمنی می‌ورزد و اگر گزارشی تهیه شود که بر علیه امام حکایت کند و در اثر گزارش تو امام کشته در این صورت پیغمبر خدا(ص) خصیم تو خواهدشد و راه نجات نخواهی داشت.[5] این رفتارها در تثبیت جایگاه و حکومت طاهریان نزد مردم خراسان سودمند واقع می‌گشت.

دلایل تاریخی نشان دهنده گرایشات ضد شیعی طاهریان

با این حال تاریخ رفتارهایی را از خاندان طاهری گزارش می‌کند که در مقابل قضاوت شیعه بودن آنان است و به طور کلی این نظریه را (شیعه بودن طاهریان) را مطرود می‌نماید و به مطالبی بر می‌خوریم که نشان از رفتار ظالمانه طاهریان با علویان دارد. مثلا در مورد شخص طاهر بن حسین در حادثه شهادت امام رضا(ع) کمترین اعتراض و شکایتی از وی در تاریخ ثبت نشده است. در این دسته اخبار، طاهریان دست به قتل، تبعید و بازداشت و کوچانیدن علویان به سوی خلفای عباسی زده‌اند و با این که یقین داشته‌اند که این علویان از دست عباسیان رهایی نمی‌یابند، از این اقدامات شانه خالی نکردند. یا این که پس از کشتن علویان محفل و مجلس و جشن پیروزی بر پا داشته تا مردم به ایشان تبریک بگویند.[6]

یکی دیگر از سادات علوی در مقابل طاهریان

محمد بن قاسم بن علی یکی از علویون بود که به روزگار معتصم خلیفه عباسی در طالقان خروج نمود. این مرد متدین بود و از علم و فقه و تقوی و ورع بهره فراوان داشت و شعارهای علوی و دینی سر می‌داد و چون اغلب لباس‌های پشمین و سفید به تن می‌کرد از این رو مردم وی را لقب صوفی داده بودند. او مردم را به پیروی از امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) و افکار خدا پسندانه و ایده‌‌های عادلانه دعوت می‌کرد. میان او و عبدالله بن طاهر وقایعی رخ داده سرانجام عبدالله او را دستگیر کرده و نزد معتصم فرستاد.[7]

عبدالله بن طاهر در مقابل یحیی بن عمرو بن الحسین

یحیی بن عمرو بن حسین بن زید به روزگار متوکل خلیفه قسی القلب در خراسان خروج کرد و عبدالله بن طاهر او را شکست داد. متوکل به عبدالله دستور داد تا او را به عمر بن فرج رخجی تسلیم نماید. عمر بن فرج یحیی را هجده ضربه شلاق زده و به زندان افکند. یحیی از زندان رهایی یافت و به کوفه رفت در آن‌جا به دعوت پرداخت و به نام علی بن موسی الرضا(ع) تبلیغ کرد. خلیفه عباسی محمد بن عبدالله بن طاهر را مامور کرد تا ترتیب کار او را بدهد. او نیز عمو زاده‌اش حسین بن اسماعیل را به جنگ یحیی فرستاد و یحیی علوی کشته شد. مردم کوفه بر این واقعه عزاداری کردند و گریه و فغان سر دادند.[8] محمد بن عبدالله بن طاهر که از شکست و کشتن یحیی بسیار مسرور گشته بود برای قبول تهنیت مردم نشست و عده‌ای به دیدنش آمدند و بر فتح و ظفرش تبریک و تهنیت کفتند.

محمد بن عبدالله بن طاهر به همین هم اکتفا نکرده و چون اسحاق بن جناج، رئیس شرطه یحیی در زندان وفات یافت، دستور داد تا بدون غسل و کفن و نماز میت او را به خاک سپارند و از دفن او در گورستان مسلمانان جلوگیری نمود تا با یهودان دفن شود. موکلین اسحاق نعش وی را در خرابه‌ای بردند و دیواری بر نعش وی افکندند تا زیر آوار مدفون گردد.[9] محمد بن عبدالله بن طاهر با این کارهای خود دانست که عصر طاهریان مخصوصا در عراق به زودی به پایان خواهد رسید برای همین به حرم خود رفته و خواهر و همسر و فرزندان خود را طلبید و گفت: «هر چه زودتر این شهر را ترک گوئید و به سوى خراسان سفر کنید، زیرا سر یحیى بن عمر به این شهر آمده است. تجربه شد که از این خاندان هر سرى که به خانه‌اى آورده شود خداوند نعمت و برکت را از آن خانه و خاندان سلب خواهد کرد.»[10] خاندان طاهر نیز بیدرنگ بغداد را به عزم خراسان ترک گفتند. ابراهیم بن محمد؛ علوی دیگری که به دست طاهریان به شهادت رسید.

فرزند دیگر عبدالله بن طاهر به نام طاهر بن عبدالله که پس از پدرش به امارت خراسان رسید، نیز دست خویش را به خون علوی دیگری آغشته نمود. ابراهیم بن محمد که از اعقاب علی بن ابی‌طالب(ع) و معروف به کوکبی بود با طاهر سر مخالفت نهاد. طاهر به عامل خود در قزوین دستور داد تا او را مغلوب سازد و در این جنگ کوکبی کشته شد.[11]

طاهریان و شهادت جعفر بن محمد

جعفر بن محمد بن علی بن ابی‌طالب(ع) یکی دیگر از علویانی است که گرفتار عطش فرمانروایی طاهریان گشت. وی در شهر ری بر علیه طاهر بن عبدالله خروج نمود که با عامل وی به نام عبدالله بن عزیز جنگیده و کشته شد،[12] و علویان بسیاری دیگر که توسط طاهریان شکنجه، تبعید و یا به قتل رسیده‌اند.

نتیجه

بدین ترتیب با جمع‌بندی گزارشات تاریخی به این نتیجه می‌رسیم که به احتمال فراوان خاندان طاهری ابتدا دارای گرایشات شیعی گرایانه (البته آن هم به معنای محبت به خاندان علوی) بوده، اما با گذشت زمان و احساس قدرت و جاه و مقام و هم چنین لزوم تبعیت از حکومت مرکزی و خلفای عباسی در تمایلات مذهبی خویش سست گشته و دست برداشته به تدریج محبت آل علی در ایشان از بین رفته و در مواردی بسیار دست به ظلم و تعدی نسبت به شیعیان و علویان زده‌اند. از این رو است که می‌توان قدرت اولیه این حکومت را در برخوداری اولیه افراد این خاندان مخصوصا موسس آن یعنی طاهر بن حسین از تمایلات شیعی دانست و از سوی دیگر بازماندگان طاهر رفته رفته به لهو و لعب پرداخته و از مذهب فاصله گرفته و به ظلم گرویدند. طاهریان با ظلم و تعدی خود نسبت به آل علی(ع) که بیشتر به منظور رضای خلیفه و دستگاه خلافت بغداد صورت می‌گرفت، در وضعی قرار گرفتند که مردمان آرزوی زوال ایشان را می‌نمودند و می‌توان گفت که همکاری خویش را با ایشان سست و شاید قطع کردند.

برای تائید این موضوع شایسته است که به حکایتی که مولف کتاب تاریخ نیشابور آورده است، اشاره شود: گویند روزی یعقوب لیث صفاری در اطراف بست به ساختمانی که متعلق به صالح بن بست بود وارد شد. بر دیوار این منزل که رو به ویرانی بود، دو بیت شعری یافت که چنین نوشته بود:

صاح الزمان بآل برمک صیحة خرّوا لصیحتهم على الأذقان‌

و بآل طاهر سوف یسمع صیحة غضبا یحلّ بهم من الرّحمان‌[13]

کاتب یعقوب لیث آن دو بیت را برای یعقوب ترجمه کرد که برمیکان یا صیحه زمان دگرگون شدند و چگونه بر زمین افتادند و با صیحه دیگری نیز از جانب خداوند غضبش به طاهریان خواهد رسید. یعقوب چون این معنی را شنید، گفت: خداوند ما را به این خرابه کشانید تا بر ظلم طاهریان آگاه شویم و ما را بر ایشان مسلط می‌گرداند تا مسلمانان را از شر ایشان رهایی بخشیم.[14]

مقاله

نویسنده سيد احمد موسوي
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام - دولتهای تابع حکومت اسلامی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.

پر بازدیدترین ها

No image

جنبش مازیار

No image

فضل بن سهل سرخسی

Powered by TayaCMS