دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آزادى و تربیت دینى (قسمت دوم)

No image
آزادى و تربیت دینى (قسمت دوم)
آزادى و تربیت دینى (قسمت دوم) خبرگزاری فارس: در این مقال درصدد بیان و تحلیل رابطه آزادى و تعلیم و تربیت دینى هستیم. در بخش اول، مفاهیم آزادى، تربیت و تربیت دینى را به طور جداگانه از دیدگاه برخى متفکران تعلیم و تربیت و فلاسفه مورد بررسى قرار داده و سپس دیدگاه اسلام را در این باب یادآور شده‌ایم. د. دیدگاه فروبل22 فروبل کودکان را مانند نهال هایى مى داند که طبیعت نیروى حیاتى رشد و تحوّل را در درون آنها نهاده است و این نیروها به طور طبیعى و با پیمودن مراحل طبیعى، جلوه گر مى شوند. از این رو، نقش تربیت باید واگذارنده باشد، نه بازدارنده. فروبل بر آن است که در ذات هر موجودى، غایتى است که با او آفریده شده، ولى این مقصود به خودى خود، واقعیت نمى یابد. این کار بسته به کوشش و تربیت است. بدین سان، کار تربیت گشودن این طومار پیچیده و عیان کردن آن معناى درونى و به کار آوردن توانایى هاى نهفته است. بى هیچ گفتوگو، تربیت یک مقصد دارد و بس. و آن پروردن طبیعت حقیقى و خدایى انسان و نمایان کردن جنبه ابدى و بى پایان اوست در زندگانى. انسان را باید هم از آغاز تولّد در پرتو این اصل نگریست. هـ . دیدگاه اسلام همان گونه که ملاحظه شد، بین دانشمندان تعلیم و تربیت بحث و گفتوگوست بر سر اینکه برنامه هاى تعلیمات و تربیت هاى دینى از چه زمانى باید درباره کودک اجرا گردند و کودک تا چه حد آزادى دارد تا تحت این تعالیم قرار بگیرد یا نگیرد. در مجموع، عده اى معتقدند: کودک تا به حدّ بلوغ و رشد نرسد، استعداد درک آموزش هاى دینى را ندارد و نباید تحت تربیت دینى قرار گیرد. گروه دیگرى عقیده دارند: اطفال نیز لیاقت و استعداد آن را دارند که تحت تربیت دینى قرار گیرند و مربّیان مى توانند مطالب دینى را ساده و قابل فهم نمایند و به کودکان تلقین کنند و آنان را وادار سازند که برنامه هاى آسان دین را انجام دهند تا با افکار و اعمال دینى نشو و نما یابند. اما این امر نباید در هیچ مرحله از روى اکراه و اجبار باشد، بلکه مربّیان کودک باید با در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات سنّى و غیرسنّى او، محیطى برایش فراهم نمایند که بتواند آزادانه و با اندیشه خاص خود، به انجام فرایض و اعمال دینى بپردازد. از مسائل مهم در پرورش مذهبى کودکان و نوجوانان، این است که آنان را از افراط و تفریط در عبادت دور بداریم و هیچ گاه آنان را به عبادت زیاد مجبور نسازیم. اگر خودشان هم در این کار زیاده روى مى کنند، مربّیان باید تلاش هاى مذهبى آنان را تعدیل نمایند. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: روزى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مى خواستند نماز بخوانند. امام حسین(علیه السلام) پهلوى آن حضرت ایستاده بودند. وقتى پیامبر خواستند تکبیر بگویند، امام حسین(علیه السلام) نتوانستند تکبیر بگویند. رسول خدا تا هفت مرتبه تکبیر را تکرار کردند تا امام حسین(علیه السلام)توانستند ذکر «اللّه اکبر» را بر زبان جارى نمایند.23 حدیث مشهورى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که مراحل و کیفیت تربیت دینى فرزند را در سه مرحله خلاصه مى کند: قال النبى(صلى الله علیه وآله): «الولدُ سیّد سبعَ سنینَ، و عبدٌ سبعَ سنینَ و وزیرٌ سبعَ سنین. فان رضیتَ اخلاقَه لاحدى و عشرین، و الاّ فاضرب على جنبه فقد اعذرت الى اللّه.»24 در مرحله اول، به واسطه اینکه کودک در سنین 1ـ7 سالگى موجودى ظریف و ناتوان و در تأمین نیازهاى خویش وابسته است، به شدت به مراقبت و پرستارى نیاز دارد. از سوى دیگر، در این سنین، شخصیت وى شکل مى گیرد. بدین روى، تربیت دینى صحیح در این مرحله، زمینه ساز و اساس تربیت مراحل بعدى خواهد بود. از این رو، بنا به ویژگى هاى خاص جسمى و روحى، بهترین وسیله براى پرورش او بازى و سرگرمى است، و تنها از راه نشان دادن عملى اعمال و تکالیف مذهبى و قرار دادن او در محیط معنوى و دینى، بدون اینکه کمترین تذکر قولى به او داده شود و در عین مراقبت از او، مى توان آزادانه او را به تقلید و الگوگیرى در انجام فرایض بزرگ سالان واداشت. در مرحله دوم که بین 7ـ14 سالگى بیان شده، کودک به مرحله اى رسیده است که مى تواند مسئولیت بپذیرد و خوب و بد و ارزش و ضدارزش را تمیز دهد. از این رو، باید این سنین حسّاس را غنیمت شمرد و به تعلیم و تربیت زبانى و عملى ـ با هم ـ پرداخت و پایه هاى اخلاقى و آداب نیک را در او استوار ساخت. در این مرحله، کودک باید در اختیار مربّیان خود باشد و با کنترل دقیق رفتار او، باید در کارها و تصمیم گیرى ها، وى را مورد توجه و احترام قرار داد. مرحله سوم دوران کارآموزى و تجربه زندگى است. در این سنین (14 به بالا)، نوجوان یکپارچه شور و عشق و عاطفه است، در دوران استقلال طلبى و آزادى خواهى در سنین هویّت یابى است. اسلام بهترین افرادى را که مى توانند در این موقعیت حسّاس به جوان کمک کنند پدر و مادر مى داند. در این کار، بهترین روش این است که والدین فرزندان خود را به صورت وزیر و مشاور به کار گیرند و در عین حال، او را در زندگانى و مسائل آن هدایت و راهنمایى کنند. امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند: شالوده دین اسلام بر متانت استوار است. پرستش و عبادت را بر بندگان خدا تحمیل ننمایید تا همانند اسب سوارى نباشند که در اثر شتاب زدگى، نه تنها به مقصد نرسیده، بلکه مرکب را هم از دست داده است، بلکه از طریق صحیح و منطقى، باید افراد را به عبادت خدا واداشت.25 امام حسین(علیه السلام) نیز در این زمینه مى فرمایند: امکانات ایمانى افراد متفاوتند، بر آنان که قدرت کمترى دارند نباید آنچه را قوى تر انجام مى دهد، تحمیل کرد.26 بجاست به عنوان حسن ختام این مبحث به خاطره اى پندآموز در زمینه تربیت دینى کودکان از برخورد امام امّت(قدس سره) بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران و الگوى بى بدیل عصرمان، از زبان دختر ایشان توجه کنیم: امام در منزل، با بچه ها بسیار مهربان و صمیمى بودند و محیط خانواده ما پر از رفاقت و صمیمیت بود. در عین حال نیز قاطع و جدّى بودند... همیشه ما را مقیّد مى کردند که معصیت نکنیم و مؤدّب به آداب اسلامى باشیم. هر قدر در منزل بازى یا شلوع مى کردیم، ایرادى نمى گرفتند; و اگر مى فهمیدند کارى کرده ایم که همسایه ها اذیت شده به شدت اعتراض مى کردند و ناراحت مى شدند که چرا این کار را کردید؟ امام بجز در مسائل شرعى، در بقیه مسائل، خیلى سخت گیرى نمى کردند. کارهاى دینى به ما دیکته نمى شد. در خانوداه، وقتى رفتار امام را مى دیدم، خود به خود در ما تأثیر مى گذاشت و همه سعى مى کردیم مثل ایشان باشیم. از نظر دینى، خود ایشان براى ما یک الگو بودند. وقتى کارى را به ما مى گفتند: «انجام ندهید» و ما مى دیدیم ایشان در عمرشان آن را انجام نمى دهند، ما هم تحت تأثیر قرار مى گرفتیم. ایشان در تمام سال، اول اذان نماز مى خواندند، ولى یک بار به ما نگفتند دست از کارتان بردارید، موقع اذان است; دست از بازى تان بردارید و بایستید براى نماز; ولى مى گفتند: «شما باید در طول این ساعت، نماز بخوانید! واى به حال کسى که در طول این ساعت، نماز نخواند! آن وقت باید از خانه بیرون برود»; یعنى اصلا اولاد آقا نباشد. صبح هم کسى را از خواب بیدار نمى کردند و مى گفتند: خودتان اگر بیدار مى شوید، بلند شوید، نماز بخوانید. اگر بیدار نشدید، مقیّد باشید که ظهر، قبل از نماز ظهر و عصرتان، نماز صبح را قضا کنید.27 فرزند امام(قدس سره) در مصاحبه اى نیز نقل کرده است: یادم مى آید زمانى همسرم از روى عادت خانوادگى، صبح ها دخترم را از خواب شیرین بیدار مى کرد که نماز بخواند، امام که در جریان قرار گرفتند، برایش پیغام فرستاد که «شیرینى اسلام را به مذاق بچه تلخ نکن!» و چقدر این حرف به جا بود و تأثیر عمیقى بر روحیه دخترم گذاشت، به طورى که بعد از آن، خودش سفارش مى کرد که براى نماز صبح حتماً بیدارش کنیم.28 بخش سوم. ایمان، عشق و تربیت دینى الف. ایمان و تربیت دینى اولین اصلى را که در راه تربیت صحیح با زبان ساده و قابل فهم باید به متربّى آموخت، «ایمان به خدا» است. احساس خداپرستى در باطن هر انسانى به طور طبیعى وجود دارد. از زمانى که دستگاه درک طفل به فعالیت مى افتد و حس کنجکاوى در او بیدار مى شود و پیوسته از منشأ و علل اشیا سؤال مى کند، روان پاک و بى آلایش او براى پذیرفتن خالق جهان آماده و مهیّاست و این طبیعى ترین حالتى است که خداوند در نهاد هر کودک قرار داده است. مربّى لایق باید از این سرمایه فطرى استفاده کند و او را خداشناس پرورش دهد و ایمان به خدا را در او زنده کند. «ایمان به خداوند»، که خود احیاى بزرگ ترین وجدان فطرى بشر است، آثار و نتایج مهمى در زنده کردن سایر فطریات اخلاقى و سجایاى انسانى دارد و مى تواند همه آنها را با مهم ترین وضعى از قوّه به فعلیت درآورد. اولین اثرى که از احیاى معرفت فطرى و ایمان به خداوند آشکار مى گردد کیفیت درک عالم هستى است. کسانى که به خداوند ایمان دارند، به نداى وجدان اخلاقى توجه مى کنند و به خوبى از اوامرش اطاعت مى نمایند; زیرا آن را الهام الهى و هدایت سعادت بخش خداوند مى دانند. ایمان به خدا و احیاى معرفت فطرى ضامن اجراى هدایت هاى تکوینى و فطریات اخلاقى است. اساساً ایمان به خدا، که پایه اساسى دین خداست، با پیمودن دو منزل به دست مى آید: اول منزل عقلى، یعنى اثبات خدا; دوم منزل ایمان. ایمان واقعى به خداوند تنها توجه به محاسبه علت و معلول عقلى نیست، باید این محاسبه علمى تصعید شود، از منزل عقل به منزل روان و اعماق جان برود و از صورت استدلال خشک عقلانى به حالت سراسر شوق و شور درآید و به عشق سوزان الهى تبدیل شود و در تمام ذرّات وجود آدمى نفوذ نماید. نماز یکى از فرایض مهم اسلامى است که مشتمل بر دو جنبه عقلانى و فوق عقل است. قسمت عقلانى نماز مقرّرات حساب شده و قابل سنجش از قبیل غسل کردن، وضو گرفتن، مباح بودن آب وضو و ترتیب اجزاى نماز است; ولى روح نماز و حقیقت آن با محاسبه عقلى و علمى قابل اندازه گیرى نیست. روح نماز قرب به خداوند و ارتباط روحانى با پروردگار است. نماز معراج مؤمن و مایه صفاى باطن، عامل اطمینان و آرامش روان است. حقیقت غیرقابل سنجش نماز است که ضمیر باطن را از هر ناپاکى و پلیدى تطهیر مى کند و نمازگزار را از گناه بازمى دارد، و این همان هدف والاى تربیت انسان است: (إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ.)(عنکبوت: 45) نیروى ناسنجیدنى ایمان و قدرت غیرقابل توصیفى که در باطن نمازگزاران با ایمان به وجود مى آید به قدرى شدید است که مى تواند تمام غرایز سرکش را مهار کند و از تندروى تمایلات جلوگیرى نماید و از آدمى انسانى پاک و شایسته بسازد. حالات روحانى مردان پاک دل و هیجان هاى درونى صاحب دلان در مناجات هاى نیمه شب در پیشگاه خداوند، ناسنجیدنى و غیرقابل توصیف هستند ولى منشأ بزرگ ترین تحوّل روحى و تعالى روانى. شجاعت، مالکیت نفس، صفاى دل، خیرخواهى، فداکارى و خلاصه تمام سجایاى اخلاقى و انسانى در سایه ایمان و در پرتو نورانیت روان به دست مى آیند. (الصَّابِرِینَ وَالصَّادِقِینَ وَالْقَانِتِینَ وَالْمُنفِقِینَ وَالْمُسْتَغْفِرِینَ بِالأَسْحَارِ)(آل عمران: 17) ب. عشق و تربیت دینى «عشق» اکسیر تربیت دینى است. عشق سازنده زندگى و معنادهنده جهان بیرون و رهایى مطلق آدمى است. بدون عشق رابطه استوار و ماندنى میان افراد انسانى و میان انسان و طبیعت، و انسان و خدا وجود نخواهد داشت. تربیت دینى یعنى: عشق به دین. مادام که متربّى از درون، عشق به دین را در خود نیافته است، تشویق به دین و تبلیغ مفاهیم دینى از بیرون، نه تنها مؤثر واقع نمى شود، بلکه اثر معکوس نیز دارد.29 حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: «إنّ للقلوب اِقبالا و اِدباراً، فأتوها مِن قَبل اقبالها»;30 دل ها را میلى است و ادبارى، آنها را از ناحیه میلشان به دست آورید. اساس تربیت انسان به زنده شدن قلب او برمى گردد. مرکز تغییر و تحوّل عواطف آدمى قلب اوست. در قلب است که نور حق مى تابد و خداوند ذاکر را یاد مى کند. از این رو، برنامه هاى تربیتى باید مبتنى بر زنده کردن و مجذوب نمودن دل باشد. مربّى باید آثار شور و وجد و شوق را در دل متربّى احساس کند و پس از آماده کردن زمینه، پیام تربیتى را ارائه نماید. در تعلیم و تربیت جارى، آنچه کمتر از همه عوامل و شرایط دخالت دارد احوالات درونى متربّى و نادیده گرفتن نیروى عشق وجودى اوست; زیرا تمام روش ها و فنون از طریق برنامه ها و طرح هاى عاریه اى و بیرونى براى تغییر رفتار متربّى مهیّا شده است، بى آنکه توجهى به امیال و نیازهاى او بشود، و حال آنکه اساس و بنیاد تربیت، ریشه در تمایلات درونى و آمادگى هاى عاطفى و روانى فرد دارد و بدون این آمادگى، هرگونه اقدام تربیتى منجر به شکست است. این تصور غلطى است که تربیت دینى صرفاً دادن یک مشت اطلاعات دینى و آموزش هاى صورى دین به متربّى است; زیرا اگر این آموزش ها و اطلاعات و تبلیغات دینى با برانگیختگى درونى و شور و شوق عاطفى همراه نشوند، نتیجه معکوس داده و حتى ممکن است تمایلات فطرى متربّى را که طبیعتاً خداجو و خداپرست است، تضعیف و تحریف نمایند. نخستین اقدام تربیتى هادى کردن عایق هایى است که مانع نفوذ پیام تربیت هستند، و تنها راه ذوب کردن این عایق ها نیروى عشق و علاقه است که باید در متربّى به وجود آید. ایجاد چنین نیرویى در متربّى دگرگونى بنیادین در وى به وجود آورده، چه بسا از طریق روش هاى عقلانى و استدلالى و آموزشى، باید ماه ها و سال ها صرف ایجاد این تحوّل بنیادین نمود. این عشق الهامى است از جانب خداوند به روح که او را وادار به شناخت طبیعتش مى کند تا بشناسد و از این طریق، شورى در وجود متربّى ایجاد گردد و هر لحظه صدها حجاب از جلوى چشم او برداشته شود. در عرفان، معرفت درونى و هدایت تکوینى زیربناى معرفت بیرونى و هدایت اکتسابى است، و تا شوق درون حاصل نشود معارف بیرونى و پیام هاى بیرونى مؤثر نخواهند بود; زیرا همه معارف و معادن کمال و هدایت در درون طبیعت آدمى به ودیعت نهاده شده اند. گفته اند: «کار معلمى شور و شوق و هنر است»31، اما آیا این سه عنصر، که زاییده وجود و جوهره شخصیت آدمى است، مى توان از بیرون و به طور اکتسابى فراهم آورد؟ و آیا شور و شوق و هنر آموختى اند؟ شاید بتوان علم و فن و روش و اطلاعات تربیتى را از طریق برنامه هاى جارى و آموزش هاى صورى منتقل کرده، اما هرگز نمى توان شور و عشق و هنر و شوق را، که مایه هاى عاطفى، قلبى و درونى آدمى اند و باید از درون او بجوشند به طور مکانیکى و اکتسابى به وى آموخت. سقراط مى گفت: ما همه آبستن حقیقت هستیم، و نقش مربّى و معلم باید نقش یک قابله باشد. او تنها زمینه مناسب را فراهم مى کند. شرایط بهینه زایاندن، حقیقت را در دل متربّى فراهم مى آورد و کشف و زایش و خلق از آنِ خود متربّى است.32 در واقع، سقراط هدف از تربیت را عشق به حقیقت و زیبایى مى داند و معتقد است: هنر مربّى آن است که این عشق و نیاز را در متربّى ایجاد کند. کار خداوند هم در تربیت انسان اینچنین است. او آیات و نمودهاى هدایت را در پهنه هستى فراهم آورده است و مسیرهاى متفاوت و متضادى را هم در پیش روى او گذاشته; اما انتخاب و جهت گیرى با خود اوست. جمع بندى و نتیجه گیرى آزادى معانى گوناگونى دارد. همه مکاتب فکرى و فلسفى به نوعى انسان را آزاد مى پندارند، اما حدود آزادى در اندیشه هاى گوناگون متفاوت است. دلیل آزادى در اسلام این است که انسان براى این خلق شده تا با رفتار اختیارى خودش به کمال مطلوب برسد. در جهان بینى اسلامى، زندگى منحصر به حیات دنیا نیست و هرکس نتایج اعمال دنیوى خویش را در آخرت مى گیرد. و چون براى هر یک از انسان ها امکان سوء استفاده از آزادى هست، بدین رو، قوانینى لازم است که افراد از انتخاب آزاد خود سوءاستفاده نکنند. در خصوص تربیت دینى، با بررسى دیدگاه متفکران تعلیم و تربیت، پى مى بریم که قریب به اتفاق آنها در نوعى تربیت دینى اتفاق نظر دارند و خواهان کمال انسان هستند، اختلاف نظر موجود در شیوه هاى تربیت دینى است و اینکه برنامه هاى تعلیمات و برنامه هاى دینى از چه زمانى باید اجرا شود و کودک تا چه حد آزادى دارد تا تحت این تعالیم قرار گیرد. از دیدگاه اسلام، در پرورش مذهبى کودکان و نوجوانان باید آنان را از افراط و تفریط در عبادت دور بداریم و با استفاده از شیوه هاى متفاوت در سنین مختلف و با متانت و صبر و در عین حال با جدّیت، به تدریج کودکان را با مبانى و اصول و احکام دینى آشنا نماییم و با تکیه بر فطرت خداجوى آنان، آنها را به سوى کمال هدایت کنیم. از نظر اسلام، تربیت دینى مادامى محقق مى شود که متربّى، از درون، عشق به دین را در خود بیابد، آن گاه تشویق به دین و تبلیغ مفاهیم مؤثر واقع خواهد شد. نخستین اقدام تربیتى، هادى کردن عایق هایى است که مانع نفوذ پیام تربیت هستند و تنها راه ذوب کردن این عایق ها نیروى عشق و علاقه است که باید در متربّى به وجود آید. پى نوشت ها 1ـ نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، ص 929. 2. Leviathan. 3ـ محمود صناعى، آزادى و تربیت، تهران، امیرکبیر، 1356، ص 9. 4ـ مجتبى هاشمى، تربیت و شخصیت انسانى، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، 1375، ص 131. 5ـ شارل لویى منتسکیو، روح القوانین، ترجمه و نگارش على اکبر مهتدى، تهران، امیرکبیر، 1362، ص 294. 6ـ الکسیس کارل، راه و رسم زندگى، ترجمه پرویز دبیرى، اصفهان، فردوسى، 1358، ص 65. 7ـ حمید عنایت، بنیاد فلسفه سیاسى غرب، تهران، دانشگاه تهران، 1364، ص 115. 8ـ اریک فروم، گریز از آزادى، ترجمه عزت اللّه فولادوند، تهران، مروارید، 1370، ص 35. 9ـ همان، ص 30. 10ـ همان. 11ـ همان، ص 65. 12ـ ویل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زریاب، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1369، ص 457. 13ـ ساموئل کینگ، جامعه شناسى، ترجمه مشفق همدانى، تهران، سیمرغ، 1355، ص 190. 14ـ امام خمینى، صحیفه نور، تهران، وزارت ارشاد اسلامى، 1362، ج 14، ص 15. 15ـ عبدالحسین نقیب زاده، نگاهى به فلسفه آموزش و پرورش، تهران، طهورى، 1368، ص 121. 16ـ همان. 17ـ همان، ص 122. 18ـ عبدالحسین نقیب زاده، پیشین، ص 135. 19ـ همان. 20ـ امانوئل کانت، تعلیم و تربیت، ترجمه غلامحسین شکوهى، تهران، دانشگاه تهران، 1368، ص 114. 21ـ عبدالحسین نقیب زاده، پیشین، ص 148ـ149. 22ـ همان، ص 154. 23ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362، ج 43، ص 307. 24ـ همان، ج 104، ص 95. 25ـ محمّدبن یعقوب کلینى، اصول کافى، ج 2، ص 86، به نقل از: الحدیث، روایات تربیتى از مکتب اهل بیت(علیهم السلام)، گردآورنده مرتضى فرید، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1366، بخش دوم، ص 255. 26ـ همان. 27ـ محمّدعلى کریمى نیا، الگوهاى تربیت اجتماعى، قم، پیام مهدى (عج)، 1377، ص 204. 28ـ همان. 29ـ ر.ک. بابک شمشیرى، تعلیم و تربیت از منظر عشق و عرفان، تهران، طهورى، 1385. 30ـ نهج البلاغه، کلمات قصار ش 312، ص 487. 31ـ مرتضى مطهّرى، تعلیم و تربیت در اسلام، قم، صدرا، 1368، ص 180. 32ـ همو، فطرت، قم، صدرا، 1370، ص 52. .................................................................................................. منبع: ماهنامه معرفت، شماره 117
خبرگزاری فارس

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.

پر بازدیدترین ها

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʆ) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (6) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
Powered by TayaCMS