دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

میوه درخت دانش

جواد محدثی - ابراز «نیاز»، نشان تواضع است و اظهار «کوچکی»، نشانه دیگر فروتنی. اینکه در مقام بندگی و عبادت، در پیشگاه خدا «نماز» می‌گزاریم و در نمازهایمان سوره «حمد» را می‌خوانیم، علامتِ پذیرش این نیازمندی و کوچکی در برابر آفریدگار است.
میوه درخت دانش
میوه درخت دانش

جواد محدثی - ابراز «نیاز»، نشان تواضع است و اظهار «کوچکی»، نشانه دیگر فروتنی. اینکه در مقام بندگی و عبادت، در پیشگاه خدا «نماز» می‌گزاریم و در نمازهایمان سوره «حمد» را می‌خوانیم، علامتِ پذیرش این نیازمندی و کوچکی در برابر آفریدگار است. در سوره حمد، به نام خدا آغاز می‌کنیم. «بسم الله» گفتن ما، تکریم ما را در برابر خالق هستی نشان می‌دهد. در همین سوره، خدا را «حمد» می‌کنیم. ستایش نیز علامت دیگر خضوع و تواضع است؛ زیرا متکبران هرگز زبان به شکر و سپاس نمی‌گشایند. اینکه خدا را «مالک» حقیقی روز جزا می‌دانیم و از خودمان نفی مالکیت می‌کنیم، اقرار دیگری به نیازمندی و وابستگی ما به اوست. وقتی منحصراً به بندگی او اعتراف می‌کنیم (ایاک نعبد) و تنها و تنها از او یاری می‌جوییم (ایاک نستعین) و خود را به راهنمایی او محتاج دیده، از او هدایت می‌طلبیم (اهدنا الصراط المستقیم)، همه این‌ها گواه فروتنی و تواضع است. مبادا که از بندگی او دم بزنیم و بنده دیگر باشیم!
مبادا از او هدایت بخواهیم و در عمل، هدایتهای او را که به صورت «امر و نهی» است، نادیده بگیریم و عصیان کنیم!رفعتِ ما در تواضع ما نهفته است. در تمثیلهای ادبی آمده است: درختی که پربارتر شد، شاخه‌هایش هم سربه‌زیرتر است. این همان فروتنی و تواضعی است که از «بار دانش» سرچشمه می‌گیرد و در دلهای پاک از غرور و ریا و وارسته از تکبر و خودبزرگ‌بینی فرود می‌آید و اگر جز این باشد، جهل و غرور و توهم بزرگی در عین حقارت است، اما با نمای فریبنده عقل و علم. هرکس از راهی دچار خودبزرگ‌بینی می‌شود. کسانی هم از راه معلومات و امتیازات، خود را گم می‌کنند و جایگاه خویش را از یاد می‌برند. علم اگر همراه با ادب و تواضع نباشد و در دل، خاکساری و نوعدوستی و فروتنی و خشیت نیافریند، نه دانشور را مایه زینت است، نه طالب علم را به کمال و خداوند نزدیکتر می‌سازد و رشد روحی و قرب معنوی می‌آورد. تواضع، بستری برای جریان فیض الهی در دلهای جویای دانش و حکمت است و تکبر، مانع این فیض بردن است.

افتادگی آموز اگر طالب فیضی

هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است

قرآن کریم، گاهی نمونه‌هایی از بندگان فروتن را یاد می‌کند که الگوی ما باشند. پیروی حضرت موسی از حضرت خضر، یکی از آن موارد است. وی که خودش مقام نبوت داشت، در پی «خضر» راه افتاد و قول سکوت و پذیرش و تبعیت و تحمل داد، تا از چشمه دانش او قطره‌ای بنوشد: «هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً؟» کهف/66؛ آیا در پی تو راه بیفتم و همسفر تو شوم، تا از آنچه خدا به تو از رشد و حکمت آموخته است، به من هم بیاموزی؟ این ادب و تواضع حضرت موسی در برابر حکمت و علم خضر، به همه ما راه آموختن دانش را نشان می‌دهد؛ یعنی تواضع در برابر معلم و اصرار در طریق کسب دانش و معرفت و نداشتن غرور و تکبر در این راه. در روایات بسیاری سفارش شده است که هم در برابر استادی که از او علم آموخته‌ا‌یم و می‌آموزیم، فروتن باشیم، هم در مورد شاگردی که به او دانش می‌آموزیم، متواضعانه رفتار کنیم؛ از جمله در این حدیث شریف: «تواضَعوا لِمَن طَلَبتُم مِنهُ العِلمَ.»1این برای جلوگیری از آفتی است که در چنین مواقع و مواردی سراغ انسان می‌آید و او را دچار «غرور علمی» می‌سازد. بعضیها اگر تخصص و تبحر و دانشی دارند، آن را به رخ دیگران می‌کشند و با حالتی مغرورانه و با خودستایی، خود را پیراسته از هر نقص و عیبی می‌بینند و جلوه می‌دهند. این از نقاط ضعف اخلاقی یک دانش اندوخته است. قرآن کریم از چنین خودستایی و غروری با عنوان «تزکیه نفس» یاد می‌کند و از آن نهی می‌فرماید: «فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ» نجم/32؛ خود را تزکیه نکنید و بی‌عیب مشمارید. هر چیزی آفتی دارد. آفت علم هم غرور و خودبرتربینی است. آفت‌زدگانِ بوستان دانش، قابل ترحمند. بر مرکب دانش سوارند و می‌تازند و گرد و خاک به پا می‌کنند و به دیگران اعتنایی نمی‌کنند، و به خاطر همین حالت، از چشمها می‌افتند. خود را «برترین» می‌پندارند و از هر نقد و انتقاد و تذکری برمی‌آشوبند و آن را حمل بر غرض‌ورزی و دشمنی و حسادت می‌کنند. خود را از هر خطا مصون و ایمن می‌دانند و از این رو، از هیچ تذکری پند و موعظه و درس نمی‌گیرند. رعایت «حق استاد»، نخستین نشانه «ادبِ علم آموزی» است. برخورداری از تواضع و خاکساری و گم نکردن خویش، نشانه دیگری از «لیاقت معلمی» است.آیا درخت دانش ما، پربار است یا بی ثمر؟ از یاد نبریم که: فروتنی، میوه درخت دانش است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS