دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

از وظایف معلمی

No image
از وظایف معلمی

از وظايف معلمي

مینا شریف زادگان

معلمین از جمله افرادی هستند که بزرگترین نقش و تاثیر را در فرد ایفا می‌کنند. در واقع معلمین به عنوان یکی از الگو‌ها و اسوه‌های زندگی کودکان و جوانان هستند. معلمین با مقام والایی که دارند بزرگترین نقش را در تعلیم و تربیت فرزندان و آینده سازان مملکت دارند و حقاً رسالت بزرگی بر دوش دارند، معلمین هستند که چون شمع می‌سوزند و به دیگران روشنی می‌بخشند و همین معلمین هستند که به قول حضرت امام باقر(ع) کار نافعی که دارند بر هفتاد هزار عابد فضیلت دارند. چرا که ایشان علاوه بر یاد دادن علم و دانش، اصول اخلاقی و انسانی و روش زیستن را به افراد می‌آموزند و باعث می‌شوند تا جامعه مسیر درستی و راستی را در پیش گرفته و به سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی نایل شود. معلم خوب و شایسته دارای خصوصیات و ویژگی هایی است که بدون آن خصوصیات نمی‌تواند معلم موفقی باشد.‌

معلم بایستی از نظر علم و عمل، دیانت، تقوی، حسن و خلق و دیگر فضایل اخلاقی سرآمد همگان بوده و برای محصلین الگو و سرمشق باشد والّا نمی تواند در دانش آموزان اثر مثبت داشته باشد، معلمین بزرگترین مقام را دارند، اگر مقام خود را درک کنند و خود را بسازند و اسباب این بزرگی را فراهم آورند.‌

نقش پذیری شاگردان از معلم در حدی است که همواره معلمان به عنوان یکی از الگوهای زندگی دانش آموزان هستند. خواجه عبدالله انصاری به همان قسم که دود را دلیل بر وجود آتش وخاک را اثر وزش باد می‌داند، شاگرد و همه کیفیات روحی و رفتار او را اثر مستقیم شخصیت معلم می‌داند و می‌گوید: دود از آتش نشان ندهد و خاک از باد، که ظاهر از باطن و شاگرد از استاد.‌

یکی دیگر از وظایف معلم این است چیزی که نمی داند را صریحاً اقرار کند که نمی داند. چرا که از علم است همین که کسی نمی داند بگوید نمی دانم. بنا به فرمایش حضرت علی(ع) هر کس و بخصوص معلمین نباید «قول لاادری» را فراموش کنند، یعنی در برابر سئوالی که پاسخ آن را نمی‌دانند این شجاعت را داشته باشند که بگویند نمی‌دانم. حضرت علی(ع) در این مورد می‌فرماید: من ترک قول لاادری اصیت مقاتله. و این گفتن نمی دانم نه تنها از شخصیت علمی و مقام معلم نمی‌کاهد بلکه او را بالامی برد. تنها افرادی که دعوی علمی دارند و می‌ترسند از دید مردم و شاگردان سقوط کنند همواره در جوش و خروشند و اینان فاقد بهره علمی و تقوی هستند. ‌ابن جوزی یکی از خطبای معروف، روزی بالای یک منبر سه پلّه ای بود، ظاهراً زنی آمد و مسئله ای پرسید، گفت نمی دانم. گفت اگر نمی دانی چرا سه پله بالارفته ای. ابن جوزی گفت این سه پله را بالارفتم برای آن چیزهایی که می‌دانم و شما نمی دانید و اگر برای چیزهایی که نمی‌دانم می‌خواستند برایم منبر درست کنند می‌بایستی منبری درست کنند که تا کره ماه بالابرود. شیخ انصاری از علمای بزرگ است به طوری که درباره ایشان گفته اند هر چه از ایشان بپرسی می‌داند، ولی گاهی مسئله شرعی از ایشان می‌پرسیدند، با آن مقام علمی اش بلند می‌گفت نمی دانم، تا مخصوصاً شاگردانش نیز بفهمند که اعتراف به ندانستن ننگ نیست.‌ معلم باید کارش و وظیفه اش را خالص و برای خدا انجام دهد و بی تکلف و ساده و در خور فهم سخن بگوید و درس بدهد و این خود هنری است و به همه شنوندگان و شاگردانش به یک چشم نگاه کند و کاملاً صبور و با استقامت باشد. خلاصه در این وظیفه سنگین و پر مسئولیت پیچ و خم‌ها و لطایف و دشواری‌ها و شیرینی‌هایی است که تنها معلم می‌داند و بس و بسیاری گفتنی نیست و ابتکاری و ابداعی است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS