دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توحید صفاتی

No image
توحید صفاتی

كلمات كليدي : توحيد، توحيد صفاتي، نفي مغايرت صفات با ذات، صفات خدا

نویسنده : احسان ترکاشوند(عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر)

توحید در لغت مصدر باب تفعیل و به معنای یکی کردن و یگانه کردن چیزی است اما در اصطلاح فلاسفه و متکلمین به معنای یگانه دانستن و یگانگی خداوند است.

توحید صفاتی ممکن است حداقل به دو معنا به کار رود:

1- خداوند در صفات خودش بی‌همتا و یگانه است و هیچ کس صفات خدا را آن گونه که خدا دارد دارا نیست.

2- به معنای نفی مغایرت صفات با ذات است؛ یعنی صفاتی که به خدای متعال نسبت داده می‌شوند مانند صفات مادیات از قبیل اعراضی نیستند که در ذات وی تحقق یابند و به اصطلاح «زاید بر ذات» نیستند بلکه این صفات اگر چه هم از نظر مفهوم و هم ار نظر حقیقت با هم متفاوتند و ما معنایی که از علم داریم غیر از معنایی است که از حیات یا سایر صفات داریم اما در ذات مقدس الهی، مصداق این صفات، همان ذات خداست و همگی صفات خداوند از نظر مصداق هم عین همدیگر و هم عین ذات هستند. یعنی چنین نیست که بخشی از ذات خدا را صفت علم و بخش دیگر را صفت حیات یا غیر آن تشکیل دهند بلکه خداوند به نحو بساطت مصداق همۀ صفات می‌باشد و «الله تعالی علمٌ کلّه و قدرةٌ کلّه و حیاةٌ کل»؛ یعنی خداوند همه‌اش علم، همه‌اش قدرت و همه‌اش حیات است و هکذا در سایر صفات خداوند نیز چنین است.[1]

اگر چه توحید صفاتی به معنای دوم در حقیقت بیان کنندۀ نحوه وجود صفات خدا در او می‌باشد ولی این معنا (معنای دوم) در بین فلاسفه به عنوان توحید صفاتی، مصطلح شده است به گونه‌ای که وقتی گفته ‌می‌شود «توحید صفاتی در اصطلاح فلاسفه» همین معنای دوم به ذهن می‌آید توحید صفاتی مانند توحید ذاتی، از اصول معارف اسلامی و عالی‌ترین اندیشه‌های بشری است که به خصوص در مکتب شیعه تبلور یافته است.[2]

فلاسفه ادلّۀ زیادی برای توحید صفاتی واجب اقامه کرده‌اند.[3] می‌توان گفت اکثر یا همۀ ادلّه بر این محورند که اختلاف ذات با صفات و اختلاف صفات با یکدیگر (در واجب از نظر مصداق)، لازمۀ محدودیت وجود است و برای وجود غیر متناهی و نامحدود همچنان که دومی قابل تصور نیست، کثرت و ترکیب و اختلاف ذات و صفت نیز متصور نیست.[4]

یکی از استدلال‌هایی که هر دو معنای فوق از توحید صفاتی را اثبات می‌کند به روش منطقی از این قرار است:

1- در جای خود ثابت شده است که واجب تعالی، علت تامّه همه موجودات ممکن است. (حال یا بدون واسطه، چنان که در صادر اوّل چنین است و یا با واسطه یا وسائطی، چنان که درباره سایر معلولات این گونه است.)

2-هر علّتی باید کمالات معلول خود را به نحو اعلی و اشرف داشته باشد. چون در جای خود ثابت شده است که معطی الشیء لا یکون فاقداً له ( عطا کننده یک کمال، نمی‌تواند فاقد آن کمال باشد) و حتی آن کمال را باید بیشتر و کامل‌تر و به نحو اشرف داشته باشد تا بتواند آن را افاضه کند.

3-پس خداوند تعالی هر کمال وجودی را به نحو اعلی و اشرف داراست. (چون هر کمال وجودی‌ای معلولی است و هر معلولی ممکن است و ممکن، با وسطه یا بی‌واسطه باید به واجب ختم شود).

4-خداوند تعالی وجود صرف است.

5- وجود صرف، هیچ گونه ترکیبی در او راه ندارد بلکه بسیط و واحد است (به وحدة حقیقیة حقّه؛ یعنی وحدتی که عین ذات واجب است).

6-از آنجا که وجود صرف هیچ ترکیبی در او راه ندارد پس نمی‌شود هیچ جهت تغایر و تعدّدی هم در او فرض کرد. (چون فرض هرگونه جهت یا حیثیت مستلزم ترکیب ذات واجب است).

7- پس هر کمالی که در واجب فرض می‌شود عین ذات او و عین کمال دیگری است.

8- پس صفات ذاتیه خداوند عین ذات متعالی او هستند و هرکدام از آنها عین دیگری نیز هست، هرچند از نظر مفهوم با یکدیگر متفاوت هستند.[5]

نکته‌ای را هم که نباید از نظر دور داشت این است که این برهان چنان که برخی از اساتید[6]بیان کرده‌اند مبنی بر نظر مشهور و مشّائین بیان شده است که وجودات دیگر را وجود رابط نمی‌دانند، و بر همین اساس برای وجودات دیگر جهت فاعلی نیز قائل‌اند. امّا طبق نظر ملاصدرا که همه وجودات دیگر را وجود رابط دانسته و تنها وجود واجب را مستقل می‌داند استدلال به نحو بسیار روان‌تری قابل بیان است. بلکه با همان دلیل اثبات واجب و برهان صدّیقین ملاصدرا توحید صفاتی و افعالی واجب نیز قابل اثبات است چنان که ملاصدرا خود به این مطلب تصریح می‌کند.[7]

ملاصدرا می‌گوید: از آنجا که واجب الوجود، صرف الوجود و حقیقت الوجودی است که بالاتر از آن فرض نمی‌شود و او تنها وجود مستقل است پس ماسوای او که همان افعال و آثار [و صفات] او هستند هیچ قوامی بدون وجود مستقل ندارد بلکه از تعینات و تجلیات آن وجود کامل و مستقلّ هستند.[8]

علاوه بر ادّله متفاوت عقلی، جملاتی از امیرالمؤمنین علی(ع) نیز بر این نکته تأکید می‌کنند و فلاسفه نیز در موارد متعدد به این سخنان استشهاد کرده و آنها را شرح و بسط داده‌اند. از جمله وقتی حضرت، خدا را توصیف می‌کند می‌فرماید:

« ...الذی لیس لصفته حدٌ محدودٌ ولا نعتٌ موجودٌ »[9]

یعنی ستایش می‌کنم خدایی را که...صفات او را حد و نهایت و توصیفی نیست.

یا در جایی دیگر می‌فرماید:

«کَمالُ الإخلاصِ لَهُ نَفیُ الصِّفاتِ عَنهُ لِشَهادَةِ کُلُّ مَوصُوفٍ أنّهُ غَیرُ الصّفةِ و شَهادةِ کلِّ صفةٍ انها غَیرُ الموصوفِ، فَمَنْ وَصَفَ الله فَقَدْ قَرَنَه و مَنْ قرنَه فقد ثنّاه و... »[10]

یعنی اخلاص کامل نفی صفات از خداوند است؛ زیرا موصوف گواهی می‌دهد که ذاتش غیر از صفت است و صفت گواهی می‌دهد که او چیزی غیر از موصوف است، و هر کس خدا را به صفتی [زاید بر ذات] توصیف کند ذات او را مقارن چیز دیگر قرار داده است و...

ملاصدرا این روایت را متضمن اکثر براهین مسائل الاهیّات می‌داند.[11]اولیاء معصوم الهی و پیشوایان دین نیز در مقام تعلیم صفات خدای سبحان و توحید صفاتی او، صفات را با قید تنزیه و تقدیس و تجرید از جهات نقص و نفی مشابهت به صفات مخلوقین به کار می‌برده‌اند. در روایات آمده است: «عالمٌ لا کعلم العلماء، قادرٌ لا لقدرة القادرین»[12] و این به تعبیر برخی بزرگان همان معنای کلام خدای تعالی در قرآن است که «لیس کمثله شیء»[13] (شورا/ 11)، یعنی هیچ چیز مانند خدا نیست .

مقاله

نویسنده احسان ترکاشوند(عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آيين زمامداری در سيره ي حكومتی اميرالمومنين علی عليه السلام

فتوحات خلفای پیش از امیرمومنان علی علیه السلام سرزمینی وسیع و پهناور برای حکومت ایشان به ارث گذاشت (که شامل تمام کشورهای کنونی شبه جزیره، ایران، عراق، شامات کنونی، مصر و...) زمامداری موفقیت آمیز ایشان برآن سرزمین با ابزار و سایل و سطح فرهنگی آن زمان می تواند بهترین الگوی زمامداری برای ما شیعیان ایشان باشد.
No image

برخورد با استهزاء گران از ديدگاه قرآن

آياتي كه در قرآن از استهزا به ميان آورده بيشتر مربوط به حوزۀ عقيده و دين بوده كه در آن دشمنان، انبياي الهي، مومنان، وحي، آيات قرآن، احكام عبادي، معاد، پيامبران و حتي خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزا به عنوان حربه اي براي رويارويي با دين الهي بهره مي جستند
No image

تربيت توحيدی در سیره اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم)

سیرۀ پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی در زمینۀاصل توحید دارای مراحل سه گانۀ تبیین، توصیف و تثبیت بوده است.اولا:در مواجهه با اکثریت مردم اصل وجود خدا را مفروض گرفته اما در برابر عقاید انحرافی از دلایل روشن و قوی استفاده می کردند. ثانیا: در مقام معرفی خدا تاکید بر بیان صفات خدا می کردند با رعایت سطح فکری مخاطب. ثالثا: برای ارتقا و رشد ایمان فرد را به ارتباط با خدا و حفظ و تقویت ارتباط با خدا دعوت می کردند.
No image

تربيت فرزند در سيره معصومان (عليهم السلام)

بانگاهی هر چند اجمالی به آیات و روایاتی كه در مورد فرزند وارد شده، می توان به نگرش عمیق اسلام درباره فرزند و جایگاهش در اندیشه اسلامی پی برد. فرزندان نعمت های الهی نزد والدین اند، هم می توان آنها را بر انجام اعمال ناشایست و خلاف فطرت الهی شان به خاك ذلّت و پستی نشاند.

پر بازدیدترین ها

No image

دشمن شناسي از ديدگاه امام علي (عليه السلام)

اکثر مشکلاتی که جامعه اسلامی را از درون و برون تهدید می کند و از سوی بعضی از مغرضین به ناکارآمدی و عقب ماندگی تفسیر می شود، در سایه ی عدم دشمن شناسی درست جوامع اسلامی است.
No image

حلم و بردباری در سيره اخلاقي ائمه معصومين

تعریف و مفهوم حلم ، اهمیت وفضیلت حلم در آیینه آیات و روایات ، ویژگی های شخص حلیم ، حلم وکظم غیظ ، همراهی حلم با علم و عقل و آثار و ثمرات حلم در نتیجه بحثی مختصر از سیره ائمه معصومین علیهم السلام در این باب از جمله مباحثی است که در اندک مجالی بحث خواهد شد .
No image

سیره پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی درباره معاد

یكی از مهمترین اصول اعتقادی كه در متون دینی اهمیت ویژه ای برای آن قائل شده اند مسألة حیات پس از مرگ و زندگی اخروی است كه اصطلاحا به نام معاد شناخته می شود. یك نظر اجمالی به آیات قران مجید نشان می دهد كه در میان مسایل عقیدتی هیچ مسأله ای در اسلام بعد از توحید به اهمیت مسألة معاد و اعتقاد به حیات بعد از مرگ و حسابرسی اعمال بندگان و پاداش و كیفر و اجرای عدالت نیست. در قرآن حدود 1200 آیه دربارة معاد وجود دارد.
Powered by TayaCMS