دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مراء ؛ جدال کلامي باطل

برخي از افراد در هر چيزي وارد مي‌شوند و با ديگران به بحث مي‌پردازند، در حالي که هيچ‌گونه اطلاعاتي ندارند.
مراء ؛ جدال کلامي باطل
مراء ؛ جدال کلامي باطل

برخي از افراد در هر چيزي وارد مي‌شوند و با ديگران به بحث مي‌پردازند، در حالي که هيچ‌گونه اطلاعاتي ندارند. اينان ممکن است تا آن حد زياده روي کنند که حرف حقي را از گلوي ديگري بيرون بکشند و به جاي آن باطلي را قرار دهند و او را تحت فشار رواني مجبور سازند تا قولي را بر زبان راند که مخالف علم و دانش اوست و در حقيقت از حرف حق خود کوتاه بيايد. چنين رفتاري را «مراء»  در کلام مي‌گويند.

به سخن ديگر، يکي از انواع جدال‌هاي باطل، «مراء»  است. واژه «مراء» از «مري» به معناي حلقوم و مسير آن است. کسي که اهل مراء است، در حقيقت مي‌خواهد سخني را از حلقوم ديگري بيرون کشد و سخن خود را جايگزين کند.

اينکه در قرآن از مراء برحذر مي‌دارد به سبب همين رويه غلط و نادرستي است که در گفت‌وگو و تبيين حقايق مطرح است. کساني که مي‌خواهند حرف را از مري و از حلقوم ديگري بيرون بياورند چنين رويه‌اي ممنوع و حرام است. انسان وقتي علم ندارد نبايد درباره آن مسئله سخن بگويد؛ از اين رو، به پيامبر(ص) فرمان مي‌دهد با کساني که علم ندارند و به مراء و جدال مي‌آيند گفت‌وگو و جدلي نداشته باشد:  فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا؛ پس درباره ايشان جز مراء و جدال ظاهر مکن!(کهف، آيه 22)

به هر حال، مراء، به معناي اعتراض بر سخن فرد ديگر و اظهار نقص کلام او به قصد پست کردن آن شخص و اظهار زيرکي خود، بدون فايده اخروي، از اخلاق مذموم است؛ خواه در مسائل علمي باشد و خواه در غير آن؛ اعتراض به حق باشد يا به باطل. مگر آنکه اين اعتراض در مسائل ديني و به قصد فهمانيدن يا فهميدن حق باشد.

روزنامه کيهان

تاريخ انتشار: يکشنبه 5 آذر ماه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS