دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انسان «تکلیف آگاه»

No image
انسان «تکلیف آگاه»

انسان «تكليف آگاه»

علم آینده پژوهی علمی فعال و کاربردی است، نه وسیله‌ای برای تفاخر در دست روشنفکران. به قول یکی از آینده پژوهان «اگر قرار است انسان شایسته‌ای باشیم، ناگزیر باید آینده پژوه شایسته‌ای باشیم.» چرا که آنکه درک درستی از آینده ندارد، «تکلیف آگاه» نیست و نمی‌داند که باید چه گامی برای آیندگان بردارد. چنین آدمی - حتی اگر حسن نیت داشته باشد – تصمیم‌ها و اعمالش جاهلانه و مخاطره آمیز خواهد بود، شاید به ساختن آینده کمک کند و شاید هم دقیقاً ضد آینده باشد.

آینده پژوهی در واقع «علم مقصدشناسی و جهت یابی» است؛ کجا باید برویم، چطور باید برویم و چه مسیر یا مسیرهایی را برگزینیم تا به مقصد عالی خود برسیم؟ جامعه شناسان آن را ابزار «هدایت اجتماعی» می‌دانند چرا که به کمک این دانش می‌توان جامعه را به سمت و سوهای مطلوب هدایت کرد البته عکس آن هم وجود دارد! تصویرهای غلط، نارسا و یا گمراه کننده از آینده می‌تواند جامعه را به عقب ببرد. بسیاری از تصویرهایی که امریکایی‌ها از آینده ارائه می‌دهند تصویرهای گمراه کننده‌اند.

اما چرا علم آینده پژوهی در قرون گذشته به این شکل توسعه نیافته بود؟

تا اوایل قرن بیستم که هنوز کوره انقلاب صنعتی به اندازه کافی داغ نشده بود اوضاع دنیا در 4 یا 5 نسل و بلکه بیشتر تغییر نمی کرد. نوه‌ها می‌توانستند کم و بیش همان فضایی را تجربه کنند که پدربزرگ‌ها تجربه کرده بودند. تقریباً همه چیز ایستا بود و گذشته و آینده در یک امتداد و شبیه به هم بودند. بنابراین می‌شد از تجربه‌های گذشته برای زندگی بهینه در آینده نیز استفاده نمود. لذا باور داشتند که «گذشته چراغ راه آینده است.»

اما پیشرفت‌های سرسام آور علم و فناوری و کار بست اجتماعی آنها قضیه را به کلی تغییر داد. حالادر ظرف یک نسل، دنیا چنان تغییر می‌کند که تصورش را هم نمی کردید. شیوه زندگی که هیچ حتی جغرافیای جهان نسبت به چهار دهه گذشته به کلی متفاوت شده است. در چنین وضعیت پویایی دیگر آموخته‌ها و تجارب گذشته کمک چندانی به ساختن آینده نمی کنند. حالا باید بگوییم که «آینده چراغ راه آینده است» و آینده پژوهی تصویر روشنی از آینده به ما می‌دهد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS