دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شانتاژ chantage

No image
شانتاژ chantage

كلمات كليدي : حق السكوت، تهديد، تبليغات كذب، شانتاژ، اختلالات اخلاقي

شانتاژ از فعل فرانسوی chanter گرفته شده است و این واژه از لغتی لاتینی chantare به معنای آواز خواندن و مسخره ‌بازی کردن آمده است. این واژه در لغت به معنای حقّ السکوت یا أخٌاذی است؛ ولی در اصطلاح به تحمیلات ناروایی که فردی از راه گفتار یا کردار یا تهدید به رسوا نمودن، به فردی دیگر وارد می‌سازد تا از او چیزی طلب کند، گفته می‌شود.

هم‌چنین به عملی اطلاق می‌شود که فردی از شرایط مساعدی که دارد، سوء استفاده کند و آن را وسیلۀ تهدید، قرار دهد تا آن فرد یا أفراد برخلاف نظر خود رفتار کنند.

در شانتاژ انحراف از معیارهای اخلاقی مستتر است و فرد شانتاژ کننده، اغلب به درجه و انواعی از اختلالات اخلاقی و روانی گرفتار است که این نیز مسأله‌ای عارضی است و معلول شرایط نامطلوب زیستی، تربیتی، بهداشتی و اجتماعی (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی) می‌باشد.

می‌توان به شانتاژ با رویکردهای مختلف نگاه کرد؛ مثل رویکرد سیاسی، که نوعی باج‌گیری است که از شخص یا جمعیتی مانند فرد و حزب و دسته و یا حتّی از دولت،گرفته می‌شود. أشخاص باج‌گیرنده که از إفشای رازی در مورد فردی، سکوت می‌کنند و مالی أعمّ از منقول و یا غیرمنقول و اغلبً پول دریافت می‌کنند، حقوق جزاء این مورد را حق‌السّکوت شخص می‌داند.

در مورد دولت‌ها و جمعیت‌ها این مسأله جنبۀ سیاسی دارد و با سرنوشت گروهی کوچک یا بزرگ مرتبط می‌شود. این‌گونه حقّ‌السکوت‌ها را رسانه‌های خبری به ویژه روزنامه‌نویس‌ها دریافت می‌کنند. بنابراین حقّ‌السّکوت و شانتاژ هم به صورت شفاهی و هم به نوع کتبی إعمال می‌شود.

در رویکرد سیاسی، شانتاژ به مفهوم تهدید و اشاعۀ أکاذیب فضیحت‌بار نسبت به شخصیت‌های سیاسی برای کسب اطلاعات مورد نظر به کار می‌رود.

در رویکرد رسانه‌ای نیز شانتاژ تبلیغاتی مطرح می‌شود. در این رویکرد بدین معناست که با تبلیغات کذب و جعل، طرف مقابل مجبور به تسلیم و یا باج‌دهی شود که در نتیجه طرف مقابل یا مقابله به مثل می‌نماید و یا هزینه‌ای را می‌پردازد تا این روند ادامه پیدا نکند و در واقع تسلیم می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS