دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شراكت در عقل ديگران

No image
شراكت در عقل ديگران

گفتاری پيرامون اهميت، حدود و آثار مشورت

بهره گيري از عقل ديگري يکي از توصيه هاي ديني است. هر انساني هر چند که از نظر عقلي در کمال و تماميت آن باشد، به عللي نيازمند بهره گيري از ديگران است. انسان هاي عادي نياز به مشورت با ديگران دارند تا با کمک عقول آنان، ترسيم بهتري از موضوع داشته و توانايي هاي خويش را افزايش دهند؛ انسان هاي کامل هم نيازمند مشورت هستند تا عقول ديگران را به کمال برسانند و شيوه زندگي درست در چارچوب اجتماع را بياموزانند. در مطلب حاضر پيرامون نقش و اهميت مشورت سخن گفته شده است.

    اهميت مشورت با ديگران

    نظام اجتماعي براساس همدلي و همکاري ميان افراد يک جامعه شکل مي گيرد. هر انساني مي تواند بخشي از نيازهاي خود را برآورده سازد، اما انسان به گونه اي آفريده شده که از نظر عاطفي و غير آن نيازمندهمنوعان خويش است. کمترين نياز هر انسان به همسر و جفت است؛ زيرا او همانند همه آفريده هاي الهي جفت و زوج آفريده شده است. خداوند درباره زوجيت انسان مي فرمايد: «خلق لکم من انفسکم ازواجا؛ براي شما از نفس و جنس خودتان همسر و جفت آفريد.» (روم، آيه 21) چنانکه درباره زوجيت همه چيزها نيز مي فرمايد: «و من کل شي خلقنا زوجين؛ از هرچيزي جفت و زوجي آفريديم.» (ذاريات/ آيه 49)

    انسان ها به هر علت و دليلي به يکديگر نيازمند هستند. يکي از جلوه هاي نيازمندي افراد انساني به يکديگر را مي توان در استفاده از عقل و علم ديگران دانست. هر انساني داراي عقل است؛ ولي تفاوت هايي در فعليت آن يعني تعقل وجود دارد که براساس آموزه هاي قرآني بستگي به مقدار پرهيزگاري، تقوا و عبادت انسان دارد؛ زيرا عقل انساني براساس درصد نزديکي به خداوند نورانيت و فعليت مي يابد و هر انساني در عبادت و عبوديت به خدا بيشتر تقرب جويد، نور عقل او فروزان تر مي شود.

    درباره علم نيز تفاوت ميان انسان ها مبتني بر تفاوت هاي عقلاني ميان آنان است؛ به اين معنا که هر که از نظر عقل فعال تر باشد، از علم و دانش بيشتري بهره مي برد و احاطه علمي او به موضوعات و مسائل بيشتر مي شود؛ چرا که دانش و علمي که انسان به دست مي آورد از طريق عقل کلي است. عقل کلي به گونه اي است که توانايي بهره مندي انسان از علم حصولي و حضوري را به انسان مي دهد. اين همان عقلي است که انسان با آن، خدايي مي شود.

    همين تفاوت هاي شخصيتي انسان و نيز تفاوت در نيازها موجب مي شود تا انسان ها براي برآوردن نيازهاي خود به يکديگر محتاج باشند. اين نياز به ويژه در برنامه ها و امور مهم زندگي اجتماعي بيش از پيش خود را نشان مي هد. از اين رو در اين حوزه نياز بيشتري به مشورت براي بهره گيري از عقول ديگران وجود دارد.

    حضرت اميرمومنان علي(ع) در اهميت و ارزش مشورت مي فرمايد: المشورهًْ تجلب لک صواب غيرک؛ مشورت کردن، انديشه هاي درست ديگران را براي تو کسب مي کند. (غرر الحکم آمدي، حديث 1509)

    و نيز مي فرمايد: شاور ذوي العقول، تامن الزلل و الندم؛ با خردمندان مشورت کن تا از لغزش و پشيماني درامان ماني. (همان، حديث 5755)

    خداوند در آياتي چند از جمله آيات 36 و 38 سوره شوري بر اهميت مشورت در زندگي اجتماعي انسان تاکيد مي کند و همفکري مومنان را در نظم اجتماعي آن مورد توجه قرار مي دهد.

     از نظر قرآن، مشارکت فعال امت در امور اجتماعي از فرهنگي، اجتماعي، سياسي گرفته تا امور نظامي، امري لازم و ضروري است. پيامبر(ص) با آنکه عقل فعال بود و در عقل به تماميت کمال رسيده بود، ماموريت مي يابد تا با مسلمانان در مسائل اجتماعي مشورت کند و از مشاوره آنان سود برد؛ زيرا بهره گيري از مشارکت فعال مومنان و امت در امور کشوري و جامعه از طريق مشورت موجب مي شود تا آنان ضمن افزايش همگرايي و همفکري و تقويت و رشد عقلاني، توانايي مديريت جامعه را در ابعاد کوچک تر به دست آورند.

    با مشورت اين امکان نيز فراهم مي آيد تا وضعيت جامعه سنجيده شده و روحيه افراد شناخته و مقدار درک و فهم آنان ارزيابي و در موقعيت مناسب از آنان بهره گيري شود. همچنين در صورت برخورد با مشکلات به سبب طرف مشورت قرار گرفتن، خود را بخشي از برنامه بدانند و مقاومت و استقامت نمايند تا به هدف در چارچوب طرح مورد مشورت قرار گرفته برسند.

    به هر حال، مشورت و مشاوره از مهم ترين مسائلي است که در مشارکت امت همراه امام در مديريت جامعه بسيار نقش دارد و کسي در ضرورت و اهميت آن نمي تواند ترديد روا دارد.

    همه نيازمند مشورت هستيم. امام علي(ع) در اين باره فرمود: اذا انکرت من عقلک شيئا فاقتد بر اي عاقل يزيل ما انکرته؛ هرگاه با فکر خود به جايي نرسيدي، از انديشه خردمندي که مشکل تو را حل مي کند، پيروي کن. (غرر الحکم، ح 4156»)

    امام رضا(ع) (هنگامي که در حضور او از پدر بزرگوارش سخن به ميان آمد)، فرمود: هيچ خردي با خرد آن حضرت برابري نمي کرد با اين حال گاه با يکي از غلامان سياه خود مشورت مي کرد به ايشان عرض شد: با چنين کسي مشورت مي کني؟ فرمود: چه بسا که خداوند تبارک و تعالي (نظر درست را) بر زبان او جاري کند. («مکارم الاخلاق، ج 2، ص 99»)

    پيامبر(ص) فرمود: لامظاهره اوثق من المشاوره؛ هيچ پشتيباني قابل اعتمادتر از مشورت نيست. («محاسن، ج 2، ص 435») چرا که انسان با مشورت است که به رشد مي رسد و مشکلات خود را به سادگي حل مي کند.

    اينکه بر مشورت در همه امور تاکيد مي شود از آن روست که مشورت از مصاديق دورانديشي و حزم است که بارها بر آن در زندگي فردي و اجتماعي تاکيد شده است. رسول خدا(ص) فرمود: الحزم ان تستشير ذا الراي و تطيع امره؛ دورانديشي آن است که با صاحب نظر مشورت کني و به نظر او عمل نمايي. (بحارالانوار، ج 75، ص 105)

    امام علي(ع) درباره نقش و اهميت مشاوره مي فرمايد: المشاوره راحه لک و تعب لغيرک؛ مشورت کردن، مايه راحتي تو و زحمت ديگري است. (غرر الحکم، ح 1857)

    و نيز فرمود و من مشاور الرجال ؟ في عقولها، کسي که با مردان شايسته مشورت کرد خود را در عقل ايشان شريک ساخت، (نهج البلاغه، قصص 161)

مشاوره در همه امور زندگی

    از نظر اسلام مشورت و مشاوره مي بايست در همه امور زندگي انجام گيرد؛ زيرا براي رسيدن به اهداف آفرينش و خدايي شدن، لازم است تا انسان همواره از عقل به عنوان پيامبر و راهنماي دروني در همه بخش ها و ابعاد زندگي فردي و اجتماعي بهره گيرد. بر اين اساس، بهره گيري از مشورت در همه مراحل زندگي امري لازم و ضروري است و انسان هرگز از عقل ديگران بي نياز نيست.

    مشورت که اسم مصدر از مشاوره است به معناي استخراج و استنتاج راي در امري با مراجعه کردن بعضي به بعض ديگر است. اما اصطلاح شوري به امري گفته مي شود که در آن مشاوره انجام مي گيرد. (مفردات الفاظ قرآن کريم، ص 470؛ مجمع البيان، ج 1 و 2 ص 868)

    اين واژه در قرآن در چند جا به کار رفته و حتي پيامبر(ص) ماموريت يافته است تا در امور حکومتي و سياسي امت با امت مشورت کند (آل عمران، آيه 159)

    از نظر قرآن، امت و جامعه سالم اسلامي، جامعه اي مبتني بر مشاوره و شوري است و مردم در همه کارهاي خويش از ديگران مشورت مي گيرند. (شوري، آيات 36 و 38)

    مشاوره به معناي پيوند دادن عقل هاي سليم با عقل خود و تشريک در عقل عقلاء و بهره جستن از فکر ديگران به منظور استفاده از استعداد و توانمندي عقلي و فکري ديگران براي حل مسائل و مشکلات است. کسي که اهل مشورت و مشاوره است مي کوشد با بهره گيري از تجارب ديگران امر زندگي خويش را به شکل بهتر و مناسب و آسان تري پيش برد و خود را از بسياري از مشکلات رهايي بخشد. مشاوره به معني ايجاد يک ارتباط دو طرفه است که در آن شخصي به شخص ديگر کمک مي کند تا با توجه به نيازهاي اطلاعاتي خود، تصميم درستي بگيرد و بر اساس آن تصميم، عمل کند.

    با آن که ديکتاتورها و مستبدها، گرايشي به مشورت و مشاوره ندارند، ولي حتي آنان نيز براي اينکه موافقت خود را با حکم عقلايي نشان دهند، از مشورت بهره مي گيرند. به سخن ديگر، مشاوره و مشورت گرفتن، يکي از احکام عقلايي است و خردمندان به اين حکم مي کنند که در امور زندگي به ويژه مسايل مهم از خردمندان بهره گيرند و با آنان مشورت نمايند. شبيه اين حکم عقلايي را مي توان درباره مراجعه جاهل به عالم و تقليد جاهل از عالم ديد. هرکسي مي کوشد تا به حکم عقل به خبره و کارشناس امر مراجعه کند تا کار و اقدامي به ضرر خود و ديگران انجام ندهد. مشورت نيز حکم عقلايي است.

    خداوند گزارش مي کند که اشراف فرعوني درکارهاي مهم خود با يکديگر مشورت مي کردند و حتي فرعون با همه استبداد راي و فکر به ظاهر در اين مشاوره شرکت مي کرد (قصص، آيه 20؛ اعراف، آيات 107 تا 113؛ شعرا، آيات 32 تا 38؛ طه، آيات 61 و 62)

    البته فرعون به سبب تفرعن و فرعونيت خويش، خودرا از مشورت ديگران بي نياز مي ديد و راه و روش و عقل خود را به عنوان روش برتر و الگو معرفي مي کرد (طه، آيه 20) اما در ظاهر به مشورت با همفکران و اشراف مي پرداخت.

    حاکم سبا نيز با بزرگان و درباريان مشورت مي کرد و بنا بر گزارش قرآن، اين روش هميشگي او بوده است که در امور کشوري و حکومتي به مشورت با بزرگان مي پرداخت. (نمل، ايات 23 و 32) او تا زماني که مشورت نمي کرد و از آرا ء و انظار ديگران آگاه نمي شد، در هيچ مسئله از امور کشوري و اجتماعي و نظامي و سياسي، حکم و فرمان صادر نمی‌کرد. (نمل، آيه 32)

    قرآن گزارش مي کند که کافران و مشرکان نيز براي بررسي نحوه برخورد با اسلام و مسلمانان و توطئه عليه پيامبر(ص) به مشورت با يکديگر مي پرداختند (انفال، آيه 30، مريم، آيه 73؛ اسراء، آيه 76؛ انبياء آيات 2 و 3) چرا که مشورت حکم عقلايي است و هر عاقلي به حکم عقل و سيره عقلايي بر اين است که از آراء ديگر استفاده کرده و با اين کار بر توانايي و علم و دانش خويش بيفزايد و بهتر وارد ميدان عمل شود و موفقيت را دريابد.

    خداوند از مومنان مي خواهد که در همه امور زندگي خود بر اساس اين حکم عقلايي و سيره عقلاء رفتار نمايند و در امور زندگي خويش مشورت را به عنوان يک اصل اساسي قرار دهند.

    خداوند به همسران مومن حکم مي کند تا در امور زندگي و خانوادگي از جمله از شير گرفتن کودک با يکديگر مشورت کنند و بي مشورت کاري نکنند که به ضرر کودک تمام شود. (بقره، آيه 233؛ طلاق، آيه 6)

    بنابراين، مشورت را مي بايست از خانه و خانواده و در مسايل و مشکلات خانوادگي شروع کرد و اين گونه نيست که مرد خودسرانه حکم قطعي کند و زن از وي تابعيت نمايد؛ بلکه بهترين خانواده آن است که زن و شوهر با هم مشورت کنند و راهکارهاي مناسبي را اتخاذ کنند که ضرر و زياني متوجه خودشان يا اطرافيان فرزندان نشود.

    مومنان و افراد يک جامعه که از آن به امت ياد مي شود، باشد در همه امور زندگي فردي و اجتماعي اصل مشورت را به عنوان يک اصل اساسي در زندگي خود بپذيرند و براساس آن تربيت شوند و فرزندان خود را تربيت نمايند. آموزش چگونگي استفاده از مشورت و حدود و مرزهاي آن امري است که بايد در دستور کار قرار گيرد و همه افراد جامعه بياموزند که چگونه از مشورت ديگران بهره مند شوند (شوري، آيات 36 و 38).

 

 

       ضرورت مشورت با افراد با تجربه

    مشورت با افراد شايسته و با صلاحيت شرط عقل و توصيه دين است اما بزرگان تاکيد کرده اند با افراد صاحب تجربه مشورت شود يکي از حکماء به فرزندش چنين توصيه کرد: شاور من جرب الامور فانه يعطيک من رايه ماقام عليه بالغلاء و انت تاخذه مجاناً، فرزندم! با افراد صاحب تجربه مشورت کن چون نظر و رايي که مي دهند برايشان گران تمام شده اما تو آن را مجاني به دست مي آوري.

        شرايط، حدود و مرزهای مشورت

    شرايط و مرزهاي مهمي براي مشورت است که لازم است مد نظر قرار گيرد، چرا که ناديده گرفتن اين شرايط و حدود مي تواند آسيب جدي به افراد و جامعه وارد سازد. از جمله اينکه شخص طرف مشورت مي بايست انساني امين باشد؛ زيرا کسي که امين نيست، مي تواند مساله را افشا کند و شخص يا جامعه را دچار آسيب نمايد.

    اصل مهم در مشاوره گرفتن و شرط ابتدايي، عقل است؛ زيرا انسان مي خواهد با مشورت از عقول ديگران بهره مند شده و از علم ايشان براي رسيدن به اهداف خود بهره برد. از اين رو از مشاوره با احمق برحذر داشته شده است امام صادق(ع) فرمود: لاتشاور احمق، و لاتستعن بکذاب، و لاتثق بمودهًْ ملول، فان الکذاب يقرب لک البعيد و يبعد لک القريب و الاحمق يجهد لک نفسه و لايبلغ ما تريد و الملول اوثق ما کنت به خذلک..؛ با احمق مشورت مکن و از دروغگو کمک مگير و به دوستي آدم دل مرده تکيه مکن، زيرا دروغگو دور را نزديک و نزديک را دور در نظرت جلوه مي دهد و احمق خودش را براي تو خسته مي کند اما به آنچه مي خواهي نمي رساندت و آدم دل مرده در زماني که کاملاً به او اعتماد داري، تنهايت مي گذارد و در اوج ارتباطات با او، از تو مي برد (تحف العقول، ص 316).

    خداوند در شرايط مشورت بر اين نکته تاکيد مي کند که در امور خود با مومنان مشورت کنيد. اين تاکيد از آن روست که مومن داراي خصوصياتي از جمله امانت است. بر همين پايه در آيه 38 سوره شوري بر واژه بينهم (ميان خودشان) تاکيد شده است، تا مشاوره از دايره مومنان بيرون نرود که افراد امين و درست کاري هستند.

    رسول الله فرمود: من غش المسلمين في مشورهًْ فقد برئت منه؛ هر که به مسلمانان در مشورتي خيانت کند، من از او بيزارم (عيون اخبار الرضا- ج 2، ص 66).

    کساني مي بايست به عنوان مشاوره انتخاب شوند که از نظر عقلي و علمي متعادل و متناسب باشند و اهل حسادت و دروغ و افشاگري و مانند آن نباشند، از اين روست که مشاوره با کافر و مشرک امري نادرست دانسته شده است.

    خداوند در آيه 102 سوره صافات بر اهميت مشورت و نظرخواهي از جوانان بويژه در مسايل مربوط به خودشان تاکيد مي کند. اين بدان معناست که در هر امري مي بايست خود افرادي که مربوط يا مرتبط با مسايل آنان است، طرف مشورت قرار گيرند. بنابراين، از کودکان و زنان و پيران و پسران و دختران و همچنين مناسب با رده هاي سني و علمي، به عنوان مشاوره مي توان بهره گرفت، بلکه لازم است که در برخي از مسايل به ويژه مسايل مرتبط با حوزه آنان، ايشان را طرف مشورت قرار داد.

    البته اين بدان معنا نيست که هر گاه آنان طرف مشورت قرار گرفتند لزوما بدان عمل شود؛ بلکه بهتر و متناسب تر آن است که اين گونه عمل شود مگر آنکه ايشان نسبت به مسئله توجيه شوند؛ چرا که مخالفت با موضوع اجماعي در مشورت، آثار و تبعات بدتري دارد، اما اگر طبق اجماع عمل شود، افراد خود پاي سخن و راي خود مي مانند و تاثير اشتباه و خطا در مشورت کاهش مي يابد. در حقيقت مشورت موجب کاهش هزينه ها براي شخص و جامعه است.

    نکته ديگر در مسئله مشورت اين است که در چگونگي اجراي احکام الهي مي توان به مشاوره پرداخت، اما در خود احکام الهي نمي توان مشورت کرد. (آل عمران، آيه 159) ديگر آنکه در قوانين و مقررات مي توان مشورت کرد، ولي در نهايت يکي مي بايست حکم قطعي را صادر کند و به گونه اي نشود که جامعه دچار هرج و مرج شود. از اين رو خداوند بر تصميم گيري نهايي در مسئله توسط يک شخص تاکيد دارد: (فاذا عزمت فتوکل علي الله، همان)

    کسي که براي مشورت مي آيد مي بايست امين سر او شود ودر حق او کوتاهي و قصور و تقصير نورزد. اگر مي تواند بايد به بهترين شکل مشورت دهد و حق مشورت را ادا نمايد. امام سجاد (ع) فرمود: حق مشورت کننده اين است که اگر براي راهنمايي او نظري داري، راهنمايي اش کني و اگر اطلاعي نداشته باشي او را به کسي که (در آن زمينه) آگاهي دارد، راهنمائي کني. (الخصال، ص 570) رسول خدا- (ص) نيز در اين باره فرمود: تصدقوا علي اخيکم بعلم يرشده و راي يسدده؛ با دانشي که برادر شما را راهنمايي مي کند و با نظري که راه درست را به او نشان مي دهد، به وي صدقه بدهيد. (بحار الانوار، ج 75، ص 105)

    اگر در مشورت، صادقانه عمل نکنيم آثار زشت آن نصيب خود ما نيز مي شود. رسول خدا (ص) فرمود: من استشاره اخوه المومن فلم يمحضه النصيحه سلبه الله لبه؛ هر که برادر مومنش با وي مشورت کند و او صادقانه راهنمايي اش نکند، خداوند عقلش را از او بگيرد. (بحارالانوار، ج 75، ص 104)

    امام علي (ع) فرموده است: خيانه المستسلم و المستشير من افظع الامور، واعظم الشرور، و موجب عذاب السعير؛ خيانت کردن به فرد تسليم شده و مشورت کننده، از شنيع ترين کارها و بزرگ ترين بديها است و موجب عذاب آتش افروخته مي شود. («غرر الحکم، ح 5075»)

    در مشورت بايد با کسي مشاوره کنيد که خيرخواه شما باشد و اهل حسادت و کينه و بدخواهي نباشد. رسول خدا (ص) فرمود: مشاوره العاقل الناصح رشد و يمن و توفيق من الله، فاذا اشار عليک الناصح العاقل فاياک و الخلاف، فان في ذلک العطب؛ مشورت کردن با خردمند خيرخواه، مايه هدايت و ميمنت است و توفيقي است از جانب خداوند، پس هر گاه خيرخواه خردمند، تو را راهنمايي کرد، مبادا مخالفت کني که موجب نابودي مي شود (محاسن، ج 2، ص 438)

    با راستگو و اهل صدق و صداقت مشاوره کنيد و از مشاوره با دروغگو پرهيز کنيد. امام علي (ع) فرمود: لاتستشر الکذاب، فانه کالسراب يقرب عليک البعيد ويبعد عليک القريب؛ با دروغگو مشورت مکن، چون دروغگو، مانند سراب، دور را در نظر نزديک نشان مي دهد و نزديک را دور. (غرر الحکم، ح 10351)

    امام صادق (ع) در بيان شرايط مشورت و مشاوره مي فرمايد: مشورت جز با حدود چهارگانه آن تحقق نپذيرد نخستين حد آن اين است که کسي که با او مشورت مي کني خردمند باشد، دوم اينکه آزاده و متدين باشد، سوم اينکه دوست و برادروار باشد و چهارم اينکه راز خود را به او بگويي و او به اندازه خودت از آن راز آگاه باشد، اما آن را بپوشاند و به کسي نگويد. (مکارم الاخلاق، ج 2، ص 98)

        دو نکته مهم در مشورت

    کسي که مورد مشورت قرار مي گيرد اگر در خود اهليت اين کار را مي بيند بايد هر آنچه که از تجربه و اطلاعات در آن خصوص دارد با صداقت و بي هيچ چشمداشتي در اختيار مشورت گيرنده قرار دهد. چنين کسي نبايد اين توقع را داشته باشد که مشورت گيرنده حتما به نظرات او عمل کند بلکه اين حق را براي او قائل شود که وي با استفاده از ديگر نظرات، بتواند تصميم نهايي را خودش بگيرد.

    بسيار ديده شده که مشورت دهنده پس از ارائه نظرات خود، توقع دارد که مشورت کننده حتما نظرات و راي او را اجرا کند و در غير اين صورت از دست وي دلخور مي شود.

    نکته حائز اهميت ديگر اينکه چنان که در بالااشاره رفت مشورت کننده بايد در خصوص يک موضوع يا مسئله يا امري نظرات مختلف را بشنود و با افراد شايسته مشورت کند اما در نهايت خود او بايد تصميم گير باشد. يک پدرخانواده يا يک رئيس اداره يا مسئول يک جمع بزرگ بايد از مشورت و نظرات ديگران و افراد تحت سرپرستي خود بهره ببرد و آراء مختلف را بشنود، اما آخر الامر او خود بايد تصميم نهايي را بگيرد، زيرا در غير اين صورت پراکندگي و تشتت فکري و اختلال در تصميم گيري پيش مي آيد. در اين باره خداوند به پيامبر (ص) فرمان مي دهد: و شاور هم في الامر فاذا عزمت فتوکل علي الله، اي پيامبر! در کار(ها) با آنان مشورت کن و چون تصميم گرفتي، بر خداوند توکل کن، اين بدان معني است که پيامبر (ص) نيز با آن عظمت روحي و عقلي، مامور به مشورت است اما تصميم گيري با يک نفر و آن هم شخص حضرت است.

   

            روزنامه كيهان، شماره 21043 به تاريخ 6/2/94، صفحه 6 (معارف)

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.

پر بازدیدترین ها

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʆ) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (6) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
Powered by TayaCMS