دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راهكارهای فهم و تدبر در قرآن

No image
راهكارهای فهم و تدبر در قرآن

بخش دوم گفت وگوی اختصاصی كيهان با آيت الله محمد باقر تحريری؛ استاد اخلاق و عرفان

نويسنده: * محمدحسين حمزه

امام باقر(ع) فرمود: «براي هر چيزي بهاري است و بهار قرآن ماه رمضان است». (کافي، ج2، ص63). همچنين امام صادق (ع)فرمود: «با قرآن به استقبال ماه رمضان برو». (کافي، ج4، ص65) اين روزها در بهترين ماه خدا فرصت و موقعيت ارزشمند و گرانقدري است که با تلاوت قرآن و تدبر در بحر معارف عميقش روح و جان را در چشمه زلال آن پاکيزه نماييم و همواره کوله بار سير معنوي مان را به سوي معبود از گلشن پر از گنج و گوهر آن پر کنيم. اما چطور مي توان از تعاليم قرآن بهره بيشتري برد؟ براي فهم بهتر کلام الله مجيد چه کار کنيم؟ تدبر در قرآن چه ساز و کاري دارد؟ چطور مي توان به بطن قرآن رسيد و از قران مهجوريت زدايي کرد؟

اينها محورهاي بخش دوم و پاياني گفت وگوي ما با آيت الله محمدباقر تحريري، استاد اخلاق و عرفان است که اينک از نظر مي گذرانيد. شايان ذکر است بخش اول اين گفت و گو روز سه شنبه مورخ2/4/94 به چاپ رسيده است.

* فهم قرآن چه ويژگی ها و ساز و کارهایی دارد؟

- ابتدا بايد به خود نصوص قرآن توجه کنيم. قرآن کريم خودش را چگونه معرفي مي کند؟ دوم اينکه اساساً جايگاه قرآن در امت اسلامي چيست و براي چيست؟ خداوند در قرآن فرمود: «ما قرآن را براي تذکر آسان ساختيم آيا کسي هست که متذکر شود؟» قرآن اوصاف گوناگوني براي خودش بيان مي کند.

همه اوصافي که خداي متعال براي قرآن بيان کرده است، بر اين است که اين کتاب از جانب خداي متعال است براي اينکه انسان به کمال حقيقي اش برسد. قرآن واسطه بين خالق و مخلوق براي سير مخلوق به کمالات الهي است. اين حقيقت مسئله است. در واقع قرآن شناخت خدا، شناخت فعل خدا و شناخت هدف اين فعل است. قرآن کريم اين سه مطلب را بطور اساسي بيان مي کند. رسيدن به اين سه مسئله کلي که مسائل ديگري را هم در زيرمجموعه خود دارد، نياز به فهم قرآن دارد. فهم قرآن راهکار دارد. خداوند در قرآن فرمود؛ «ما آن را قرآني عربي نازل کرديم، شايد شما درک کنيد (و بينديشيد)!» پس براي به کار افتادن عقل، فکر و فهم ماست لذا در آياتي مي فرمايد که ما اين آيات را براي کساني مي فرستيم که تفکر مي کنند و مي فهمند. به دليل اينکه قرآن عربي است، براي فهم آن شناخت زبان قرآن لازم است. اين شناخت هم مراحلي دارد. يک مرحله شناخت عمومي براي مردم است که از طريق ترجمه قرآن به دست مي آيد. براي به دست آوردن شناخت هاي بعدي بايد به تدريج و مرحله به مرحله پيش رفت که از طريق کارکردن روي مفاهيم و لغات قرآن و همينطور رجوع به تفسير قرآن حاصل مي شود. تفاسير هم در رده هاي مختلفي تدوين شده است. برخي از تفاسير مانند تفسير نور آقاي قرائتي جنبه عمومي دارد که براي عموم بسيار خوب است. اين زحمت را علماي ما کشيده اند. البته بعد از مرحله ترجمه. براي فهم تخصصي قرآن لازم است که انسان ادبيات قرآن شامل علوم صرف، نحو، معاني و بيان که حوزه هاي علميه اين کار را انجام مي دهند، فرا بگيرد تا از اين طريق بتواند معارف قرآن را در ابعاد مناسبش استخراج کند. تا اينجا نتيجه اين شد که فهم قرآن براي همگان است اما هرکس به اندازه خودش. عموم مردم براي استفاده و فهم قرآن بايد با ترجمه هاي سليس و صحيح آشنا شوند.

* کدام ترجمه به نظر مناسب تر می رسد؟

- ترجمه آيت الله مکارم، ترجمه خوبي است. ترجمه هاي ديگر هم هست نمي گويم اين ترجمه باشد و ديگران نباشند. هرچه مترجمين از عالمين به قرآن باشند که مراد قرآن فهميده شود، ترجمه شان با مفاهيم مقصود خداي متعال منطبق تر است.

پس از آشنايي با ترجمه و تفاسير ساده، با تفاسير مفصل تر مانند تفسير نمونه آشنا شوند. براي فهم تخصصي هم آشنايي خاص با قوانين و قواعد زبان قرآن و درس تفسير ديدن نزد مفسرين لازم است.

* مفهوم تدبر چيست و چه راهکارهایی برای تدبر در قرآن وجود دارد؟

- تدبر بي ارتباط با فهم قرآن نيست. مقدار زيادي از فهم قرآن به تدبر در قرآن تکيه مي کند. همان طور که فهم قرآن داراي مراتبي است، تدبر در قرآن هم اينگونه است. تدبر در قرآن به معناي عميق شدن در مضامين آيات است. اين عميق شدن يک وقت براي رسيدن به مقصود خدا از آيات و يک وقت براي رسيدن به علت آن مقصود است. تدبر از دَبر به معناي دنبال کردن و دنباله داشتن مي آيد. به اين معنا که وقتي انسان آيه را مي خواند، رهايش نکند، پيگيري کند. سپس از درک ترجمه، يک معرفت ابتدايي از آيه و آيات به دست مي آيد، سپس ببيند اين معرفت مي خواهد به ما چه چيز بفهماند؟ اگر يک معرفت عملي است، آن را به کار ببندند. اگر قصه است، مي خواهد انسان عبرت بگيرد پس عبرت بگيرد. يا يک تنبهي است که مي خواهد انسان را به عالم غيب متوجه کند. به لحاظ مقاصدي که انسان از ورود در قرآن دارد، تدبر هم عمق پيدا مي کند. عمده مباحث تفسيري قرآن در اثر تدبر به دست مي آيد. ارتباط آيات با يکديگر و فهم پيوستگي ابتدا و انتهاي آيه با تدبر حاصل مي شود.

تفسير دو گونه است. تفسير ترتيبي که از ابتداي قرآن آغاز مي شود مانند تفسير نور، نمونه و الميزان.

نوع ديگر، تفسير موضوعي است که براي نمونه آيات مرتبط با موضوع توحيد را استخراج و تفسير مي کنند. از تفسير و تدبر موضوعي علوم خاصي مانند کلام، فقه و اخلاق به دست مي آيد. اينها تدبرهاي خاصي را مي طلبد. برخي در باب علوم قرآني کتاب نوشته اند. مانند کتاب «قرآن در اسلام» اثر علامه طباطبايي. از اهل سنت هم در اين باب کتاب نوشته اند. در شيعه هم به طور مفصل تر، آيت الله معرفت کتاب نوشته است. ماهيت تدبر در قرآن موشکافي آيات است. يک نحوه ديگر تدبر، اين است که شخص بخواهد تذکر پيدا کند. يک وقت تدبر براي رسيدن به معارف علمي است و يک وقت براي تنبه و تذکر.

* معروف است که قرآن علاوه بر ظاهر، باطني دارد. پيامبر اکرم(ص) فرمودند: قرآن بطن دارد و آن بطن هم هفت بطن دارد و برخي تا هفتاد بطن هم گفته اند. چطور مي توان به بطن قرآن رسيد؟

- همان طور که طي مقاطع تحصيلي در دانشگاه تدريجي و مرحله به مرحله است، اين مسئله هم به تدريج به دست مي آيد. ابتدا فهم و تدبر عمومي و تخصصي پيدا کند و براي اينها استاد ببيند.

* بدون اين لوازم امکان رسيدن به بطن قرآن وجود ندارد؟

- مباحث اوليه را انسان بدون مربي و معلم نمي تواند فرا بگيرد چه برسد به باطن.

برخي از مراحل به تزکيه نفس نياز دارد. رسيدن به مراحل باطن قرآن احتياج به تزکيه نفس دارد. مرحله فهم و تدبر اوليه قرآن، شان نزول، مطالعه تفسير و مباحث مفهومي بطني به تزکيه خاص نياز ندارد. اما اگر بخواهد معاني عميق تر را در خودش بيابد، به تهذيب نياز دارد. قرآن مراتب دارد. مراتب عاليه اش مختص ائمه طاهرين(ع) است و به دست هرکسي نمي رسد. قرآن فرمود «و جز پاکان نمي توانند به آن دست زنند [دست يابند].»

قرآن در مقام تنزل داراي چند مرحله است. در مبعث نبي اکرم(ص) مرحله ظاهري و الفاظ بر قلب ايشان نازل شده است و تا آخر عمر ايشان به تدريج اين کلمات به مناسبت هاي مختلف نازل مي شده است که نزول تدريجي است. مرحله ديگر نزول دفعي است که در آن 2 تفسير است. برخي مي گويند همه آيات قرآن يک مرتبه نازل شده است. برخي بالاتر تفسير کرده اند. علامه طباطبايي فرموده است قرآن يک حقيقت بسيطي دارد که از قبيل مفاهيم و الفاظ نيست، از قبيل حقايق است که در شب قدر فقط بر قلب نبي اکرم(ص) و اهل بيت(ع) نازل شده است.

قرآن فرمود: «که آن قرآن کريمي است»، «که در کتاب محفوظي جاي دارد»، «و جز پاکان نمي توانند به آن دست زنند [دست يابند].» «ما آن [= قرآن] را در شب قدر نازل کرديم» در سوره دخان مي فرمايد «ما آن را در شبي مبارک نازل کرديم». سپس چگونگي نازل شدنش در شب مبارک را توضيح مي دهد.

آيات ابتدايي سوره زخرف حقايقي را درباره قرآن بيان مي کند:

«که ما آن را قرآني فصيح و عربي قرار داديم، شايد شما (آن را) درک کنيد!» و آن در «ام الکتاب» [لوح محفوظ] نزد ما بلندپايه و استوار است!»

* حقيقت قرآن که در اين آيه به آن اشاره مي شود، چيست و چه کم و کيفي دارد؟

- اين را ديگر ما نمي فهميم. پس بطور عميق نمي توانيم وارد آن شويم. مي فرمايد ما قرآن را نازل کرديم شايد شما اين را بفهميد. ما وارد همين عربي قرآن بشويم، عمري را در درک معارف آن به سر خواهيم برد تا اينکه ان شاءالله استفاده کنيم.

ورود در قرآن طهارت هاي باطني لازم را دارد. شخص بايد علاوه بر تحصيل علوم ديني در مسير تهذيب هم قرار بگيرد. لذا از خود مرحوم علامه طباطبايي نقل شده که وقتي براي نوشتن تفسير دست به قلم مي شوند، همينطور معارف سرازير مي شود و مدتي بدون نقطه مي نوشتند. همسر شهيد قدوسي از ايشان سوال مي کند چرا شما بدون نقطه مي نويسيد سپس نقطه مي گذاريد؟ ايشان مي فرمايند من همين که دست به قلم مي شوم، اين معارف سرازير مي شود، مي ترسم که نقطه بگذارم متوقف شود.قرآن يک چنين حقيقتي است. مي خواهد انسان را از درک هاي نسبت به اين عالم، به عالم غيب مطلق ببرد. قرآن فرمود «عالم الغيب و الشهاده» داناي پنهان و آشکار است. «و عنده مفاتح الغيب لايعلمها الاهو» کليدهاي غيب، تنها نزد اوست و جز او، کسي آنها را نمي داند.

«حارثه بن مالک» مدتي خدمت پيامبر اکرم(ص) بوده است. از خواب و خوراک افتاده بود. مي گفت من ناله اهل جهنم را مي شنوم. بهره بهشتيان در بهشت را مي بينم.ايمان بايد مدام در قلب تثبيت شود و باورها قوي شود و با عمل صالح توام شود. مدام تعلقات زدوده شود تا انسان از عالم حس خارج و به عوالم ماوراي حس راه پيدا کند که مراتب دارد. عوالم غيبيه بطن در بطن است. قرآن هم مطابق با عوالم غيبيه الهي و هم خود انسان است. انسان ظاهر و باطني دارد. چشم و گوش و... ظاهر است. انسان آنچه را مي بيند را مي تواند در خارج از آن زمان با باطن و مرحله وهم و خيالش تصور کند. انسان باطن باطنش عقل است و باطن باطن باطنش روح و درک هاي قلبي.

* چطور می توان از قرآن مهجوريت زدایی کرد؟

- وقتي ما مسلمانان توجه به چيستي و هدف قرآن داشته باشيم، مشاهده مي کنيم که ماهيت مسلماني ما ارتباط با قرآن دارد. در واقع شناسنامه ما قرآن است. اگر بخواهيم در وادي اسلام و ايمان قرار بگيريم، بايد با اين شاخص حرکت کنيم. قرآن را محور حرکت عملي زندگيمان قرار دهيم. با معارف قرآن در مراحل گوناگون آشنا شويم. خود و فرزندان را با تلاوت، ترجمه و مفاهيم قرآن آشنا کنيم. اينکه رهبر معظم انقلاب به حفظ قرآن توجه مي دهند به اين دليل است که افراد به صحنه بيايند. و گرنه خود حفظ قرآن اصالت ندارد. حفظ قرآن پلي مي شود تا در مفاهيم قرآن بيفتيم و فکر قرآني پيدا کنيم. علوم قرآني را محور معارفمان قرار دهيم. اينها همه مقدمه براي عمل و به کار بستن است. باورهايمان طبق معارف اعتقادي قرآن محکم شود. به دستورات قرآن عمل کنيم. دستورات قرآن نوعا کلي است. اين دستورات بايد جزئي شود. چطور؟ برويم در خانه نبي اکرم(ص). قرآن مي فرمايد از اهل ذکر بپرسيد که اهل بيت(ع) هستند. به غيراهل بيت(ع) نمي توان اهل ذکر گفت. اگر اينطور برويم قرآن را از مهجوريت درآورده ايم.

اما اگر فقط به ظاهر قرآن توجه کنم و به اين مسائل نپردازيم قرآن باز هم مهجوريت دارد. رسالت قرآن اين است که ما عبد بشويم. در زندگي فردي عبوديت را پياده کنيم و در عرصه خانوادگي، اقتصادي و اجتماعي دستورات بندگي را پياده کنيم. فرهنگمان، فرهنگ قرآني شود. اکنون قرآن در بين مسلمين واقعا مهجور است.

اکنون تفکرات غربي در فرهنگ خانوادگي ما، دانشگاه ها و کارخانه ها آمده است، و قرآن هنوز مهجور است. اگر مهجوريت قرآن بخواهد از بين برود بايد معارف قرآن را در موارد مختلف بفهميم. حيات طيبه و نحوه زندگي را بفهميم، و آن را در عمل و سلوک فردي و اجتماعي خود پياده کنيم.

* وظيفه علماء، دولت اسلامی و مردم و مؤمنين در اين زمينه چيست؟

- وظيفه علماء مطرح کردن اين مسائل است. وظيفه مردم ياد گرفتن و پياده کردن است و وظيفه دولت اسلامي محقق کردن دستورات قرآن است. سياست، اقتصاد، دانشگاه و علوم انساني قرآني شود. يک جرقه اش زده شده و آن انقلاب اسلامي است اما بقيه اش نه. هنوز در مهجوريت هست. بايد درصدد يک انقلاب فرهنگي در علوم انساني باشيم و اساتيد و کتاب هاي ما بايد زير و رو شوند. اساتيد پخته به روش هاي علوم انساني، محتواي علوم انساني که از قرآن و سنت گرفته مي شود را تدوين کنند. رهبر معظم انقلاب فرمودند«توليد علم. علوم انساني بايد پشتوانه قرآني پيدا کند» اگر مسائل روانشناسي و جامعه شناسي را داشته باشيم، يک معارف دين را هم کنارش بگذاريم، اينطوري دانشگاه اسلامي نمي شود.

* شاخصه های عمل به قرآن و کاربردی کردن آموزه های قرآن در ساحت فردی و اجتماعی چيست؟

- شاخصه اوليه عمل به قرآن اين است که براي فهم قرآن و معارف گوناگون آن به در خانه پيامبر اکرم(ص) برويم. پيامبر اکرم(ص) هم با بيانات گوناگون شان ما را به در خانه اهل بيت(ع) ارجاع مي دهد.

قرآن براي اين است که زندگي دنيايي ما را در شئون گوناگون به عالم آخرت ربط دهد. يعني همه شئون زندگي دنيا آنطور که خدا خواسته و آفريده و مطابق با دستورات شرع مقدس بايد حفظ شود. دستورات شرع مقدس هم با تبعيت از دستورات پيغمبر اکرم و اهل بيت(ع) در مرحله اول به انجام واجبات در شئون گوناگون زندگي توجه دارد. در زندگي عبادي، خانوادگي و اقتصادي و در روابط اجتماعي نخست به واجبات. حکومت نيز موظف است به واجبات و دوري از محرمات عمل کند. اين در مراحل اصلي است. در ابعاد و شئون گوناگون جامعه اسلامي بايد عمل به واجبات و دوري از محرمات فرهنگ شود. که البته به کار فرهنگسازي و تعليم و تعلم نياز دارد. ابعاد گوناگون جامعه اسلامي بايد با همديگر در اين جهت متمرکز شوند. حکومت از زمينه هاي بسيار مهم و خوب در اين جهت است اما ما بايد ابتدا ببينيم عالمان و رهبريتمان در مسائل مختلف از ما چه خواسته اند. سپس به مسائل شاخه اي اسلام که انجام مستحبات و رعايت کردن مسائل اخلاقي است بپردازيم که اگر مسائل واجب عمل شود، قهراً آن شاخه ها هم خودش توليد مي شود.

* از عنايت حضرتعالي و وقتي که در اختيار ما قرار داديد، بسيار ممنونيم.

- ان شاءالله که موفق باشيد. خداي متعال ان شاءالله به شما توفيق دهد که بتوانيد معارف اسلام را آن طور که هست، نشر دهيد.

روزنامه كيهان، شماره 21091 به تاريخ 4/4/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

Powered by TayaCMS