دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نهضت خداپرستان سوسیالیست

No image
نهضت خداپرستان سوسیالیست

نهضت خداپرستان سوسیالیست، محمد نخشب، جلال آشتیانی، حزب ایران، جاما، جبهه ملی

نویسنده : محمد علی زندی

در اوایل دهۀ 1320 برای مقابله با فشارهای ضد دینی حزب توده و بهایی‌ها و واکنش به وضعیت عقاید سیاسی و اقتصادی موجود در جامعه، جلسات کوچک و پراکنده‌ای توسط دانشجویان تشکیل می‌شد. در این میان دو گروه عمده آنها به رهبری جلال آشتیانی و محمد نخشب، فعالیت مشترکی را آغاز کردند و سازمانی بنام «نهضت خداپرستان سوسیالیست» را در سال 1322 به وجود آوردند.[1]

دیدگاه نهضت:

نهضت جمعیت فکری – سیاسی با مضمون و هویت ملی – مذهبی در ایران، پس از شهریور 1320 بود. این نهضت به لحاظ فکری و فلسفی، توحید را به عنوان جهان بینی پذیرفته بود و به لحاظ اقتصادی به سوسیالیسم گرایش داشت و به لحاظ سیاسی در صدد مبارزه با استبداد و خواهان دخالت مردم در سرنوشت خود بود. روش مبارزه آنها مخفی بود تا بتوانند کادرسازی کنند تا در صورت فعالیت‌های علنی از این نیروها استفاده کنند.

فعالیت علنی و انشعاب:

با شروع انتخابات مجلس شانزدهم و اوج گرفتن مبارزات نهضت ملی، زمینه فعالیت علنی در درون نهضت خداپرستان سوسیالیست آغاز شد. نخشب و یارانش به این نتیجه رسیدند که ایران در آستانه انقلاب اجتماعی است و فقط مبارزه در شکل حزبی آن می‌تواند این انقلاب را به نتیجه برساند. در پی این تصمیم نهضت به دو جریان تقسیم شد. گروه نخست، طرفداران جلال الدین آشتیانی بودند که معتقد به ادامه خط مشی سابق و ادامه کار بر اساس تمرکز عضو گیری، آموزش اعضاء و کادرسازی بودند. گروه دوم، طرفداران نخشب بودند که معتقد به فعالیت علنی بودند.

گروه نخشب که حسین راضی، معین الدین مرجائی، علی شریعتمداری، مصطفوی و لاجوردی و.... در آن بودند در اواسط 1328 با حزب ایران ائتلاف کردند و در این حزب فعالیت‌های دامنه داری در جهت شکل دادن به مبارزات آغاز نمودند؛ ولی، به علت تضادی که بین نحوۀ تفکر این جوانان با گردانندگان حزب ایران بود باعث جدایی زود هنگام آنها در اواخر سال 1331 شد.[2]

فعالیت‌های نهضت خداپرستان سوسیالیست:

خداپرستان سوسیالیست با نگاه متعصب و رویکرد متحجرانه و خرافی به دین و باورهای مذهبی در چالش جدی بودند. به همین خاطر نخشب، پنج کتابچه در این باره نوشت و جلسه‌های آموزشی برای آگاهی افراد برگزار می‌کرد. همچنین نهضت «روزنامه مردم ایران» را که ارگان نهضت بود، منتشر می‌کرد.

نهضت خداپرستان سوسیالیست از آغاز فعالیت جبهه ملی و مصدق با او همراه شدند و در ماجرای ملی شدن صنعت نفت فعالیت‌های زیادی را انجام دادند.

نهضت خداپرستان سوسیالیست در پاییز سال 1327 به هنگام جنگ اعراب و صهیونیست‌ها و تشکیل دولت اسرائیل، همراه با آیت الله کاشانی، آیت الله طالقانی، انجمن اسلامی دانشجویان، فدائیان اسلام و اتحاد مسلمین، اولین متیتیگ را علیه اسرائیل و در حمایت از فلسطین و اعراب برپا کردند.[3]

نهضت در ادامه کار خود با نام‌های متعددی به فعالیت پرداخت. آنها پس از جدایی از حزب ایران، جمعیت آزادی مردم ایران را در اواخر سال 1331 تأسیس کردند، و دامنه فعالیت‌های خود را در برخی شهرستان‌ها توسعه دادند ولی با کودتای 28 مرداد فعالیت جمعیت متوقف شد و اعضای آن دستگیر شدند. جمعیت بعد از کودتای 28 مرداد نام خود را حزب مردم ایران گذاشت، ولی با سرکوب قیام‌های 12 تا 15 خرداد 1342 حزب یه کار مخفی روی آورد و جنبش آزادیبخش مردم ایران (جاما) را تأسیس کرد که تا آستانه انقلاب فعالیت‌ آن محدود و مخفی بود ولی با نزدیک شدن به انقلاب، فعالیت‌ جاما نیز بیشتر و به امام نزدیک شدند و آرمان‌های امام را دنبال می‌کردند. با پیروزی انقلاب، با نام جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران (جاما) به فعالیت علنی پرداخت، و در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی با مجاهدین خلق، جنبش مسلمانان مبارز، جنبش و سازمان اسلامی شورا ائتلاف کرد ولی موفقیتی به دست نیاوردند. با حوادث سال‌های 60 و 61، جاما نیز مانند دیگر گروههای چپ گرا به مرور زمان به طور کلی از صحنه سیاسی ایران حذف شد.

جمع بندی:

این گروه، اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی اجتماعی و انقلابی و طرز تفکر خداپرستی و به عنوان تکیه‌گاه فلسفی و معنوی جهت رهبری مبارزه مردم مسلمان ایران و تحول اجتماعی و دگرگونی نظام موجود معرفی می‌کردند؛ ودر حالی که به سوسیالیسم اعتقاد داشتند و آن را مظهر حق طلبی و عدالت خواهی انسان‌ها می‌دانستند، ابعاد ماتریالیستی و جبرگرایانه مارکسیسم را نمی‌پذیرفتند. اینان غرب و شرق را به دلیل انحطاط اخلاقی، سیاست‌های امپریالیستی، نبود ایمان مذهبی، مادی‌گرایی، استبداد و استعمار نقد می‌کردند و به نوعی به حکومت اسلامی اعتقاد داشتند که سیاست‌های سوسیالیستی را در پیش بگیرد و تحت رهبری یک انسان والا و زمامدار برتر قرار داشته باشد. از دیدگاه آنها رهبری اهمیتی بنیادین داشت و انسانی مافوق به شمار می‌آمد که از شایستگی هدایت جامعه بشری برای نیل به کمال برخوردار بوده و پیروی از آن ضروری دانسته می‌شد که در این حکومت با اجرای اصل شورا، دموکراسی اصیل تحقق می‌یافت.[4]

مقاله

نویسنده محمد علی زندی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیمان صلح پاریس

پیمان صلح پاریس

یکی دیگر از پیمان‌های ننگینی که در زمان سلطنت ناصرالدین شاه بین ایران و انگلیس بسته شد، پیمان صلح پاریس بود که انگلیس به دلیل تصرف هرات، توسط ایران، چندین شهر جنوب ایران را تصرف کرد، که منجر به بستن پیمان بین دو کشور گردید.
پیمان سعدآباد

پیمان سعدآباد

سیاست خارجی ایران قبل از جنگ جهانی دوم و در زمان رضاخان، بر مبنای استوار ساختن موقعیت خود در برابر دو قدرت شوروی و انگلیس بود.
No image

حزب استقلال

No image

شهید آیت الله صدوقی

پر بازدیدترین ها

No image

امتیاز رویتر

No image

آقاسی، حاجی میرزا

No image

جیمز دیویس

No image

نهضت مشروطه

Powered by TayaCMS