دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

درشناخت میرزا حسینعلی نوری بهاء الله

No image
درشناخت میرزا حسینعلی نوری بهاء الله

نویسنده : عبدالقادر همايون

كلمات كليدي : حسينعلي نوري ، بهاء الله ،فرقه بهائيت ، رفتار بابيان در عراق ، مرگ بهاء

میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاء الله موسس فرقه روسی بهائیت است و به این فرقه روسی می گویند چرا که دولت روسیه تزاری بیشترین نقش را در پیدایش و گسترش این فرقه در زمان آخرین شاهان قاجار ایفا نمود و صحت این سخن با مطالعه ای اجمالی در تاریخ بهائیت بر هر کسی روشن می گردد .

فرقه بهائیت که در ادامه جنبش ضاله بابیت در ایران شکل گرفت ، گوی سبقت را از دیگر فرقه های نوظهور در زمان خود ربود و امروزه نیز همچنان در گمراه نمودن بشر از مسیر حق و هدایت فعالیت های چشمگیری را به انجام می رساند .

در این مقاله سعی می گردد خوانندگان گرامی با ابعاد زندگانی اصلی ترین چهره در پیدایش این فرقه ، آشنا شوند همان کسی که بهائیان ، وی را امروز پیامبر خود دانسته و حتی نماز خود را به سمت او بجای می آورند .

میرزا حسینعلی نوری که بود ؟

میرزا حسینعلی نوری در سال 1233 قمری در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا عباس معروف به میرزا بزرگ ،‌از مستوفیان و منشیان عهد محمد شاه قاجار و به ویژه مورد توجه خاص قائم مقام فراهانی بود و بعد از قتل قائم مقام از مناصب خود برکنار شد ، به نور رفت و به کار منشیگری و حسابداری و معلمی در خانه اشراف آن دوران پرداخت [1] و حسینعلی خواندن و نوشتن را نزد پدر آموخت. البته او بعدها ادعای «امّی» بودن کرد، اما خواهرش این امر را تکذیب می کند.

در زمان ادعای بابیت سید علی محمد شیرازی ، در جمادی الاولی 1260 ، او جوانی 28 ساله و ساکن تهران بود که در پی تبلیغ ملاحسین بشرویه ای [2] در شمار نخستین گروندگان به باب در آمد و از آن پس یکی از فعال ترین افراد بابی شد و به ترویج بابیگری ، به ویژه در نور و مازندران ، پرداخت . در اثر تبلیغات وی برخی از برادرانش ، ازجمله میرزا یحیی معروف به صبح ازل نیز به این مرام پیوستند. میرزا یحیی سیزده سال از برادرش کوچکتر بود [3]

میرزا حسینعلی با پیروی از فرقه بابیگری کم کم از سران مهم فرقه بابیه می شود. وی در افتضاحات بدشت ( رجوع شود به مقاله بدشت فجیع ترین حادثه در عصر بابیت )واقع در حوالی شمال شرقی کشور که در آنجا هواداران و پیروان باب نسخ دین مبین اسلام را اعلام کردند، حضوری فعال داشت. در این روز طاهره قزوینی ( قره العین ) ضمن کشف حجاب با چند تن از مردان پیرو باب رفتاری منافی اخلاق داشت .

از نکات مهم این اجتماع القاب تراشی های سران بابی بود . لذا میرزا حسینعلی نوری نیز در همان جا به لقب بهاء الله مفتخر گردید . [4]

در بازگشت بابیان از بدشت ، در شعبان 1264، روستائیانی که برخی از گزارشهای آن اجتماع را شنیده بودند ،‌ در قربه نیالا به آنان حمله کرده و میرزا حسینعلی به سختی از این غائله نجات یافت. برخی منابع بهائی، این برخورد را به غضب الهی در نتیجه رفتار غیر اخلاقی بابیها در بدشت تعبیر کرده اند. [5]

در همان اوایل سال 1265 هجری قمری ، شورش بابیها در قلعه شیخ طبرسی مازندران نیز روی داد و میرزا حسینعلی همراه با برادرش ‌یحیی ، و جمعی دیگر قصد پیوستن به بابیهای قلعه‌ طبرسی را داشت، ‌ولی در آمل دستگیر ، زندانی و سپس روانه تهران شد [6]

چون خبر اعمال زشت و غیر اخلاقی و پرده دری های آنان در بدشت ، همچنین توطئه ها و فتنه های حسینعلی نوری به محمدشاه قاجار رسید ، فرمان قتل او را صادر کرد. اما با مرگ محمدشاه این فرمان اجرا نشد و میرزاحسینعلی با حمایت مأموران سفارت روسیه به تهران بازگشت.

پس از آغاز پادشاهی ناصرالدین شاه ، میرزاتقی خان امیرکبیر که از نقش میرزا حسینعلی نوری در تحرکات و بلوای بابیان خبر داشت، او را به عراق تبعید کرد. میرزا حسینعلی نوری پس از عزل و قتل ناجوانمردانه امیرکبیر ،[7] که بهائیان آن را انتقام الهی می نامند، و در ایام صدارت میرزا آقاخان نوری به ایران بازگشت و در رأس یک گروه، برنامه ای را برای ترور شاه طراحی کرد.

ترور ناکام شاه و حمایت روسیه

میرزا حسینعلی (بهأالله) پس از طراحی برنامه ترور ناصرالدین شاه، برای اینکه از مظان اتهام دور باشد، قبل از اجرای این طرح به خانه ییلاقی میرزاآقاخان نوری صدراعظم وقت و جانشین امیرکبیر می رود و منتظر نتیجه اقدام همفکران و بابی های مأمور ترور می ماند. چون خبر شکست این توطئه و بازداشت بابی ها به او می رسد ، به سرعت خود را به سفارت روسیه در زرگنده می رساند.

برخی منابع بابی همچون خواهر میرزا حسینعلی نوری دست داشتن وی را در توطئه قتل شاه تأیید می کنند،‌ اما منابع بهائی عموما منکر آن هستند. خود او نیز در نامه‌ معروف به لوح شیخ [8] از مداخله در آن تبری جسته و حتی ادعا کرده که در زندان به احوال وحرکات حزب بابی می اندیشیده و قصد اصلاح و تهذیب آنان را داشته است. با این همه، بهاءالله احتمالاً به منظور مصون ماندن از تعقیب و دستگیری ، که چه بسا به اعدامش می انجامید، مدتی در مقر تابستانی سفارت روس در زرگنده شمیران به سر برد و بنابر منابع بهائی ، به رغم اصرار سفیر روس بر ادامه‌ اقامت وی در آنجا و امتناع از تسلیم او به نمایندگان شاه، سرانجام سفیر از وی خواست که به خانه صدراعظم برود و ضمناً از میرزا آقاخان نوری (صدراعظم( به طور صریح و رسمی خواستار گردید امانتی را که دولت روس به وی می­سپارد در حفظ وحراست آن بکوشد و اگر آسیبی به بهاءالله برسد وحادثه ای رخ دهد، شخص صدراعظم مسئول سفارت روس خواهد بود . [9]

توجه خاص سفیر روس به سرنوشت باب و بابیان، موجب شد که وی بعد از تسلیم میرزا حسینعلی به صدراعظم ،‌هم چنان مراقب کار باشد و با پیگیری موضوع و پیغام شدید ، ‌موجبات رهایی او را از زندان فراهم آورد.

ناصرالدین شاه نیز که از حادثه ترور سخت به خشم آمده بود، اما به سبب اینکه وی با مساعدت و موافقت دولت روسیه به سلطنت رسیده بود و توان مقابله با قدرت استعماری روسیه تزاری را نداشت و میرزا حسینعلی نوری نیز به سفارت روسیه پناهنده شده بود سرانجام با این شرط که میرزا حسینعلی نوری (بهأالله ) برای همیشه از ایران تبعید شود، با آزادی او موافقت می کند.

میرزا حسینعلی به دستور حکومت ایران ، باید تهران را به مقصد بغداد ترک می گفت. سفیر روس از وی خواست «که به روسیه برود و دولت روس از او پذیرایی خواهد نمود»، اما او نپذیرفت؛ هنگام سفر تبعید نیز نماینده ای از سوی سفارت روس همراه کاروان بود . [10]

در پی سرکوب بابیان توسط قوای دولتی اعضای دیگر بابی نیز ناگزیر از ترک تهران و رفتن به بغداد شدند .

رفتار بابیان در عراق

به دنبال تبعید میرزاحسینعلی به عراق ،برادر کوچکترش میرزایحیی صبح ازل که جانشین باب به شمار می رفت هم با لباس مبدل خود را به عراق می رساند [11] و کم کم اجتماعی از بابیان در خاک عراق ایجاد می گردد که مهم ترین هدفشان اذیت و آزار شیعیان بود. به طوری که شوقی افندی( نوه دختری عبدالبهاء ) می نویسد:

«در عراق شیوه بابیان این بود که شب ها به دزدیدن لباس و نقدینه و کفش و کلاه زوار اماکن مقدسه و شمع ها و صحایف و زیارتنامه ها و جام های آب سقاخانه ها پردازند. »[12]

او می افزایدبه سبب کینه ای که بابیان از شیعیان داشتند، در ایام عاشورای حسینی در کربلا جشن و پایکوبی راه می انداختند که این سنت بی شرمانه از قره العین به یادگار مانده بود . رفتار دد منشانه و دور از انصاف بابی ها با مسلمین اندک اندک بالا می گیرد تا جایی که به زد و خورد می انجامد.

ادعای بهاء الله و آغاز انشعاب در بابیت

سرانجام رفتار غیرانسانی بابی ها موجب می شود تا در سال 1280 ق دولت عثمانی آنان را به استانبول تبعید نماید. در آغاز این سفر تبعید، میرزاحسینعلی داعیه خویش را آشکار می سازد و ادعای من یظهره اللهی می کند و می گوید آنکس که منتظر او هستید، من هستم [13] و به این ترتیب ادعای مهدویت نمود و با این ادعا بین بابی ها ایجاد اختلاف می کند. تا جایی که بین دو برادر جنگ وجدل به راه افتاد و از همین جا عده ای برادر کوچک تر را انتخاب نمودند و ازلی نام گرفتند و عده ای گرد میرزا اسدالله دیانی رفتند و دیانی شهرت گرفتند عده ای هم دامن رؤسا و سرکردگان بابیگری را رها کرده تنها کتاب «بیان» را محترم شمردند که به «بیانی ها» معروف گردیدند. پس از اینکه کار درگیری و اختلاف بابیان به کشت و کشتار رسید ، زعمای کشور عثمانی تصمیم به جدایی آنان گرفتند و میرزا یحیی را به جزیره قبرس و میرزا حسینعلی بهأالله و هوادارانش را به قلعه عکا در خاک فلسطین تبعید کردند.

میرزا حسینعلی بهأالله پس از رسیدن به عکا به صورت کامل و علنی دست از ادعای نایب باب بودن برداشت و رسماً خود را پیامبر نامید و فرقه بهائیت را بنیان گذاشت که فوراً از جانب دولت روسیه به رسمیت شناخته شد . دولت استعماری روسیه پس از به رسمیت شناختن فرقه ضاله بهائیت به عنوان یک دین، همه گونه امکانات در اختیار آنها گذاشت. این دولت در نخستین اقدام مرزهای خود را به روی بهائیان گشود و اولین معبد این فرقه را به نام مشرق الاذکار در شهر عشق آباد ایجاد کرد.

مرگ بهاء

میرزا حسینعلی نوری عاقبت در سال ۱۳۰۹ هجری قمری در ۷۶ سالگی پس از مدت ۲۲ روز تحمل بیماری ، از دنیا می رود و در شهر عکا مدفون گردید و اتاق محل دفن وی نیز به روضه مبارکه مشهور می گردد .

در کتاب الدروس الدّیانه چنین آمده است:

قبله ما اهل بهاء روضه مبارکه، در مدینه عکا است ، که در وقت نماز خواندن باید رو به آن بایستیم و قلباً متوجه به جمال قدم جل جلاله (میزرا حسینعلی) و ملکوت ابهی باشیم. [14]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.

پر بازدیدترین ها

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʆ) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (6) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
Powered by TayaCMS