دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اپیزود episode

No image
اپیزود episode

كلمات كليدي : حادثه ي مستقل، حادثه ي فرعي، اپيزود، قصه، داستان، گفتگو، ادبيات فارسي

نویسنده : مهدي اسلامي

داستان فرعی/داستان ضمنی/واقعه‌ی فرعی/واقعه‌ی ضمنی/حادثه‌ی مستقل، داستان یا رویدادی مستقل که در متن داستان می‌آید؛ و در واقع در خدمت رساندن مفهوم پیرنگ داستان و گاه تنوع‌بخشی به آن است. اپیزود می‌تواند به تنهایی، داستان کاملی باشد. چنان‌که می‌توان آن‌را بی‌آن‌که در کل داستان خللی وارد آید، حذف کرد. اپیزود صفات و خصوصیّات شخصیت‌های داستان را به بهترین وجه و کاملا غیرمستقیم به خواننده می‌نمایاند.[1] به ویژه در داستان کوتاه که نویسنده وقت و مجال حاشیه‌پردازی و پرداختن به توصیف‌های بلند را ندارد و ناگزیر برای این‌که آکسیون داستانش به روانی جریان یابد و خصوصیّات اشخاص داستان را به خواننده تحمیل نکند، از حوادث فرعی سود می‌جوید.[2] رابطه‌ی زبان رمان با واقعیت مساله‌ای است که از آغاز ظهور این نوع ادبی مورد بحث بوده، و اکنون نیز با وجود تئوری‌های مدرن و پست مدرن همچنان مورد توجه است[3].

اپیزود از دیرباز در ادبیات رایج بوده است. این روش برای اولین‌بار در داستان‌های شرقی به‌کار رفته است. سازندگان این‌گونه داستان‌ها اغلب با به‌کارگیری چارچوب داستان در داستان، قصد خاصی را دنبال می‌کرده‌اند. برای نمونه داستان "هزار افسانه" را که به نام "هزار و یک شب" و یا "طوطی‌نامه به چهل طوطی" شهرت یافته در نظر می‌گیریم. ریخت و قالب در این مجموعه‌ها یا جنگ‌های داستانی به سبب تأثیری که بر ادبیات اروپایی داشته است از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در همه‌ی دنیا هر جا سخن از داستان در داستان (اپیزود) باشد، انسان ممکن است به یاد داستان هزار و یک شب بیافتد. این‌که روش داستان در داستان حتی در ریخت و شکل غربی آن یک ریشه‌ی کهن شرقی دارد، انکارناپذیر است. در اوائل دوره‌ی رنسانس تجار ونیزی که با کشتی‌های تجاری برای داد و ستد به سرزمین‌های مشرق زمین آمدند، با ادبیات این کشورها هم آشنا شدند و کتاب‌های با ارزشی را با خود به اروپا آوردند و به ترجمه آن‌ها پرداختند.[4]

اپیزود در فضای داستان تأثیر می‌گذارد. زیرا به پویایی داستان می‌افزاید. عامل گفتگو نیز در ارائه‌ی شخصیّت داستان تأثیر فراوان دارد. اما اپیزود از دو جنبه با گفتگو تفاوت دارد. نخست آن‌که حادثه‌ی فرعی تنوع و جاذبه‌ی بیشتری برای خواننده دارد. دوم آن‌که حادثه‌ی فرعی مستقیما فکری را به خواننده القا نمی‌کند.[5]

اپیزود در قصه‌های کهن فارسی نیز به‌کار می‌رفته است. این قصه‌ها در واقع، مجموعه‌ای از حوادث استقلال یافته بودند که در عین حال که به خودی خود تقریبا کاملند، رابطه‌ای غیر مستقیم با هم دارند که پیرنگ ابتدایی قصه‌های بلند را به‌وجود می‌آورد و تار و پود قصه‌ها را به هم می‌بافد. مثلا در پاره‌ای از قصه‌های بلند، شاهزاده‌ای بر اثر حادثه‌ای عاشق دختری از کشور دیگر می‌شود و برای رسیدن به وصال دختر بار سفر می‌بندد و به خاطر تصاحب او، حوادث بسیاری را پشت سر می‌گذارد. این حوادث اغلب به خودی خود مستقل است؛ اما با رشته‌های غیر مستقیم به هم مربوط می‌شود و مجموعه این حوادث، قصه‌های بلند را به‌وجود می‌آورد. در برخی از قصه‌های بلند، این استقلال حوادث بیشتر و مشخص‌تر است که در واقع هر کدام از این حوادث استقلال یافته، قصه‌ی جداگانه‌ای است. مجموعه‌ی این قصه‌ها با رشته‌های به هم پیوسته و یکپارچه، یکپارچگی و کلّیتی به قصه‌های بلند داده است. مثل داستان‌های هزار و یک شب و کلیله و دمنه.[6]

پس از قصه، مقامه نیز جولانگاه اپیزود است. مقامه در ادبیات فارسی و عربی، مجموعه‌ای از داستان‌ها و حوادث مستقل است که برای جهانگردی رخ داده یا از کسی شنیده و او، آن‌ها را با عباراتی مسجّع و شیوا بیان می‌کند. مانند "مقامات حریری" از ابومحمد قاسم بن علی الحریری و "مقامات حمیدی" از قاضی حمیدالدّین بلخی.

از میان گونه‌های نوین داستانی، رمان‌های پیکارسک، رمان‌هایی ساخته از چند اپیزود هستند. این نوع رمان که اولین‌بار در اسپانیا رواج یافت، مجموعه‌ای از داستان‌های فرعی مجزّا است که حول و حوش یک قهرمان با هم جمع آمده‌اند[7] و غالبا پیرنگ و ساخت محکمی ندارد. این حوادث و داستان فرعی در نهایت از راه‌های غیر مستقیم به یکدیگر پیوند خورده، رمان را می‌آفرینند. از این‌گونه رمان‌ها می‌توان به رمان "دن‌کیشوت" از سروانتس و "حاجی بابای اصفهانی" از جیمز موریه، اشاره کرد. گفتنی است که متن تعزیه‌نامه‌ها در بیشتر موارد، مجموعه‌ای از چند داستان و حادثه‌ی مستقل است که برای قهرمانان و شخصیت‌های متفاوت حماسه‌ی کربلا اتفاق افتاده است. هر یک از این داستان‌ها را که در اوج حماسه به هم می‌پیوندند، می‌توان اپیزود یا قصه اندر قصه نامید.[8]

در داستان‌نویسی معاصر فارسی، برای مثال می‌توان به داستان "یکلیا و تنهایی او" از تقی مدرسی اشاره کرد. در این داستان، حادثه‌ای که شیطان برای شخصیّت اصلی نقل می‌کند، حادثه‌ای مستقل است. مجموعه "سگ و زمستان بلند" از شهرنوش پارسی‌پور نیز از سه حادثه‌ی مستقل تشکیل یافته است که تنها وجه اشتراک میان آن‌ها، درونمایه‌ی مشترک سه حادثه است. [9]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

«زمین از سه چیز به درگاه خدا ناله و فریاد می‌کند: از خون حرامی که بر آن ریخته شود؛ غسلی که از زنا بر روی آن انجام شود و خوابیدن پیش از طلوع آفتاب» (حلیة المتقین، ص 126)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم): «انَّما بُعِثتُ لِاُتمِمَّ مکارم الأخلاق»

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم): «انَّما بُعِثتُ لِاُتمِمَّ مکارم الأخلاق»

«به راستی من مبعوث گردیدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم»(بحار، ج 16، ص 210؛ ج 70، ص 372)
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

رسول گرامی (ص) فرمود: صبر سه گونه است، پس کسی که در مصیبت صبر کند تا به زیبائی، عزایش‌ را بگذراند، خدا برایش سیصد درجه مقرر دارد که مابین درجه‌ای تا دیگری چون فاصلة زمین تا آسمان باشد. و کسی که بر اطاعت خدا صبر کند خدایش ششصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة درون زمین تا عرش باشد و کسیکه در مقابل معصیت صبر و مقاومت ورزد، خدایش نهصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة قعر زمین تا پایان عرش باشد. (اصول کافی باب الصبر حدیث 15 ( مترجم ج 3 ص 145))
Powered by TayaCMS