دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نامگذاری

نامهای نیکو برای خودتان انتخاب کنید؛ چراکه در روز قیامت، شما را با همان نامها می خوانند.«کافی، ج21، ص19»
نامگذاری
نامگذاری

نامگذاری

قال الصادقُ(ع) عن رسولِ الله(ص): «إستَحسِنُوا أسمَائَکُم فإنّکُم تُدعُونَ به یَومَ القِیَامَهِ»

نامگذاری و نام نیکو گذاردن از جمله حقوقی است که والدین باید در مورد فرزند خود انجام دهند. امام کاظم(ع) می‌فرمایند:

«أوّلُ ما یَبرُّ الرَجُلُ وَلَدَهُ أن یُسَمِّیهُ بإسمٍ حَسَنٍ فَلیُحسِن أحَدُکُم إسمَ وَلَدِهِ»[1]

اولین کار نیکویی که مرد (پدر) در مورد فرزند خود انجام می‌دهد این است که نام نیکویی برایش انتخاب کند؛ پس هریک از شما باید نام نیکو و خوبی را برای فرزندش انتخاب کند.

در روایتی وارد شده که شخصی خدمت امام صادق(ع) عرض کرد که ما فرزندان خود را به‌نام شما و پدران شما نام‌گذاری می‌کنیم؛ آیا این کار فایده‌ای برای ما دارد؟ امام صادق(ع) فرمودند: بله به‌خدا قسم، آیا دین، غیر از محبّت و دوست داشتن است.[2]

نام و لقب، از مظاهر تجلّی شخصیّت انسانی است و حکایت از ارزش و شایستگی انسان می‌کند؛ همچنان‌که نام‌ها و القاب بد، زشت و تمسخرآمیز از مقام، موقعیّت و شخصیّت انسان می‌کاهد و باعث سرافکندگی در میان دوستان و نیز در اجتماع می‌گردد. روزی که پیامبر، به رسالت مبعوث گردید، بسیاری از شهرها و آبادی‌ها نام بدی داشتند، بسیاری از قبائل با اسمها و لقب‌های زشت و زننده‌ای مشهور شده بودند، ملّت عرب برای فرزندان خود نامها و القاب زشت و زننده‌ای که حاکی از درّندگی و غارتگری بود، می‌نهادند. قدم مؤثّری که پیامبر(ص) برداشت این بود که دستور داد نام بسیاری از شهرها و روستاها و بخشها و لقب بعضی از قبائل و افراد را که نام و نشان بد و زننده‌ای داشتند تغییر دهند. حتی آن حضرت دستور دارد که پدران برای فرزندان خود نام نیکویی انتخاب کنند و این را یک حق لازم‌الاجرا بر عهده پدران شمرد.

نقل شده که پیامبر(ص) روزی از نام شخصی پرسید. او گفت: نام من عبد شرّ (بنده شرّ) است. پیامبر فرمود: نه بلکه نام تو عبد خیر است. همچنین زنی بر رسول خدا(ص) وارد شد که نام او عاصیه (گنهکار) بود. پیامبر نام او را تغییر داد و فرمود: از این پس نام تو جمیله است.

انسان باید برای کودکان خود نام نیکو قرار دهد؛ اسلام در انتخاب نام نیز نکات تربیتی را در نظر گرفته و از نام‌های بد که همیشه به‌سان طوقی ننگین بر گردن کودکان می‌مانند، جلوگیری نموده است.

نام بد موجب عقده حقارت می‌شود؛ چراکه کسانی‌که با نام زشت و ناخوشایند خوانده می‌شوند، همواره از شنیدن نام خود رنج می‌برند. به‌همین جهت، پیامبر همواره نام مناطق و افرادی را که زیبا و مطلوب نبود، تغییر می‌داد.[3]

    پی نوشت:
  • [1]. حر عاملی، محمدبن حسن؛ وسائل الشیعه، قم، آل‌البیت، 1409هق، ج21، ص388.
  • [2]. مجلسی، محمدباقر؛ بحار الانوار، بیروت، مؤسسةالوفاء، 1404هق، ج27، ص95، باب4.
  • [3]. سبحانی، جعفر، نظام اخلاقی اسلام (تفسیر سوره حجرات)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ پنجم، 1380هش، ص 119و123

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS