دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گمراهی

به امام سجّاد(علیه السلام) گفته شد حسن بصری می گوید: کسانی که گمراه می شوند تعجّب ندارد بلکه آنهایی که هدایت می شوند تعجّب دارد امام سجاد(علیه السلام)فرمودند من می گویم کسانی که هدایت می شوند تعجّب ندارد بلکه آنهایی که گمراه می شوند تعجّب دارد که با وجود رحمت واسعه الهی چگونه گمراه شده اند!
گمراهی
گمراهی

نویسنده : حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

وقیل له امام سجّاد(علیه السلام)) یوماً: إنّ الحسن البصری قال: لیس العجب ممّن هلک کیف هلک؟ و انّما العجب ممّن نجا کیف نجا. (کسانی که گمراه می شوند تعجّب ندارد بلکه آنهایی که هدایت می شوند تعجّب دارد) فقال (علیه السلام): انا اقول: لیس العجب ممّن نجا کیف نجا و امّا العجب ممّن هلک کیف هلک مع سعة رحمة اللّه.[1]

به امام سجّاد(علیه السلام) گفته شد حسن بصری می گوید: کسانی که گمراه می شوند تعجّب ندارد بلکه آنهایی که هدایت می شوند تعجّب دارد امام سجاد(علیه السلام)فرمودند من می گویم کسانی که هدایت می شوند تعجّب ندارد بلکه آنهایی که گمراه می شوند تعجّب دارد که با وجود رحمت واسعه الهی چگونه گمراه شده اند!

این حدیث به نکته مهمّی اشاره دارد. بعضی به سوء ظن و بدبینی عادت دارند و به تعبیر امروزی ها همه چیز را تاریک می بینند و می گویند نجات پیدا کردن بشر با وجود شیطان گمراه کننده و هوای نفس و آلودگی های زمان و مکان جای تعجّب است یعنی اصل بر آلودگی هاست و امّا هدایت خلاف اصل است و تعجّب دارد. افرادی که این گونه فکر می کنند از نظر ما افکارشان شیطانی است، کما این که حسن بصری شخصی بود که افکار شیطانی داشت. داستان او با علی(علیه السلام) معروف است، حضرت به او فرمودند: چرا در جنگ جمل شرکت نکردی؟ گفت من برای شرکت در جنگ بیرون آمدم ولی دیدم یک نفر صدا می زند در این جنگ قاتل و مقتول هر دو در آتش هستند. حضرت در جواب فرمودند درست است این همان برادر تو شیطان بوده که چنین ندایی کرده است تا تو را گمراه کند. یکی از عوامل فساد در دوران علی(علیه السلام)همین حسن بصری بود که از فقها و مفسّران اهل سنّت شمرده می شود.

اولیاء اللّه این گونه فکر نمی کردند و روحانیون این گونه نباید فکر کنند بلکه باید بگویند حق این است که همه مردم باید اهل نجات باشند چرا که رحمت واسعه الهی سبب شده تا صدو بیست و چهار هزار پیامبر و این همه کتابهای آسمانی مخصوصاً قرآن را فرستاده است، علاوه بر این به انسان عقل و هوش داده است که اگر از آن استفاده کند بر نفس مسلّط می شود، همچنین فطرت پاکی به او داده است که باعث هدایت است و وجدان به او داده است که داور و قاضی خوبی است. درس های عبرتی برای او در زندگی قرار داده است که همه را با چشم خویش می بیند، آیات توحید و عظمتش آسمان و زمین را پر کرده است، دیگر برای هدایت چه چیزی لازم است؟! اگر مویی را در زیر میکروسکپ مشاهده کرده و بررسی کنیم درمی یابیم که همین یک مو دلیل بر خداشناسی است تا چه رسد به چشم، قلب و مغز با آن ساختمان اعجاب انگیز و یا گیاهان و پانزده هزار نوع ماهی دریاها همه، نشانه های خداوند و وسیله ای برای هدایت است. امام کاظم(علیه السلام) به هارون پرادّعا فرمود:

کل ما تراه فهو لک عظة. رحمت خدا ایجاب کرده که در عالم تکوین نشانه های هدایت برای بشر قرار دهد، پس آنکه نجات پیدا می کند تعجّبی ندارد و اصل بر نجات است نه هلاکت.

یکی از وسوسه های شیطان که دامن بزرگ و کوچک و حتّی بعضی از علما را هم می گیرد، این است که انسان بگوید زمانه فاسد شده و ما مأیوسیم و وظیفه ای نداریم; این در واقع برای برداشتن بار مسئولیت از روی دوش است که با دید حسن بصری نگاه می کند و می گوید انسانها نجات پیدا نمی کنند. انسان مؤمن باید مانند امام سجّاد(علیه السلام)باشد و بگوید که آنهایی که نجات پیدا می کنند تعجّب ندارد، بلکه آن کس که گمراه می شود تعجّب دارد; یعنی امیدوار به نجات همه باشیم و کار کنیم. شما خیال می کنید دوران بنی امیّه بهتر از دوران ما بود، دوران تاریکی بود در عین حال امام می فرماید که نجات یافتگان تعجّب ندارند.

امیدوارم این درس را از محضر امام سجّاد یاد گرفته باشیم و از زیر بار مسئولیت الهی شانه خالی نکنیم.

  • [1] - بحارالانوار، ج 75، ص 153

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS