دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرب حضرت حق

یکی از بحث‌های غامض دنیای اسلام مبحث عرفان و چرایی ایجاد و ایجاب و شدت و ضعف آن در روزگاران مختلف تا به امروز بوده است.
قرب حضرت حق
قرب حضرت حق
نویسنده: هوشنگ شکری

مطلع نقش عرفان و تربیت عرفانی در جامعه

یکی از بحث‌های غامض دنیای اسلام مبحث عرفان و چرایی ایجاد و ایجاب و شدت و ضعف آن در روزگاران مختلف تا به امروز بوده است. مخالفان و موافقان آن مباحث گوناگونی را از دیدگاه‌های متفاوت بررسی و عرضه نموده اند، به زبان ساده توان گفت هرکدام از این آرا نسبت به استعداد و میزان ادراکات معرفتی و دریافت‌های روحی و معنوی صادق است. چون انسان را تنها موجودی در عالم ارض متصورند که می‌تواند امانت و گوهر الهی را به اصل خویش بازگردانده و به میثاق بسته شده در الست متعهد و ملزم باشد. پس لاجرم این موجود بایستی صبغه و استعداد قلبی الهی گون داشته باشد تا خیر را از شر تشخیص به سوی خیر و نور گام بردارد «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» و این تشخیص را به زبان ساده عرفان علمی و عمل به مصادیق الهی گون و نورانی و مجاهدت و جهاد اکبر را عرفان عملی نامید.

عرفان دارای درجات غیرمتناهی است بنابراین هر کس به قدر وسع و دریافت خویش از حضرت احدیت و رب العالمین که به وسیله ارسال رسل و قلیلی صاحب کتاب و کثیری بدون کتاب که تنها مبشر بوده اند احکام و دستوراتی را برای هدایت و فلاح جسم و روح یا دنیا و عقبی انسان عرضه فرموده و عمل به این دستورات و احکام و تطهیر جسمی و روحی و معنوی انسان را که یکی از ارکان اصلی و اساسی از آغاز تا به انجام بوده و خواهد بود ایجاب فرموده است. این احکام از عالی تا دانی را مد نظر قرار داده هرکس به فراخور درک و کتب آسمانی و تبیین رسل مرسل در دریای بیکران و نامتناهی حضرت احدیت گام به سر منزل مقصود می‌نهد و اگر فردی در طول حیات بتواند خویش را با علم و عمل به جایی رساند که مقبول ساحت حضرت جانان باشد در اصطلاح به آن غواص چیره دست معرفت الله توان نام عارف را اطلاق کرد و باز توان گفت عرفان و معرفت حقی است که بندۀ غوطه ور در ژرفای ماده به تفضل الهی و البته به امداد از غیب خود را بالاکشانده و در جوار رحمت رب العالمین قرار گیرد.

بنابراین عرفان صفت بنده است برای تلاش جهت رد امانت الهی به صورتی که لایق جانان باشد و عرفان متعلق به یک قوم و یا نژاد خاص نیست بلکه ودیعتی است فطری و به شدت و ضعف در عالم انسانی برای حرکت و تلاش به سوی معبود بوده اما امر خصوصی و میزان مجاهدتی است که خود فرد در جهت فلاح و رستگاری دنیا و عقبای خویش انجام می‌دهد و نتایج این قرب به جوار حضرت حق از جمله ملکات فاضله اخلاقی، رضا، امانت، مردمداری، قناعت و... که اینها آثار و اثرات وضعی قرب رحمت الهی و همنشینی با امور قدسی بوده است اما اساس و هدف انسان و فرد عارف و پوینده عرفان با مراقبه و مجاهده رسیدن به کمال حضرت حق بوده است و لاغیر. پویندگان طریق دوست، چون دارای درجات غیر متناهی و در طول هم قرار داشته نه بر ضد هم و چون هیچ دو نفری شباهت تمام با هم ندارند اما خوی و صفات عرفانی سبب می‌شود تا عشق الهی گونه بر روح و جان فرد و جامعه متجلی و ساری و جاری گردد و جامعه با تربیت عرفانی و عارفانه رو به کمال می‌رود. در این میان به وجود نورانی قرآن و حضرت ختمی مرتبت(ص) و ائمه اطهار(ع) که خودِ قرآن معرفت تام و کمال دیگر کتب حقه و آسمانی است و زندگی حضرت ختمی مرتبت(ص) و ائمه طاهرین(ع) خود عرفان و معرفت نابی است که پویندگان راستین حضرت جانان را به سوی فلاح حقیقی رهنمون می‌نماید.

عرفان حقه اسلامی توسط سالکین راستین و مسلمانان و متفکران آزاده به سبب مجاهدت و رسیدن به قرب حضرت جانان که مطالب و مفاهیمی را از باطن قرآن و سیره و احادیث قدسی حضرت ختمی مرتبت(ص)و ائمه طاهرین(ع) دریافت نموده آن را در ادوار بعدی مدون نموده و بن مایه‌های حکمت و عرفان اسلامی را به وجود آوردند، تا به امروز به حیات خود ادامه داده است.

اما زندگی علمی، عملی و قرآنی ختمی مرتبت(ص) و مولاعلی(ع) و دیگر ائمه(ع) و آثار و اثرات ایشان مانند نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و... مبانی عالیه و معرفت الهی است که در وجود شاگردان و رهروان مکتب و شیعیان راستین مانند سلمان، مقداد، ابوذر و در ادوار بعدی این جریان و اندیشه معرفتی در ذی وجود عارفان و عالمانی مانند آیت الله بهاری و سید علی آقا قاضی و علامه طباطبایی و دیگر بزرگواران جریان داشته است.

عرفان اسلامی یعنی زندگی علمی و عملی خالصانه و الهی گونه آن بزرگواران که انسان و شیعه آزاده و راستین را به قرب حضرت حق رهنمون می‌نماید.

مقاله

نویسنده هوشنگ شکری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS