دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آگاهى سیاسى

No image
آگاهى سیاسى

آگاهى سیاسى

در واقعه «رژى» که میرزاى شیرازى فتواى تحریم تنباکو را صادر کرد، وقتى دولت مردان نتوانستند رضایتِ مردم را جلب کنند و آن ها را از پیروى حکم میرزاى شیرازى بازدارند بر آن شدند علما را وادار کنند تا حکم حلال بودن استعمال دخانیات را صادر نمایند. آن ها از این طریق نتیجه اى نگرفتند و کلیه علماى مقیم ایران و بین النهرین به استثناى مرحوم «سیّد عبدالله بهبهانى» در تهران، از مخالفت دست برنداشتند.

«امین السلطان»، «علاءالدوله» و عدّه اى دیگر را به عراق فرستاد و به کمک «مشیرالوزراء» کارپرداز ایران در بغداد درصدد تطمیع علماى آنجا برآمدند تا شاید بتواند نیتش را عملى کند. این عده به سراغ عالمان بزرگ در نجف و کربلا رفتند از جمله: آیت الله فاضل اردکانى، «شیخ زین العابدینِ مازندرانى» و «میرزا حبیب الله رشتى». اقدامات مأموران دولت کوچک ترین تأثیرى در آن ها ننمود و همگى گفتند:

«آنچه میرزاى شیرازى فرموده اند، حکم است و طاعت بر همه لازم است».([19])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS