دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیعت رضوان

No image
بیعت رضوان

كلمات كليدي : بيعت رضوان، بيعت تحت الشجرة، سال ششم هجري

بیعت رضوان عنوان بیعت جمعی از صحابه با پیامبر صلّی‌الله علیه و آله است که به بیعت تحت‌الشجره نیز معروف است.

در سال ششم پس از هجرت، پیامبر صلّی‌الله علیه و آله و سلّم با گروهی از صحابه، که شمار آنان هزار و شش‌صد تن بود و تنها شمشیری در غلاف به همراه داشتند به قصد زیارت خانۀ خدا و ادای مناسک عمره از مدینه خارج شدند.

هنگامی که به حدیبیه، دهی در نزدیکی مکّه رسیدند، مردم مکه راه را بر آنان بستند و مانع رفتن آنها به مکه شدند. رسول خدا نخست کسی به نام خَراش را بر شتر خود نشاند و به مکه فرستاد تا به بزرگان شهر بگوید که مسلمانان برای جنگ نیامده‌اند و می‌خواهند خانۀ خدا را زیارت کنند و بازگردند، ولی مکیان شتر پیامبر را کشتند و قصد کشتن خراش را داشتند که بعضی مانع شدند و او بازگشت.

پیامبر عثمان را نزد آنان فرستاد، و چون بازگشت او دیر شد، شایع گردید که مردم مکه عثمان را کشته‌اند. رسول خدا یاران خویش را گرد آورد و آنان بر سر جان خود با او بیعت کردند. این بیعت زیر درختی (درخت سَمُره) بسته شد. سپس معلوم شد که عثمان کشته نشده است. از سوی دیگر، فرستادگان مکه در حدیبیه با رسول خدا صلح کردند و قرار بر این شد که وی آن سال بازگردد و سال دیگر برای زیارت به مکه بیاید.

این واقعه در قرآن، در آیۀ 18 از سورۀ فتح، ذکر شده است که نام بیعت رضوان و بیعت شجره نیز از همین آیه گرفته شده است:

«لَقَدْ رَضِی اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یبَایعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیهِمْ»

«خداوند همانا از مؤمنان، هنگامی که با تو در زیر درخت بیعت کردند خشنود شد، و دانست آن‌چه در دل آنهاست، پس آرامش را بر آنان فرو فرستاد».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS