دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عقائد معتزله و نقد آن (حسن و قبح)

No image
عقائد معتزله و نقد آن (حسن و قبح)

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : معتزله، عقل گرائي، عدليه، قدريه، اصحاب العدل

مقدمات عقلی و مبانی استدلال­ همانطور که در علوم تأثیرگذار است در خداشناسی نیز تأثیر بسزائی دارد. گمان اینکه عقل نظری از رسیدن و درک بسیاری از امور ناتوان است، نمی­تواند مانع از تأثیرگذاری مبانی ضروری عقلی شود. انکار و یا ثبوت حسن و قبح عقلی از مهمترین مسائل کلامی است که ثمره مهمی در معنی عدل خداوند ایفاء می­کند. با توجه به ثمرات این اصل عقلی به بررسی آن می­پردازیم.

عقل:

عقل به عنوان مهمترین درک­کننده قوه بشر برای تشخیص می­باشد. بهروری از عقل در مکتب معتزله به عنوان روش اصلی درک حقایق می­باشد و یکی از ادراکات عقل شناخت حسن و قبح افعال است که عدلیه (امامیه و معتزله) آن را پایه بسیاری از مباحث اعتقادی و معرفتی خویش قرار داده­اند.[1]

معانى حسن و قبح

حسن و قبح به سه معنى به کار مى‌رود:[2]

الف- هر صفت کمالى را حسن و هر صفت نقصى را قبیح گویند، مانند علم و جهل.

ب- هر چه ملایم و سازگار با طبع ‌باشد، حسن است مانند لذاتها و منافى و ناسازگار با طبع را قبیح نامند مانند آلام.

ج- هر فعلى را که فاعل مختار آن ‌مستحق مدح و ستایش در دنیا و مستحق ثواب در آخرت باشد، حسن‌ گویند و هر فعلى را که فاعل مختار آن ‌مستحق مذمت و نکوهش در دنیا و مستحق عذاب در آخرت باشد، قبیح‌ نامند.

واضح است که مورد اول و دوم مورد بحث نیست؛ زیرا آنچه که مورد اختلاف اشاعره و اهل­حدیث از سوئی و عدلیه است مورد سوم می­باشد که به مباحث آن می­پردازیم.

اثبات حسن و قبح عقلى قبل از شرعى[3]

۱- حسن و قبح افعال به عقل ثابت ‌است نه به شرع، براى اینکه:

اولا: وجدان هر کس حتى کافران ‌و حکماى هند که منکر شرایع و ادیان ‌هستند به خوبى برخى از افعال مانند احسان، راستى، درستى‌ و زشتى‌ برخى ‌دیگر چون ظلم و دروغ و نادرستى به ‌ضرورت عقل حکم مى‌کند.

ثانیا: اگر عقل حسن و قبح افعال را درک نکند بکلى بنیان و اساس شرایع، عاطل و باطل خواهد بود.

۲- اگر حسن و قبح ذاتى و عقلى‌نباشد لازم مى‌آید که شرعى هم نباشد؛ از جهت انتفاى قبح کذب از جانب‌شرع. زیرا هرگاه کذب عقلا قبیح ‌نباشد صدور آن از شارع جایز خواهدبود، و خداوند در قرآن مجید وعده‌ها و وعیدها داده ‌پس خلف وعده ‌از او جایز است و دیگر اعتبارى به ‌این وعده و وعیدها نخواهد بود.

۳- با انکار حسن و قبح عقلى اثبات‌ شرایع ممکن نیست؛ بنابراین قول‌ چون دروغ گفتن قبیح نیست، اگر پیغمبرى هم که نبوت او ثابت‌شده‌ خبر دهد که دروغ قبیح است، از او نمى‌توان قبول کرد؛ زیرا احتمال کذب ‌آن مى‌رود و نبوت هیچ پیغمبرى ثابت ‌نخواهد شد؛ چون خلاف حکمت و تصدیق دروغگو بر خدا قبیح نیست و بعید نیست که کسى به دروغ ادعای ‌پیغمبرى کند و خدا معجزاتى بر دست‌ او جارى سازد و او را تصدیق نماید و او هم بسیارى چیزها را که خدا منع‌ نکرده و یا امر نفرموده، براى مردم‌ حرام و واجب گرداند و نیز ممکن است فرداى قیامت‌ خداوند اهل­طاعت را به دوزخ و اهل‌معصیت را به بهشت ‌ببرد؛ زیرا بنا بر قول آنها (مخالفان حسن و قبح عقلى) طاعت و معصیت، یکسان و مطیع و عاصى به حسب عقل، تفاوتى با هم‌ ندارند، بلکه ثواب و عقاب هم یکسان ‌است و حسن و قبحى ندارد.

آنچه گذشت‌ خلاصه‌اى بود در مورد مساله بسیار مهمى که جایگاه‌ عظیمى در علوم کلام، اصول و اخلاق‌دارد. اجمالا باید گفت ‌حسن و قبح‌ عقلى یا مستقلات عقلیه همان امورى ‌هستند که عقل به تنهایى و بدون کمک ‌شرع آنها را درک مى‌کند. در مورد این‌ مساله اختلافها و نزاعهایى پیش آمده‌ که عمده آن اختلافات مربوط به دو دسته عدلیه و اشاعره است.

حسن و قبح در متون دینی

در قرآن کریم و احادیث اسلامی شواهد و دلائل بسیار بر حسن و قبح عقلی یافت می­شود که برخی را یاد آور می­شویم:

1.در قرآن بیان شد­­ه­است که مشرکان عصر رسالت با این که به شریعت اسلام ایمان نداشتند،‌ به زشتی برخی از کارهایی که انجام می‌دادند اعتراف می‌کردند و هرگاه مورد اعتراض قرار می‌گرفتند، ‌به عمل گذشتگان خود، که به زعم آنان مطابق امرالهی بوده­است، اعتذار می‌جستند. قرآن در رد پندار آنان می‌فرماید: و هنگامی که کار زشتی کنند، گویند که پدرانمان را بر این کار یافتیم و خدا ما را بر این کار امر کرد، بگو خداوند به کار ناروا دستور نمی‌دهد؛ چرا چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید. چنان که می‌فرماید: و اذا فعلوا فاحشة قالوا وجدنا علیها آبائنا و الله امرنا بها قل ان الله لا یأمر بالفحشاء أ تقولون علی الله ما لاتعلمون.[4]دلالت این آیه بر این که برخی از افعال در نفس الأمر متصف به قبح می‌باشند و عقل بشر قبح و زشتی آنها را درک می‌کند، آشکار­ است.

2. قرآن کریم در مقام بیان تقبیح شرک، آن را ظلم بزرگ می‌شمارد، یعنی قبح شرک را به این که ظلم عظیم است تعلیل می‌کند، و اذا قال لقمان لابنه و هو یعظه یا بنی لاتشرک بالله ان­ الشرک لظلم عظیم.[5]واضح است که علت باید یک امر عقلی واضح باشد تا توسط آن برای مطلبی چون شرک استدلال شود. ظلم از مفاهیمی است که عقل بدون شک و تردید، زشتی و قبح آن را درک می­کند. 3. قرآن به این دلیل معاد را لازم می‌داند که نفی آن مستلزم عبث بودن آفرینش انسان است. یعنی قبح فعل عبث را امری مسلم دانسته و بر اساس این که از نظر عقل خداوند از فعل عبث منزه است، بر ضرورت معاد استدلال می‌کند، أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ[6].گذشته از این قبیل آیات که بر حسن و قبح عقلی دلالت می‌کنند، آیات بسیاری نیز که بیانگر حکمت و غایت احکام و افعال الهی‌اند، گویای این مطلب می‌باشند. تعلیل احکام و بیان فلسفه آنها این حقیقت را روشن می‌سازد، که احکام الهی تابع یک سلسله واقعیات است و این رکن نخست قاعده حسن و قبح عقلی است. فلسفه و غایات احکام الهی و به عبارت رساتر حکمتهای احکام در روایات نیز بیان شده­است. کتاب علل الشرایع شیخ­صدوق مجموعه‌ای از این روایات را دربر دارد.

اختلاف امامیه و معتزله در حسن و قبح عقلی

اگرچه امامیه و معتزله در برابر اشاعره قائل به حسن و قبح عقلی می­باشند اما در این مسأله بین امامیه و معتزله نیز اختلافاتی وجود دارد. برخی از معتزله مانند جبائی حسن و قبح عقلی را ذاتی نمی­دانند بلکه آن را اعتباری دانسته­اند.[7]همچنین اختلافات دیگری در تطبیق و استفاده از این قاعده عقلی بین امامیه و معتزله وجود دارد. به عنوان نمونه معتزله با اینکه به برتری امیرالمومنین علی(ع) از ابوبکر معترفند اما معتقد به قبح خلافت ابوبکر نمی­باشند.[8]در حالی که طبق حکم قطعی عقلی با وجود انسان با فضیلت­تر که هیچ مصلحتی را نادیده نمی­گیرد، حکومت یافتن و حکومت نمودن غیر او قبیح است.[9]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.

پر بازدیدترین ها

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʆ) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (6) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
Powered by TayaCMS