دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسارت در شریعت Captivity in Law

No image
اسارت در شریعت Captivity in Law

كلمات كليدي : مسيح، پولس، اسارت، شريعت، نجات

نویسنده : سيد محمد رضا موسوي

سهم پولس رسول در بسط و گسترش آیین مسیحیت کنونی از دیگر رسولان به مراتب بیشتر بوده است و حجم قابل ملاحظه‌ای از کتاب مقدس به نوشته‌های وی اختصاص دارد. او منکر شریعت و دستورات و اعمال دینی گردید و این اعمال را برای رسیدن به سعادت ضروری ندانست. پیروان اولیه مسیح تمام آداب و رسوم شریعت یهود را رعایت می‌کردند و هر کس که به دین مسیح در می‌آمد ابتدا لازم بود که شریعت یهود را بپذیرد، اما پولس یهودی شدن تازه مسیحی را ضروری نمی‌دانست.

 عیسی)ع) می‌فرمود: هر گاه کسی حتی کوچک‌ترین احکام شریعت را بشکند و به دیگران چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان پست‌ترین فرد محسوب می‌شود، حال آنکه هر کس شریعت را  رعایت کند و به دیگران نیز چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.[1] اما پولس برخلاف تعالیم حضرت عیسی(ع)، بنیانگذار گرایشی در مسیحیت است که نسبت ایمان را با عمل و اطاعت از دستورات الهی می‌گسلد و ایمان را در برابر شریعت می‌نهد.[2] در خصوص اندیشه پولس دو دیدگاه وجود دارد؛ گروهی اندیشه پولس درباره شریعت را متفاوت با اندیشه مطرح شده در از اناجیل چهارگانه می‌دانند و عده دیگری معتقدند که بین گفته‌های عیسی و پولس تفاوتی اساسی نیست و جوهره کلام آنها یکی است.[3]

وی معتقد بود که انسان در دوره شریعت، کودکی خود را سپری کرد و مانند غلامان، اسیر عقاید دنیوی بود. شریعت، انسانیت را آماده کرد تا حقیقت و آزادی را به‌وسیله فرزند خدا دریافت کند.[4]

با اینکه پولس بر منشأ الهی شریعت تأکید دارد، ولی جملاتی را درباره آن بیان می‌کند که در نظر اول با الهی بودن شریعت ناهمخوانی دارد. او اظهار داشت که شریعت گناهان را افزایش داد[5] و بیشتر منشأ لعنت است تا نجات و هیچ‌کس به‌وسیله شریعت تطهیر نمی‌شود.[6] تا قبل از دوره ایمان، انسان تحت تسلط شریعت به "اسارت" و بندگی گرفته شده بود تا ایمان ظهور کند. شریعت نگهبان انسان بود تا او را به مسیح برساند و تطهیر شود. پس از ظهور ایمان، انسان دیگر محتاج به نگهبان نیست و همه در عیسی مسیح به دلیل ایمان فرزندان خدا هستند.[7]

پولس در ابتدا بر این عقیده بود که ظاهر شریعت و قانون موسی تنها راه وصول به حقیقت و تنها منبع سعادت حیات است. ولی چون نودینانی را ملاحظه کرد که با وجود ایمان کامل به عیسی، به‌کلی از شریعت موسی بی‌خبرند ولی پایه اعمال و اخلاق ایشان بسیار عالی‌تر و محکم‌تر از پیروان ظاهر شرع است، بر او روشن شد که حقیقت مسیح در باطن مرد مؤمن تجلّی می‌کند و او را به سرمنزل صواب و رستگاری رهبری می‌نماید. چنین انسانی با آزادی روح و ضمیر، کارهای نیک و پسندیده انجام می‌دهد و از بدی می‌پرهیزد و برای او ضرورت ندارد که دایماً به دستورهای رسمی و قوانین دینی رجوع کرده، حلال و حرام را از روی آنها تشخیص دهد. او با این استدلال معتقد شد که باید بندهای پوسیده «شریعت» موسی را رها کند و طالب آزادی روح و حریت ضمیر شود. از این رو صریحاً اعلام کرد که دیگر ختنه واجب نیست و همچنین رعایت حلال و حرام در طعام و شراب ضرورت نخواهد داشت.[8]

 

زبان تمثیل

پولس در نامه‌هایش به غلاطیان بر موقتی بودن شریعت تأکید می‌کند. او در تبیین موقتی بودن نقش شریعت و اسارت آن از دو تمثیل استفاده می‌کند. نخست، شریعت مانند زندانبانی است که انسان را در بند نگاه می‌دارد.[9] گرچه وظیفه زندانبان حفاطت از زندانیان است، اما کار مهم او این است که ایشان را تحت کنترل خود نگاه  دارد تا خود را ناامیدانه در اسارت ببینند. در نتیجه پای‌بندان به شریعت «برای ایمانی که می‌بایست مکشوف شود، بسته شده بودند»[10] اما با آمدن ایمان، نقش شریعت به عنوان زندانبان خاتمه یافت.[11]  

دوم، شریعت همچون دایه اطفال است. به نظر پولس، نقش دایه مانند سرپرست غلامان است که طفل آزاد را در همه جا همراهی می‌کند. در ضمن، دایه نقش تعلیمی و تربیتی دارد و کارش موقتی است. پولس اظهار می‌دارد که فقط از طریق ایمان به مسیح است که می‌‌توان از این محدودیت شریعت آزاد شد.[12]

 

شریعت مانع رستگاری

"شریعت" پس از گناه، دومین مانع نجات انسان، در مسیحیت معرفی شده است. در بخشهایی از عهد جدید به شدت علیه شریعت سخن گفته شده و شریعت به عنوان یکی از موانع مهم نجات بشر معرفی گردیده است. انسان پایبند به شریعت همچون شخصی که گرفتار مرض گناه است، احتیاجش با شریعت و قوانین و دستورهای نیکوی اخلاقی و امر و نهی برآورده نمی‌شود، بلکه به یک پزشک روحانی احتیاج دارد که قادر باشد او را دگرگون سازد و در او فکر و قلب و اراده جدیدی بیافریند تا بتواند آنچه را که خدا از او می‌خواهد، انجام دهد.

بنابراین، انجام اعمال و مناسک مذهبی نمی‌تواند هیچ نقشی در رستگاری و نجات انسان ایفا کند. منظور مسیحیان از عبادت، تحصیل نجات و بخشش گناهان نیست؛ زیرا به اعتقاد آنان نجات را نمی‌توان به وسیله کارهایی که انجام می‌گیرد، به دست آورد، بلکه بخشش از طرف خدا رایگان به انسان عطا می‌شود، به شرطی که به مسیح ایمان آورد. از این‌رو عبادت خدا نه جهت تحصیل نجات، بلکه به منظور ابراز محبت و قدردانی به خدا برای نجات رایگانی است که به انسان بخشیده است.[13]  

مقاله

نویسنده سيد محمد رضا موسوي
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS