دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه جناحیه Jnahyh

No image
فرقه جناحیه Jnahyh

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : جناحيه، حارثيه، حربيه، هاشميه، غلات

چگونگی تشکیل فرقه و شناخت اعتقادات پیروان آن و شأن اجتماعی فرقه از مباحث مهم در مورد فرق و مذاهب می‌باشد. کتب فرق و مقالات با اشاره به این مسائل ما را با تاریخ گذشته در مورد مذاهب آشنا می‌کند در این مقاله کوتاه به بررسی فرقه جناحیه می‌پردازیم. فرقه جناحیه در تضاد و تزاحم با فرق دیگر و پیروانشان مراحل مختلفی را پیموده است که خود این موارد به شناخت بیشتر در جناحیه کمک می‌کند.

ترور ابوهاشم زمینه فرقه سازی

هاشمیه فرقه ایست بر ضد امویان و سلطه حاکم و از سوئی وامدار و برگرفته شده از کیسانیه می‌باشد، فرقه‌ای که ضربات سهمگینی بر پیکر امویان وارد آورد.[1] به همین دلیل هاشمیه در بین فرق سده اول هجری از شأن والای اجتماعی برخوردار بود و مورد توجه جدی دیگر سران و رهبران و یا دیگر افرادی که در سر فکر فرقه سازی را پرورانده بودند، قرار داشت و از سویی هاشمیه به عنوان قدرتی در برابر امویان ایشان را به فکر تخریب هاشمیه کشاند و عملیات فروپاشی هاشمیه توسط امویان با نقشه ترور ابوهاشم عبدالله بن محمد رهبر هاشمیه اجرا شد.[2] با انجام موفقیت آمیز ترور ابوهاشم بنی امیه به اهدافی چند نائل گشت. همچنین با این عمل پیامدهایی بروز یافت:

1. هاشمیه به عنوان قدرتی در برابر امویان از بین رفت.

2. فرقه سازی بعد از ابوهاشم.

3. تفرقه و عدم وحدت بر ضد بنی امیه.

علت فرقه سازی بعد از فروپاشی هاشمیه با توجه به زمینه‌ای که هاشمیه در اجتماع بوجود آورده بود می‌تواند عدم تعیین جانشین در این فرقه سازی بزند و خود را جانشین ابوهاشم و فرقه خود را در استمرار هاشمیه بگنجاند.

فرق ادعائی [3]

از جمله فرقی که بعد از قتل ابوهاشم ظهور یافت عبارتند از حربیه و جناحیه و راوندیه و بیانیه و عده‌ای از غلات که قائل به مهدویت و غیبت ابوهاشم شدند. علاوه بر اینکه فرزندان ابوهاشم در مسیر امامت و وصایت صاحب ادعا بودند. رهبران این فرق با ادعای وصایت از ابوهاشم مردم را به خود دعوت می‌کردند که این رهبران و جانشینان عبارتند از:

1. محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب.

2. عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر ذی الجناحین.

3. علی بن محمد بن الحنیفه.

4. حسن بن علی بن محمد بن الحنیفه.

5. عبدالله بن عمرو بن حرب الکندی.

6. بیان سمعان التمیمی.

جناحیه

فرقه‌ای با وصایت ادعائی از ابوهاشم برای عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر ذی الجناحین است رهبر این فرقه از نوادگان جعفر طیار از یاران پیامبر (ص) است او که ملقب به ذی الجناحین است که خداوند در عوض دو دستانش که در پیکار در راه خدا اعطاء نمود به او دو بال در بهشت عنایت می‌کند و شاید از این جهت به این فرقه جناحیه می‌گویند.

عده‌ای قائل‌اند که این فرقه بخاطر اینکه پایبند به احکام نبودند و دلیلشان لفظ خاصی در آیه شریفه (جناح) و برداشت و تفسیر نامطلوب از آیه شریفه بود منسوب به جناحیه شدند[4] و آیه این است:

لَیسَ عَلی الذینَ آمَنوا و عَمِلوا الصالحات جُناحٌ فیما طعموا إذا ما اتَّقوا...[5]

بر آنان که ایمان آوردند و نیکوکار شدند باکی (گناهی) نیست در آنچه خورده‌اند هنگامی که تقوا داشته باشند...

این قوم ایمان و عمل صالح را شرط جواز هر کار دیگر می‌دانند و بر آنها دیگر گناهی نمی‌شمرند و در تاویل این آیه گفته­اند هر کس به امام برسد و او را بشناسد دیگر گناهی برای او در تمام آنچه بخورد نیست: زیرا به کمال رسیده است و هیچ عملی بعد از رسیدن به کمال مضر نیست[6] در حالی­که این تفسیر به رای باطل نه با شان نزول آیه و روایات در این زمینه می‌سازد و نه با اصول مذهب فریقین.

کیفیت ادعای وصایت

هنگام مرگ ابوهاشم در سال 99هـ ق [7] عبدالله بن معاویه کودک و صغیر بوده است و این شبهه وجود داشته که چگونه ابوهاشم امامت را به صغیری وصیت نموده است؟ جناحیه در جواب قائل است که ابوهاشم وصایت در مورد عبدالله را به فردی به نام صالح بن مدرک می‌کند تا عبدالله بعد از بلوغ امام و جانشین باشد.[8]

اختلاف شدید در امامت بین فرقه جناحیه و طرفداران محمد بن علی بن عباس بر سر جانشینی از ابوهاشم اختلاف شدید و نزاع بوده است و هر کدام وصایت را برای رهبر خود ادعا می‌نموده ولی بر مدرکی متقن و محکم استشهاد نمی‌کردند.[9]

شکست سیاسی

اختلاف شدید بین طرفداران جناحیه و طرفداران عباسیه (راوندیه) در جانشینی از ابوهاشم کار را به جائی رساند که از این نزاع خسته شدند و به حکم و شهادت حکم رضایت دادند. با شهادت شخصی به نام ابی ریاح که به نظر ایشان مرد صالحی بود نزاع فیصله یافت و او به نفع بنی العباس شهادت به وصایت از ابوهاشم داد و با این حکم جناحیه و طرفداران عبدالله بن معاویه ضربه و شکست سیاسی را تجربه می‌کرد و جناحیه تا حدی از هم فروپاشید.[10]

بُرد سیاسی جناحیه

فرقه جناحیه در طول مدتی که به استمرار راه خود ادامه می‌داد با دو اقبال روبرو شد که به نحوی بر پیروان آن افزود اکنون به هر دو نمونه اشاره می‌کنیم:

1. هنگامی که پیروان عبدالله بن عمر بن حرب کندی از فرقه حربیه بخاطر نادانی و عدم دیانت او به خدعه و نیرنگش در جانشینی از ابوهاشم پی بردند و در این مسئولیت او را لایق ندیدند و صلاحیت جانشینی کندی را از ابوهاشم رد کردند و بیعت خود با او را نقض کرده به فرقه جناحیه پیوستند و عبدالله بن معاویه را در این مقام صادق و لائق دانستند.[11]

2. مغیره بن سعید به یارانش وانمود کرد که محمد بن عبدالله بن الحسن مهدی قائم است و این فرقه با کشته شدن محمد بن عبدالله به کذب و دروغ پردازیهای مغیره پی برد و به یکباره از مغیریه جدا شدند و از او بیزاری جستند و به دنبال انتخاب امامی برای خود از کوفه به مدینه رفتند که عبدالله بن معاویه راملاقات کردند و او این شکست خوردگان را به امامت خودش فرا خواند و با این عمل بر پیروانش افزود و به اعتبار جناحیه کمک کرد.[12]

اعتقادات منسوب به عبدالله بن معاویه و فرقه جناحیه

آنچه از اعتقادات که به عبدالله منسوب است عقائدی افراطی و غلو آمیز است و بالتبع فرقه جناحیه نیز از غلو بی­بهره نیست مانند:

1. ادعای امامت و دعوت به خویش بعد از امیرالمومنین علی(ع) و فرزندانش (حسنین و ابن حنیفه و ابوهاشم).

2. طبق نظر پیروانش او ادعای ربوبیت نمود.

3. روح خدا را در آدم سپس در فرزندش شیث و سپس در انسانها دانست.

4. در بین خودشان به افرادی برتر از جبرئیل و میکائیل و رسول الله (ص) قائل‌اند.

5. معتقد هستند که نمی‌میرند.

6. هر کس به نهایت درجه در دین برسد به ملکوت برده می‌شود و مدعی هستند که با ملکوتیان هر صبح و شام در ارتباط هستند.[13]

7. رهبر فرقه قائل به تناسخ ارواح است و ثواب و عقاب را در اشخاص (از بنی­آدم و حیوانات) متناسخ می‌داند.

8. روح خدا را به قاعده تناسخ در خود ادعا می‌کرد.

9. ادعای حلول و ربوبیت و نبوت می‌نمود.

10-مدعی آگاهی بر غیب بود.[14]

11- مدعی است که به هر مومنی وحی می‌شود به دلیل تأویلی که از این سه آیه استنتاج کرده است: [15]

ا. هیچ کس جز به فرمان خدا نخواهد مرد...[16]

در این مورد گفته‌اند که به اذن الله یعنی به وحی خداوند.

ب. پروردگارت به زنبور وحی (الهام) کرد که...[17]

در این مورد گفته‌اند که اگر وحی به زنبور جائز است وحی به ما اولویت دارد

ج. (و یاد کن) آنگاه که به حواریون وحی کردم...[18]

در این مورد قائل شده‌اند که خودشان حواریون می‌باشند.

سقوط جناحیه و استمرار آن در فرقه حارثیه

از جمله کسانی که از اصحاب عبدالله بن معاویه بشمار می‌رفته عبدالله بن حارث بوده است و خود جز گروه جناحیه بود، تا اینکه با سقوط جناحیه بعد از کشته شدن عبدالله بن معاویه به امر ابومسلم خراسانی، عده‌ای از طرفداران عبدالله بن معاویه به انتخاب جانشین برای رهبر فقید خویش دست زدند و رهبر منتخب این عده کسی نبود جز زندیق زاده‌ای که عبدالله بن حارث نام داشت. به این ترتیب فرقه حارثیه از دامن سقوط یافته جناحیه بوجود آمد و به همان عقاید افراطی و غلو آمیز به نحوه دیگری ادامه دادند.[19]

مرگی همراه غلو

بعد از مرگ عبدالله عده‌ای طرفدارانش در او غلو کردند و مرگ او را منکر شده و قائل شدند که او زنده است و نمی‌میرد و در آینده با سپاهی از مردان بنی هاشم خواهد آمد و عده‌ای او را مهدی موعود دانستند.[20]

[2] . ابن ابی الحدید معتزلی؛ شرح نهجالبلاغه، ج 15، ص 293 و 237.

[3] . الشهرستانی؛ الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفة، ص 149 و عبدالقاهربن طاهربن محمد البغدادی ابومنصور، الفرق بین الفرق و بیان الفرقة الناجیة، بیروت، دارالافاق الجدیده 1977، الطبعة الثانیة، ص 27 الی 30 و ابی محمد الحسن بن موسی النوبختی، فرق الشیعه، قم، مکتبة الفقیه، ص 48 الی 50.

[4] . الشهرستانی ؛ الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفه، ص 149.

[5] . مائده، آیه 93.

[6] . الشهرستانی؛ الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفه، ص 149.

[7] . ابن ابی الحدید معتزلی؛ شرح نهج البلاغه، ج 15، ص 293.

[8] . ابی محمد الحسن بن موسی النوبختی؛ فرق الشیعه، قم، مکتبة الفقیه، ص 50.

[9] . الشهرستانی؛ الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفه، ص 149.

[10] . ابی محمد الحسن بن موسی النوبختی؛ فرق الشیعه، قم، مکتبة الفقیه، ص 50.

[11] . الشهرستانی؛ الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفه، ص 149.

[12] . عبدالقاهر بن طاهر بن محمد البغدادی ابومنصور؛ الفرق بین الفرق و بیان الفرقة الناجیة، بیروت، دارالآفاق الجدیده 1977، الطبعة الثانیة، ص 235.

[13] . پیشین.

[14] . الشهرستانی؛ الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفه، ص 149.

[15] . عبدالقاهر بن طاهر بن محمد البغدادی ابومنصور؛ الفرق بین الفرق و بیان الفرقة الناجیة، بیروت، دارالآفاق الجدیده 1977، الطبعة الثانیة، ص 235.

[16] . و ما کان لنفس ان تموت الا باذن الله...، آل عمران، آیه 145.

[17] . و اوحی الی ربک ال النحل...النحل، کریمه 68.

[18] . و اذ اوحیت الی الحواریین...مائده، کریمه 111.

[19] . ابی محمد الحسن بن موسی النوبختی؛ فرق الشیعه، قم، مکتبة الفقیه، ص 51.

[20] . ابوالحسن الاشعری؛ مقالات الاسلامیین، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، ص 22.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.

پر بازدیدترین ها

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʆ) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (6) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
Powered by TayaCMS