دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کارآمدى تمدّن اسلامى در عصر اطلاعات ـ ارتباطات (قسمت اول)

نوشتار حاضر درباره کارآمدى تمدّن اسلامى در عصر اطلاعات و ارتباطات سخن مى گوید. و بدین منظور شایسته و منطقى به نظر مى رسد که از تحلیل آغاز و به ترکیب انجام بپذیرد. معناى این گزاره این است که ابتدا سازه ها و واژگان عنوان یاد شده به طور جداگانه تحلیل تفسیر و معنى بشوند...
No image
کارآمدى تمدّن اسلامى در عصر اطلاعات ـ ارتباطات (قسمت اول)
نوشتار حاضر درباره کارآمدى تمدّن اسلامى در عصر اطلاعات و ارتباطات سخن مى گوید. و بدین منظور شایسته و منطقى به نظر مى رسد که از تحلیل آغاز و به ترکیب انجام بپذیرد. معناى این گزاره این است که ابتدا سازه ها و واژگان عنوان یاد شده به طور جداگانه تحلیل تفسیر و معنى بشوند و سپس معنى و نتیجه اى که از ترکیب آنها بیرون داده مى شود باز نموده شود. به همین جهت از کارآمدى مى آغازیم: کارآمدى کارآمدى فرایندى است که جلوه خارجى همارگى پاگیرى و استوارى چیزى (تمدّن دین حکومت اخلاق نظام اقتصادى نهضت فرهنگی…) را در دراز مدت پایندان مى کند. با توجه به معناى یاد شده کارآمدى هویت دگرگون پذیر و پیامد اثبات گرانه دارد. هویت دگرگون پذیر کارآمدى خواهان و همراه مفاهیم و فرایندهاى زیر است: 1. تدریجى بودن; یعنى کارآمدى ساختارها هنجارها ارزشها دیدگاه ها نظامها… در روند تدریجى و زمان مند به حقیقت مى پیوندند. از این روى کارآمدى هیچ نظام و سیستمى را به طور آنى نمى توان تجربه کرد. چنین ویژگى مى طلبد تا بازدارنده ها زمینه ها و شرایط بیرونى را در کارآمد شدن در نظر گرفت و بر این باور بود که کارآمدى در محیط پُر از بازدارنده معنى مى دهد. 2. سازوارى: سازوارى را دوگونه مى توان معنى کرد: 1. براى کارآمدى هر امرى (دین تمدّن اقتصاد…) قلمرو روشن نمایان و ویژه لازم است به گونه اى که در بیرون از قلمرو یاد شده طرح کارآمدى مقوله بى خاصیت بیش نیست. 2. چنانکه کارآمدى پیوند گسست ناپذیر با آشکار و نمایان بودن قلمرو دارد با اصول قواعد و هنجارهاى پذیرفته شده و حاکم نیز چنین است. یعنى اصول قاعده ها و هنجارهاى ویژه اى بر کارآمدى هر امرى حاکم است تا جایى که حفظ و کاربرد همان قاعده ها و هنجارها در بخش و یا مرحله ناسان کارآمدى را به ضد آن دگر مى سازد در مَثَل اصل تراکم تمرکز تولید انبوه همسان سازى بیشینه سازی… در تمدّن صنعتى گذشته از آن که مناسب با سطح تکاملى تکنولوژى همان مرحله است جهت رشد و ماندگارى حیات اجتماعى علمى اقتصادی… در تمدّن یاد شده نیز لازم و ضرورى است. ولیکن کاربرد و ماندگارى هنجارها و اصول یاد شده در مرحله فراصنعتى پیامدهاى نگونسارى به دنبال مى آورند. یعنى اگر یک نهاد و سازمان تولیدى خدماتى و مدیریتى در تمدّن فراصنعتى از اصول (تراکم انبوه گرایى همسان سازی…) چیره تمدّن صنعتى در حوزه هاى اقتصادى آموزشى و سامان دهى استفاده کند ناگزیر کارآمدى نهادهاى یاد شده در عرصه هاى یاد شده سیر نزولى پیدا مى کند. به این ترتیب حفظ اصل سازوارى در دو معناى یاد شده بقاى کارآمدى را پایندان مى کند. 3. جاىگزینى سازه ها: برنامه ریزى و ساختار را مى توان از مهم ترین سازه هاى کارآمدى دانست. و چیزى که جاى گزینى مى فهماند این است که آن دو (برنامه ریزى و ساختار) دگرگون شونده و تکامل پذیرند از این روى یک برنامه با ساختار تکامل ناپذیر در درازمدت فرایند کارآمدى را نمى تواند حفظ کند. و براى این مهم تجدیدنظر در ساختارها و برنامه ها لازم و منطقى مى نماید. پى آمد اثبات گرانه کارآمدى: کارآمدى امرى آونگان نیست بلکه هماره چیزى به آن پیوسته است. مانند کارآمدى تمدّن اسلامى کارآمدى تمدّن غربى کارآمدى دموکراسى و مردم سالاری… و به طور دقیق همین پیوست سبب مى شود تا کارآمدى روى به سوى ثابت کردن آن داشته باشد. البته آنچه کارآمدى در پى ثابت کردن آن است شامل دسته گسترده اى از امور است که مى توان آنها را در دو محور کلى بیان کرد: اول. حقانیت: این عنصر در قرآن کریم به زیباترین زبان بیان شده است. آن جا که حضرت ابراهیم خلیل همه بتها جز بزرگ ترین آنها را مى شکند و تبر را در گردن آن مى آویزد. مشرکین پس از بازگشت و رویارویى با این رخداد سخت آشفته و در ضمن شگفت زده مى شوند. سراغ ابراهیم خلیل را مى گیرند و در هنگام برخورد بى درنگ مى پرسند:(قالوا ءَأَنتَ فعلتَ هذا بالهتنا یا ابراهیم).1 ابراهیم پیامبر در پاسخ مى فرماید:(قال فَعَلَهُ کبیرهم هذا فَسئَلُوهم ان کانوا ینطقون).2 در این گفتمان حق بودن دین توحیدى که ابراهیم خلیل رسالت آن را به دوش دارد با زبان و منطق کارآمدى ثابت مى شود. چون حضرت با نفى سخن گفتن بت و ناتوانى آن از دفاع از خویشتن در اساسى ترین قلمرو آموزه کیش بت پرستى حق بودن آن را در هم مى شکند و این پیام و معیار را زنده مى کند که تنها دین و روشى که بر بنیاد استدلال و منطق و توانشهاى عملى استوار است کارآمد است. دوم. حقانیت: کارآمدى گذشته از این که از عقلانیت سرچشمه مى گیرد .اثبات گر آن نیز هست. یعنى فرایند کارآمدى همان گونه که برآیند تکاپوى عقلى بشر است هر امر کارآمدى نیز عقل پسند است و تفسیر عقلانى مى پذیرد. تمدّن درباره معنى و مقصد (تمدّن) سخن بسیار گفته شده است. هر چند به زیادى سخن در مورد (فرهنگ) نمى رسد. جمعى چون اندیشه وران آلمانى سده نوزدهم فرهنگ و تمدّن را دو مقوله به طور کامل جداى از هم مى دانند و بر این باورند که تمدّن بیان کننده داده هاى مادى تلاشهاى بشرى است. برخلاف فرهنگ که نماد دستآوردهاى معنوى و فکرى اوست. جمعى دیگر چون هانتنگتون بر این باورند که تمدّن و فرهنگ یکى است: ([فرهنگ و تمدّن] شیوه کلى زندگى گروهى از مردم اشاره دارند و تمدّن همان فرهنگ است در ابعادى بزرگ تر.)3 شمارى دیگر تمدّن را نتیجه فرایند تکاپوهاى فرهنگى مى دانند و مى گویند: (تمدّن نتیجه فرایند اصیل و ویژه اى از خلاقیت فرهنگى است که محصول کار گروه خاصى از مردم باشد.)4 و یا: (سرنوشت اجتناب ناپذیر فرهنگ است.)5 شمارى دیگر از جمله علاّمه محمد تقى جعفرى تمدّن را ریشه اى و بنیادى و بیان کننده کوشش عوامل اصیل حیات فردى و اجتماعى مى داند: (تمدّن عبارت است از تشکل هماهنگ انسان ها در حیات معقول با روابط عادلانه و اشتراک همه افراد و گروه هاى جامعه در پیشبرد اهداف مادى و معنوى انسانها در همه ابعاد مثبت.)6 به هر ترتیب آنچه مسلّم است حضور عنصر فرهنگ در تمامى تعریفها و معنیهاى ارائه شده از تمدّن است. به دیگر سخن نمى توان از تمدّن سخن گفت بدون آن که از فرهنگ یادى کرد. بویژه اگر فرهنگ را مجموعه اى از تلاشهاى بالابرنده بشرى بدانیم. در این صورت جداسازى میان تمدّن و فرهنگ سخت دشوار مى نماید; امّا نه از آن جهت که فرهنگ زاینده و یا شناساننده تمدّن بوده باشد; بلکه به خاطر یکسانى سازه هاى ساختارى تمدّن و فرهنگ مانند: علم فن آورى اندیشه باورها ارزشها دین سنتها آداب و… و در مجموع کلیت منظم از مادیت و معنویت [معنویت به معناى فراگیر]. تمدّن اسلامى پس از شناخت اجمالى که از تمدّن به دست آوردیم تمدّن اسلامى را این گونه مى توان معنى کرد: تمدّن اسلامى بیان گر روشن گر یارى گر و بنیان گذار روش زیست و شیوه زندگى در درون یک سیستم باز با نظامى دانش گرا براى تولید انسانیت است. ادیان توحیدى بویژه دین مقدس اسلام زاینده پدیدآورنده و بنیان گذار سیستم باز براى زندگى بوده اند که در هیچ مکتب فلسفى و علمى چنین ویژگى دیده نمى شود. سازه هاى این سیستم حیاتى عبارتند از: خدا « انسان « دنیا « آخرت خدامحورى و آخرت نگرى و پیوند انسان به خدا و دنیا به آخرت از ویژگیهاى تمدّن اسلامى است: و به همین جهت قید بنیان گذار را در تعریف و معناى تمدّن اسلامى وارد کردیم. تمدّن غربى تنها متوجه به دو سازه وسطى این سیستم; یعنى (انسان) و (دنیا) بوده و آن را با نظامى ویژه براى تولید ثروت و دارایى همراه مى کند. همان گونه که تافلر به این نکته انگشت مى گذارد: (تمدّن… به شیوه اى از زندگى اشاره دارد که با نظامى ویژه براى تولید ثروت همراه است ـ کشاورزى صنعتى و اکنون دانش پایه یا اطلاعاتى.)7 در برابر قید اخیر در تمدّن اسلامى به نظامى دانش گرا و مولّد انسانیت جایگزین شده است. و به طور دقیق همین سه قید جداشدگى و فرق این دو تمدّن بزرگ را مى نمایاند. این که در معناى تمدّن اسلامى قیدهاى: روشن گر و تأیید کننده و یارى گر آورده شد بیان این واقعیت است که تمامى دستاوردها و داده هاى سره و ناب بشرى در حوزه هاى حقوقى مدیریت صنعت تکنولوژى علم خدمات بهداشت سیاست اقتصاد… که در خدمت بشر و در جهت رشد و تکامل جامعه بشرى باشند مورد پذیرش اسلام بوده و در چارچوب تمدّن اسلامى جذب مى شوند و معنى مى دهند چون در غیر این صورت بدنه میان تمدّن اسلامى (انسان و دنیا) حذف خواهد شد که پیامد ناگزیر آن نابودى تمام سیستم یاد شده است. برداشت و فهم یاد شده از تمدّن اسلامى از ترکیب چند آیه کریمه ذیل به خوبى نتیجه گیرى مى شود: 1. (ن والقلم ومایسطرون.) القلم1/ به دوات و قلم و آنچه مى نویسد سوگند. 2. (اقرَأ وربّک الاکرمُ الذى علّم بالقلم علّم الانسان مالم یعلم.) علق2/ ـ 5 بخوان خداوند نیکوکار خود را. آن خدایى که به خامه درآموخت آدمى را آنچه نمى دانست. 3. (وابتغِ فیما ءَاتیک اللهُ الدار الآخرة ولاتنس نصیبک مِن الدنیا واَحسنْ کما احسن الله الیک ولاتبغ الفساد فى الارض انّ الله لایُحبُّ المفسدین.) القصص77/ از آنچه خدا به تو داده سراى آن جهان را بخواه و بجوى و بهره زندگانى خود را در این جهان هم مگذار و فراموش مکن و با مردم نیکویى کن هم چنان که خداوند با تو نیکویى کرده و در زمین تباه کارى مجوى که خداوند تباه کاران را دوست ندارد. در آیات مبارکه یاد شده خدا باورى انسان محورى دانش گرایى دنیاگزینى آخرت جویى و پیوند آنها به یکدیگر که از ستونهاى اصلى تمدّن اسلامى هستند به روشنى آمده است. آیا گزاره کارآمدى تمدّن [تمدّن اسلامى] گزاره معنى دار و بخردانه اى است؟ منطقى ترین روش پاسخ به پرسش یاد شده بازنمایى پاره اى از ویژگیهاى (تمدّن) است: ویژگی‌هاى تمدّنها هر تمدّن اصیل خواه دینى و خواه غیر دینى داراى ویژگیهایى است: 1. تکامل پذیر: در تاریخ حیات بشرى هیچ تمدّنى را نمى توان نشان داد که در آغاز تولدش کامل بوده باشد. فرایند تکمیل در مسیر ادامه حیات و پس از دادوستد با تمدّنهاى دیگر تلاش بى وقفه هنرى فنى علمى اخلاقى معیشتى حکومتى و… انسانها آغاز مى گردد و تا بقاى انسان این فرایند ادامه دارد. از این روى هیچ تمدّنى (بویژه در عرصه دنیا و انسان) نمى تواند ادعا بکند که سیکل تکاملى اش به پایان رسیده و به تمامى پایه هاى آن رسیده است. 2. توسعه و تضییق پذیر: تمدّنها به جهت جذابیتها و کارکردهاى فراگیر و بشرى سازه هاى آن در عرصه اقتصاد جامعه خدمات… مثل علم فن آورى دین… از زادگاه خویش به فراسوى آن دو گسترش مى یابند و انسانهایى که از نظر زبان، نژاد ،رنگ ،طبقات اجتماعى ، وضعیت اقتصادى، اندیشه و فکر گوناگون هستند پوشش مى دهد. چون تمدّن اسلامى که به فراسوى شبه جزیره عربستان (حجاز) تا اروپا آمریکا آسیا… بالهاى خویش را باز و پهن کرده است و یا تمدّن غربى که در جغرافیاى طبیعى و زیستى مختلف نفوذ و حضور دارد. وممکن است تمدّنى به جهت نبود ویژگیهاى یاد شده در عناصر و سازه هاى آن تنها در زادگاه خود باقى بماند و پس از اندى قلمروش محدودتر نیز بشود. 3. افزایش و کاهش پذیرى: هر تمدّنى در مسیر تکامل برخورد و دادوستدش با فرهنگها و تمدّنهاى دیگر از حیث ساختار درونى فربه تر افزون تر و یا لاغرتر و کم تر مى گردند. در مَثَل جذب و پذیرش تکنولوژیهاى نوین در تمدّن اسلامى و یا پذیرش آخرت گرایى و معنویت پذیرى از جانب تمدّن غربى هر کدام را فربه تر از گذشته مى نمایاند. 4. فناپذیرى: تمدّنهاى خاص در اثر پدیده هاى جغرافیایى معرفتى هنرى اقتصادى اعتقادی… پس از مدتى نابود مى شوند. چنانکه امروز از 21 یا بیش تر تمدّن شناخته شده 8 یا 7 تمدّن بزرگ باقى هستند. 5. پایان ناپذیرى: منظور از پایان ناپذیرى فناناپذیرى نیست. چون گفته شد هر تمدّنى ممکن است روزى نابود بشود; بلکه مراد این است که تمدّن به مانند روش زیست تا زمانى که حیات بشرى در گیتى دوران و سیلان داشته باشد پایدار خواهد ماند گرچه اشکال متنوعى از آن تجربه خواهد شد. 6. تمامى ویژگیهاى تمدّن حالت تدریجى دارند. یعنى پیدایش فرسایش افزایش و… زینه زینه و پله پله انجام مى گیرد. به این ترتیب تمدّن هویت دینامیک دارد. با توجه به وصفها و ویژگیهاى یاد شده براى تمدّن گزاره (کارآمدى تمدّن) نه تنها معنى دار بلکه فهم آن ویژگیها در کنار مقوله کارآمدى ممکن مى گردد. و کارآمدى از مهم ترین انگیزه ها و عنصرهاى به حقیقت پیوستن ویژگیهاى یاد شده است. ویژگیهاى عنصر اطلاعات و ارتباطات (جوامع انفورماتیک) عصر ارتباطات و اطلاعات گرچه تولد یافته و مراحلى از زندگى خویش را نیز سپرى کرده و با گذشت هر روز چیرگى اش بیش از پیش گسترش یافته; امّا هنوز تمامى هویت پیامدها و لازمه هاى آن به حقیقت نپیوسته و درگذر ایام بخشهاى ناپیداى آن هویدا و چهره ناقص آن کامل و کارکردهاى نوین و ویژه اش نمایان خواهد شد. به همین جهت داورى جامع و فراگیر درباره ویژگیهاى این عصر نمى توان داشت; لیکن مى توان ویژگیهایى که تا اکنون در این عصر تولد یافته اند بیان کرد بدین شرح: اول. پویایى شکوفایى و چیرگى عقلانیت بشرى بویژه علم و تکنولوژى علم محور. دوم. گوناگونى و بسیارى فکرى و روشى; یعنى در این عصر نه تنها روشها و اندیشه هاى گوناگون و ناسان تولید شده بلکه فراتر از آن در سامان دهى حیات بشرى در عرصه هاى گوناگون زیستى به کار گرفته مى شوند و هیچ اندیشه و روشى فراتر از نقد و بازبینى دوباره قرار نگرفته بلکه همیشه و همه گاه پالایش مى شوند و در فرجام تکامل مى یابند. پى آمد ناگزیر و منطقى چگونگى یاد شده تولد تعهد به خرد جمعى و نفى دیکتاتورى و توتالیتاریزم فکرى و روشى است. سوم. لازمه تولد و اعتماد و احترام به خرد جمعى توسعه مشارکت نظارت دخالت و هماوردى مردم در تمامى کارهاى حیاتى اعم از سیاسى اقتصادى علمى تکنیکى اخلاقى فرهنگى دینی… است. از این روى رقابت نظارت مشارکت دخالت … از حقوق اساسى و حیاتى انسان در این عصر شناخته شده است. چهارم. دانش و اطلاعات سرچشمه قدرت و اقتدار سیاسى اقتصادى فرهنگى اجتماعی… مى گردد و به مانند معیار و ملاک جامعه پذیرى عمل مى کند. به همین جهت در عرصه سیاست دانشمندان اندیشوران تکنسینها… قدرت سیاسى را به دست خواهند گرفت. و در میدان اقتصادى مدیران بیش تر از سرمایه داران درآمد کسب مى کنند. و در میدان هماوردى و تلاش براى پیشى جُستن پیروزى از آنِ کسى است که دانش فراوان و اطلاعات گسترده و طبقه بندى شده در اختیار دارد. کار و تولید بیش از آن که به قدرت عضلانى و نیروى فیزیکى وابسته باشد به قدرت فکرى و نیروى دانش متکى مى شود. پنجم. چند شخصیتى و گسترش کوششها و تلاشهاى خدماتى و مدیریتى از ویژگیهاى دیگر این عصر به شمار مى آیند. ششم. شتاب در دادوستد رد وبدل و پیوند و افزایش رویکرد به ارزشهاى فرا مادى مانند محیط زیست رفاه عمومى و…. موردهاى یاد شده محورهاى کلى و در ضمن اساسى ویژگیهاى عصر اطلاعات و ارتباطات را تشکیل مى دهند بیان دگرگونی‌هاى جزئى و مصداقى و نیز شرح فرایند و سازوکار ویژگی‌هاى یاد شده در حوزه هاى سیاسى اقتصادى آموزشى پژوهشى خدمات بهداشت فرهنگ دین علم ادبیات هنر… بیرون از هدف این نوشتار است. سازوکار کارآمدى تمدّن اسلامى در عصر اطلاعات عصر اطلاعات و ارتباطات فرآمده تمدّن غربى بوده و نسبت به تمدّن اسلامى پدیده بیرونى شمرده مى شود هر چند عناصر بنیادین آن در تمدّن اسلامى ریشه دارند و یا یافت مى شوند و به همین جهت تمدّن اسلامى مى تواند با آنها سازگارى بىآبد. از جانبى دیگر این عصر به جهت ویژگیها کارکرد و حقوق جدیدى که براى انسان پدید آورده است مانند حق برقرارى پیوند با دیگران حق تولید و پخش پیام حق دستیابى به منابع اطلاعاتى و… از نیازهاى اساسى حیات انسانى به شمار مى آید و نمى توان آن را از گردونه حیات بشرى حذف کرد. و سرّ نفوذ تند و سریع آن نیز در همین نکته نهفته است. ا لبته این به معناى بى کم وکاست بودن این عصر و نیز ایده آل ترین مرحله زندگى بشر نیست. با توجه به دو مسأله بالا این عصر چون موج وارد تمدّن اسلامى شده و خواهد شد و یا تمدّن اسلامى ناگزیر از رفتن به سوى آن است. به طور طبیعى جایگاه این عصر دو جزء اساسى سیستم تمدّنى اسلام یعنى انسان و دنیاست که با دو جزء محورى دیگر این سیستم; یعنى خداباورى و آخرت پذیرى پیوند حاصل کرده و به این ترتیب از رشد ناهماهنگ این عصر و نیز از پیامدهاى نادرست آن مانند معنویت ستیزى سرخوردگى و… جلوگیرى به عمل مى آید. و از این راه تمدّن اسلامى بار دیگر براى بشریت خدمت بزرگى را ارائه خواهد کرد. به طور طبیعى این خدمت مرهون کارآمدى تمدّن اسلامى در چنین عصرى است که از این پس به روشن گرى عناصر و سازوکار آن مى پردازیم: کارآمدى هر امرى به سه پایه عنصر یا فرایند استوار است که به طور طبیعى تمدّن اسلامى آن سه را جهت کارآمدى مى باید در خود فراهم آورد. اوّل. تعیین هدفها: این هدفها دسته گسترده اى را در بر مى گیرند; ولى در مجموع در سه مرحله یا هدف مى توان آنها را بیان کرد و پى گرفت: 1. هدفهاى نهایى. 2. هدفهاى میانى. 3. هدفهاى اولى یا کوتاه مدت. در تمدّن اسلامى این سه هدف نیز وجود دارد: هدف نهایى تمدّن اسلامى استوارسازى پایه هاى جامعه انسانى خدامحور است. هدف میانى تمدّن اسلامى برآوردن حقوق انسانى و حقوق الهى در سایه یک نظام حقوقى. هدف اولى تمدّن اسلامى استقرار و گسترش عدالت اجتماعى است.دو هدف اخیر گذشته از آن که هویت هدفى دارند در مراحلى به مانند روش رسیدن به هدف نهایى نیز کاربرد دارند. دوّم. آمادگى هماهنگ شدن با هر محیط و شرایط: این عنصر و عامل دربرگیرنده دو فرایند است: 1. فرایند نفوذ و تأثیر. 2. فرایند پذیرش و جذب. فرایند نفوذ و تأثیر بدین معناست که تمدّن اسلامى مى باید پیام خود را به گونه اى عرضه بدارد که در دنیاى معاصر و عصر اطلاعات نفوذ کرده و مورد پذیرش قرار بگیرد. این امر بستگى به روش عرضه و استوارى دورنمایه پیام دارد. و در صورت همراه نبودن این دو این فرایند نازا مى ماند. فرایند پذیرش و جذب به این صورت است که تمدّن اسلامى مى باید واقعیتهاى کاربردى منطقى و حیاتى یک جامعه (جامعه انفورماتیک) را بپذیرد و در چارچوب ساختار خویش آن را درونى نموده و با آن ادامه حیات بدهد. آمادگى و توان همسان و هماهنگ نشدن با دو فرایند یاد شده از ویژگیهاى مهم عصر اطلاعات ـ ارتباطات به شمار مى آیند. و آن دو فرایند در این عصر رشد چشمگیرى داشته اند و از دلیلهاى مهم فراگیرى تمدّن غربى و این که آگاهى مردم مشرق زمین از شخصیتها آموزه ها ارزشها دستآوردهاى مغرب زمین بیش تر از آگاهى آنان از میراث فرهنگى خودشان است. تواناسازى و گستردن دو فرایند به وسیله تکنولوژى اطلاعات ـ ارتباطات و نیز بیوتکنولوژى تکنولوژى هسته ای… است. هر چند شرایط عینى و فنى کنونى جامعه هاى اسلامى به گونه اى است که این عنصر با دو فرایندش بالندگى درخور توجه ندارند; لیکن از نظر مبنایى ریشه عمیق در تمدّن اسلامى دارند. و نیز تجربه تاریخى اسلام تا قرون 5و6 مؤید این ژرفاست. 1. (فبما رحمة من اللّه لنت لهم ولو کُنْتَ فظّـاً غلیظ القلب لانفضُّوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم و شاورهم فى الامر). آل عمران159/ پس به سبب رحمت و بخشایش از سوى خداوند چنان نرم خویى با آنها داشتى که اگر درشت خو و ستیز دل بودى از گرد تو پراکنده مى شدند. پس آنان را ببخش و از ایشان فراگذار و به ایشان آمرزش خواه و در کارى که پیش آید با آنان مشورت کن. 2. (کما اَرسلنا فیکم رسولاً منکم یتلوا علیکم آیتنا ویُزکّیکُم ویُعلّمُکُم الکتب والحکمة ویُعلّمکم ما لم تکونوا تعلمون.)بقره151/ هم چنان که فرستادیم در میان شما رسولى از نژاد شما و از شما که مى خواند بر شما آیات و سخنان ما را و شما را رهبرى و پاک مى کند و کتاب و حکمت به شما مى آموزد و چیزهایى که هرگز ندانسته اید به شما مى آموزد. 3. (وما انت علیهم بجبّار فذکّر بالقرآن من یخافُ وعید). ق45/ ما داناتریم به آنچه آنان مى گویند. و تو [اى محمّد] برایشان نه پادشاهى نه کامران پس پند ده به قرآن کسانى را که از وعده هاى بیمناک من مى ترسند. از آیات مبارکه بالا نکته هاى زیر نتیجه گیرى مى شود: الف. پیام رسان (فرد گروه جامعه) شایستگیهاى اخلاقى رفتارى معرفتی… باید داشته باشد. ب. عرضه پیام در یک سیستم باز و آزاد انجام بپذیرد و از الگوهاى به طور کامل داراى وجود خارجى و کاربردى استفاده شود. ج. پیام گذشته از آن که از حیث درونمایه گوناگون باید باشد در بردارنده گزاره ها و جُستارهاى جدید و راهگشا نیز باشد. د. پیام مى بایست مورد نقد قرار گیرد و درعرضه پیام نباید از هیچ اهرم فشار و زور استفاده بشود بلکه افزایش سطح معرفتى به مانند دار بست قبول آگاهانه و آزادانه به جِد مورد توجه قرار بگیرد. 1. (ومایستوى الاعمى والبصیر و لا الظُّلمت ولا النُّور ولا الظّـلّ ولا الحَرور و مایستوى الاحیاءُ ولا الاموات انّ الله یُسمع من یشاء.) فاطر19/ ـ22 نابینا و بینا (نادان و دانا) یکسان نیستند. نه تاریکیها با روشنى (کافر و مؤمن) هم سان باشند و نه سایه خنک با گرماى سوزان (بهشت و دوزخ) یکى باشند. و مساوى نیستند زندگان و نه مردگان. البته خداست که مى شنواند هر که را بخواهد. 2. (الاّ تزر وازرةٌ وزر اُخرى وان لیس للانسان الاّ ما سعى وانّ سعیه سوف یُرى.)النجم38/ ـ 40 هیچ کس بار کسى دیگر را نکشد. این که پاداش انسان نیست مگر آنچه خود کرده است. این که کوشش او به او نموده خواهد شد. از این آیات شریفه جُستارهاى زیر به دست مى آیند: هـ. اسباب ابزار و علتهایى که پیشرفت توسعه و تکامل حیات انسانى وابسته به آنهاست مى باید تولید و پرورش داده شوند. در این جا و در چنین واقعیتهایى فرقى میان این که آنها در چه جامعه اى (دینى ـ غیر دینى) و به وسیله چه کسانى (مسلمان ـ کافر) فراهم مى آیند وجود ندارد; بلکه به عنوان واقعیتهاى حیاتى آنها را مى باید پذیرفت و در پرورش و پاسدارى از آن کوشید. و. پایه هاى بنیادین حیات انسانى تلاش (فکرى ـ فیزیکى) اوست; از این روى مى باید بستر حقوقى امنیتى و فنى این تلاش مهیا گردد و فرآورده هاى آن قدر گذارده شود و بهره بهینه از آن برده شود. با توجه به این دو دسته از آیات کریمه به روشنى نتیجه مى توان گرفت که تمدّن اسلامى به همخوانى برابرسازى و هماهنگ سازى خود با هر محیط و شرایط به مانند روشى براى کارآمدیش توجه ویژه دارد. اینک به پاره اى از آنچه بوده و هست و رویدادهاى منطقى و کاربردى و در ضمن حیاتى که در عصر اطلاعات و ارتباطات با آنها روبه روییم اشاره مى کنیم و جایگاه آنها را در تمدّن اسلامى مى نمایانیم: الف. به صحنه آمدن عقلانیت بشرى که به گونه بسیار شفاف و انباشته در علم و تکنولوژى نوین جلوه و نمود دارد تا جایى که این دو کارآمدترین بخش در عصر اطلاعات و ارتباطات هستند. و از آن جهت که علم و تکنولوژى کم وبیش تمامى پهنه زندگى را پوشش مى دهند و اثر شگرف بر کارها و زوایاى گوناگون حیات انسان گذارده و کارکردهاى اجتماعى خدماتى و ساختارى بس بزرگ را به ارمغان آورده که پاره اى از آنها قلمرو کاربرد دین را در میدانهاى مدیریتى اجتماعى اقتصادى فنی… به ظاهر محدود نمایانده است. و از سوى دیگر ورود و بایستگى حضور علم نوین و تکنولوژى علم محور (تکنولوژى اطلاعاتى تکنولوژى زیستى با بیوتکنولوژى تکنولوژى فضایى و هسته ای…) براى پویایى و کارآمدى تمدّن اسلامى گریزناپذیر و حیاتى است. از این روى احترام و اعتماد به عقلانیت بشرى شناخت و بازشناسى قلمرو کارکرد اسلام و همین طور علم و تکنولوژى راز کارآمدى تمدّن اسلامى در عصر ارتباطات ـ اطلاعات است. تمدّن اسلامى گنجایش گسترده و آمادگى هماهنگ شدن با هر محیط و شرایط را براى بارورى و بالندگى عقلانیت بشرى دارد. براى این مهم و مدعى دو دلیل مى توان اقامه کرد: اول: تجربه موفق تاریخى تمدّن اسلامى در پرورش و اعتماد به عقلانیت بشرى. بر همگان روشن است که تمدّن اسلامى تا قرن پنجم و حتى ششم میلادى طلیعه دار و چشمه جوشان عقلانیت انسانى بوده است. و نوآورى که در قلمرو عقلانیت بشرى در تمدّن اسلامى صورت گرفته بود آن را به تمدّن پویا مولد و اصیل دگر کرد که پیامد قهرى آن توسعه عقلانیت بشرى بود. از باب مثال: (تفاوت میان جبر هندى با جبر اسلامى در روش حلّ معادلات درجه دوم و تفسیر و تعبیر علامت مضاعف آشکار مى شود. حلّ این مسأله در نزد هندیان تحلیلى است و در نزد مسلمانان هندسى. از طرف دیگر باید توجّه داشت که این حلّ هندسى بسیار زیبا و عرضه کردن آن یکى از افتخارات دانشمندان مسلمان است.)8 یا باید از جراح مخترع مسلمانِ اندلسى به نام ابوالقاسم متولد 1013م. یاد کرد که درباره اش گفته اند:(او به محصلینى که جراحى مى آموختند سه نوع دوختن: (اومشلونگن نات) (کورشنرنات) و (اخترنات) را براى دوختن شکم یاد مى داد. او نوع دیگرى هم که دو سوزن را به یک نخ مى کنند و همچنین دوختن با نخى که از روده گربه مى سازند براى دوختن محل جراحى را یاد مى داد. او اولین کسى است که براى دوختن محل جراحى و به طور کلى جراحى آن بخش از بدن که زیرناف قرار دارد توصیه مى کند که لگن خاصره و پاها را قدرى بالاتر از سطح سینه قرار دهند. این نوع قرار دادن در بین جراحان اروپا به نام شخص (ترندلن بورگ) معروفیت دارد. چیزى که مغرب زمین بدون واسطه از کاشف اسلامیش آموخته… و سرانجام در اوایل قرن بیستم نامى هم به آن داده است. نام جراح بزرگوار آلمانى فریدریش ترندلن بورگ (1924 ـ 1844) ولى کسى به آن دانشمند اسلامى که استحقاق این نام را داشت نیندیشید!)9 آنچه در این نوشتار پیداست و دنبال مى گردد تکیه برگذشته نیست; بلکه روشنگرى چگونگى و کارکرد تمدّن اسلامى در عصر کنونى و آینده است. ذکر تجربه تاریخى به عنوان یک دلیل نه بیان افتخارهاى گذشته بلکه وقوع و تکرارپذیرى تجربه یاد شده در عصر نوین است. بویژه این که عقلانیت بشرى بیش تر در قالب علم و تکنولوژى درحال و آینده نقش اساسى در هر تمدّنى خواهد داشت. دوم. منطق متن و بنیاد تمدّن اسلامى (قرآن. رفتار پیشوایان دین). منظور در دلیل دوم این است که عقلانیت بشرى با ویژگیهایى که در عصر ارتباطات و اطلاعات یابیده چه جایگاه در زبان دین پیدا مى کند. سازوارى تمدّن اسلامى با عقلانیت بشرى به چند صورت زیر بیان پذیراست: 1. مبدأ و پشتوانه حرکت در تمدّن اسلامى دانش و آگاه شدن است. چنانکه همه مى دانیم این تمدّن از (اقرأ) و (علّم) یعنى از (آگاهى و خواندن) (شناخت و معرفت) شروع مى شود:(اقرأ باسم ربّک الذى خلق… اقرأ وربّک الاکرم الذى علّم بالقلم علّم الانسان ما لم یعلم.)10 و روشى که براى تولد به حقیقت پیوستن و پایندگى این تمدّن گزینش و استفاده مى گردد به طور کامل با عقلانیت سازگار است. چون که ابتداء از اصول که بنیاد جهان بینى و انسان شناسى اسلامى را مى سازند آغاز مى کند و کم کم و با توجه به گنجاییها و گسترش زاویه ها و جایگاه هاى معرفتى ارزشى اخلاقى غریزى رفتاری… فرد و جامعه انسانى پیامش را ابلاغ مى کند:(وقرآناً فرقناه لتقرأه على الناس على مکث و نزلناه تنزیلا.)11 و قرآن را پراکنده [آیه آیه سوره سوره] آوردیم تا بر مردمان با درنگ بخوانى و آن را فرو فرستادیم فرستادنى [به سزا]. و مسائل اجتماعى حقوقى حکومتی… را یکى پس از دیگرى روشن مى کند و شرح مى دهد و تمام بدنه این روش را بر خورد منطقى آرام و آزادانه مى سازند و از زور و اجبار کار گرفته نشده است. (فلذلک فادع واستقم کما امرت… و امرت لاعدل بینکم اللّه ربّنا وربّکم لنا اعمالنا و لکم اعمالکم لاحجّة بیننا و بینکم اللّه یجمع بیننا والیه المصیر.)12 پس به آن دین و آن شریعت مردم را بخوان و بر آنچه فرمان یافتى پایدارى کن… و [بگو] مأمورم که میان شما به داد داورى کنم. خداى یگانه پروردگار ما و شماست. دین و کردار ما ما را و دین و کردار شما شماراست. میان ما و شما گفت وگویى نیست. خداوند فردا همه ما را با هم بیامرزد و بازگشت همه به سوى اوست. و نیز مى فرماید:(لا اکراه فى الدّین قد تبیّن الرشد من الغى.)13 در تمدّن اسلامى که برآمده از قرآن است هیچ گاه زور و قدرت براى وارد ساختن دیگران در درون این حوزه تمدّنى به کار نیفتاده است. علامه طباطبایى نیز این نکته را بیان کرده است:(اسلام صرفاً در مقابل معاندین و دشمنان اسلحه را به کار مى برده آن هم براى این که شرّ آنها را دفع کند نه براى این که آنان را داخل در حوزه اسلامى بنماید و خدا مى فرماید: (وقاتلوهم حتّى لاتکون فتنة.)14 از سوى دیگر پیام این تمدّن از آن (انسانیت) است نه قومیت زبان نژاد اشرافى گرى و… از این روى مى فرماید: (ما ارسلناک الاّ رحمة للعالمین.)15 (قل یا اهل الکتاب تعالوا الى کلمة سواء بیننا وبینکم ان لانعبد الاّ اللّه ولانشرک به شیئاً ولایتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه.)16 عصر اطلاعات ـ ارتباطات برآمده و تکیه زده بر دانش و آگاهى است; روشى که در این عصر خوشایند کارا و موافق هویت واقعى و کارکردى آن و به دور از زور و همسو و همگام با منطق و آزادى است. هر چند انکار نمى توان کرد پاره اى از جامعه ها که زایش چنین عصرى در آن جا بوده برخلاف هویت واقعى این عصر از روش زور اجبار و دیکتاتورى استفاده مى کنند; در مَثَل در فرانسه مانع فراگیرى دانش از سوى دانش آموزان با حجاب اسلامى مى شود. آمریکا از رفتار ضدانسانى اسرائیل با مسلمانان آشکارا حمایت مى کند و…. پیام و ارزشهایى که در این عصر کاربرد دارد و مى باید تولید بشوند ویژه انسانیت خواهد بود در غیر آن این عصر عمرى نخواهد داشت. بنابراین تمدّن اسلامى از حیث مبنا روش و محتواى پیام از پویاترین و کارآمدترین تمدّن در عصر اطلاعات ـ ارتباطات است به شرط آن که همان مبانى روش و پیام همان گونه در قرآن آمده و در رفتار پیامبر اسلام تجلى و عینیت داشت دوباره به کار افتد. 2. احترام و اعتماد به عقلانیت بشرى از دیگر واقعیتهاى این عصر است و خوشبختانه در تمدّن اسلامى به این دو امر توجه ویژه شده است. احترام به عقلانیت در تمدّن اسلامى سبب شده است که معادله تساوى میان دانش و غیر آن (جهل) فرو ریزد و از کار بیفتد که ناگزیر این به هم خوردگى موقف حقوقى مدیریتى اجتماعى و انسانى هر کدام را متفاوت مى نماید. از این روى قرآن ابتدا نفى تساوى مى کند: (هل یستوى الذین یعلمون والذین لایعلمون.)17 و سپس توزیع مسؤولیت را بر حسب شایستگى و معیار رشد بیان مى کند:(یرفع اللّه الذین آمنوا منکم والّذین اُوتوا العلم درجاتٍ والله بما تعملون خبیر.)18 در اسلام شوق انگیزى و برانگیختگى جدى نسبت به تفکر و تعقل شده و حوزه هاى گوناگون: طبیعت انسان هستى و گیتى تاریخ و رفتار بشری… براى آن معین گردیده است. لازمه این دو مقدمه یا گزاره این است که: 1. عقلانیت بشرى به معناى فراگیر آن در بردارنده عقلانیت علمى تکنیکى فلسفى دینی… مى گردد به جریان بیفتد وگونه اى از خرد جمعى پرورش بیابد; زیرا گوناگونى حوزه تفکر و خردورزى مى طلبد تا سازوکار عقلانیت یکسان نباشد و به هر مسأله و موضوعى و یا به مسأله و جریان واحد از زوایاى گوناگون با روش ویژه نگریسته شود. 2. شوق انگیزى و برانگیختگى براى خردورزى در حوزه هاى مختلف در صورتى معنى و نتیجه مى دهد که به دستاوردهاى عقل بشرى اعتماد شود که خود مستلزم به کار بستن آنهاست. و در غیر آن این برانگیختگى و پافشارى بیهوده خواهد بود:(اتأمرون النّاس بالبرّ و تنسون انفسکم وانتم تتلون الکتاب افلا تعقلون.)19 مردم را به نیکى امر مى کنید و خود را فراموش مى کنید و در حالى که کتاب مرا مى خوانید. آیا پس در نمى یابید. (وتصریف الرّیاح والسحاب المسخّر بین السماء والارض لآیات لقوم یعقلون.)20 و گرداندن بادها از هر سوى و ابرى که میان آسمان و زمین است. اینها همه نشانه هاى روشن براى گروه خردمندان است. (افلم یسیروا فى الارض فتکون لهم قُلُوبٌ یعقلون بها أو آذانٌ یسمعون بها….)21 آیا آنان در زمین سیر و سیاحت نکردند تا دلهایى داشته باشند که با آن هوشیارى دریابند یا گوشهایى که سخنان درست و راست را بشنوند… از آیات کریمه و همانند آنها که در قرآن کریم شمار درخور توجه نیز هست گستره و گوناگون عقلانیت به خوبى فهمیده مى شود. 3. به طور طبیعى هر پدیده اى که حالت بت شدگى بگیرد دوام و کاربرد اثرگذار نخواهد داشت. چون بت شدگى آن را به یک پدیده یا رویداد ایستا و راکد دگر مى سازد. عقلانیت بشرى نیز از این حکم بیرون نیست. و هر زمانى که حالت بت مانند و سنگواره اى پیدا بکند به ضدّش دگر شده و مقدمات مرگش فراهم مى آید. عصر اطلاعات ـ ارتباطات در اثر اثرگذارى گسترده و همه جانبه که تکنولوژیهاى ارتباط جمعى بیوتکنولوژی… بر اندیشه و روش انسانها گذارده است با ایستایى و بت شدگى سخت ناسازگار است; زیرا این عصر از حیث ساختارى و سازوکارى زاینده و یا نیروبخش خرد جمعى است. و بروز خرد جمعى به معناى آن است که عقلانیت بشرى فرایند دینامیک نقدپذیر توزیع پذیر تکامل پذیر و در ضمن محدود است. به طور طبیعى هر تمدّنى که به این ویژگى بى توجه باشد در این عصر ره به جایى نخواهد بُرد. راز پویایى و دینامیک بودن در این عصر در عبارت زیر آمده است: (… مثل رادیو تلویزیون و خیلى از رسانه هاى دیگر که سیلابى از اطلاعات را وارد جامعه مى کند. این اطلاعات در واقع ذهن ها را فعّال مى کند مثل انرژى مى ماند… برخى ها هستند مثل هنرمندان طراحان و تمام کسانى که به اصطلاح آفرینندگان جامعه هستند. اینها از این فعال شدن محیط ایده مى گیرند و خلق مى کنند و این خلاقیتها به صورتهاى مختلف متبلور مى شود.)22 در اسلام که شالوده تمدّن اسلامى را مى سازد بیش تر و بیش تر از عصر ارتباطات ـ اطلاعات با بُت شدن و سنگ وارگى عقلانیت انسانى مخالفت شده است. و با بیان گونه هاى ناسان و از هم جداى آن عقلانیت بشرى را فرایندى در حال تکامل نقدپذیر پخش پذیر خطاپذیر و در ضمن حد طلب مى داند. على(ع) پایان ناپذیرى فرایند تکامل معرفت بشرى را در این عبارت به زیبایى بیان کرده است:(مَن ادعى من العلم غایته فقد اظهر من جهله نهایته.)23 ادامه دارد/
فصلنامه حوزه ، شماره 105 و 106

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پرسش و پاسخ چگونگی یاری کردن اهل بیت(ع) بخش اول

پرسش و پاسخ چگونگی یاری کردن اهل بیت(ع) بخش اول

در آموزه‌های اهل بیت(ع) به ویژه ائمه اطهار(ع) طلب یاری کردن توسط آن بزرگواران مطرح شده است.
پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

دوره پهلوی را می‌توان دوره رشد و گسترش بهائیت دانست. بسیاری از چهره‌های شاخص بهائیت در این دوره، با بهره‌مندی از حمایت‌های ویژه شاه، سمت‌های سیاسی و اقتصادی متعددی را به دست آوردند.
چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

درباره عوامل گرایش ایرانیان به علویان و مذهب تشیع، مورخان و پژوهشگران نظرات متفاوتی بیان کرده‌اند.
چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

انسان چگونه خودش را به اخلاق فاضله متخلق کند و از رذایل اخلاقی دوری نماید؟ چگونه این معنا را در مرحله عمل پیاده کند؟ علمای اخلاق می‌گویند: ابتدا انسان باید حالت موجود نفس را حفظ کند و سپس به تهذیب رذایل و جبران ضررهای گذشته بپردازد.

پر بازدیدترین ها

راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن

راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن

قرآن کریم که بزرگترین معجزه پیامبراکرم(ص) است و تمام آنچه را که بشر برای هدایت نیاز داشته ودر آن آمده است، کاملترین نسخه برای آرامش روح است.
حکمت دعا از زبان مولانا

حکمت دعا از زبان مولانا

مولانا حقیقت حکمت را به زبان ساده و شعر بیان کرده است. از این رو باید سخنان بزرگانی چون مولانا را بخوانیم تا به راز قرآن پی ببریم.
نیکی به دیگری، نیکی به خود است

نیکی به دیگری، نیکی به خود است

در فرهنگ اسلامی ایرانی این معنا جا افتاده است که «هر چه کنی به خود کنی؛ گر همه نیک و بد کنی»، یا «تو نیکی کن و در دجله انداز؛ که ایزد در بیابانت دهد باز».
«ماشاءالله» و «ان شاءالله» در فرهنگ قرآن

«ماشاءالله» و «ان شاءالله» در فرهنگ قرآن

قرآن کتاب زندگی است. آموزه‌های آن به گونه‌ای است که انسان به آسانی می‌تواند با بهره گیری از آن به کمال شایسته خویش دست یابد.
Powered by TayaCMS