دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عقائد معتزله و نقد آن (نفی روئیت)

No image
عقائد معتزله و نقد آن (نفی روئیت)

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : معتزله، عقل گرائي، عدليه، قدريه، اصحاب العدل

یکی از مهمترین مسائل کلامی در باب خداشناسی مسأله روئیت و عدم روئیت خداونداست. این مسأله علاوه براینکه در ادیان مختلف مورد بررسی و اختلاف است در مذاهب کلامی اسلامی نیز اختلافی در حد تضاد بین نظریات دیده می­شود. اشاعره و اهل­حدیث به عنوان مدافعین روئیت خداوند به مخالفت با نظر معتزله که عدم امکان روئیت است، بپا خاسته­اند. با توجه به مکتب وحی که مکتب عقل و برهان است از آیات قرآن و روایات معصومین(ع) نیز در این بحث کمک می­جوییم و نظر تشیع را در ضمن بیان می­کنیم.

تاریخچه مسأله

این مسأله با توجه به عمومیت داشتن آن در بین مردم به یکی از حساسترین عقاید تبدیل شده­است. ادیان ساختگی بشر معمولا معبودی قابل روئیت را می­پرستیدند و ادیان الهی در این مسأله با نفی روئیت به مخالفت جدی با اندیشه­های ساختگی می­­پرداختند. حتی این خواسته توسط برخی از بنی­اسرائیل[1] بر زبان حضرت موسی(ع) جاری شد و خداوند این مسأله را معلق بر شرط محالی نموده و با تعبیر لن ترانی به نفی روئیت اشاره نمود[2] و آنچه که به چشم ایشان نمودار شد جز نوری از نشانها و مخلوقات نبود که تاب دیدنش را نداشتند و کوه را نیز ویران نمود.[3] بعد از طلوع اسلام برخی از جمودگرایان اهل­سنت از جمله اهل­حدیث و اشاعره با استناد به متشابهات قرآن و روایات و نیز احادیث ساختگی و جعلی معتقد به امکان روئیت خداوند در دنیا و وقوع آن در آخرت شدند.[4] در واقع ایشان گویندگان و ادامه دهندگان عقاید مشرکان و کفار می­باشند.

متشابهات

متشابهات قرآن حجیتی در معنی ظاهری خویش ندارند؛ در نتیجه معنی ظاهری این آیات در تنافی با محکمات واقع می­شود. در این صورت عدم تشخیص ظواهر از محکمات و تحلیل ناصحیح از متشابهات موجب سقوط در عقاید گمراه کننده می­شود. حتی یکی از ملاکهای تشخیص متشابهات این است که معنی ظاهری آیه با عقاید مسلم و قطعی در تضاد باشد.

ادله مدعیان روئیت

همین مسأله موجب اعتقاد عده­ای ظاهر بین به روئیت خداوند شده­است، بطوریکه برای این عقیده از آیات متشابه استفاده نموده­اند، مانند:

1. وجوه یومئذ ناضرة الی ربها ناظرة[5]

در آن هنگام چهره گروهی شاد است، به سوی پروردگارشان نظاره می­کنند.

2. لقد رآه نزلة أخری [6]

پیامبراکرم(ص) یکبار دیگر او را دید.

3. فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ[7]

پس زمانی که خدایش بر روی کوه تجلی نمود.

مدعیان روئیت که جز به معنی ظاهری نمی­اندیشند، معتقد هستند که در این آیات مراد از کسی که دیده شده خداوند است.

4.البته این افراد توهم خود را به عنوان دلیل عقلی نیز بکار برده و برای مدعای خود به صورت دلیل آورده­اند؛ به این بیان که دیدن اعراض و رنگها و جواهر و اشیاء به دلیل وجود ایشان است یعنی چون وجود دارند دیده می­شوند و این دلیل در خدا وجود دارد پس دیده می­شود.[8]

موضع معتزله

معتزله با اعلام موجودیت خود در قرن دوم به این سوأل اساسی در مکتب خویش پاسخ داده و نفی روئیت خداوند را از عقاید خود برشمرد.[9] لااقل عقل­گرائی معتزله که شعار و مبنای روش کلامی ایشان بود، مانع از اعتقاد به روئیت خداوند می­شد؛ زیرا هر عاقلی تشابه و همانند بودن را از طریق اثبات روئیت درک می­کند که هیچ تناسبی با توحید ندارد. در واقع مدعیان روئیت منکران حقیقی توحید هستند و اثبات کننده نفی روئیت خود را مدافع توحید می­داند.

ادله نفی روئیت

ادله نقلی :

برای این مطلب به جواب معصومین(ع) از متشابهات و یکی از محکمات آیات الهی اشاره می­کنیم:

1. لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ و هو اللطیف الخبیر[10]

دیدگان او را درک نکند، بلکه او بینندگان را درک می­کند و او لطیف خبیر است.

2. لیس کمثله شئ[11]

هیچ شیئی همانند او نیست.

3. و لم یکن له کفوا احد[12]

هیچ موجودی هم شأن او نیست.

4. مراد از آیه اول متشابه (وجوه یومئذ ناضرة الی ربها ناظرة)[13] این است که اهل بهشت خوشحال بوده و منتظر ثواب خداوند می­باشند و به رحمت و احسان و کرامت خداوند که در نعم بهشتی تجلی کرده می­نگرند.[14]

5.مراد از آیه دوم متشابه این است که پیامبراکرم(ص) در مقام سدره­المنتهی، آیات بزرگ خداوند و جبرئیل امین را به صورت و خلقت اصلیه خویش ملاقات نمود.[15]

6.مراد از آیه سوم نیز این است که، خداوند یکی از آیات خویش را بر کوه نمایان کرد.[16] این تفاسیر متشابه علاوه بر صراحت محکمات قرآن و بسیاری از روایات نشان دهنده اوج بی­اعتباری موهومات مدعیان روئیت است.

ادله عقلی :

1. دیده شدن از اوصاف مخصوص اجسام است؛ درحالی که خداوند جسم و مشابه جسم نیست تا دیده شود.

2. دیده شدن و مرئی بودن از اوصاف و کیفیات است درحالی که خداوند با وصف و کیفیت شناخته نمی­شود.[17]

3. دیده شدن نوعی محدود شدن است درحالی که خداوند موصوف به وصف محدودیت نیست.

4. خالق تباین ذاتی با مخلوق دارد و به همین دلیل آنچه که مربوط به مخلوقات می­باشد محال است وصف خدا واقع شود، مانند: زمان و مکان و روئیت و... [18]

نکته:

گرچه معتزله همانند دیگر عقلاء به حکم عقل به نفی روئیت خداوند قائل شدند اما این مرحله از مقدمات خداشناسی و توحید است درحالی که عناصر و مفاهیم مختلفی در تبیین و شناخت صحیح توحید موثر است که اشتباه در هر یک از این امور موجب انحراف از مسیر توحید است. تفویض به عنوان اصلی از اصول معتزله اعتقادی بر ضد توحید است. بطوریکه امام صادق(ع) مکتب معتزله را مکتبی الحادی و مناسب با مبانی اثبات شده مشبهه معرفی می­کند.[19]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

پیامدهای تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی چه بود؟

دوره پهلوی را می‌توان دوره رشد و گسترش بهائیت دانست. بسیاری از چهره‌های شاخص بهائیت در این دوره، با بهره‌مندی از حمایت‌های ویژه شاه، سمت‌های سیاسی و اقتصادی متعددی را به دست آوردند.
چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

چگونه عاشورا مسیر اسلامِ شیعی و شیعیانِ ایرانی را تغییر داد؟

درباره عوامل گرایش ایرانیان به علویان و مذهب تشیع، مورخان و پژوهشگران نظرات متفاوتی بیان کرده‌اند.
چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

چگونگی متخلق شدن به اخلاق فاضله(کیمیای اخلاق)

انسان چگونه خودش را به اخلاق فاضله متخلق کند و از رذایل اخلاقی دوری نماید؟ چگونه این معنا را در مرحله عمل پیاده کند؟ علمای اخلاق می‌گویند: ابتدا انسان باید حالت موجود نفس را حفظ کند و سپس به تهذیب رذایل و جبران ضررهای گذشته بپردازد.

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS