دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ساواک savak

No image
ساواک savak

ساواك، امنيت، رژيم پهلوي، سازمان اطلاعات و امنيت كشور، پليس سياسي

نویسنده : فاطمه امانی توانی

پلیس سیاسی یا دستگاه امنیتی در طی تاریخ دولتهای جهان - اعم از دیکتاتوری و دموکراتیک - سابقه کهن دارد، و هدف آن معمولا جمع آوری اطلاعات و پیشگیری یا کنترل اعمالی است که حیات رژیم سیاسی یک کشور را به خطر می‌اندازد.[1] سابقه پلیس سیاسی ایران به قرن هفتم پیش از میلاد می‌رسد اما مهمترین دستگاه منظم جاسوسی و پلیسی در ایران در زمان ناصرالدین شاه توسط امیرکبیر به وجود آمد. در دوران رضاشاه پهلوی، دستگاه امنیتی، نظمیه بود که به عنوان اهرمی جهت حفظ قدرت استبدادی دولت به کار می‌رفت.

پس از برکناری رضاشاه، که با تضعیف و از هم پاشیدگی ارتش همراه بود، جانشین وی محمدرضا پهلوی از پلیس مخفی قوی و ارتش قابل ملاحظه‌ای برخوردار نبود، علاوه بر این، کشور هم در اشغال نیروهای بیگانه بود.

رضاشاه پس از کودتای 28 مراد 1332 هـ.ش، و به قدرت رسیدن مجدد، استبداد را بر کشور حکم‌فرما کرد و زاهدی را به مقام نخست‌وزیری و بختیار را به فرمانداری نظامی انتخاب کرد، زاهدی با اعلام حکومت نظامی در شهرها، به سرکوب نیروهای مخالف و دستگیری مصدق و یارانش پرداخت. عواملی چون عدم موفقیت کامل بختیار در انسجام بین ارتش، شهربانی و فرمانداری نظامی، حفظ ایران به عنوان ژاندارمی منطقه در مقابل دول دیگری همچون شوروی، حمایت از شاه و دربار در مقابل نیروهای مخالف داخلی، وجود تشکیلات منسجمی را برای حفظ امنیت رژیم ضروری می‌ساخت.

بنابراین ساواک که مخفف «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» و مهمترین نهاد امنیتی و اطلاعاتی بود، در سال 1335 هـ.ش با همکاری و نظارت آمریکا و سازمان سیا و FBA (آژانس داخلی آمریکا) تشکیل شد و پس از تصویب قانون آن در مجلس سنا و مجلس شورای ملی، کار خود را از سال 1336 هـ.ش با ریاست تیمور بختیار آغاز کرد.

بعد از تشکیل ساواک نیروهای آمریکایی برای آموزش ساواک به تهران فرستاده شدند.

بعدها گروهی از مربیان آموزشی موساد (سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل)، جایگزین گروه آموزشی سیا در ایران شده و آموزش نیروهای ساواک را در راستای آموزش‌های سیا بر عهده گرفتند و تا سال 1344 هـ.ش در ایران باقی ماندند.

تشکیلات ساواک:

سازمان اطلاعات و امنیت کشور از چهار قسمت اصلی تشکیل می‌گشت:

الف) حوزه ریاست: شامل: 1- رئیس ساواک؛ 2- قائم مقام ساواک؛ 3- رئیس سازمان اطلاعات خارجی؛ 4- مدیر کل؛ 5- معاون مدیر کل؛ 6- رئیس بخش؛ 7- رئیس اداره و 8- رئیس شعبه.

ب) ادارات کل: که شامل 9 اداره بود:1- امور اداری؛ 2- جمع‌آوری اطلاعات خارجی؛3- امنیت داخلی؛ 4- حفاظت؛ 5- فنی؛ 6- امور مالی؛ 7- بررسی اطلاعات خارجی؛ 8- ضد جاسوسی؛ 9- تحقیق.

ج) ساواک‌ها: که شامل ساواک تهران، ساواک استان‌ها و ساواک شهرستان‌ها بود.

د)نمایندگی‌های خارج کشور. [2]

اهداف تشکیل ساواک:

ماده 1 قانون تشکیل ساواک چنین آمده بود:

«برای حفظ امنیت کشور و جلوگیری از هر گونه توطئه که مضرّ به منافع عمومی است، سازمانی به نام اطلاعات و امنیت کشور – وابسته به نخست‌وزیری – تشکیل می‌شود و رئیس ساواک سمت معاونت نخست‌وزیر را داشته و به فرمان اعلی‌حضرت همایون شاهنشاهی منصوب خواهد شد». (قانون تشکیل ساواک، ماده اول، ضمیمه دو)

محمدرضا پهلوی نیز در کتاب خود، پاسخ به تاریخ، هدف از تشکیل ساواک را عوامل زیر می‌داند:

«مبارزه با کمونیسم و گروه‌های مختلف چپ، پایان دادن به فعالیت‌های مخرب در داخل و خارج از ایران و کسب اطلاع از جاسوسان و خرابکاران و گزارش آن به دولت و رهبران نظامی». [3]

اما با توجه به سنجش و تحلیل تاریخ، اهداف واقعی ایجاد ساواک عبارت بودند از:

1- مقابله با کمونیسم؛

2- تأمین منافع استعمار در ایران و خاورمیانه و نیز حفظ منافع دربار و سرمایه‌داران؛

3- اشاعه فرهنگ استعماری و سرکوب فرهنگ انقلابی و ضد امپریالیستی؛

4- نیاز به یک دستگاه منسجم اطلاعاتی، امنیتی. (تقی نجاری‌راد، سال 1378، ص 42)

آنچه عملاً ساواک به انجام رسانید، ایجاد یک فضای وحشت و خفقان و سرکوب برای حفظ پایه‌های حکومت پهلوی و حفظ منافع امریکا بود، لذا ساواک برای رسیدن به اهداف خود به کنترل و نظارت تمامی دولتمردان، کارکنان، کارمندان ادارات، نمایندگان مجلس سناء و مجلس شورای ملی می‌پرداخت.

مهمترین گروههایی که ساواک آنها را مخالف رژیم می‌دانست و به مقابله با آنها پرداخت، عبارت بودند از:

1- نیروهای چپ و حزب توده؛

2- جبهه ملی و گروه‌های ملی؛

3- روحانیون و گروه‌های مذهبی؛ بعد از فوت آیت الله بروجردی (ره)، شاه اقدام به اجرای برنامه اصلاحات ارضی کرد و به دنبال آن لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی مطرح شد که در 16 مهر 1341 هـ.ش در هیأت دولت به تصویب رسید، با تصویب این لایحه روحانیون و نیروهای مذهبی و در رأس آنها امام خمینی (ره) به مخالفت صریح و روشن علیه رژیم اقدام نمودند به گونه‌ای که رژیم، توسط ساواک امام را به خارج از کشور تبعید نمودد و به سرکوب روحانیون و نیروهای مذهبی پرداختند.

4- روشنفکران و دانشجویان. (ر.ک: ساواک، نقش آن در تحولات داخلی رژیم شاه، سال 1378، ص 102)

در نهایت هر چند ساواک تا سال 1356 هـ.ش توانست با سیاست‌های مختلف خود علیه مخالفان رژیم آنها را سرکوب و به تداوم رژیم طاغوت کمک نماید ولی با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در سال 1356 هـ.ش و پیروی انقلاب اسلامی در سال 1357 هـ.ش به رهبری امام خمینی (ره)، حیات 22 ساله ساواک یا به عبارتی نیروی سازمان اطلاعات و امنیت کشور از بین رفت.[4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS