دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرآن قرن ۲۱

No image
قرآن قرن ۲۱
نویسنده: سید محمدرضا واحدی
 
خشونت سازان کتاب الهی را هدف گرفته اند
اسلام ستیزی - یا بگویید دین ستیزی - تاریخی به درازای خود اسلام و دین دارد. شیوه های گوناگون این اسلام ستیزی ،هم نشان دهنده آمادگی بدخواهان ادیان الهی برای ایجاد و دامن زدن به امواج نفرت و خشونت است و هم بیانگر رنگارنگی و تنوع این شیوه ها . از سوی دیگر این دین ستیزی ها هم به معنای مبارزه با باورهای پذیرفته دینی است و هم به معنای تخریب و جریحه دارکردن احساسات و عواطف مسلمانان و دیندارانی که درهرحال بخش بسیار قابل توجهی از شهروندان جامعه جهانی اند. ماجرای اهانت بخشی از سینمای غربی به پیامبر الهی، حضرت مسیح(ع) و در این اواخر ماجرای کاریکاتورها هنوز ماجرایی زنده است. ایلغار فرهنگی مخالفان دین و معنویت، هنوز از این دستمایه ها بسیار در آستین دارد، اما آنچه مهم است بیداری جامعه اسلامی، پاسخگویی و دفاع عالمانه و پرهیز از شیوه هایی است که آتش دین ستیزی را تیزتر می کند. ماجرای « قرآن قرن ۲۱» یکی دیگر از این شاهکارهاست. دامن زنندگان به خشونت این بار کتاب الهی مسلمانان را هدف گرفته اند.
«به امت عربی به طور خاص و به جهان اسلام به طور عام... سلام بر شما و رحمت خدای قادر بر همه چیز... اشتیاق به ایمان خالص، صلح درونی، آزادی روح حیات جاودان در ژرفای نفس بشری قرار دارد. ما با تکیه به خدای تنهای یگانه امید داریم که خوانندگان و شنوندگان، راه رسیدن به آن اشتیاق را از طریق« الفرقان الحق»بیابند...»
این بخشی از مقدمه کتابی است که خبر آن را از مدت ها پیش از گوشه و کنار می شنیدیم و در سایت های خبری می خواندیم. این خبر که بوی شکل گیری و طراحی توطئه ای جدید و خطرناک بر ضد اسلام و مسلمانان می داد این بود که در لس آنجلس آمریکا کتابی در حال تدوین و شکل گیری است که تحت عنوان «قرآن قرن ۲۱» معرفی شده است.
متأسفانه این خبر، شکل واقعی به خود گرفت و بالاخره کتاب مزبور، با چاپی نفیس و گرانقیمت به نام «الفرقان الحق» در ۳۶۶ صفحه و ۷۷ سوره (!) و به زبان های عربی و انگلیسی، توسط دو شرکت انتشاراتی آمریکایی omega ۲۰۰۱ و win press چاپ و توزیع شد.
ماجرا از سال ۱۹۹۹ با انتشار چهار سوره جعلی شبیه سوره های قرآن کریم در اینترنت آغاز و به اینجا ختم شد که کتاب مزبور به تقلید از شیوه و اسلوب قرآن کریم و با استفاده از کلمات و آیات آن و حتی با رسم الخط قرآنی عرضه شود.
به نظر می رسد فراهم آورندگان این کتاب هنوز در مرحله آزمایش هستند و شرایط فعلی را برای ورود گسترده و توزیع بی محابای آن در کشورهای اسلامی مناسب نمی بینند. اما در کتابخانه های بزرگ و مشهور دنیای عرب، باشگاه های تفریحی و ورزشی، مراکز آموزشی و فنی و در بعضی از کشورهای عربی- از جمله کویت- و البته در سطح مدارس خارجی که دانش آموزان مسلمانان کشور میزبان در آن تحصیل می کنند، به شکل گسترده ای تبلیغ و توزیع شده است.
الفرقان الحق
اینک به ساختار کلی کتاب نگاهی می اندازیم و سپس به ذکر نمونه هایی می پردازم.
انتخاب این اسم یعنی «الفرقان الحق» خود، بهترین دلیل بر سوء نیت و پلیدی طراحان و نویسندگان آن دارد؛ زیرا می دانیم که فرقان یکی از نام های قرآن است و اضافه کردن صفت «الحق» به فرقان و اطلاق آن بر دست نوشته های ناپاک خویش، بدان معنی است که قرآن مسلمانان- معاذ الله- فرقان باطل است و فرقان حق چیزی است که اینان ارائه کرده اند.
در ادامه نام سوره های ۷۷ گانه این کتاب را مرور می کنیم؛
الفاتحه- المحبه- النور- السلام- الایمان- الحق- التوحید- المسیح- الصلیب- الروح- الفرقان الحق- التالوث- الموعظه- الحواریین- الاعجاز- القدر- المارقین- المومنین- التوبه- الصلاح- الطهر- الغرانیق- العطاء- النساء _ الزواج- الطلاق- الزنا- المائده- المعجزات- المنافقین- القتل- الجزیه-الافک- الضالین- الاخاء- الصیام- الکنز- الانبیاء- الرعاه- الانجیل- المشرکین- الحکم- الوعید- الکبائر- الاضحی- الاساطیر- الجنه- المحرضین- البهتان- الیسر-الفقراء- الوحی- المهتدین- الطویی-الاولیاء- اقرأ- الکافرین- الخاتم-الاصرار-التنزیل- التحریف- العالمین- الالاء- المحاجه- المیزان- القبس- الاسماء-الشهید
مشاهده می شود که نام بعضی از این سوره ها، همان نام سوره های قرآن کریم و تعدادی دیگر نام های من درآوردی است.
بعد از دیدن فهرست و نام سوره ها اولین چیزی که توجه همگان را جلب می کند کیفیت ذکر خدا و آغاز کردن با نام اوست که براساس معارف مسیحی چنین آمده است:« بسم الاب الکلمه الروح الاله الواحد الاوحد...»
اکنون به طور خلاصه و با انتخابی کاملاً  اتفاقی، در نمونه هایی از آیات شیطانی آن دقت می کنیم. این جملات که از ناحیه خدایان صهیونیست مؤلف مسیحی به وی وحی شده است، آن قدر واضح و گویاست که به هیچ توضیحی نیاز ندارد.
هر خواننده ای حتی با سطح متوسطی از معلومات، با دیدن این آیات(!) پی می برد که چگونه تلاش کرده اند از زبان خدای متعال و در قالب وحی و به شیوه قرآن _ البته به گمان عمل ناقص و زعم باطل خود- نه تنها فروع که حتی اصول دین مبین اسلام را دچار تحریف و دگرگونی می کنند.
با یادآوری این نکته که چون خواسته ایم عین نوشته آنها را منتقل کنیم، پیشاپیش از این که نام این اراجیف را با واژه  مقدس آیه و سوره، به کار می بریم از درگاه خداوند متعال، رسول گرامی اسلام(ص) ، ائمه اطهار علیهم صلوات الله، قرآن کریم و بالاخره همه خوانندگان غیرتمند پوزش می طلبیم.
آیه هایی از سوره«السلام»
- والذین اشتروا الضلاله وأکرهوا عبادنا بالسیف لیکفروا بالحق و یؤمنوا بالباطل اولئک هم اعداءالدین القیم و اعداء عبادنا المؤمنین
یعنی: و کسانی که گمراهی را انتخاب و بندگان ما را با زور شمشیر وادار کرده اند که به حق کفر ورزند و به باطل ایمان آورند. اینان دشمنان دین قیم و دشمنان بندگان مؤمن ما هستند.
- یا ایها الناس لقد کنتم امواتاً  فاحییناکم بکلمه الانجیل الحق... ثم نحییکم بنور الفرقان الحق.
یعنی: ای مردم!  شما مرده بودید و ما با کلمه انجیل حق شما را حیات بخشیدیم... و اکنون نیز شما را به وسیله نور الفرقان الحق زنده می گردانیم.
- لقد افتریتم علینا کذبا بانا حرمنا القتال فی الشهر الحرام ثم نسخنا ما حرمنا فقتلنا فیه قتالاً  کبیر!
یعنی: به درستی که به دروغ به ما نسبت داده اید که ما جنگ را در ماههای حرام، حرام دانسته بعداً  آن را نسخ کرده ایم، ما جنگ بزرگ را در این ماهها حلال نموده ایم.
آیه ای از سوره «التوحید»
- و ما کان لکم ان تجادلو عبادنا المؤمنین فی ایمانهم و تکفروهم بکفرکم فسواء تجلینا واحدا او ثلاثه او تسعه و تسعین فلاتقولو ما لیس لکم به من علم و انا اعلم من ضل عن السبیل
یعنی: شما حق ندارید که درباره ایمان بندگان مؤمن ما با آنان مجادله کنید و آنان را کافر شمارید. تجلی ما چه یگانه باشد و چه سه گانه یا نودونه گانه، آنچه را آگاهی ندارید،  نگوئید و من می دانم که چه کسی از راه گمراه شده است.
آیه ای از سوره «الصلیب»
انما صلبوا عیسی المسیح ابن مریم جسدا بشرا سویا و قتلوه یقینا
یعنی: به درستی که عیسی بن مریم را که بشر بود، به صلیب کشیدند و به یقین او را کشتند.
روایات بسیاری وجود دارد که در جهت مخدوش جلوه دادن دین اسلام و شخصیت پیامبر اکرم و اولیای راستین الهی، توسط یهودیان مغرض ساخته و پرداخته شده و در کتاب های اسلامی وارد شده است. این مسئله آنقدر حائز اهمیت است که در حدیث شناسی اسلامی، مبحث «اسرائیلیات» برای شناخت این قبیل روایات و راویان آنها جایگاه ویژه ای دارد
 آیه هایی از سوره «التالوث»
و شهدالمؤمنون من عبادنا بانا تجلینا لهم بمظاهر ثلاثه الا ان لنا المظاهر و التجلیات جمیعاً واتخذونا بالایمان ابا و شهدونا ابنا رحمانا و عرفونا روحا رحیما فما ظلموا انفسهم و لاکانوا مشرکین
یعنی: و مؤمنان از بندگان ما شاهد بوده اند که ما برآنان با مظاهر سه گانه تجلی کردیم به درستی که همه مظاهر و تجلیات از آن ماست. آنان ما را به خاطر ایمانشان پدر یافتند و پسری رحمان دیدند و روحی رحیم شناختند. اینان با این باورها نه ظلم کرده اند و نه مشرک شده اند.
- ان اهل الضلال من عبادنا اشرکوا بنا شرکا عظیماً فجعلونا تسعه و تسعین شریکا بصفات متضاربه و اسماء الانس و الجن یدعوننی بها و ما انزلنا بها من سلطان. وافتروا علینا کذبا بانا الجبار المنتقم المهلک المتکبر المذل، وحاشا لنا ان نتصف بافک المفترین ونزهنا عما یصفون
یعنی: به درستی که گمراهان از بندگان ما شرک بزرگی به ما ورزیدند که برایمان نود و نه شریک با ویژگی های متضاد و نام های انس و جن قرار دادند تا ما را با آن نام ها بخوانند. چیزی که ما دلیلی برایش نازل نکرده ایم. اینکه ما را جبار، منتقم، مهلک، متکبر، مذل می دانند بر ما دروغ بسته اند و دور از ما باد که با صفت هایی که مفتریان می گویند، متصف شویم و پاکیم از توصیف آنان .
 آیه ای از سوره «الموعظه»
وزعمتم بانا قلنا قاتلوا فی سبیل الله و حرضوا المؤمنین علی القتال و ما کان القتال سبیلنا و ما کنا لنحرض المؤمنین علی القتال ان ذلک الا تحریض شیطان رجیم لقوم المجرمین
یعنی: و گمان کردی که ما گفته ایم در راه خدا بجنگید و مؤمنان را به جنگ تشویق کنید ولی جنگ، راه ما نیست و ما هرگز مؤمنان را بر جنگ تشویق نکرده ایم. به درستی که این کار چیزی جز تحریک گروه مجرمان توسط شیطان رجیم نیست.
 آیه‌ای از سوره «المسیح»
وزعتم بان الانجیل محرف بعضه فنبذتم جله وراء ظهورکم .. وقلتم آمنا بالله و بما اوتی عیسی من ربه، ثم تلوتم منکرین.. و من یبتغ غیر ملتنا دینا فلن یقبل منه.. و هذا قول المنافقین
یعنی: گمان کرده اید که بخشی از انجیل دچار تحریف شده است پس بیشتر آن را پشت سرانداختید و... و گفتید ما به خداوند و آنچه عیسی از جانب او آورده است ایمان آوردیم ولی آن را انکار کردید ... و هر کس غیر از راه و رسم ما دینی انتخاب کند از او پذیرفته نخواهد شد و این گفته منافقان است.
 نویسنده کتاب
در بعضی از این نوشته ها، این کتاب بی ارزش را تألیف دو نفر به نام های «الصفی» و «المهدی» دانسته اند. اما در مقدمه آن که به امضای این دو نفر نوشته شده است، خود را به عنوان اعضای هیأت امنای ناظر بر تدوین تهیه و انتشار، معرفی کرده اند.
بعضی از محققان عرب به نقل از پایگاه اینترنتی...، که به تبلیغ و فروش این کتاب پرداخته است، نویسنده آن را فردی به نام دکتر «انیس شاروش» anis shorrosh معرفی می کند.
نویسندگان دیگری، دکتر انیس شاروش را همان المهدی می شناسد که کتاب را به انگلیسی برگردان کرده است.
اما از «الصفی» که اولین نام امضاکننده مقدمه است، چندان خبری در دسترس نیست. جالب این است که «ولید رباح» رئیس تحریریه نشریه صوت العروبه که در آمریکا منتشر می شود، امضای مقدمه کتاب را چنین می نویسد: ... به الصفی وحی شده است... المهدی آن را ترجمه کرده است.
بنابراین احتمال می رود که نسخه ای که وی ملاحظه نموده جزو نسخه های اول کتاب مزبور باشد که چنین امضا شده و بعدها در اصلاح یا تجدیدنظر و یا به خاطر هراس جدی از واکنش مسلمانان و حتی غیرمسلمانان، به عنوان ناظران بر تدوین تهیه و انتشار امضا شده باشد.
به نظر می رسد که «الصفی» به معنای «برگزیده» نام یک شخصیت فرضی است که تنها برای رد گم کردن و در عین حال جنبه قداست دادن به کتاب باشد، دیگر اینکه «المهدی» نیز شخصی واقعی و همان دکتر انیس شاروش باشد که هم نویسنده متن عربی و هم مترجم آن به انگلیسی باشد.
نکته ای که دخالت دکتر انیس شاروش را تأیید می کند و نشان می دهد که او همان «المهدی» است، مطلبی است که در پایگاه اینترنتی usinfo به صراحت او را مترجم کتاب معرفی می کند و به نقل نظرات او و اهداف این کار می پردازد.
سایت islam in focuse که احتمالا متعلق به خود اوست، نیز می نویسد: وی سه سال قبل به همراه همسرش، کتاب الفرقان الحق را از عربی به انگلیسی برگردان کرد. همان چیزی که امروز به نام the true furqan شناخته می شود.
به هر حال، مدت هاست که این فرد در رسانه های گوناگون به تبلیغ «الفرقان الحق» و برپایی کنفرانس های مختلف به ترویج آن می پردازد و از مسلمانان می خواهد که بدان اعتماد کنند و آن را جایگزین قرآن کریم نمایند.
دکتر انیس شاروش در فلسطین به دنیا آمد و پدرش توسط ارتش یهود کشته شد، او ابتدا در اردن و سپس در کشورهای عربی به تحصیل و در عین حال، فعالیت تبشیری پرداخت و برای تبلیغ مسیحیت به ۷۶ کشور در سراسر دنیا سفر کرد. ازسال ۱۹۹۵ در نیوزلند، انگلیس و پرتغال بسر برد. پیش از آن نیز در سرزمین های اشغالی در خدمت یهودیان بود و به آنان در کنشت اورشلیم Jerusalem Baptist خدمت کرد.
وی در دهه ۸۰ کتابی تحت عنوان islam reveled: a christlan arabics view of islam منتشر ساخت و در آن، اسلام را دارای ایده های نادرست و روح خشونت دانست، از جمله اینکه از هر پنج قتل که در جهان اتفاق می افتد، یک نفر به خاطر دیدگاه های اسلامی کشته می شود.
دهمین کتاب وی در آگوست ۲۰۰۴ با عنوان «اسلام، خطر یا چالش» منتشر شد، اواسلام را دین رعب و خشونت خوانده که به جنگ و خونریزی دعوت می کند و اضافه کرده است که منشأ همه این دیدگاه ها اسلام است.به خاطر همین اعتقاد، به مسلمانان سفارش کرده است که قرآن دروغینش را جایگزین قرآن رایج بین خویش نمایند.
دکتر انیس شاروش ابتدا چهارده سوره جعل و در پایگاه اینترنتی AMRICAONLINE.COM منتشر کرد و سپس بعد از یکسال، کتابی کامل با نام «الفرقان الحق» شامل ۷۷ سوره جعلی تألیف و در دسترس همگان گذارد.
او در کنفرانسی که دو روز بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر در دانشگاه هوستن برگزار کرد به دولت آمریکا پیشنهاد کرد که به منظور جلوگیری از نفوذ تروریزم همه مسلمانان را از آمریکا اخراج نماید و اضافه کرد که باید همگی مسلمانان را به خاورمیانه منتقل و سپس به وسیله بمب اتم همه منطقه را نابود ساخت.
این سخنرانی باعث شد که رئیس دانشگاه مزبور، در روزنامه وابسته به دانشگاه از سخنان او اظهار تأسف و معذرت خواهی کند.
ریشه یابی
پیش از آنکه به جزئیات بیشتر و تحلیلی جامع تر از این توطئه احمقانه بپردازیم لازم است این نکته بیان شود که قرآن در جای جای خود، به افشای انواع این توطئه ها و شیوه ها پرداخته است. اما در این میان، عمده ترین و آخرین راه حل مخالفان را ابتدا کشتار، جنگ، ترور و سپس تحریف حقایق می شمارد.
جالب است که قرآن کریم این دو شیوه، یعنی کشتار و تحریف را بیش از همه به بنی اسرائیل نسبت می دهد؛ چنان که گویی اینان حرفه ای ترین و کارآزموده ترین دشمنان در این نوع ستیزه جویی ها بوده اند.
قرآن کریم در بیان شیوه اول یعنی خونریزی و قتل پیامبران خدا و پیروانشان، درباره بنی اسرائیل می فرماید:
... وضربت علیهم الذله و المسکنه و باؤوا بغضب من الله ذلک بأنهم کانوا یکفرون بآیات الله و یقتلون النبیین بغیرحق ذالک بما عصوا وکانو یعتدون[1]
یعنی؛ برآنان خواری و ذلت مقرر گردید و به خشم خداوند گرفتار آمدند. زیرا به آیات خدا کفر می ورزیدند و پیامبران را به ناحق می کشتند. این به خاطر آن بود که نافرمانی کردند و ستمکاری پیشه می ساختند.
اما شیوه دوم وخطرناک تری را که قرآن بدان توجه می دهد و پرده از آن برمی دارد، موضوع تحریف، واژگون کردن حقایق و آمیختن حق و باطل است.
شیوه ای که دین خدا و حقایق ربانی چنان با باطل و اهوای شیطانی درهم می آمیخت که دیگر جز پوسته ای از دین حقیقی باقی نمی ماند و در نتیجه، خدای متعال برای هدایت مردم، از نو رسولی جدید و آئینی جدید به سوی مردم روانه می کرد.
یا ایها الرسول لایحزنک الذین یسرعون فی الکفر من الذین قالوا آمنا بأفواهم و لم تؤمن قلوبهم ومن الذین هادوا سماعون للکذب سماعون لقوم آخرین لم یأتوک یحرفون الکلم من بعد مواضعه...[2]
یعنی: ای پیامبر تو را غمگین نکند- رفتار- آنان که به سوی کفر می شتابند و گروهی که به زبان گفتند ایمان آوردیم ولی دلهایشان ایمان نیاورده است و همین طور یهودیان که سخن دروغ و سخن کسانی که نزد تو نیامده اند (ایمان نیاورده اند) را گوش می دهند که کلام خدا را پس از استقرار آن، تحریف و تبدیل می کنند...
روایات بسیاری وجود دارد که در جهت مخدوش جلوه دادن دین اسلام و شخصیت پیامبر اکرم و اولیای راستین الهی، توسط یهودیان مغرض ساخته و پرداخته شده و در کتاب های اسلامی وارد شده است. این مسئله آنقدر حائز اهمیت است که در حدیث شناسی اسلامی، مبحث «اسرائیلیات» برای شناخت این قبیل روایات و راویان آنها جایگاه ویژه ای دارد.
بنابراین همان طور که پیشتر نیز گفتم با توجه به سابقه دیرینه بنی اسرائیل در انواع فتنه های نظامی و فرهنگی در طول تاریخ ادیان الهی، دست داشتن اینان در ماجرای «الفرقان الحق» نیازی به توضیح و استدلال ندارد. با این حال، غیرمنطقی نیست که رد پای اسرائیلیان و لابی های صهیونیستی را در طراحی و تدوین این کتاب جست وجو کنیم و دلایل آنها را که بسیار روشن است، مرور نمائیم.
یک سؤال
در آیات و سوره های این کتاب چنین وانمود شده است که آخرین کتاب آسمانی انجیل بوده و اینک این کتاب آسمانی «الفرقان الحق» است که تداوم همان حرکت انجیل و رسالت الهی حضرت عیسی مسیح علیه السلام است و چیزی به نام قرآن کریم- معاذالله- دروغ محض بوده و حاصل ادعاها و القائات شیطان بر پیامبر اسلام (ص) است.
اینجا این سؤال به ذهن می رسد که اگر چنین است، پس چرا ما این حرکت مسیحی را یک توطئه سیاسی می دانیم و آن را به صهیونیسم نسبت می دهیم؟
پاسخ بسیار روشن است و دلایل آشکار زیر، نشان دهنده آن است که این اقدام یک حرکت دینی و مسیحی نیست و تنها با اندیشه ها و اهداف سیاسی، مسیحیت را به عنوان یک ابزار در اختیار و به کار گرفته است.
الف- هدف از این کار تبلیغ دینی خاص نبوده است که بگویم چرا یهودیان، مسیحیت را مطرح کرده اند؟ اگر هدف، تبلیغ دین یهود بود و مثلاً تورات مطرح می شد و آموزه های تلمودی محور کار قرار می گرفت، به شکست حتمی منجر می شد. زیرا این کار به معنای انکار مسیحیت بود و باعث می شد که جهان مسیحیت نیز روبه روی آن قرار گیرد و با آن مقابله کند. این در حالی است که آنان فعلاً با مسیحیت مشکلی ندارند؛ زیرا بخش اعظمی از آن در اختیار خودشان است و بخش دیگر که در اختیارشان نیست، سر در لاک خود برده است و با منافع صهیونیزم جهانی در به انحصار در آوردن ثروت و قدرت مطلق نزد خود و در نهایت تشکیل امپراتوری جهانی یهود، تضاد و تقابلی ندارد.
ب- مسلمانان از نظر عاطفی نسبت به مسیحیان، احساس علاقه و صمیمیت بیشتری دارند تا صهیونیست ها و حتی از نظر اعتقادی نیز... البته این دیدگاه مربوط به دوران فعلی نیست و تاریخ آن به صدر اسلام باز می گردد و در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است.
بنابر این از نظر توطئه سازان، احتمال تأثیر معارف مسیحی و کلمات آنان در مسلمانان یا حداقل سکوت آنان بیشتر است. در حالی که اگر چنین حرکتی با پشتوانه نام صهیونیست صورت می گرفت، واکنش تندتر و فعال تر مسلمانان را در پی می داشت.
 سخن آخر
گفتنی است که غالب کشورهای اسلامی با بی تفاوتی از کنار این موضوع گذشته و نسبت به آن حساسیتی به خرج نداده اند. شاید این بی تفاوتی یا عدم حساسیت، به خاطر بی اهمیت انگاشتن و اطمینان به بی تأثیر بودن آن باشد که خدای متعال در باره قرآن کریم فرمود: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»[3] و شاید به خاطر پرهیز از حساس کردن دیگرانی که از آن اطلاعی ندارند باشد که مبادا هرگونه واکنشی، موجب توجه بیشتر مردم و ترویج ناخواسته آن باشد.
اما آیا جای این سؤال وجود ندارد که اگر نماد ملی یکی از این کشورها و یا نقشه جغرافیایی آن و... در یک گوشه جهان- حتی توسط مؤسسه های غیررسمی و غیردولتی- مورد خدشه قرار می گرفت، چنین سکوتی روا شمرده می شد؟ اگر یک نشریه محلی در دور دست ترین نقاط عالم به یکی از مقامات این کشورها توهین می کرد، آیا باز هم موضوع به همین راحتی مسکوت می ماند؟
آیا اطمینان به وعده خدا مبنی بر حراست و پاسداری از قرآن کریم، می تواند توجیه گر سکوت مسلمانان باشد؟
جدای از موضع گیری سیاسی که ضرورت روابط دیپلماسی کشورهای اسلامی است، اگر متفکران و اندیشمندان جوامع اسلامی به این بهانه ها سکوت پیشه کنند و به راحتی از آن بگذرند و نسبت به حلاجی، تحلیل و رد کردن مبانی فکری دشمنان تلاش نکنند، چه اطمینانی وجود دارد که مردم و به ویژه غالب نسل جوان- به عنوان جست وجوگران هویتی جدید- با هر نسیمی به این سو و آن سو متمایل نشوند؟
نه تنها ما بلکه طراحان این افسانه نیز باور دارند که با این کار، نه می توانند اصل قرآن کریم را دستخوش تغییر و تحریف کنند و نه بر اندیشه و اعتقادات مسلمانان تأثیری مطلوب بگذارند .
اما یکی از عمده ترین هراس های آنان در کنار دغدغه هایی که از ناحیه مسلمانان فعلی دارند، موج شدید اسلام خواهی و گرایش غیرمسلمانان و پیروان مکاتب فکری دیگر به اسلام است.


 سوره بقره آیه۶۱..[1]
 سوره مائده آیه ۴۱.[2]
 سوره حجر آیه ۹.[3]

 

Powered by TayaCMS

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

تفسیر کتاب مقدس

تفسیر کتاب مقدس

سال‌ها پیش، وقتی نخستین چاپ کتاب مقدس منتشر شد، گفتن چیزی درباره دوران معاصر و پیش‌بینی‌هایی درباره آینده بسیار آسان‌تر از امروزه به‌نظر می‌رسید.

پر بازدیدترین ها

No image

یهود در عصر پیامبر

تفسیر کتاب مقدس

تفسیر کتاب مقدس

سال‌ها پیش، وقتی نخستین چاپ کتاب مقدس منتشر شد، گفتن چیزی درباره دوران معاصر و پیش‌بینی‌هایی درباره آینده بسیار آسان‌تر از امروزه به‌نظر می‌رسید.
Powered by TayaCMS