دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار ماندگار ياد خدا

No image
آثار ماندگار ياد خدا

نويسنده: حسن باقری

ياد خدا در همه مراحل زندگي نسيم روح بخش و پرطراوتي است که انسان را در باغ عشق و رحمت پروردگارش ميهمان مي کند. دل مشغولي هاي زندگي گاهي چنان بالامي گيرد که نگراني، اضطراب و ترس نتيجه اش مي شود تا جايي که انسان خود را بي پناه و تنها مي پندارد. اما ياد خدا و توجه به ذات پاک او انبوهي از آرامش و نشاط را در او زنده مي کند و به آينده اميدوار. اما چه ويژگي ها و خاصيت هايي بر ذکر خدا مترتب است که چنين فوايدي دارد؟ مطلب پيش رو سعي در تبيين اين مسئله دارد.

1- ويژگی های ذکر و ياد خداوند

اولين موردي که در بحث «ذکر در قرآن» به ذهن مي رسد اين است که قرآن، ذکر را چگونه تعريف کرده و ويژگي هاي آن در کتاب الهي به چه صورت است و به عبارتي ذکر از ديدگاه قرآن چيست؟

معمولاً تصوير ذهني ما از کلمه ذکر، ذکر با لسان و تکلّم کردن است که در اينجا ياد خدا کردن با زبان معنا مي دهد ولي اين گونه نيست بلکه ذکر دو گونه است: ذکر قلبي، ذکر زباني. (ناصر مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 10، ص 215)

پس معني اين کلمه در قرآن نه تنها ذکر لساني، بلکه ذکر با تمام ابعاد انساني است. مسلّم است که ذکر خدا تنها به يادآوري با زبان نيست، که زبان ترجمان قلب است، هدف اين است که با تمام قلب و جان به ذات پاک خدا متوجّه باشيم. (همان، ج 1، ص515)

1-1- کمّ و کيف ذکر

ذکر بايد با دل و جان آدمي عجين شده باشد و نه تنها با زبان. حال بايد بدانيم که قرآن براي ذکر چه کمّيتي را بيان داشته، قابل ذکر است که قرآن عدد خاصي را براي ذکر مشخّص ننموده بلکه مي فرمايد «وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثيراً» (آل عمران/41) (پروردگارت را زياد ياد کن) از اين آيه و آيات مشابه آن به دست مي آيد که ذکر خدا محدوديت ندارد، هر چه تعداد مي خواهي و مي تواني و هر چه بيشتر مي تواني ذکر خدا بگو.

و امّا نکته دوم در اين عنوان، بيان کيفيت ذکر از ديدگاه قرآن است، که بدانيم خداي سبحان در کتاب الهي چه کيفياتي براي ذکر مشخّص نموده و به عبارتي ذکر بايد چگونه باشد؟ همان طور که گذشت ذکر تنها به لسان نيست و بايد با قلب عجين شود و از جان آدمي نشات پذيرد، اگرچه ذکر لساني تأثير خود را دارد و با ذکر با زبان مي توان ياد نعمات خدا کرد، ولي آنچه قرآن بدان سفارش مي کند، همان ذکر قلبي و باخشوع تنها براي خداست «الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» (انفال/2) (کساني که وقتي خداوند را ياد مي کنند، قلب هايشان خاضع مي گردد) و نيز در باب کيفيت ذکر خدا در قرآن «اَشَدَّ ذِكْراً» (بقره/200) (شديدتر و عميق تر بودن ياد خدا) هم بيان شده است که مي فرمايد خدا را با شديدترين ذکر از لحاظ خلوص باطن و خشوع قلب ياد کنيد «اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ» (حديد/16) (خاشع گردد قلب هايشان براي ياد خدا) چنان که گفته شد، ياد خدا هم از لحاظ کمّيت بايد کثير باشد «وَ اذکُروا الله کَثيراَ» (خدا را شديدتر و با عمق بيشتر ياد کنيد) هم از نظر کيفيت عاشقانه و خالصانه «اَشَدُّ ذِکراً» (شديدتر و عميق تر بودن ياد خدا) (محسن قرائتي، تفسير نور، ج 1، ص318)

پس با توجّه به گفتار فوق مي توان نتيجه گرفت که بنده خداي تعالي، هرچه تعداد و هر چه بهتر و عاشقانه تر مي تواند ياد خدا کند، که ذکر خدا پاياني ندارد، چنان که امام صادق مي فرمايند: «ما مِن بِشَيءٍ الّا وَ لَهُ الحَدٌّ ينتهي اِلَيهِ اِلّا الذِّکر فَلَيسَ لَهُ حَدٌّ يَنتَهي اِلَيه» چيزي نيست مگر که براي آن حدّي است که بدان پايان مي يابد جز ذکر خدا که پاياني ندارد. (محمد بن يعقوب کليني، اصول کافي، ج6، ص99)

1-2- زمان و مکان ياد خدا

در بعضي از آيات قرآن براي ذکر، زمان و مکان خاصّي قائل شده است مثلاً در آيه شريفه «في‌ اَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ» (بقره/203). خداوند متعال مي فرمايد: (ذکر و ياد خدا در روزهاي معدودي است). برداشت اوليه و عوامانه اي که از اين آيه مي شود اين است که تنها در اين روزها ياد خدا جايز است و غير آن مورد قبول درگاه حق قرار نمي گيرد، امّا يقيناً اين طور نبوده بلکه براي ذکر تنها اين زمان و اين مکان نيست فقط و خداوند متعال ذکر را در اين مسائل محدود نمي کند زيرا در آيات ديگري در قرآن مي فرمايد هرگونه و به هر حالتي مي تواني ذکر خدا بگو «الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلي‌ جُنُوبِهِمْ» (آل عمران/191) (آنان كه خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته، ياد مي‌كنند).

و اين آيه نشان مي دهد که در هر حالتي مي توان ياد خدا بود و همچنين است در آيه شريفه «الّذين هُم علي صَلاتهم دائِمون» (معارج/23) (آنان که پيوسته در نمازند) با توجه به اين آيه هم مي توان نتيجه گرفت که ذکر دائم مدّ نظر قرآن است، چرا که نماز که در آيه بدان اشاره شده از بهترين اذکار است و بسيار بدان سفارش شده است، در اين آيه خداوند در مورد مؤمنان مي فرمايد ايشان دائم الذّکرند و همين طور است در حديث شريفي از اميرمؤمنان که مي فرمايند: «المؤمِنُ دائمُ الذِّکر» (مؤمن پيوسته در نماز مي باشد) (عبدالواحد آمُدي، ترجمه غررالحکم و دررالکلم، ج1، ص121) حتي در روايت ديگري در باب اينکه در هر حالي مي توان ذکر خدا گفت داريم که از امام کاظم (ع) پرسيدند: براي چه مستحب است وقتي انسان اذان را شنيد، هر چه را مؤذّن گفت او نيز بگويد اگر چه در حال ادرار و غائط باشد؟ حضرت فرمود: اين کار روزي را زياد مي کند. (محمد بن يعقوب کليني، اصول کافي، ج6، ص869).

پس نتيجه مي گيريم که در قرآن نه تنها ذکر را محدود به زمان و مکان خاصي نکرده، بلکه جواز ذکر در همه حالات داده شده و احاديث ائمه اطهار نيز اين گفته را تاييد مي کند و اين که در بعضي آيات زمان و مکان خاصي براي ذکر ياد شده براي آن است که ذکر در آن شرايط، تأثيرات بيشتري بر قلب انسان دارد و يا موارد ديگر و نه اينکه ذکر در غير آن امکنه و ازمنه جايز نباشد.

2- ثمرات و فوايد ياد خدا

لازم به ذکر است که منظور از ثمرات، فوايدي است که ذکر خدا، آن را درپي دارد و نه اين که هدف بنده از ذکر خدا اين موارد باشد و تنها براي رسيدن به اين موارد و دستيابي به پاداش آن خدا را ياد کند، بلکه ذکري داراي ارزش و اعتبار است که از روي حبّ خدا و خشوع قلب باشد. ياد خدا سبب محبّت و اطاعت اوست. (محسن قرائتي، تفسير نور، ج1، ص100) و بنده با اين ذکر همنشيني با خدا را طلب مي کند «الذّکرُ مُجالِسَةِ المَطلوب» (ياد خدا همنشين خوبي است) (عبدالواحد آمُدي، ترجمه غررالحکم و دررالکلم، ج1، ص36) و نه چيز کمتري چون بهشت را، که مقصد و مقصود اصلي تنها خداست.

2-1- ياد کردن متقابل خدا از يادکننده خود

در قرآن کريم خداوند متعال ثمرات فراواني را براي ذکر خود نام برده که مهمترين آن را مي توان ياد کردن خدا از بنده اش دانست «فَاذْكُرُوني‌ اَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لي‌ وَ لاتَكْفُرُونِ» (بقره/152) (مرا ياد کنيد تا شما را ياد کنم و شکرگزار بوده و کفران نعمت نکنيد) چرا که خداوند بر بنده گنهکارش منّت نهاده و مي گويد اگر يادم کني يادت مي کنم «مَن ذَکَرَ الله ذَکَرَه» (عبدالواحد آمُدي، ترجمه غررالحکم و دررالکلم، ج1، ص686) و چه فضيلتي بالاتر از آن که خالق به ياد بنده اش باشد و يقيناً ياد کردن خدا خود برکاتي دارد، که انگار خداي متعال مي فرمايد: در روي زمين به ياد من باشيد تا در شکم زمين به ياد شما باشم، در دنيا به ياد من باشيد تا در عقبي به ياد شما باشم، در نعمت به ياد من باشيد تا در شدّت به ياد شما باشم. (زهرا روستا، بياني از قرآن، ج1، ص71).

2-2- ياد خدا، مايه آرامش

يکي ديگر از ثمرات ذکر در آيات قرآن، آرامش دل هاست « الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ اَلابِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28) (کساني که ايمان آورده و خدا را ياد مي کنند؛ آگاه باشيد که با ياد خدا دل ها آرام مي گيرد) امروزه مي بينيم که آرامش دغدغه هر خانواده اي است به ويژه در جوامع غربي که با مباني دين مخالفند و قرآن دليل اين سرگرداني و بي آرامشي را، عدم ياد خدا بودن مي داند و هر کس که ياد خدا بود قلبش آرام مي گيرد. آنچه مايه نجات انسان ها و آرامش قلوب است، وارستگي و گسستگي از دنيا و تعلّقات آن است که تنها با ذکر و ياد دائمي خداي تعالي حاصل مي شود. (محمدعلي ايازي، تفسير قرآن مجيد برگرفته از آثار امام خميني، ج4، ص90).

امروزه در جوامع مشکلات و جرائمي را مي بينيم که سلب آسايش مردم کرده است و اگر نگاهي به زندگاني افراد مجرم در جامعه که با اعمالي نظير دزدي، قتل، غارت و ... آرامش جامعه را بر هم مي زنند بيندازيم درمي يابيم که اين افراد در خانواده هاي متديّن رشد نکرده اند و از ياد خدا محروم بوده اند. در جوامع غربي بي دين هم همين طور است که هميشه اضطراب و نگراني يکي از بزرگ ترين بلاهاي زندگي بوده و هست و عوارض ناشي از آن بر زندگي فردي و اجتماعي آنان تاثير مي گذارد. هميشه آرامش يکي از گمشده هاي مهم بشر بوده و انسان هر کاري مي کند تا آن را پيدا کند و اين گونه است که قرآن با يک جمله کوتاه و پرمغز، مطمئن ترين و نزديک ترين راه را نشان داده و مي گويد: «اَلابِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (آگاه باشيد که با ياد خدا دل ها آرام مي گيرد) (محمدرضا طباطبايي نسب، تفسير نفيس، ج6، ص582)

2-3- غفلت زدایی

يکي از توطئه هاي شيطان ايجاد غفلت از ياد خداست، چرا که آنان که هر صبح و شام خدا را ياد نمي کنند، از غافلانند. و اذکر...و لاتکن من الغافلين (خدا را ياد کن و از غافلان نباش)

(محسن قرائتي، تفسير نور، ج4، ص263) وقتي که بنده از ياد خدا غافل شود به گناه مي افتد، همان گونه که امروزه در جوامعي که از ياد خدا غافلند مشاهده مي شود که چقدر درصد مفاسد اجتماعي بالارفته و در اين منجلاب سردرگمي دست و پا مي زنند و از اين منجلاب فساد رهايي نخواهند يافت مگر با ذکر و ياد خدا که خداوند وعده داده و تنها تذکّر لازم است تا غفلت زدايي شود. (همان، ج6، ص212) البته لازم به ذکر است که ياد خدا وقتي غفلت زدايي مي کند که بدون تظاهر و سر و صدا باشد «تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ» (اعراف/205) (خدا را با تضرّع و آهسته بخوانيد و بلند نخوانيد) وگرنه خودش نوعي سرگرمي و غفلت مي شود. (محمدرضا طباطبايي نسب، تفسير نفيس، ج4، ص387) پس تنها ياد خدا از روي اخلاص و بدون ريا مي تواند جوامع غفلت زده امروزه را نجات دهد.

2-4- ياد خدا، سبب شکر

خداوند کريم ما را آفريد و در اين جهان مستقر نمود و نعمات بسياري که به شمار نمي آيد «وَ اِن تَعُدّوا نِعمَتَ الله لاتُحصوها» (ابراهيم/34) (اگر نعمت هاي خدا را بشماريد، نمي توانيد تمامي آنها را احصاء کنيد) را به ما عطا نمود و با توجه به اين عطاي بي شمار پروردگار، کمتر وظيفه و فريضه هر مخلوقي شکر منعم است که اين شکر مستلزم ياد کردن نعمات خداست چنان که مي فرمايد: «اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‌ اَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ» «نعمتي را كه بر شما ارزاني داشتم به ياد بياوريد». ياد نعمت هاي او انسان را به معرفت او دعوت مي کند و حسّ شکرگزاري را در انسان برمي انگيزد. (محسن قرائتي، تفسير نور، ج1، ص72)

بعضي از مفسّرين يکي از معاني ذکر در قرآن را شکر دانسته اند مانند فرمايش جناب ابوالفتح رازي در تفسير روض الجنان که مي فرمايد: ذکر به معنيِ شکر بوَد في قوله عليه السّلام فان ذَکَرَهُ فَقَد شَکَرَه (اگر خداوند را ياد کردي، به تحقيق شکرش کرده اي) (الخزائي النيشابوري، ج1، ص237). پس مشخّص شد که خداوند در آيات قرآن مسلمانان را به ياد نعمت هاي گوناگون و الطاف خود به آنها مي اندازد تا بدين وسيله روح ايمان را در آنها تقويت و حس شکرگزاري و ثبات در برابر مشکلات را در آنها برانگيزد. (محمدرضا طباطبايي نسب، تفسير نفيس، ج3، ص51)

2- 5- عامل تقوا و رمز توبه

«اذْكُرُوا ما فيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/64) (آيات الهي را به ياد آوريد باشد که باتقوا گرديد) ياد آيات الهي و تدبّر در آنها، زمينه ساز تقواست. (محسن قرائتي، تفسير نور، ج1، ص129). در آيات بسياري در قرآن، خداوند متعال تصريح بر اين مطلب دارند که ياد آيات الهي و نعمات پروردگار، زمينه ساز تقوا و رمز دوري از گناهان است. «ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ» (آل عمران/135) (خدا را به ياد آوردند، پس بر گناهانشان استغفار کردند) تا ذکر خدا نباشد، فرد متقي اي نخواهد بود و همانند اين مضمون هم در حديث حضرت علي (ع) است که مي فرمايند: «ذِکرُ الله شِيمَةُ المُتَّقين» (ياد خدا مشوّق متّقين است) (عبدالواحد آمُدي، ترجمه غررالحکم و دررالکلم، ج1، ص421) و چون تنها ذکر است که تقوا بدان حاصل مي شود و به عبارتي تنها راه سعادت، ذکر است، پس يقيناً دشمن ديرينه سعادت انسان، مي کوشد تا ذکر را از ياد انسان ببرد تا انسان به گناه بيفتد «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَاَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ اُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ اَلاإِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ» (مجادله/19) «شيطان بر آنها چيره شده است و نام خدا را از يادشان برده است. ايشان حزب شيطانند. آگاه باش كه حزب شيطان زيان كنندگانند».

و در مقابل اين انسان است که با ذکر خداوند متعال، بيني شيطان را به خاک ماليده و گناه نخواهد کرد و از شر شيطان در امان خواهد بود «ذِکرُ الله دَعامَة الاِيمان و عِصمَة مِنَ الشَّيطان» (ياد خدا سبب تقويت ايمان و محفوظ ماندن از شيطان است) (همان، ج1، ص422) پس انسان تا به ياد خداست گناه نمي کند و آن گاه دچار گناه مي شود که به کلي خدا را فراموش کند. (ناصر مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج3، ص99)

-6- روشنی عقل

خداوند متعال در قرآن کريم دفعات بسياري کلمه ذکر را همراه با کلمه اولوالالباب آورده است و بارها اشاره کرده که تنها عاقلان متذکر مي شوند «ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ اُولُوا الْاَلْبابِ» (بقره/269) (ياد نمي کنند به جز صاحبان عقول) و در آياتي چند نيز هدايت و ذکر را مختصّ عاقلان دانسته «هُديً وَ ذِكْري‌ لِاُولِي الْاَلْبابِ» (غافر/54) (هدايت و ذکر مختصّ عاقلان است).

جايگاه عقل در دين مبين اسلام بسيار بالاست و به عبارتي دين بر اساس عقل بنا شده «اَساسُ الدِّين بُنِيَ عَلَي العَقل» (محمد محسن فيض کاشاني، نوادر الاخبار، ج1، ص8) و قرآن کريم نيز تنها کسي را که ذکر خدا گويد عاقل مي داند. شايد دليل اين انحصار عقل به ذاکر خداوند متعال در قرآن کريم به اين خاطر است که هر کس ذکر خدا گويد، عاقل مي ماند «الذِّکرُ هِدايَةُ العُقول» (ياد خدا هدايت کننده عقول است) (عبدالواحد آمُدي، ترجمه غررالحکم و دررالکلم، ج1، ص85) و بيدار خواهد بود و گول شيطان را نمي خورد و دشمنان را سرکوب مي کند، اين تنها خصوصيت عاقل است و عاقل از ديد قرآن فقط يادکننده خداست. شيطان نيز در اين رابطه متقابلاً سعي در غافل کردن مردم از ذکر و رشد عقل مي کند تا به اهداف پليد خود برسد، قرآن کريم در بيان اين مطلب، مسجد را مرکز ذکر بيان کرده و آناني را که سعي در خراب کردن مسجد دارند، گناهکار دانسته و مستحق عذاب مي داند «وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ اَنْ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ وَ سَعي‌ في‌ خَرابِها» (چه کسي ظالم تر است از شخصي که مانع ياد خدا در مساجد شده و تلاش در خراب کردن آن دارد) و يقيناً آنان که سعي در تخريب مساجد دارند گماشته شيطانند. امروزه نيز از يک سو شاهد تخريب مساجد باقي مانده از صدر اسلام توسط عوامل سلفي و تکفيري در کنار قبور ائمه بقيع به عنوان مبارزه با شرک هستيم که يقيناً اين از توطئه هاي شيطان است و مصداق آيه مذکور است که آنان راست عذاب عظيم چرا که مي خواهند جايي که ذکر خدا در آن جريان دارد خاموش کرده و عقل را از رشد بازدارند و دين را تباه کرده و مردم را به فساد کشند. پس از اين مطلب روشن مي شود که شيطان و پيروان او سعي در تخريب مساجد که حرم امن الهي اند دارند تا عقول مردم رشد نکند و دينشان تباه شود چنان که حضرت پيغمبر(ص) مي فرمايند: «لادينَ لِمَن لاعَقلَ لَه» (محمدباقر مجلسي، بحارالانوار،1403ق، ج1، ص94) (هر کس عقل نداشته باشد، دين ندارد) و به عبارتي هرکس ياد خدا نباشد، دين ندارد.

نتيجه گيري از مقاله نوشته شده نتايج ذيل به دست مي آيد:

1- منظور از ذكر در قرآن كريم تنها ذكر به لسان نيست بلكه يادي است كه از قلب و جان آدمي و با خشوع قلب برآيد.

2- قرآن كريم در کميّت، محدوديتي براي ذكر خدا بيان نفرموده بلكه مي فرمايد: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثيراً» (خدا را بسيار ياد کنيد) هرچه بيشتر مي تواني خداي را ياد كن و در كيفيت نيز ذكر را محدود نكرده و مي فرمايد به هر حالتي كه مي تواني ذكر بگو.

3- خداوند متعال در قرآن براي ذكر ثمرات بسياري بيان كرده همچون ياد كردن متقابل خدا از يادكننده از آنكه خالق بنده خود را ياد كند. خود و مي فرمايد: «فَاذْكُرُوني‌ اَذْكُرْكُمْ» (اگر يادم كنيد يادتان مي كنم) و چه فضيلتي بالاتر بنده بالاتر.

4- ثمره ديگر ذكر خدا، آرامش دل هاست: «اَلابِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (آگاه باشيد که با ياد خدا دل ها آرام مي گيرد) و پردغدغه ترين مسئله امروز جوامع همين آرامش است كه جوامع در پي آنند كه لحظه اي آرامش قلبي به دست آورند، قرآن كريم بهترين راه را براي آرامش ذكر خدا مي داند.

5- ياد خدا از دل ها غفلت زدايي مي كند چنان که قرآن مي فرمايد: خدا را ياد كنيد و از غافلان نباشيد «واذکُر... وَلاتکُن مِنَ الغافِلِين» (خدا را ياد کرده... و از غافلان نباش)

6- خداوند متعال آدمي را آفريد و نعمات بسياري به آن ارزاني داشت كه به شمارش نمي آيد، كمتر وظيفه هر بنده اي اين است كه خداي خود را بابت اين همه نعمات شكر و سپاس گويد و شكر گفتن خدا جز با ذكر ميسّر نخواهد شد چنان که معصوم عليه السّلام مي فرمايد: فان ذَکَرَهُ فَقَد شَکَرَه (اگر خدا را ياد کردي در حقيقت او را شکر کرده اي).

7- شيطان انسان را از ياد خدا غافل مي كند و انسان با غافل شدن از ياد خدا به گناه مي افتد، قرآن كريم براي بخشيده شدن گناهان راه توبه كردن را به انسان آموزش مي دهد و توبه كردن جز با ذكر خدا محقق نمي شود «اذْكُرُوا ما فيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (آيات الهي را به ياد آوريد، باشد که باتقوا گرديد).

8- قرآن كريم ذكر را در آيات زيادي همراه با واژه خردمندان آورده است و هر آنكه را كه ذكر خدا مي گويد عاقل مي داند «ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ اُولُوا الْاَلْبابِ» (ياد نمي کنند به جز صاحبان بصيرت) و در حديث امام علي نيز اين مطلب روشن مي شود كه ذكر و عقل با هم در تعامل هستند «الذِّکرُ هِدايَهًْ العُقول» (ياد خدا هدايت کننده عقول است).

روزنامه كيهان، شماره 21102 به تاريخ 18/4/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

Powered by TayaCMS