دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رویکرد ایرانیان در مواجهه با اسلام و مسلمین

No image
رویکرد ایرانیان در مواجهه با اسلام و مسلمین

كلمات كليدي : اسلام، مسلمانان، عرب، شيعه، جامعه ايراني، ساسانيان

نویسنده : منيره شريعت جو

چکیده:

  ظهور آیین اسلام در شبه جزیره عربستان و گسترش آن به سایر نقاط جهان یکی از تحول سازترین رویدادهای زندگی بشری است که در طول تاریخ رخ داده است. میزان نقش عرب [که در زمان پیش از ظهور اسلام به لحاظ فرهنگی در سطح نازلی قرار گرفته بود] در انتقال آیین اسلام به سایر نقاط جهان از جمله ایران [سلسله ساسانی به همراه امپراطوری روم به عنوان یکی از دو قطب قدرتمند جهان آن روز به شمار می رفت] و همچنین موارد دیگر باعث پیدایش آرای مثبت و منفی چندی همچون پیدایش تمدن اسلامی... و یا دین شمشیر بودن اسلام و از بین بردن تمدن ایرانی توسط عرب و... گردیده است که البته این نظرات از سوی محققین ایرانی و غیرایرانی اعم از مسلمان و غیرمسلمان مورد نقد واقع شده است. در این مقاله سعی بر این است که چگونگی راهیابی اسلام به ایران و عکس العمل ایرانیان در برابر آیین اسلام و مسلمانان عرب، با توجه به ابعاد مختلف مسأله از سه منظر اسلام، مسلمانان و ایرانیان بررسی گردد.

الف) اسلام

  بشر جهت رفع نیازهای خود ناگزیر از پذیرفتن قوانین و مقرراتی است که روش زندگی وی را تشکیل دهد. لذا مردم به تناسب نوع شناخت خویش، مادیات صرف، امور مافوق طبیعت و یا ایمان به خدا و معاد را پایه اعتقادات خود ساخته اند. مجموع این اعتقادات و مقررات که هر کس متناسب با آن روشی را در زندگی برمی گزیند دین نامیده می شود. قرآن کریم نیز دینی را که به سوی آن دعوت می کند از این جهت که برنامه کلی آن تسلیم شدن انسان نسبت به خدای یگانه است را اسلام خوانده[1] و حضرت محمد(ص) را خاتم النبیین[2]و به تبع، دین وی را کامل‌ترین می‌داند. از نظر مسلمانان قرآن کریم یگانه مرجع دریافت اسلام است و سایر موارد همچون ظواهر دینی- که سخن معصومین شامل آن می‌گردد- و حجت عقلی و درک معنوی از راه اخلاص و بندگی تنها با تأیید قرآن مشروعیت می یابد.[3]

  آغاز دعوت اسلامی هر چند در مکه و در بین عرب بود، لیکن این آیین طبق آموزه های قرآنی دارای ویژگی هایی است:

1) جهان‌شمول بودن دین اسلام، ضمن پذیرش تفاوت هایی که بین ملت ها و اقوام گوناگون وجود دارد: «این قرآن چیزى جز تذکّرى براى جهانیان نیست‌[4]»؛ «و ما تو را جز براى همه مردم نفرستادیم تا (آن ها را به پاداش هاى الهى) بشارت دهى و (از عذاب او) بترسانى ولى بیشتر مردم نمى‌دانند[5]»؛ «اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست) گرامى‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است![6]»

2) عدم اجبار نمودن افراد در پذیرفتن دین خاص، یکی از اصول اصلی دعوت اسلامی است. منتها نتیجه انتخاب کسانی که به خدا ایمان بیاورند گام نهادن در صراط مستقیم و روش صحیح زندگی خواهد بود و کسانی که کفر ورزیده و ایمان نیاورند منحرف شدن از مسیر  درست زندگی است.[7] هر چند دین نباید به افراد تحمیل شود، لیکن باید توجه نمود که بسیاری از عقاید مبنای فکری نداشته و ریشه در عاطفه، تعصب یا ... دارند، لذا آزادی به معنای رفع مانع از فعالیت یک قوه فعال و پیشرو است و آزادی در هرگونه عقیده و لو بدون مبنای فکری معنا نداشته و نوعی رکود و جمود می‌باشد. پذیرفتن عقیده صحیح توحیدی نیز از حقوق اولیه انسان ها به شمار می رود.[8]

3) در پی این طرز تفکر اسلام، جنگ به معنای تجاوز با اهداف دنیوی، همچون گسترش قلمرو و کسب ثروت، مذموم شمرده شده است، اما چنانچه جنبه دفاع شخصی و عمومی به خود بگیرد امری ضروری است. مصلحت انسانیت و توحید، دفاع و جنگ را به منظور آزادی دعوت و رفع مانع از تبلیغ ایمان و توحید، بدان شرط که به سایر حقوق انسانی افراد تجاوز نگردد، امری دفاعی در حوزه حریم انسانیت می داند. پس از رفع مانع تبلیغ دین، از آن جا که افراد را در پذیرش توحید دین نمی توان اجبار نمود در صورت اسلام نیاوردن می‌توان با اهل کتاب در قبال پرداخت جزیه (که در قبال خدمتی است که دولت اسلامی برای آنها انجام می دهد) صلح نمود. (صلح برخلاف تسلیم است که در آن نوعی ذلت و خواری وجود دارد.)[9]

  به گفته شهید مطهری تنها اسلام نبوده که از سرزمین خود فراتر رفت بلکه مسیحیت و سایر ادیان و مسلک ها گاه در محل پیدایش خود مورد استقبال قرار نگرفته و در جاهای دیگر گسترش یافتند، همچون مسیحیت که در فلسطین به وجود آمد و امروزه اکثر مردم اروپا و آمریکا مسیحی هستند.[10]

ب) جامعه مسلمان عرب

  عملکرد حضرت محمد(ص) و معصومین(ع)، به لحاظ تأیید قرآن، یکی از مبانی شناخت اسلام می باشد.[11] پس از رحلت رسول اکرم(ص) دو جریان در جامعه شکل گرفت. جریان اول موسوم به شیعه، معتقد است علاوه بر مرجعیت دینی که در درجه اول اهمیت است و هدف آن روشن شدن تعالیم اسلام و فرهنگ دینی می باشد، حکومت دینی نیز که در راستای جریان یافتن آن هدف در جامعه است باید در دست کسانی باشد که عصمت و مصونیت خدایی داشته (انتخاب با نص جلی و یا خفی)، در غیر این صورت جامعه همواره با خطر انحراف و تحریف روبرو می باشد.[12] و جریان دوم معروف به اهل سنت که  با جریان سقیفه بنی ساعده آغاز گشت، استقرار حاکم در نظام سیاسی خلافت با استناد به عمل صحابه را با سه شیوه انتخاب اهل حل و عقد، عهد و نصب از جانب خلیفه پیشین(استخلاف) و زور و غلبه می داند.[13]

  در یک جمع بندی کلی سیر آشناسازی مردم سایر مناطق با اسلام را می توان از دو طریق دانست:

1) تبلیغی: آشنایی با مفاهیم و اصول اسلامی از طریق نامه های ارسالی رسول اکرم(ص) به سران کشورها و رؤسای قبایل،[14] مسلمانان مهاجر و... .[15]

2) فتوحات: پیشروی در خاک ایران از زمان ابوبکر آغاز شده و در زمان عثمان، حدود 20 سال، کل ایران به جز طبرستان که در سده سوم با دعوت علویان به اسلام گرویدند به تصرف مسلمانان درآمد. دعوت به اسلام، باقی ماندن بر آیین پیشین به شرط پرداخت جزیه و یا جنگ، سه گزینه ای بود که مردم سرزمین های تصرف شده می‌توانستند انتخاب نمایند. [16]

ج) ایرانیان در مواجهه با اسلام و مسلمانان

  جامعه طبقاتی ایران که شامل دربار سلطنتی، اشراف و امرای سپاه ساسانی؛ حکام، امرای محلی و دهقانان؛ کشاورزان و رعایا؛ دبیران و مستوفیان؛ بازرگانان و تجار؛کارگران و توده های فرودست شهری؛ مغان و روحانیون زرتشتی می شد در مواجهه با اسلام و فتوحات مسلمین عکس العمل های متفاوتی از خود نشان دادند.[17]

- آشنایی اولیه ایرانیان با اسلام، بوسیله ارسال نامه تبلیغی حضرت محمد(ص)، طی دعوت سران در سال ششم هجری به اسلام بود که با عدم پذیرش خسرو پرویز پادشاه وقت ایران و صادر نمودن دستور دستگیری پیامبر(ص) توسط باذان، کارگزار ایرانی وی در یمن روبرو شد. لیکن با پیشگویی مرگ خسرو پرویز توسط پیامبر(ص) و صحت آن، باذان و گروهی از ایرانیان ساکن یمن به اسلام گرویدند. باذان و سپس فرزندش توسط پیامبر(ص) بر حکومت یمن ابقا شده[18] و در جریان ارتداد أسود عنسی (از مدعیان نبوت) کمک شایانی به حکومت اسلامی مدینه نمودند.[19] اسلام ایرانیان ساکن بحرین نمونه ای دیگر از این مورد می باشد.[20] اسلام انفرادی ایرانیان همچون سلمان، پیش از فتوحات نیز دیده می‌شود. [21]

- با نابودی خاندان بنی لخم در حیره توسط دولت ساسانی در زمان خسروپرویز، سد حائل میان ایرانیان و اعراب از بین رفت. از سوی دیگر با شکست ایرانیان از اعراب مرزی در جنگ ذی قار (که عده ای سال وقوع آن را در چهل سالگی پیامبر(ص) و حضور در مکه و برخی مصادف با دوران پس از هجرت رسول اکرم(ص) به مدینه می دانند) زمینه برای فتوحات فراهم گردید.[22] پیروزی مسلمانان در جنگ نهاوند[23] در سال 19 یا 21قمری نقطه عطفی در فتوحات مسلمین گشت. برخی مناطق همچون فارس، جبال، طبرستان و ... به شدت از خود مقاومت نشان دادند و برخی از شهرها همچون خراسان به صلح گشوده شد، هرچند برخی شهرها همچون همدان پس از فتح شورش می‌نمودند اما در پی آن با صلح یا جنگ مجددا فتح می‌گردید.[24]

-   سیر صعودی گرایش به اسلام در بین ایرانیان، پس از فتوحات، حتی در بین کسانی که سرسختانه در مراحل اولیه، مقاومت نشان می دادند بیانگر آشنایی بیشتر و عمیق تر شدن سطح معرفت مردم با ابعاد مختلف آموزه های اسلام از سوی همه طبقات جامعه می باشد.[25] لازم به ذکر است طبقات عالی جامعه از اولین گروه هایی بودند که به اسلام گرایش پیدا نمودند.[26] گرویدن مردم طبرستان به اسلام پس از آشنایی با آموزه های آن و تشکیل حکومت توسط سادات علوی در قرن سوم در این منطقه، که تا آن زمان سرسختانه در مقابل لشکریان مسلمان به عنوان یک مهاجم مقاومت نموده بودند یکی از نمودهای این مدعا می باشد.[27]

-   تنها اعراب مسلمان نبودند که در فتح ایران شرکت داشتند. ملحق شدن شماری از نظامیان ساسانی به لشکر مسلمانان،[28] همکاری برخی صاحب نفوذان و یا شهروندان منطقه[29] و... عوامل مهمی در فتح سریع ایران به حساب می آید.

-   سقوط سلسله چهارصد ساله ساسانی را معلول چند عامل بنیادین باید دانست که فتوحات مسلمین ضربه نهایی را بر آن وارد ساخت. از جمله عوامل ضعف قدرت سیاسی، نظامی، اجتماعی و مشکلات اقتصادی جامعه ساسانی است که نمود آن در شکست نظامی ایران از روم که در قرآن از سالیان قبل پیش بینی شده بود،[30] به قدرت رسیدن دوازده نفر بر اریکه قدرت در طول چهار سال که چند نفر آن ها زن بودند،[31] ظهور آیین های مختلف، شورش های متعدد علیه حکومت و... ،[32] عدم حمایت مردم از دولت ساسانی به هنگام فتوحات، که پناه ندادن به یزدگرد در شهرهای مختلف ایران و کشته شدن وی توسط فردی ایرانی مهم ترین مصداق این امر می باشد.[33] در حالی که اتحاد در برابر دشمن مشترک در چنین مواقع حساس یک امر طبیعی است.

-   ساسانیان دولتی بودند که با دین زرتشتی پیوند خورده و ضعف و یا نابودی دولت باعث ضعف متقابل دین زرتشتی نیز به شمار می رفت، اما نکته شایان ذکر این است که در آستانه ظهور اسلام بخش های عظیمی از ایران را آیین های بودایی، مانوی، مزدکی، یهودیت و مسحیت فراگرفته بود.[34] حتی گفته اند چنانچه اسلام هم نمی آمد مسیحیت سراسر ایران را فرا گرفته بود.[35] برخی مستشرقین معتقدند یکی از عوامل ماندگاری دین زرتشت، آموزه های اسلامی است.[36]

-   در فرهنگ و تمدن اسلامی بین اسلام و جامعه مسلمان ایرانی می توان رابطه ای دو سویه مشاهده نمود. از یک سو اسلام با آموزه های متعالی خویش زمینه را در ابعاد مختلف فکری و مادی جهت رشد استعداد اقشار مختلف جامعه فراهم نمود؛ از سوی دیگر ایرانی مسلمان نه تنها فرهنگ و تمدن خود را از دست نداد بلکه مسیر حرکت تمدنی خویش را با توجه به آموزه های اسلامی جهت بخشیده و گام مهمی در تمدن اسلامی و گسترش آن برداشت.[37] در جامعه ای که طبقات پایین جامعه با عنوان نجس و ناپاک تحقیر می شدند[38] در بدو ورود با شعار «انما المؤمنون إخوه»[39] روبرو شده و فراگیری دانش که اختصاص به طبقات بالای جامعه داشت فراگیر شد و ... بی رونق شدن دانشگاه طبی جندی شاپور که محل تحصیل طبقه اشراف و نجبای جامعه بود[40] به معنای انحطاط علمی جامعه نبود بلکه بیانگر گسترش فضای علمی در کل جهان اسلام، در میان تمامی طبقات جامعه می باشد.[41] از سوی دیگر برخی اتهامات همچون آتش سوزی کتابخانه ها با نقادی های صورت گرفته در فضایی از تردید است.[42]

-   جریان برگرفته از سقیفه که در ابتدای فتوحات علاوه بر انگیزه های سیاسی و اقتصادی، انگیزه الهی آن نیز در فتوحات نقشی اساسی داشت به تدریج جای خویش را به اشرافیت قبایلی و تبعیض نژادی و در نتیجه فشار بر ایرانیان، فرصتی مناسب برای شورش های مسلمانان و غیر مسلمانان در قالب قیام هایی ضد اموی و یا شعوبی گری که نوعی ناسیونالیسم ایرانی در برابر اشرافیت عرب بود گشت. لازم به ذکر است هرچند در برخی از این قیام ها همچون خوارج ایرانیان شرکت داشتند اما پایه ریزی آن توسط خود عرب های مسلمان ناراضی شکل گرفته بود. [43] اما رویکرد برخی از مسلمانان نسبت به این امر نشان دهنده پذیرش عمیق اسلام توسط ایرانیان در عین مخالفت با خلفا می باشد. به عنوان نمونه در گزارش های تاریخی آمده است که امویان در برهه ای از زمان که طی سیاست ناصحیح خود از نومسلمانان جزیه می گرفتند، اهل خراسان ضمن باقی ماندن بر آیین اسلام، پرداخت ناعادلانه جزیه را نیز به جان خریدند.[44] 

-   رابطه متقابل ایرانیان و جریان تشیع بحث مهمی است که در جای خود باید به صورت مفصل بدان پرداخت. این جریان که در غدیر خم توسط اعلام نهایی پیامبر(ص) به رسمیت شناخته شده بود و نیز مدافعین آن پس از جریان سقیفه به شدت تحت کنترل بود. با این وجود حکومت عادلانه پنج ساله علوی، و بیان امام علی(ع) در موارد متعدد در پاسخ به اعتراضات مبنی بر این که من هر چه در کتاب خدا نگریستم بین عرب و عجم تفاوتی ندیدم[45] و کشیدن خط بطلان بر جریان تبعیض نژادی، مهاجرت قبایل شیعی مذهب به قم، اصفهان و سایر مناطق،[46] فرار بسیاری از امامزادگان به ایران و تشکیل برخی حکومت های شیعی مذهب همچون علویان طبرستان و آل بویه زمینه آشنایی بسیاری از ایرانیان با اهل بیت را فراهم ساخته و باعث گرایش آنان، هر چند به صورت شیعه سیاسی اهل بیت گردید و در نهایت در قرن های میانی به تدریج زمینه را برای شیعه شدن ایران فراهم ساخت.[47] بالندگی علمی جهان اسلام نیز بدون شک مدیون مکتب علمی اهل بیت(ع) است که در سایه آن سایر مراکز علمی در زمان بنی عباس رونق گرفت.[48]

حاصل سخن این که، هر چند کسانی که با فتوحات، اسلام را به ایرانیان معرفی نموده بودند عملکردی ناهماهنگ با دستورات اسلامی از خود نشان دادند اما ایرانیان با انتخابی هوشمندانه، در پرتو آموزه های اسلامی توانستند محدودیت هایی که پیش از اسلام سد راه رشد بسیاری از اقشار جامعه بود را برطرف ساخته و اوج تمدن ایرانی – اسلامی را به منصه ظهور رسانند.

مقاله

نویسنده منيره شريعت جو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

دوره پهلوی را می‌توان دوره رشد و گسترش بهائیت دانست. بسیاری از چهره‌های شاخص بهائیت در این دوره، با بهره‌مندی از حمایت‌های ویژه شاه، سمت‌های سیاسی و اقتصادی متعددی را به دست آوردند.
چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

درباره عوامل گرایش ایرانیان به علویان و مذهب تشیع، مورخان و پژوهشگران نظرات متفاوتی بیان کرده‌اند.
چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

انسان چگونه خودش را به اخلاق فاضله متخلق کند و از رذایل اخلاقی دوری نماید؟ چگونه این معنا را در مرحله عمل پیاده کند؟ علمای اخلاق می‌گویند: ابتدا انسان باید حالت موجود نفس را حفظ کند و سپس به تهذیب رذایل و جبران ضررهای گذشته بپردازد.

پر بازدیدترین ها

صفات خداوند

صفات خداوند

راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن

راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن

قرآن کریم که بزرگترین معجزه پیامبراکرم(ص) است و تمام آنچه را که بشر برای هدایت نیاز داشته ودر آن آمده است، کاملترین نسخه برای آرامش روح است.
No image

راههای شناخت صفات خدا

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʆ) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (6) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
Powered by TayaCMS