دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قوم مداری Ethnocentrism

No image
قوم مداری Ethnocentrism

كلمات كليدي : قوم مداري، قوم مركزي، شيوه زندگي، گروه هاي قبيله اي، نسبي گرايي فرهنگي

واژۀ قوم مداری که در سال 1920 توسط سامنر در علوم اجتماعی مطرح گردید از ریشه یونانی به معنای «نژاد» «ملت» و «مردم» گرفته شده است.

 قوم مداری یا قوم مرکزی، رفتاری اجتماعی و طرز تلقی عاطفی‌ای است که به رجحان بخشیدن و ارزش نهادن مفرط به آن گروه‌های اجتماعی محلی یا ملی که شخص به آن تعلق دارد، می‌انجامد. در این دیدگاه، کم ارزش خواندن فرهنگ‌ها و تمدن‌های متفاوت، مستهجن تلقی کردن آنان با توجه به آداب و رسوم و عادات گروه خویشتن که بهنجار قلمداد می‌شود و معیار داوری قرار می‌گیرد، وجود دارد که سرانجام به پیدایش عقاید قالبی، تصاویر ذهنی از پیش ساخته و خرافات درباره مردم یا نژادهای دیگر می‌انجامد که خود یکی از عوامل عدم تفاهم و کشمکش‌های بین جوامع است.

در یک جامعه فراگیر و گسترده از نوع جدید که در آن گروه‌های متعدد و متفاوت و گاه نژاد و ملل گوناگون با یکدیگر زندگی می‌کنند، اکثر پدیده‌های مرتبط با قوم مداری تجلی می‌نماید و تفاوت‌های اقتصادی و نوع زندگی بین این گروه‌ها نیز پیدایش این پدیده را رونق می‌بخشد. بدین سان در داخل یک تمدن خاص، خرافات نژادی و مذهبی پدید آمده با طرز تلقی‌های تنگ نظرانه قوم مرکزی به منصه ظهور می‌رسند.

قابل ذکر است انسان شناسان، قوم مداری را در گروه‌های قبیله‌ای به کار می‌برند در حالی که جامعه شناسان و روان ‌شناسان اجتماعی غالباً این اصطلاح را به افکار و احساسات درون گروهی که به‌وسیله گروه‌های مذهبی، اقتصادی، نژادی، کاستی و طبقاتی موجود در درون نظام‌های اجتماعی بزرگتر، به نمایش در می‌آید، نسبت می‌دهند.

 در سال‌های اخیر در نوشته‌های علوم اجتماعی عبارت «نسبت فرهنگی» یا نسبی گرایی فرهنگی «Cultaral reletivism» به عنوان مفهومی متضادِ قوم مداری به کار گرفته شده است و مقصود از آن، این است که اجزا یک فرهنگ را با اجزاء فرهنگ دیگر نمی‌توان مقایسه کرد زیرا اجزاء هر فرهنگی با ارزش‌ها و معیارهای کلی فرهنگی که به آن تعلق دارد قابل بررسی است بنابراین فرهنگ‌ها قابل رجحان دادن بر یکدیگر نیستند.

جامعه ‌شناسانی چون ر.م.ک ایور و پیج معتقدند کسی که زندگی اجتماعی را مطالعه کند باید هنگام تجزیه و تحلیل شیوه‌های زندگی گروه‌های مختلف مراقب باشد تا جهت‌گیری ناشی از قوم مداری او را منحرف نسازد و در تحقیقات جامعه شناختی خود از اصل نسبت فرهنگی پیروی نماید.

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS