دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عقائد معتزله و نقد آن (نبوت)

No image
عقائد معتزله و نقد آن (نبوت)

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : معتزله، عقل گرائي، عدليه، قدريه، اصحاب العدل

ضرورت بعثت انبیاءالهی در هدایت مردم ضرورت عقلی دیگری را به دنبال دارد که از آن به عصمت یاد می­شود. در مباحث کلامی و اعتقادی این عنصر لازم برای پیامبران، مورد قبول مسلمین است و تشیع بالاترین حد اعتبار عصمت را برای همه انبیاء و ائمه(ع) ثابت می­کند، اما دیگر فرق مسلمین در آن اختلاف دارند که از جمله ایشان فرقه معتزله است. در این نوشتار کوتاه به عقیده معتزله در مورد نبوت و شئون آن می­پردازیم. البته باید توجه داشت که این اعتقادات در مجامع علمی به معتزله منسوب است و در کتب معتزله متأخر، این عقاید به نوعی پالایش شده است.

نبوت

ریشه لغوی نبوت و نبی از کلمه نبو به معنی ارتفاع و برتری داشتن است.[1]به همین مناسبت، ابن­سکیت از عالمان لغت می­گوید: اگر نبوت از النَّبْوة و النَّباوة باشد به برتری انبیاء و شریف­تر بودن ایشان نسبت به دیگران اشاره دارد؛ زیرا النَّبْوة و النَّباوة به معنی مکان برتر روی زمین است.[2]اما عده­ای نبأ به معنی خبردادن را ریشه لغوی این کلمات می­دانند و معتقدند که خبردادن نبی از خداوند شاهد این مناسبت لغوی است.[3]

در اصطلاح نبوت مقامی است که خداوند به انبیاء(ع) اعطاءنموده و نبی راهنما به سوی هدایت است[4]و او کسی است که بواسطه وحی از خداوند خبر می­دهد بدون اینکه شخص دیگری واسطه باشد.[5]صاحب مقام نبوت شرط مهمی چون معجزه و عصمت را داراست.[6]

اعتقادات خاص معتزله در مورد نبوت

اعتقاد به نبوت خاصه­ی پیامبر اکرم(ص) و نبوت عامه­ی انبیاء و پیامبران گذشته موضوعى است که به اتفاق، تمام فرق و مذاهب اسلامى به آن معتقدند و شاید بتوان اینگونه ادعی نمود که یکى از موضوعاتى که مذاهب اسلامى پیرامون آن کمترین اختلاف را داشته­اند، اصل موضوع نبوت عامه و خاصه است. ولی با این حال در مسائل جانبی این اصل اختلافاتی بروز یافته است که به بیان آن مسائل از منظر معتزله می­پردازیم. فرق مختلف معتزله نیز در مسائل جانبی این اصل با هم اختلاف داشته و در برخی مسائل اختلافاتشان کمتر است، به عنوان نمونه:

1.این مکتب مقام و موقعیت فرشتگان را برتر از پیامبران می­دانند.[7]

2.برخی از معتزله مقام نبوت را پاداش عمل نیک نبی دانسته و برخی آن را ابتدائی و بدون اینکه پاداش اعمال نیک باشد می­شمرند.[8]

3.در مورد اعجاز پیامبران هم میان معتزله اختلافاتى بروز یافته است. ابو­هذیل معتقد است که معجزه مختص به آیات غیبی است و معجزه انبیاء در غیر این مورد به شهادت حداقل بیست نفر ثابت می­شود که یک نفرشان بهشتى است.[9]نظام اعجاز ادبى قرآن را منکر بود و آن را دلیلى بر راستگوئى پیامبر(ص) نمى­دانست.[10]در این مورد هشام فوطى و عباد بن سلیمان نیز با نظام هم عقیده­اند.[11]دیگر بزرگان معتزله قرآن را به عنوان معجزه پیامبر اکرم(ص) قبول دارند.

4.هشام فوطی بطور کلى معجزات را دلیلى بر راستگوئى و صدق گفتار پیامبران نمى­داند.[12]

در معجزه بودن نظم و تألیف قرآن

اکثر معتزله معتقدند که نظم و تألیف قرآن معجزه است به این معنی که از دیگران محال است واقع شود و این معجزه برای اثبات رسالت رسول الله(ص) است.

نظام معتقد است که اعجاز در قرآن مخصوص آیاتی است که از غیب خبر می­دهند و اما قدرت بر تألیف و نظم قرآن به شرطی که خداوند مانع نشود، برای هر کسی ممکن است.[13]هشام فوطی و سلیمان بن عباد از معتزله بر این اعتقادند که قرآن از اعراض است و اعراض دلالتی برای خداوند و رسالت نبی اکرم(ص) ندارد.[14]

عصمت در لغت و اصطلاح دینی

واژه عصمت از ماده عصم است و در لغت به معنای منع و حفظ و جلوگیری و پیشگیری از ناملایمات است.[15]در بحثهای عقیدتی، وقتی واژه عصمت درباره انبیاء و یا اوصیاء آنان مطرح می­گردد، مقصود دو نوع مصونیت است که انبیاء و اوصیاء ایشان از این دو نوع مصونیت برخوردار بوده­اند. منظـور از مصونیت از گناه و خطا و اشتباه، اینست که انبیاء و اوصیاءالهی در طول زندگی خود، نه تنها گناهی انجام نداده­اند، بلکه هیچ گونه اشتباهی نیز از آنان سر نمی­زده ­است.[16]ضرورت این امر در رساندن پیام خداوند آشکار می­شود؛ چرا که هیچ گونه احتمالی از جانب مردم، مبنی بر اشتباه پیامبران در دریافت و ابلاغ و تبیین وحی الهی، نباید وجود داشته باشد. در غیر این صورت، اعتماد مردم نسبت به گفته­های او، سلب می­گردد.[17]

نکته: طبق نظر شیعه عصمت برای کسانی که حجت خداوند محسوب می­شوند، مانند حضرت فاطمه­ی زهراء(س) نیز ثابت است، با اینکه این شخصیتها جزء انبیاء و اوصیاء نبوده­اند.[18]

اعتقادات معتزله در مورد عصمت

در موضوع عصمت پیامبران بر این باورند که عصمت، امرى جبرى نیست بلکه لطفى است از جانب پروردگار بطوریکه نبى یا رسول به اختیار خود مرتکب گناه نمى­شود و این به خاطر علم و یقین ایشان به زشتى گناه و سرانجام سخت آن و رشد ملکه عفت در وجود او می­باشد.[19]با این حال باید به مراد این مکتب از عصمت انبیاء و موقعیت آن آشنا شد. به تصریح شیخ مفید تمام معتزله با عقیده شیعه در مورد عصمت مخالف هستند.[20]و ما این مخالفت را از نظر مکتب معتزله بررسی می­کنیم.[21]

در دیدگاه معتزله عصمت جنبه­های مختلفى دارد. عصمت در عقیده ، تبلیغ، اعمال. معتزله بر این باوراست که خداوند هرگز پیامبرى را که مرتکب گناه کبیره شود، مبعوث نکرده است و می­گویند که خداوند کافر و یا فاسق و یا پیامبری که کافر و یا مرتکب گناه کبیره ­شود را مبعوث نکرده­است.

در مورد گناهان صغیره ضمن ممکن دانستن آن مى­گویند: روانیست که پیامبر در حال ارتکاب گناه به آن علم داشته باشد. گروهى نیز مى­گویند که صدور گناه صغیره از جانب پیامبر اشکال ندارد. ابوعلى جبائى گفته­است که هیچ گناه صغیره و کبیره­ی عمدى براى پیامبران جایز نیست ولى اگر سهواً یا به خاطر شبهه و تأویل صورت گیرد، جایز است. نظّام هم سهو و خطاء کوچک را جایز دانسته است و معتقد است که اگر پیامبران سهواً گناهى مرتکب شوند، مسئول خواهند بود ولى امتشان در آن مورد بخشیده خواهند شد.

با این بیان معتزله معتقداست که قبل از نبوت گناه کبیره و صغیره برای انبیاء جایز است. چنانکه گفته­شده برخی از معتزله قبل از بعثت، انجام گناه کبیره را برای انبیاء جایز شمرده­اند. برخی همین نظر را به شرط توبه می­پذیرند. ابوهاشم جبائی معتقد است که جایز است گناه کوچکی که سخیف نباشد،از انبیاء بطور عمدی صادر شود. نظام و جعفر­بن­مبشر می­گویند که گناهان انبیاء از روی سهو و فراموشی صورت می­گیرد و به همین دلیل مورد بازخواست واقع خواهند شد. عده­ای از ایشان معتقدند که ممکن است پیامبر به ارتکاب گناه عالم باشد. این عده در گناه صغیره چنین اعتقادی را ابراز نموده اند ولی عده­ای دیگر از معتزله این مطلب را منکراند و معتقدند که پیامبر در هنگام گناه جاهل به ارتکاب گناه است.[22]

شبهه

در برخی آیات و روایات به تعدادی از پیامبران نسبت خطاء و ذنب داده­شده است و در واقع این آیات و روایات معتزله را به انکار عصمت اخلاقی و رفتاری پیامبران کشانده است.[23]

جواب

ذنب و خطاء در معانی مختلفی بکار می­روند که از جمله آنها اموری است که نه نقص و گناه است و نه خطاء و نافرمانی، بلکه از آن به ترک اولی تعبیر می­شود و قطعا آیات و روایاتی که به بیان این امور پرداخته­است به معنی ترک اولویتها می­باشد که با عصمت منافات ندارد.[24]در حالی که معتزله و دیگران با برداشت ناصحیح از این آیات و روایات به چنین اشتباه اعتقادی گرفتار شدند.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.

پر بازدیدترین ها

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʆ) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (6) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
No image

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله):«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.»

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.» (جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
Powered by TayaCMS