دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جامعه شناسی صنعتی

No image
جامعه شناسی صنعتی

كلمات كليدي : جامعه شناسي صنعتي، جامعه شناسي كار، انقلاب صنعتي

نویسنده : سمانه خالدی

«جامعه‌شناسی صنعتی به زیر شاخه‌ای از جامعه‌شناسی اطلاق می‌شود که موضوع مورد بحث آن، برخی جنبه‌های اجتماعی رفتار افرادی است که در داخل جوامع صنعتی دست‌اندرکار تولید، حمل و نقل، توزیع کالا و فراهم آوردن انواعی از خدمات می‌باشند.»[1] این رشته هم به بررسی ساختار اجتماعی سازمان‌های صنعتی و هم ارتباط بین این سازمانها می‌پردازد. «به بیان مشخص‌تر این رشته مشتمل است بر بررسی روابط منظمی که از مناسبات کاری سرچشمه می‌گیرند و مطالعه آن دسته از عوامل اجتماعی که بر چنین روابطی تأثیر می‌گذارند. این گونه مطالعات تحت پوشش رشته‌ای به نام «جامعه‌شناسی کار» نیز قرار می‌گیرد. اصطلاح جامعه‌شناسی صنعتی در ایالات متحده منشأ نسبتاً جدیدی دارد. کاربرد آن در جاهای دیگر نیز، از آن جدیدتر است.»[2]

حوزه مطالعاتی

به نظر میلر و.ی.فورم، جامعه‌شناسی صنعتی، به مطالعه گروههای کار در روابط کاری، نقشی که کارگران در گروههای کار ایفا می‌کنند و سازمان اجتماعی محیط کار می‌پردازد. به نظر مور نیز، جامعه‌شناسی صنعتی، تلاش دارد تا تشریح و تحلیل منظمی از نظام صنعتی به صورت سازمانی اجتماعی و توصیفی از روش زندگی صنعتی به دست دهد. ج.هـ. اسمیت هم معتقد است، بحث جامعه‌شناسی صنعتی، مربوط به صنعت(یا هر شکلی از سازمان کار)، به عنوان نظامی اجتماعی است که در آن عوامل فنی، اقتصادی، سیاسی بر ساختار، کارکردها و تغییرات آن تأثیر می‌گذارند.

مباحث مطروحه در جامعه‌شناسی صنعتی

با تعریفی که از جامعه‌شناسی صنعتی ذکر شد می‌توان فهمید که این شاخه از جامعه‌شناسی به بحث در زمینه‌های زیر می‌پردازد:

1- توسعه تاریخی جوامع صنعتی؛

2- سازماندهی کار در صنعت؛ بدان معنا که چگونه کار اجتماعی سازماندهی و مدیریت می‌شود؟ و چه ابزارهایی در دسترس افراد یا جامعه است تا مورد مطالعه قرار گیرد؟‌ در عرصه حقوقی نیز جامعه‌شناسی به این نکته می‌پردازد که چه کسانی مالک ابزارها و بویژه زمین هستند؟ و اینکه پیش‌نیازهای نهادی تولید صنعتی، مانند مذهب، خانواده، سازمان‌ها، سیاست و دولت، چگونه‌اند؟ جامعه‌شناسی صنعتی همچنین به بررسی آثار اجتماعی صنعت پرداخته و ارتباط صنعت را با جامعه محلی، جمعیت، قشربندی اجتماعی، حکومت و جامعه، مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد.

  1. گولد، جولیوس و کولب، ویلیام ل؛ فرهنگ علوم اجتماعی، مصطفی ازکیا و دیگران، تهران، مازیار، چاپ اول، 1376، ص 304.
  2. بیرو، آلن؛ فرهنگ علوم اجتماعی، باقر ساروخانی، تهران، کیهان، چاپ چهارم، 1380، ص397 و398.
  3. فریار، علی اکبر؛ اصول و مبانی جامعه‌شناسی صنعتی، مشهر، آستان قدس رضوی، چاپ سوم، 1380.

 

مقاله

نویسنده سمانه خالدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS