دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه علیائیه Lyayyh

No image
فرقه علیائیه Lyayyh

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : غلات، عليائيه، ذميه، عينيه، ميميه

غلو در ادیان و مذاهب رخدادی انکار ناپذیر است. عوامل زیادی علل عقائد غلو آمیز را سامان می­دهند. انگیزه­های مختلف، عدم تعقل و درک صحیح، تأثیر عقائد باطله و عدم آشنائی با اصول مسلم ادیان بخصوص اسلام، از عوامل ایجاد و رشد خرافات افراطی است. عقل و فهم صحیح و اجتهاد در اسناد دینی و أخذ مسلمات شریعت و شناخت محکمات دینی ابزاری برای رسیدن به معرفت صحیح و دوری از غلو است که در مکاتب غالیه نیست و یا کمرنگ است. علیائیه به عنوان یکی از فرق رسمی غالیه موضوع بحث این رساله است.

غالیه

این گروه کسانی هستند که در حق امامان خود گزافه­گو شدند و ایشان را از حد مخلوقیت خارج کردند و لباس الوهیت را برایشان پوشاندند. ازجمله عقائد ایشان تشبیه امامان به خدا و نیز تشبیه خدا به مخلوقات است. منشأ چنین تفکری را باید در ملل و مذاهب دیگری چون مذاهب تناسخی هند و یا حلولی نصاری و یهود جستجو کرد؛ زیرا یهود خالق را به مخلوق تشبیه می­کند و نصاری مخلوق را با خالق مشابه می داند.[1] غلات ازاین آراء واندیشه های متاثر شدند و این اندیشه را که کاملا اندیشه وارداتی بود در حق امامان و برخی دیگر بکار بردند.

زمینه غلو در شیعه

وجود ائمه طاهرین علیهم السلام در شیعه به عنوان جانشینان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و مفسرین قرآن و امامان امت از ضروریات مذهب است و منکر آن را خارج از دائره شیعه می­دانند. همچنین وجوب محبت و مودت و برتری علمی و هر صفت نیکویی را در نهایت کمال مخصوص پیامبر و اهل بیت علیهم السلام می­دانند و این مطلب نزد همه مسلمانان و غیر مسلمانان منصف و آشنا پذیرفته شده است. عظمت درک نشدنی و عمیق أهل بیت علیهم السلام نیز از اعترافات شیعه ولی این به معنای خالقیت و رازقیت و... نیست؛ زیرا این اسماء جز برای خدا روا نیست. کرامت و احترام أهل بیت نزد خدا وصف نشدنی است ولی حتی اگر از علل واهداف خلقت محسوب شود به معنی شریک و خالق نمی­باشد و این همان موضعی است که برخی افراطیون خارج از شیعه درک نکردند و قائل به غلو در مورد امامان شیعه شدند. چنانکه این تفکر افراطی در مورد امیرالمومنین علی علیه السلام بطور مختلف بروز یافت. البته اینگونه نیست که غلو و اعتقاد به خالقیت افراد ریشه و زمینه مساعدی در شیعه داشته باشد بلکه در دامن اهل تسنن نیز چنین اعتقادی بروز و ظهور داشته ولی به علت بی­مقداری شخصیتهای مشابه مورد توجه واقع نشده­اند. به عنوان مثال مقنع و ابومسلم خراسانی و منصور دوانقی و حسین بن منصور حلاج از جمله افرادی هستند که یا ادعای الوهیت نمودند و یا در مورد ایشان چنین اعتقادی حاصل شد در حالی­که در مکتبی غیر از تشیع حضور داشتند.[2]

مخالفت اهل بیت با غلو [3]

تبیین مسائل توحیدی به نحو دقیق عقلی که حتی کفار و زنادقه از این بیانات هدایت می­شدند خود مهمترین مبارزه عملی با غلات بود. علاوه براینکه مخالفت اهل بیت علیهم السلام منحصر به بیان حقائق ومعارف نبود بلکه از هر طریق ممکن با چنین انحرافی مبارزه شد و با معرفی ایشان به شیعه و بیزاری از این گروه دستور کناره گیری از آنها را به شیعیان گوشزد می­کردند و به همین دلیل جریان تشیع از غلو پاک شد و موجودیت غلات به عنوان مخالفین توحید و امامت شیعه ارائه شد تا غافلین این دو جریان را یک ماهیت ندانند.

رهبر فرقه علیائیه

علیاء بن ذراع دوسی داعیه­دار رهبری فرقه­ای از گزافه گویان است که عده ای او را منسوب به طائفه بنی اسد دانسته و او را اسدی گفته­اند. افکار او به شدت افراطی است و تنها وصف "غلو" شایسته تحلیل اندیشه­های اوست که به بیان آنها می­پردازیم :[4]

1. علی علیه السلام را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برتر می­دانست.

2. معتقد بود که علی علیه السلام پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم را به رسالت فرستاده است.

3.علی علیه السلام را خدا نامید.

در اعتقادی متناقض با آراء مذکور، نسبت به پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم بدبین بوده به این صورت که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را مذمت می­نمود. زیرا معتقد بود که پیامبر مبعوث شد تا بشریت را به سوی علی بخواند درحالی­که این کار را برای خودش انجام داد و چون پیامبر را نافرمان می­دانند به مذمت ایشان می­پردازند و به همین جهت این فرقه گمراه را که ترشحی از افکار ناپاک ابن ذراع است به فرقه( ذمیه) نیز نامیده­اند. [5] به این ترتیب اهانت و جسارت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یکی از اعمال این شخصیت غالی و فرقه او باید خواند. [6]

عقائد ذمیه ( علیائیه ) [7]

علاوه بر اعتقادات و اعمالی که علیاء بن ذراع داشت مانند الوهیت امام علی و شَتم نبی اکرم به برخی از پیروان او عقاید دیگری نیز نسبت داده شده است که به شرح زیر می باشد:

1.عینیه:

عده ای از ذمیه یا همان علیائیه می­باشند که قائل به الوهیت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم و نیز علی علیه السلام هستند. ایشان در قول به الوهیت هر دو متفق بودند ولی احکام الوهیت را برای علی علیه السلام مقدم می­کردند و گویا او را در مقام الوهیتش برتر از الوهیت نبی صلی الله علیه و آله و سلم می­پنداشتند.

2. میمیه :

مانند عینیه قائل به الوهیت هر دوی ایشان بودند ولی در احکام الوهیت و خدا منشی نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را برتر از علی علیه السلام می دانستند.

3.گروهی که اسم خاصی نداشتند:

معتقدند که الوهیت برای مجموعه پنج تن اصحاب کساء علیهم اسلام است و گفته اند هر پنچ تن یک حقیقت هستند و روح یک حالت مساوی در ایشان دارد و از این جهت بر دیگری برتری ندارند.

درکتب فرق ومذاهب اینگونه آمده که عده ای از این فرقه نام مقدس فاطمه را بدون هاء تلفظ می کردند و از تلفظ به هاء کراهت داشتند و ازاو به فاطم یاد می­نمودند و شعری از شعرای این فرقه را راجع به همین مطلب ذکر نموده اند که عبارت است از :

تولیت بعدالله فی الدین خمسة نبیا وسبطیه وشیخا وفاطما [8]

البته باید ملاحظه شود که این بیت از اشعار با عقیده شیعه بیشتر تناسب دارد بلکه دوستی و ولایت پذیری شیعه نسبت به آن بزرگواران بر کسی پوشیده نیست. این مطلب هیچ تناسب با عقائد باطل فرقه ذمیه ندارد. ولایت و امامت غیر از الوهیت است و اینکه درشعر بسیاری از کلمات مرخم می­شوند و حرف و یا چند حرف آخر کلمه حذف می شود خود صنعتی در فن شعر است و چندان حکایت از عقیده به مرخم خواندن نمی­کند اما به هرحال نویسندگان فرق و مذاهب باید توجه کنند تا عقائد خرافی یک عده از گزافه گویان را با عقاید صحیح بخصوص در مکتب شیعه اشتباه نکند. گرچه این اشتباه در تصانیف اهل سنت نسبت به شیعه چشم گیر است. به همین منظور علاوه بر اینکه این غالیان از شیعه نمی­باشند جزء هیچ فرقی از فرق گنجانده شده در دامن اسلام نمی­باشد. همانطور که ابومنصور بغدادی این فرقه را بخاطر کفر ایشان به نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از فرق اسلام خارج می­داند [9] و این خود اعترافی از اهل سنت است مبنی براینکه غالیان از فرق رافضه و یا به تعبیری شیعه نمی­باشند.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.

پر بازدیدترین ها

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʆ) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (6) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
Powered by TayaCMS