دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سیماى گیاهان زراعى در قرآن کریم‌ (قسمت اول)

بیشترین یادکرد قرآن از گیاهان، به گیاهان زراعى اقتصادى اختصاص دارد، نه گیاهان صرف. به تعبیر دیگر، آنچه از اسامى نباتات به طور کلى یافته‌ام اختصاص به نباتات زراعى فراورى شده دارد که انسان آن را به واسطه کاشت و داشت به دست مى‌آورد و در راه آن کوشش مى‌کند...
No image
سیماى گیاهان زراعى در قرآن کریم‌ (قسمت اول)
سیماى گیاهان زراعى در قرآن کریم‌ (قسمت اول) مقدمه‌ حقیقت آن است که وقتى تصمیم گرفتم این موضوع را در قرآن بررسى کنم ترس و دلهره سراپاى وجودم را فراگرفت؛ چه آن که نمى‌دانستم آیا مى‌توان با قرآن نیز مثل هر کتاب دیگرى که از گذشته اسلامى درخشان ما به عنوان میراث فرهنگى به ما رسیده برخورد کرد یا نه؛ زیرا قرآن کتابى نیست که از جانب شخص خاصى تألیف و تدوین شده باشد، «بلکه نیست جز وحى است که وحى شود، آن فرشته نیرومند به رسول خدا - صلى الله علیه و آله - فرا آموخت؛ آن توانمند که راست بایستاد، و خود در افق اعلى بود.»(1) لیکن با وجود این، قرآن میراث بزرگ اسلامى و قانونى است که تا ابد قدم‌هاى ما مسلمانان را در مسیر هستى رهنمون مى‌شود. قرآن کتابى است که ویژگى‌ها، عادات، و وجودمان را حفظ کرده است؛ چه آن که رحمتى است براى جهانیان. اما نسبت به عرب، اگر قرآن نبود، زبان ارجمند عربى به دست فراموشى سپرده و نابود مى‌شد. چنان که زبان‌هاى دیگر غیر عربى که ناطقان به آنها آن گاه که مورد هجوم، فشار و ظلم ملت‌هاى دیگر قرار گرفتند نابود شدند. به علاوه اگر قرآن نبود، عرب از ظلمت جاهلیت به نور اسلام هدایت نمى‌شد. چیزى که به من جرئت بخشید تا در این موضوع به پژوهش بپردازم آن که پیشتر درباره ویژگى‌هاى جانوران نوپیدا در قرآن کریم مطلب نوشتم، اما احدى به من اعتراض نکرد و بر تعاملم با قرآن کریم خرده نگرفت که پژوهش تو بر این مبنا استوار شده که قرآن میراثى علمى است؛ مضافاً بر این که دانشجویى از دانشکده ریاض پژوهشى را براى اخذ دانشنامه کارشناسى ارشد تقدیم داشت که موضوع آن حیوانات در قرآن کریم بود. مسئله دیگر که مرا از پژوهش در این موضوع باز مى‌داشت آن که دوست داشتم کسى که متخصص گیاه‌شناسى است چنین پژوهشى را عهده دار شود و در عمل نیز آن را به برخى دوستانم از دانشمندان گیاه‌شناسى عراقى پیشنهاد کردم، اما متأسفانه علاقه‌اى به این کار در آنان ندیدم. اکنون که عنوان همایش ما «کشاورزى و خاک در میراث علمى عربى» است،(2) این پژوهش ناقابل را تقدیم مى‌دارم؛ با تأکید بر بعد کشاورزى در گیاهانى که در قرآن آمده‌اند. گیاهان زراعى در قرآن‌ بیشترین یادکرد قرآن از گیاهان، به گیاهان زراعى اقتصادى اختصاص دارد، نه گیاهان صرف. به تعبیر دیگر، آنچه از اسامى نباتات به طور کلى یافته‌ام اختصاص به نباتات زراعى فراورى شده دارد که انسان آن را به واسطه کاشت و داشت به دست مى‌آورد و در راه آن کوشش مى‌کند. اگر چه در قرآن، مواردى است که در آنها اسامى گیاهانى وارد شده که نباتات غیرزراعى هستند، مانند گیاهان زینتى: روح و ریحان؛(3) گیاهان سایه دار: «و دانیة علیهم ظلالها»(4) یا آن که بدان مثل زده مى‌شود بر کوچکى حجم بذرهایش، مثل «حبةٍ من خردل»(5) یا نباتات نگون بختى که جهنمیان آن را خوراک خود مى‌سازند، مثل «شجرة الزقوم» که در جحیم مى‌روید، و لیکن اعم و بیشتر گیاهان یاد شده در قرآن همان گیاهان زراعى هستند. اشاره به گیاهان زراعى در قرآن، تنها محدود به یاد کرد اسم گیاه نیست، بلکه در بیشتر اوقات به محصول آن‌ها همچون «سنبله»، «حبّ»، «فاکهة»، «ثمرات» و گاه نیز به اجزاى گیاه اشاره شده است، مثل «جذع»، «فرع»، «زهرة»، «وردة»، «لیف»، و «ورق». چنان که اشاراتى به گیاه به صورت عام نیز صورت پذیرفته، مثل «زرع»، «نبت»، «حرث»، و «قطوف»؛ علاوه بر اشارات زیادى که به عملیات کشاورزى صورت گرفته است، مثل « استزراع»، « انبات»، « تلقیح»، «حصاد»، و «سَقْى». در جدول زیر شرح و تفصیل این اشارات بیان شده است: تعداد سوره‌هایى که به طرق مختلف از گیاهان یاد کرده‌اند: 54 سوره ؛ تعداد آیاتى که در آن‌ها به صراحت از گیاه سخن رفته است: 137 آیه ؛ تعداد یادکرد «گیاهان» بدون عنوان (با تکرار): 60 ؛ تعداد یادکرد اجزاى گیاهان (با تکرار): 35 ؛ تعداد یادکرد محصولات و فراورده‌هاى گیاهى (با تکرار): 37 ؛ تعداد اشاره به عملیات کشاورزى (با تکرار): 16 ؛ تعداد اشاراتى که ارتباطى به کشاورزى دارند: 17 ؛ گیاهانى که به اسم در قرآن از آن‌ها یاد شده عبارتند از: نخیل: به تکرار (27 بار)، از آن و برخى فراورده‌ها و اجزاى آن چون «نوى‌»، «رطب»، «جذع»، «طلع»، و «مسدّ» در قرآن یاد شده است؛ چه آن که نخل، درخت عرب و اهل بهشت است. اعناب: 9 بار ؛ زیتون: 7 بار ؛ رمان: 3 بار ؛ گندم و فراورده‌هایش (فوم، سنبل، حصید و خبز): 9 بار قثائیات (قثاء، یقطین): 2 بار ؛ بقولیات (بقل، عدس): 2 بار ؛ سدر: 5 بار ؛ خردل: 2 بار ؛ أبّ: 1 بار ؛ اَثْل: 1 بار. از گیاهانى چون «بصل»، «تین»، «ریحان»، «کافور» و «ظلْح» فقط یک بار در قرآن یاد شده است. چنان که به دو گیاه غیر معروف و مشخص نیز در قرآن اشاره شده است: الف) : «و لاتقربا هذه الشجرة فتکونا من الظالمین» «[اى آدم و اى حوا] به این درخت نزدیک مشوید که از ستمکاران خواهید بود.»(6) «درخت» در اینجا اسم عام است و ما از آن به « شجره آدم» یاد مى‌کنیم و مفسران بر نوع آن اتفاق نظر ندارند و در تحدید آن چیزهایى را از باب مثال گفته‌اند: سنبله، کرمه، تین، کافور و... ب) : «ان شجرة الزقوم طعام الاثیم»(7) این درخت نیز نزد مفسران شناخته شده نیست. گیاه دیگرى که در عنوان آن اختلاف شده «فوم» است.(8) برخى گفته‌اند که فوم، همان گندم و نان در زبان بنى هاشم و عنوان قدیمى حنطه (گندم) است. اما گیاه، «فوم» گیاهى معمولى است و در آن حرف «ث» به «ف» تبدیل شده (ثوم)(9) و شاید این صحیح‌تر باشد؛ چه آن که به «بصل»؛ یعنى پیاز و گیاهان زراعى نزدیک است. جدولى که در پایان این نوشتار آمده، محل ذکر اسامى گیاهان و اجزاء و فراورده‌هاى گیاهى را در قرآن به ما نشان مى‌دهد. برخى ملاحظات دیگر 1 - قرآن کریم به پدیده زیست‌شناسى بسیار مهمى در کشاورزى اشاره کرده و آن اهمیت بادها در عمل بارورى است. قرآن از این پدیده به عنوان «لواقح» یاد کرده است؛ یعنى بادهایى که با انتقال بذرهاى لقاح از گلى به گلى یا از درختى به درختى دیگر بارورى گیاهان را به انجام مى‌رسانند. 2 - قرآن کریم، در بیشتر اوقات فراورده‌هاى گیاهى گیاهان را یاد آورده مى‌شود، مثل «رطب» و «رحیق» و گاه با یادکرد اسم محصول بر گیاه رهنمون مى‌شود، مثل «اعناب»، «زیتون»، «تین» و «خردل»؛ چنان که اسامى اجزاى گیاهان نیز فراوان در قرآن یاد شده است، مثل «جذع»، «ورق»، «فرع»، «زهرة»، و «وردة». 3 - از غلات که مهم‌ترین گیاهان داراى کربوهیدرات هستند(10) در قرآن اسمى نیامده است؛ به جز گندم که از آن با عنوان «فوم» - بنابر قول برخى مفسران - یاد شده است؛ اگر چه در قرآن کلمات و اسامى زیادى به کار رفته که بر گندم و جو دلالت دارند، مثل «سنبله»، «خبز» و «حصید» که هر کدام از آنها فراورده‌هاشان بیشتر از گیاهان دیگر است و جز در این فراورده‌ها استعمال نمى‌شوند. 4 - هر آن چه از گیاهان و فراورده‌هاشان در قرآن یاد شده بیشتر به گیاهان زراعى باز مى‌گردد یا به گیاهانى که در جزیرة عربى یا سرزمین‌هاى مجاور و نزدیک بدان در نواحى شمال و شرق و غرب فراوان است. اما محصولاتى که در صدر اسلام در سرزمین‌هاى عربى شناخته شده نبود، از آنها ذکرى در قرآن نیامده است؛ چنان که همه انواع مرکبات یا برخى اصناف آن‌ها که در آن دوره در شرق هند و شرق دور مشهور بوده است، ولى در عین حال در جزیره عربى شناخته شده نبود و اعراب و مسلمانان بعدها با آن‌ها آشنا شده و اقدام به کشت و پرورش آنها کرده‌اند، در قرآن یاد نشده است. 5 - قرآن با تعبیرى اشارى عسل را «رحیق»(11) معرفى مى‌کند و این اشاره علمى درستى است؛ چه آن که رحیق مختوم - آنچه که به کمال خود رسیده باشد - همان عسل است. گیاهان زراعى‌ آنچه در پى مى‌آید، بررسى گذراى گیاهانى است که ذکرشان در قرآن کریم رفته است: 1 - نخیل‌ نخل، به خانواده palmaceae تعلق دارد که به 140 گونه و 1200 نوع مى‌رسد. در مناطق استوایى و شبه استوایى به عمل مى‌آید و از گیاهان همیشه سبز و حجیم محسوب مى‌شود. آنچه در این جا در پى آنیم نخل خرماست. نخیل از درختان مثمر با پیشینه‌اى کهن است که نیاکان عراقى [ما] از 5000 سال پیش آن را مى‌شناختند. محل اصلى کشت آن جزیرة العرب بوده است و به وفور در منطقه خلیج فارس و شبه جزیرة عربى و شمال افریقا انتشار یافته است. نخل خرما به آب کمى احتیاج دارد؛ کم‌تر از هر محصول دیگرى، اما به حرارت زیاد و رطوبت کمتر نیز محتاج است. چنین نیازمندى هایى به وفور در جزیرة العرب که موطن اصلى نخیلات است، یافت مى‌شود. نخل تا 200 سال عمر مى‌کند و مناسب‌ترین شیوه تکثیر آن قلمه زدن (نهال کارى) است. قرآن کریم از برخى اجزاء و فراورده‌هاى نخل همچون «رطب»، «نوى»، «جذع»، «طلع» و «لیف» یاد کرده است؛ چیزهایى که پرورش دهندگان نخیلات از همه آنها بهره مى‌برند. 2 - اعناب‌ به خانواده vitaceae تعلق دارد. این خانواده 500 نوع انگور را در دو منطقه استوایى و معتدل شامل مى‌شود. بزرگ‌ترین انواع آن معرّشات هستند که ساقه‌هاى آن بر زمین و درختان و داربست‌ها مى‌خزند یا بالا مى‌روند. همچنین از اعناب محسوب مى‌شود آن که به عنوان کروم معروف و هم اکنون میوه هایش در همه جا پراکنده است؛ انگورهاى لذیذى که ماده اولیه بسیارى از انواع شراب است. مصریان از 6000 سال پیش به کشت انگور اشتغال دارند. 3 - زیتون‌ گیاه زیتون به خانواده زیتونیان oleaceae تعلق دارد. از گیاهان دیگرى که به این خانواده باز مى‌گردد و در سرزمین‌هاى ما شناخته شده است « نارون» یا درخت پشه مى‌باشد که گیاهى است برگ ریز با رشدى سریع و گاه آن را« لسان الطیر» نیز مى‌نامیم. زیتون، درختى همیشه سبز است که در بسیارى از سرزمین‌ها از پنجاب گرفته تا مراکش مى‌روید. کشت زیتون به منظور میوه هایى است که از آنها روغن براى خوردن، صنعت و پزشکى استحصال مى‌گردد. زیتون در کشورهاى عربى و نیز از سواحلى که از ترکیه تا مراکش در دورترین نقطه جنوب غربى امتداد دارد، کشت مى‌شود. زیتون، گیاه و میوه‌اى در دسترس و معروف و مهم در کشورهاى عربى است. 4 - رُمّان (انار) انار به خانواده punicaceae تعلق دارد. درختان انار نیز در کشورهاى عربى و اسلامى پراکنده‌اند و ساکنان این کشورها علاوه بر استفاده از میوه انار از پوست میوه‌ها در صنعت و پزشکى به منظور پوست پیرایى استفاده مى‌کنند. 5 - بقولیات (سبزى‌ها) عنوان «بقولیات» از اسم یکى از محصولات آن یعنى «باقلا» گرفته شده است. این گیاهان به خانواده بقولیات (سبزى‌ها) که امروزه )fabaceae(leguminasaeنامیده مى‌شود، تعلق دارند و شامل گیاهان علفى یک ساله و دایمى و درختچه‌ها و بیشه زاران و درختان مى‌شود. مشهورترین نوع معروف از این گیاهان، مجموعه‌اى از باکترى‌ها را که به جنس )rhizobium( تعلق دارد در ریشه‌هاى خود پناه مى‌دهند، این باکترى‌ها ازت موجود در هوا را از طریق منافذ خاک گرفته به ازت مرکب قابل حل در آب تبدیل کرده سپس ریشه‌هاى گیاهى در خاک آن را جذب مى‌کند. این باکترى‌ها بر گیاهان تأثیرى ندارند، بلکه به صورت همزیستى با گیاهان روزگار مى‌گذرانند. از مشهورترین محصولات این خانواده (سبزى‌ها) مى‌توان به باقلا، نخود فرنگى، لوبیا سبز، بادام زمینى، سویا، ماش، عدس و نخود اشاره کرد. همچنین به این خانواده تعلق دارد غلاف میوه، شبدر - به عنوان غذاى حیوان - و از بوته‌ها مى‌توان از خاربن، پنج انگشت، اقاقیا، خلّر و درختچه‌هاى روتینون (دیرس) و خارمغیلان یاد کرد. از نظر ارزش اقتصادى، خانواده سبزى‌ها پس از خانواده غلات قرار دارد و 500 جنس و 12000 نوع را در بر مى‌گیرد که بخش اعظم آن به مواد غذایى سرشار از پروتئین تبدیل مى‌شود؛ از این رو سبزى‌ها براى انسان و حیوان نقش حیاتى دارند؛ چنان که در مراحل کشت نیز به منظور تقویت زمین زراعتى براى خاک مفیدند. قرآن کریم یکى از انواع این خانواده را به نام یاد کرده و آن « عدس» است.(12) عدس، سبزى یک ساله و محصولى زمستانى است. دانه‌هایش از بهترین انواع غذاهاى انسانى است. عدس از روزگاران دراز در نواحى مدیترانه و آسیاى غربى کشت مى‌شود. 6 - قِثّاء (خیار) آنچه که ما بدان‌ها گیاهانى از خانواده خیارها لقب مى‌دهیم. این گیاهان مجموعه بزرگى هستند که به خانواده cucurbitaceae تعلق دارند و شامل محصولاتى چون هندوانه، خربزه، خیار و کدو - خورشتى و تنبل - مى‌شوند. چنان که ملاحظه مى‌کنید، این‌ها گیاهان پر اهمیتى در کشاورزى هستند؛ چه آن که شامل گیاهانى یک ساله هستند که مولد غذاى انسانند و بسیارى از آنها محصولاتى هستند که مردم آنها را به صورت تازه و خام یا پخته به مصرف مى‌رسانند؛ علاوه بر آن که از تخم آنها نیز استفاده مى‌کنند و در کشورهاى عربى و اسلامى فراوان مصرف مى‌شوند. نظر به اهمیت و طبیعت تر و تازه آنها و درصد بالاى آبى که در بردارند از روزگاران کهن کشت مى‌شده‌اند. کشت خربزه از حدود 4000 سال پیش در عراق مرسوم بوده است و به همین دلیل داراى انواع و اجناس فراوانى است ؛ به عنوان مثال در عراق حدود 25 نوع خربزه فقط یافت مى‌شود. بیشتر انواع زراعتى این خانواده، به ویژه در مناطق گرم، بهارى و تابستانى است. در این خانواده حدود 90 جنس وجود دارد که شامل تقریبا 700 نوع مى‌شود. در عراق 18 نوع آن به خوبى به عمل مى‌آید. قرآن کریم یکى از این انواع را به نام یاد کرده و آن بوته کدوست(13) که میوه‌اش حجیم و بزرگ بوده و بسیارى از مواد غذایى را در خود دارد؛ حتى گونه هایى که به منظور تغذیه مناسب نیستند در طب کاربرد دارند، مانند «حنظل». در حدود 40 درصد زمین‌هاى کشاورزى که به سبزى کارى اختصاص دارند، در آنها سبزى‌هاى خانواده خیارها کشت مى‌شوند. 7 - بصل (پیاز) پیاز به خانواده سوسنى‌ها liliaceae تعلق دارد و سوسن هلندى، سیر و تره فرنگى و برخى گونه‌هاى دیگر از این خانواده است. این‌ها گیاهانى هستند که به داشتن پیازهاشان معروفند. این پیازها در حقیقت اجزاى رشد کننده این گیاهان زیر سطح خاک است که مواد غذایى در آنها جمع مى‌شود، از این رو حکم انبارهاى غذا را دارند. این گیاهان، گیاهانى یک ساله و بیشتر هستند؛ برگ‌هایشان معمولا غیرمرکب و ریشه‌ها قاعده‌اى و متوازن است. گویا اسم « بصل» از زبان عربى به زبان عبرى راه یافته است؛ چه آن که در زبان عبرى به آن «بیزالم» مى‌گویند. شاید هم عکس این گفته صحیح باشد. اسم پیاز در قرآن کریم در آیات مرتبط به بنى اسرائیل وارد شده است.(14) پیاز از گیاهان کهنسال بوده و در بسیارى از زبان‌ها به ویژه زبان‌هاى شرقى چندین اسم دارد، و همین نکته بر پیشینه زراعتش دلالت مى‌کند. خاستگاه نخستین پیاز خاورمیانه است. در مناطق خشک عراق حدود 28 نوع پیاز وجود دارد که به اهلى و وحشى تقسیم مى‌شوند. 8 - حنطه (گندم) گندم به خانواده گندمیان Gramineae که امروزه poaceae نامیده مى‌شود، تعلق دارد. گندم از مهم‌ترین خانواده‌هاى گیاهى براى انسان از جهت شمولش بر فراوانى گیاهان چراگاهى و گیاهان تولید کننده کربوهیدرات است. در عراق یکصد گونه از آن که شامل 250 نوع است، یافت مى‌شود. در قرآن کریم از میان این خانواده به گندم - که از غلات است - و از «اَبّ» (سبزه، علف) یاد شده است.(15) اسم حنطه (گندم) به صراحت در قرآن نیامده بلکه از آن به عنوان « فوم»(16) تعبیر شده و برخى مفسران معتقدند که در زبان بنى هاشم منظور از فوم، گندم است، و آن اسم قدیمى گندم محسوب مى‌شود؛ چه آن که در قرآن اشاراتى به گندم یا مشابه آن از خانواده گندمیان زیر دو عنوان «سنبله»(17) و «خبز»(18) نیز وارد شده است. به هر حال، گندم از محصولات زمستانى است که مردم از روزگاران دور با کشت آن آشنا بوده‌اند. 9 - خردل‌ خردل به خانواده چلیپاپیان cruciferae تعلق دارد، همچنین «شاهى» لهانه،(19) کلم قمرى، کلم، شلغم، و ترب به همین خانواده باز مى‌گردد. خردل، گیاه یک ساله آسیایى است که با فصول سرد سازگار است. از بذر آن به عنوان ادویه (دیگ‌افزار) استفاده مى‌شود؛ چنان که داروى خارجى تسکین دهنده درد و داروى بندآورنده استفراغ نیز محسوب مى‌شود. قرآن کریم از دانه خردل به عنوان ضرب المثل در کوچکى حجم یاد کرده است.(20) 10 - ریحان (مورد) به آن گیاه «یاس»(21) نیز گفته مى‌شود وبه خانواده myrtaceae تعلق دارد. خانواده ریحان‌ها درختچه‌ها و بوته هایى را در بر مى‌گیرد که به واسطه غددى که در برگ‌هایشان موجود است، روغن‌هاى معطر را مى‌پراکنند. مورد، گیاهى اقتصادى و زینتى است که به ندرت یافت مى‌شود و از آن به اسم در قرآن کریم یاد شده است.(22) 11 - تین (انجیر) انجیر به خانواده توت‌ها moraceae تعلق دارد و حدود 550 گونه را شامل مى‌شود که حدود 1000 نوع آن در مناطق استوایى و معتدل کشت مى‌شود. درخت توت خود از انواع این خانواده محسوب مى‌شود. درخت انجیر داراى میوه هایى لذیذ و مغذى است و نزد عرب و مردم مشرق زمین شناخته شده است. برخى از مفسران در تعیین برگ‌هایى که آدم و حوا با آن خود را پوشانیدند بر این عقیده‌اند که آن برگ‌ها، برگ درخت توت یا انجیر بوده است. گیاه انجیر، تنها گیاهى است که سوره‌اى از قرآن کریم بدان نام گذارى شده است؛ اگر چه یکى از سوره‌ها نیز به اسم جزیى از اجزاى نخل نام گزارى شده، و آن سوره «مسد» است که به معناى «لیف درخت خرما» مى‌باشد - که خود جزیى از نخل است - . در مقابل، پنج سوره به اسم حیوانات نام گذارى شده است: نمل (مورچه) ؛ نحل (زنبور عسل) ؛ عنکبوت ؛ انعام (چهار پایان) ؛ بقره (گاو ماده) 12 - گیاه سدر این گیاه که چهار مرتبه نامش در قرآن کریم تکرار شده(23) به خانواده rhamnaeتعلق دارد. سدر گیاهى شرقى است که در کشور عراق فراوان است و به سادگى از طریق بذر تکثیر مى‌شود. سدر، گونه‌هاى مختلفى دارد و میوه‌ها شان هم متفاوت است؛ برخى از آنها لذیذ و زود هضم مى‌باشد و برخى پست و بى ارزش. به طور کلى میوه‌هاى سدر از ارزش غذایى کمى برخوردار بوده و هسته میوه آن بزرگ و سخت است. به وفور در زمین‌هاى حاصل خیز و نواحى صحرایى یافت مى‌شود و مقاومت خوبى در برابر آب و هواى نامساعد دارد. تمامى این ویژگى‌ها از آن، درختى معروف و عزیز نزد عرب و مردم شرقى ساخته است. 13 - گیاه اثل(24) این گیاه به خانواده tamaricaceae تعلق دارد و همان گیاه «گز» است. برگ‌هایش کوچک است و در نواحى صحرایى و مناطق پر آب و علف مى‌روید و سایه آرامشى را براى قافله‌هاى خسته از صحرانوردى فراهم مى‌آورد؛ چنان که برگ‌هاى ساده‌اش یکى از غذاهایى است که به خوراک شتران مى‌رسد. 14 - طلح (= خار مغیلان)(25) طلح به خانواده mimosaceae تعلق دارد که یکى از خانواده بقولیات (سبزى‌ها) محسوب مى‌شود. طلح از گیاهان ساقه دار (درختى) و درختچه‌اى محسوب مى‌شود. برگ‌هاى پرمانند و مرکب دارد و گاه خارهایى نیز در آن دیده مى‌شود. از مثال‌هاى دیگر این دسته از گیاهان باید از اقاقیا، یاسمن هندى و درخت ابریشم هندى یاد کرد. این گیاهان بیشتر در مناطق گرم مى‌رویند، گیاهانى هستند که فواید اقتصادى زیادى دارند؛ برخى مثل اقاقیا مولد «صمغ عربى» هستند و برخى دیگر از پوستشان در صنعت پوست پیرایى استفاده مى‌شود و بعضى نیز در صنعت عطر سازى (اسانس) به کار مى‌آیند؛ علاوه بر آن که گیاهان سایه‌دار و داراى چوب [براى سوخت‌] نیز محسوب مى‌شوند. 15 - کافور(26) این گیاه به خانواده mytaceae تعلق دارد و گیاه شناسان مى‌گویند که اسم علمى کافور eucalyptus glabulus است، که در این صورت از گونه‌هاى گیاهى اکالیپتوس که به واسطه بوى معطر شدیدشان معروفند، محسوب مى‌شود؛ هم از این جهت مسلمانان از کافور جهت خوشبوسازى کالبد مردگان پس از غسل استفاده مى‌کنند. خاستگاه گیاهان اکالیپتوس کشور استرالیاست؛ عجیب آن که عرب و مسلمانان از روزگاران دور با آن آشنا هستند؛ حال آن که کشف قاره استرالیا به 300سال نمى‌رسد. این مسئله سبب مى‌شود تا در خاستگاه آن دچار شک و تردید شویم. یا شاید عرب و مسلمانان به جزایر نزدیک استرالیا که اکالیپتوس در آنها مى‌روییده دسترسى داشته‌اند و از آن جزایر این درختچه‌ها را وارد کرده‌اند. سخن پایانى‌ از آنچه گذشت به روشنى آشکار مى‌شود که قرآن کریم به گیاهان، به ویژه گیاهان زراعى که داراى منافع اقتصادى هستند توجه زیادى نشان داده است؛ و آن جا نیز که متعرض گیاهان غیرزراعى شده، اهداف خاصى چون تشویق یا ترساندن [بندگان ]را در نظر داشته است. همچنین مشاهده مى‌شود که قرآن کریم از یادکرد گیاهان زراعى متداول در جزیرة العرب و سرزمین‌هاى همجوار آن جز به ندرت خارج نشده و بر گیاهان شناخته شده نزد ساکنان آن تأکید ورزیده است؛ اهتمام کردن بدین امر به حدى است که به برخى از آنها یعنى «تین» و «زیتون» سوگند یاد کرده است.(27) [چنان که مرسوم عرب در زبان زیباى عربى آوردن وصف‌هاى متعدد براى اشیا است‌] قرآن نیز براى گیاهان صفاتى را متذکر شده که روح انسان عربى از شنیدن آن به شادى مى‌گراید، بنگرید: «والنخل ذات الاکمام»(28) «نخل با خوشه‌هاى غلاف دار.» «و من النخل من طلعها قنوان دانیة»(29) «از شکوفه درخت خرما خوشه هایى است نزدیک به هم.» «... تساقط علیک رطباً جنیاً»(30) «... تا بر تو خرماى تازه فرو ریزد.» نیز در اشاره به « جنات» «حدائق»، «انهار»، «اشجار»، «ثمار» و « فواکه» به تفصیل گراییده تا [مؤمنان‌] را به برخوردارى از نعمت هایش در زندگى دنیا تشویق کند و نعمت‌هایش را در آخرت - که انتظارش را مى‌کشند - فرایاد آورد و بر آتش اشتیاقشان دامن زند. چنان که از برخى گیاهان به منظور ترساندن [مردم‌] سخن گفته است.(31) بى‌گمان بدترین چیزى که انسان از آن وحشت مى‌کند نابودى، خشکسالى و تلف شدن محصول است؛ از این رو قرآن برخى نمونه‌ها از این امور را که امت‌هاى پیشین بدان مبتلا شده‌اند، یادآور شده است.(32) همچنین آنچه را که کافران در آخرت به عنوان غذا به مصرف مى‌رسانند مثل «شجرة الزقوم» و سایه گاه‌هایى که بدان پناه مى‌برند: «ظل من یحموم»(33) یاد کرده است. چه آن که یاد کرد مفصل « جنان»، « انهار» و «ثمرات» براى انسان عربى ساکن در جزیرة العرب که گرفتار صحراهاى کویرى و خشک و به طور طبیعى محروم از این نعمت‌ها و خیراتى است که گیاهان زراعى مولد آنند، مایه شادمانى و سرور اوست. انسانى که محروم از نعمتى است، یادکرد آن نعمت، او را شیفته و مسرور مى‌سازد؛ و چه مى‌خواهد انسانى محروم، بیشتر از آن که در دل جنات و نعیم و میوه‌ها به سر برد و در سایه درختان و گل‌ها و شکوفه‌ها در حالى که همه عمر یا بیشتر آن را سپرى کرده است، چنان که حطیئه در وصف چنین مردمى مى‌گوید: ...مَا اغتَذَوا خُبزَ مِلَّةٍ... وَ مَا عرفوا للبُرِّ مُذ خُلِقُوا طَعماً... «نان دینى را نخورده‌اند.... و از هنگام خلقت [هیچ گاه‌] طعم گندم را نچشیده‌اند... .» یا آن چنان هستند که حضرت ابراهیم خلیل - علیه السلام - گفته بود: «ربنا انى اسکنت من ذریتى بواد غیر ذى زرع...»(34) «پروردگارا! من [یکى از] فرزندانم را در دره‌اى بى کشت... سکونت دادم.» قرآن کریم از گیاهان مختلف یا اجزاى آن‌ها در مواضع متعدد که با غرض و هدف او سازگار باشد، یاد کرده است. این یادکردها یا به منظور تشویق یا به منظور ترسانیدن [مردم‌] درباره باغ‌ها (بهشت‌ها) و میوه‌ها و رودخانه‌ها یا زقوم - درختى در جهنم - است؛ یا این یادکرد تذکرى است براى انسان که نعمت‌ها و فضل پروردگارش را بر خود از یاد نبرد؛ به این که چگونه هر آنچه را که براى خوراک و پوشاک نیاز داشته برایش مهیا کرده است. این احسان هایى که خداى عز و جل به سبب گیاهان زراعى به انسان‌ها کرده، پیشگام تمام چیزهایى است که از اهمیت زیادى [نزد انسان‌] برخوردار است؛ خواه براى فراوردى غذا مثل انگور، زیتون، انجیر، انار، خرما و عسل یا گیاهان زینتى و سایه دار و روح و ریحان و گل و شکوفه. ادامه دارد/
فصلنامه فرهنگ جهاد ، شماره 46

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

دوره پهلوی را می‌توان دوره رشد و گسترش بهائیت دانست. بسیاری از چهره‌های شاخص بهائیت در این دوره، با بهره‌مندی از حمایت‌های ویژه شاه، سمت‌های سیاسی و اقتصادی متعددی را به دست آوردند.
چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

درباره عوامل گرایش ایرانیان به علویان و مذهب تشیع، مورخان و پژوهشگران نظرات متفاوتی بیان کرده‌اند.
چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

انسان چگونه خودش را به اخلاق فاضله متخلق کند و از رذایل اخلاقی دوری نماید؟ چگونه این معنا را در مرحله عمل پیاده کند؟ علمای اخلاق می‌گویند: ابتدا انسان باید حالت موجود نفس را حفظ کند و سپس به تهذیب رذایل و جبران ضررهای گذشته بپردازد.

پر بازدیدترین ها

No image

ماهیت حاکمیت سیاسی

استاد عرفان امام خمینی(ره)

استاد عرفان امام خمینی(ره)

آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه آبادی در سال 1292 قمری در اصفهان در بیت فقیه ربانی آیت الله میرزا محمد جواد اصفهانی (حسین آبادی) دیده به جهان گشود.
No image

مراحل خلقت انسان

Powered by TayaCMS