دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تک همسری و چندهمسری Monogamy & Polygamy

No image
تک همسری و چندهمسری Monogamy & Polygamy

كلمات كليدي : ازدواج، تك همسري، چندهمسري، چندزني، چندشوهري، چند خواهرزني، چند برادرشوهري، ازدواج گروهي

نویسنده : فاطمه فريدوني

تک‌همسری و چندهمسری، از مباحث جامعه‌شناسی خانواده است[1] و در ذیل ازدواج بحث می‌شود لذا لازم است ابتدا مختصری راجع به ازدواج بحث شود.

ازدواج (Marriage) به‌عنوان پیوندی تعریف می‌شود که میان یک مرد و یک زن برقرار می‌گردد تا بچه‌هایی که آن زن به‌دنیا می‌آورد فرزندان مشروع والدین شناخته شوند.[2] در تعریفی دیگر ازدواج عملی است که پیوند بین دو جنس مخالف را بر پایه روابط پایای جنسی موجب می‌شود، از سوی دیگر مستلزم انعقاد قرارداد اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب می‌شود. به‌عبارت دیگر در راه تحقق ازدواج باید شاهد تصویب جامعه نیز باشیم. گذشته از این چهار خصلت (ارتباط جسمانی، تخالف جنسی، پایایی و قرارداد اجتماعی) ازدواج ارتباطی را می‌رساند که در مقایسه با ارتباطات انسانی دارای تامینی است بی‌نظیر. دیگر ارتباطات انسانی هر یک بعدی از ابعاد حیات را می‌پوشاند و حال آنکه زوجیت دارای ابعاد زیستی، اقتصادی، عاطفی و نیز روانی و اجتماعی است.[3]

ازدواج به تمام معنی یک پدیده اجتماعی است، وجود قواعد سخت و دقیق ناظر بر ازدواج در طول تاریخ، گواه همین مدعاست. آنچه که موجبات پیدایی دو صورت زوجیت یعنی "درون‌همسری" و "برون‌همسری" می‌شود، قاعده جهانی زوجیت است با نام "ممنوعیت ازدواج با محارم"؛ که به‌معنی منع زوجیت با آنانی است که از جانب جامعه حرام تلقی می‌شود. به نظر لوی استروس (Claude Levi-Strauss: 1908-2009) منع زنای با محارم امری جهانی است یعنی در همه جوامع دیده می‌شود. از دیدگاه لوییز مورگان، که مراحل خاص تطور ازدواج در تاریخ را بیان می‌کند، پیدایی محارم به‌معنای پیدایی زوجیت است. از نظر وی تا زمانی که هیچ قاعده‌ای در راه گزینش همسر وجود نداشت، جامعه شاهد اختلاط آزاد بود. در نخستین گام به‌سوی ازدواج (به‌معنای دقیق کلمه) شاهد پیدایی نخستین قانون زوجیت هستیم که براساس آن روابط زوجیت بین پدر، مادر و فرزندان‌شان ممنوع می‌شود. مورگان نام این ازدواج را همخون می‌نامد. در گام دوم به‌سوی ارتقای زوجیت، باز منع زنای با محارم وسعت می‌یابد و این‌بار نه‌تنها فرزندان و والدین آن‌ها (رابطه عمودی) بلکه زوجیت خواهران و برادران نیز نسبت به یکدیگر حرام تلقی می‌شوند (رابطه افقی) مورگان این نوع از ازدواج را پانالوئن می‌خواند؛ اما مرحله نهایی تکامل ازدواج (سندیاسمیک) زمانی است که قواعد مرتبط به ازدواج بسط می‌یابد و مفهوم محارم به‌روشنی تجلی می‌کند.[4] در این زناشویی اولاً پدیده محارم چندبعدی است یعنی فقط به والدین و فرزندان و خواهران و برادران اختصاص ندارد. ثانیاً تداوم پیوند زناشویی به چشم می‌خورد. ثالثاً تک‌همسری تجلی دارد. هرچند مرد از آزادی‌هایی بیشتری هم در رابطه با اخلاق جنسی برخوردار است و هم آنکه در زمینه چندهمسری از امکانات بیشتری برخوردار است.[5]

انواع ازدواج

تصور قالبی ما از خانواده که از یک شوهر، همسر و فرزندان‌شان ترکیب می‌شود با توجه به ساختار خانواده در سراسر تاریخ بشری، تصور چندان درستی نیست. نکته قابل توجه این است که ساختار خانواده از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متنوع است.[6] ازدواج و زناشویی اشکال مختلفی دارد که برخی از این اشکال امروزه به چشم نمی‌خورند و در زمره پدیده‌های تاریخی زوجیت به‌حساب می‌آیند؛ خریداری یک کودک به‌عنوان همسر، مبادله کودکان به‌عنوان زوجین، ربایش زن به قصد ازدواج و ... گونه‌هایی از اشکال کهن زناشویی هستند.[7] به‌طور کلی شیوه‌های ازدواج و زناشویی در دو نوع کلی زیر قابل ذکرند:

  1. تک‌همسری؛ که معادل لاتین آن Monogamy است، از Mono به‌معنای یک یا تک و پسوند Gamy به‌معنی عروسی، ازدواج و مقاربت جنسی مشتق شده است.[8] تک‌همسری داشتن یک همسر در یک زمان است.[9] به‌عبارتی به‌معنای ازدواج یک زن و یک مرد است. این زناشویی براساس ازدواج مسیحی است و گسترده‌ترین صورت ازدواج در بسیاری از جوامع بشری و یگانه شکل مشروع ازدواج در جهان غرب محسوب می‌شود.[10]
  2. چندهمسری؛ که معادل لاتین آن Polygamy است از پیشوند Poly و پسوند Gamy تشکیل شده است. پیشوند Poly مشتق از کلمه یونانی Polys است و به‌معانی چند، بسیار، فراوان و بی‌شمار است.[11] پسوند Gamy به‌معنی عروسی، ازدواج و مقاربت جنسی می‌باشد.[12] چندهمسری در اصطلاح داشتن بیش از یک همسر در یک زمان است. به‌عبارتی به ازدواج یک مرد یا زن با چند همسر در زمانی واحد اطلاق می‌شود[13] و مشتمل بر سه نوع است: چندشوهری، چندزنی و ازدواج گروهی.[14]

الف) چندشوهری (Polyandry)؛ واژه Polyandry در مورد زن به‌معنی چندشوهری و اختیار چند شوهر توسط زن در آن واحد است. این واژه مرکب از پیشوند Poly به‌معنای چند و پسوند Andr به‌معنای مرد و مردانه است.[15] چندشوهری در اصطلاح به ازدواج یک زن با مردهای متعدد به‌طور همزمان گفته می‌شود،[16] که خود انواعی دارد:

یک) چنانچه شوهران برادر یکدیگر باشند به آن چندبرادرشوهری (Fraternal Polyandry ) اطلاق می‌شود. در این‌صورت فرزندان از آن برادر بزرگ‌تر و در مواردی متعلق به همه برادران به‌حساب می‌آیند. چندبرادرشوهری با صور گوناگون آن در تبت دیده شده است.

دو) در نیجریه نوع دیگری از چندشوهری که در آن شوهران برادر یکدیگر نیستند وجود دارد. اسمیت، (Grafton Elliot Smith: 1871-1937) مردم‌شناس انگلیسی، آن را ازدواج ثانوی می‌خواند که «به‌معنای ازدواج یک زن در زمان حیات شوهر اولش، بدون منتفی شدن ازدواج اول می‌باشد؛ و لیک در این چندشویی، زن در یک زمان فقط با یک مرد رابطه دارد در حالی‌که اسماً همسر چند شوهر است.»

سه) نوع دیگر چندشوهری ازدواج یک زن در یک زمان با چند مرد است. این رسم در بین توداهای هند دیده می‌شود.[17]

در میان اعراب دوران جاهلیت (اعراب قبل از اسلام)، نیز سه نوع چندشوهری وجود داشته است:

  • مردی در خلال ایام زناشویی با زن خود، وسیله زناشویی او را با مرد دیگری برای یک مدت محدود فراهم می‌کرده است تا از او برای خود نسل بهتری به‌وجود آورد. این نوع زناشویی را -‌که در واقع زناشویی در خلال زناشویی دیگر بود- "نکاح استبضاع" می‌نامیدند.
  • نوع دیگر چندشوهری این بود که گروهی که عدّه‌شان کمتر از ده نفر بود با یک زن معین رابطه برقرار می‌کردند. آن زن وقتی فرزندی به‌دنیا می‌آورد، همه آن گروه را نزد خود دعوت می‌کرد و طبق عادت و رسم آن زمان، آن مردان نمی‌توانستند از آمدن سرپیچی کنند بنابراین همه می‌آمدند. در این هنگام آن زن هر کدام از آن مردان را که خود مایل بود به‌عنوان پدر برای فرزند خود انتخاب می‌کرد و آن مرد حق نداشت از قبول آن فرزند امتناع کند.
  • نوع سوم چندشوهری در میان اعراب جاهلی این بود که زنی رسماً عنوان "روسپی‌گری" داشت و هر مردی بدون استثنا می‌توانست با او رابطه داشته باشد. این‌گونه زنان معمولاً پرچمی بالای خانه خود می‌زدند و با آن علامت شناخته می‌شدند. این چنین زنان، پس از آنکه فرزندانی به‌دنیا می‌آوردند همه مردانی را که با آن‌ها ارتباط داشتند جمع می‌کردند و آنگاه کاهن و قیافه‌شناس می‌آوردند. قیافه‌شناس از روی مشخصات قیافه رأی می‌داد که این فرزند از آن کیست، و آن مرد هم مجبور بود نظر قیافه‌شناس را بپذیرد و آن بچه را فرزند رسمی و قانونی خود بداند.[18]

افزایش طلاق در جوامع جدید، موجب پیدایی انواع تازه‌ای از چندشویی شده است هرچند ناهمزمان، با نتیجه‌ای بالنسبه مشابه و با فراوانی معتنی‌به؛ به این نحو که، یک زن در زمان حیاتش با چند مرد رابطه زوجیت برقرار می‌کند.[19]

ب) چندزنی (Polygyny)؛ به ازدواج یک مرد با زنان متعدد به‌طور همزمان اطلاق می‌شود.[20] چندزنی یا تعدد زوجات که برخلاف چندشوهری رواج و موفقیت بیشتری داشته، نه‌تنها در میان قبایل وحشی مرسوم بوده است، بلکه بسیاری از ملل متمدن نیز آن را پذیرفته‌اند. گذشته از عرب جاهلیت در میان قوم یهود و ملت ایران در زمان ساسانیان و بعضی ملل دیگر این رسم و قانون وجود داشته است. دین اسلام چندزنی را برخلاف چندشوهری به‌کلی نسخ و لغو نکرده، بلکه آن را تحدید و تقیید کرده است؛ یعنی از طرفی، نامحدودی را برای آن از میان برده و برای آن حداکثر قائل شده که چهارتا است، و از طرفی برای آن قیود و شرایطی قرار داده و به هر کس اجازه نداده که همسران متعدد انتخاب کند.[21] از جمله این شروط عدالت است که به‌واسطه آن به مرد اجازه نمی‌دهد به هیچ‌وجه تبعیضی میان زنان یا میان فرزندان آن‌ها صورت دهد. قرآن کریم در کمال صراحت می‌فرماید: «فَان خِفتم ألُا تَعدِلوا فَواحِدة»[22] اگر بیم دارید که عدالت نکنید (یعنی اگر به‌خود اطمینان ندارید که به عدالت رفتارکنید پس به یکی اکتفا کنید). با توجه به اینکه معمولاً احساسات مرد نسبت به همه زن‌ها یکسان و در یک‌درجه نیست، رعایت عدالت و پرهیز از تبعیض میان زنان یکی از مشکل‌ترین وظایف اخلاقی به‌شمار می‌رود. گذشته از شرط عدالت شرایط و تکالیف دیگری نیز متوجه مرد است. از جمله اینکه زن یک سلسله حقوق مالی و استمتاعی برعهده مرد دارد. مردی حق دارد قصد چندهمسری کند که امکانات مالی‌اش به وی اجازه این‌کار را بدهد، علاوه‌بر این، امکانات جسمی و غریزی را نیز به‌عنوان شرط لازم دیگر داشته باشد.[23] به‌طور کلی چندزنی انواع گوناگونی دارد:

یک) چنانچه زنان خواهر یکدیگر باشند بدان چندخواهرزنی (Sororal Polygyny)، اطلاق می‌شود.

دو) چندزنی در مواردی اضطراری است؛ بدین معنی که یک مرد ناچار به ازدواج با بیوه برادر خود خواهد بود که به‌منظور حمایت از زن بیوه تحقق می‌پذیرد.

سه) در مواردی چندزنی با رضایت و حتی توسط زن اول صورت می‌گیرد. (این نوع چندزنی در بسیاری از موارد به‌جهت نازا بودن زن اول صورت می‌گیرد.)

در جوامع جدید بر اثر تکثر میزان طلاق، به‌نوعی دیگر از چندزنی برمی‌خوریم که باید ناهمزمان خوانده شود، در این‌صورت یک مرد در جریان حیاتش با چندین زن عقد زوجیت می‌بندد بدون آنکه در یک زمان چند زن داشته باشد.[24]

در یک مطالعه تطبیقی شامل 565 جامعه، جرج مرداک دریافت که چندهمسری در بیش از 80% آن‌ها مجاز بود و چندزنی در مقایسه با چندشوهری رواج بیشتری دارد، تنها در چهار جامعه از 565 جامعه چندشوهری رایج بود یعنی کمتر از یک درصد. به‌نظر می‌رسد که چندشوهری، تنها در جوامعی وجود دارد که در فقر شدید به‌سر می‌برند و در آن‌ها کشتن دختران رواج دارد.[25] این‌گونه زناشویی، امروزه در تبت و توداهای جنوب هند به‌چشم می‌خورد. علت آن هم کمبود مصنوعی (کاذب) زنان است.[26] پدر خونی کودک در چندشوهری معمولا معلوم نیست. اینکه چه کسی پدر کودک دانسته می‌شود، در "توداها" به‌وسیله مراسمی تعیین می‌شود که طی آن، یکی از شوهران یک تیر و کمان اسباب‌بازی به زن باردار هدیه می‌کند. اگر شوهران دیگر بعدا بخواهند پدر شوند، این مراسم در دوران بارداری‌های بعدی دوباره اجرا می‌شود.

در واقع در جوامع چندزنی، بیشتر مردان تنها یک همسر دارند. حق داشتن چندین زن، اغلب محدود به افرادی است که دارای منزلت والایی هستند.[27]

ج) ازدواج گروهی (Group Marriage): به ازدواج چندین زن و چندین شوهر در یک ترتیبات زناشویی مشترک گفته می‌شود.

قابلیت انتخاب همسر در هر یک از صور ازدواج را مقررات وصلت با غیر یا وصلت با خودی تعیین می‌کند.[28]

 

مقاله

نویسنده فاطمه فريدوني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS