دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زهی بی ارزشی دنیا-1

زنون حکیم ، مردى را بر ساحل دریا، اندوهگین دید که بر دنیا غم مى خورد. حکیم ، او را گفت : بر دنیا غم مخور!
زهی بی ارزشی دنیا-1
زهی بی ارزشی دنیا-1

زهی بی ارزشی دنیا-1

زنون حکیم ، مردى را بر ساحل دریا، اندوهگین دید که بر دنیا غم مى خورد. حکیم ، او را گفت : بر دنیا غم مخور! اگر در نهایت توانگرى ، در کشتى بودى و کشتیت در دریا شکسته بود، و در حال غرق بودى ، آیا نهایت آرزوى تو، آن نبود، که نجات یابى و همه ثروت را از دست بدهى ؟ گفت : اگر بر دنیا فرمانروایى داشتى و همه پیرامونیانت قصد کشتن ترا داشتند، آیا آرزوى تو نجات یافتن از دست آنان نبود؟ حتى به بهاى از دست رفتن هر آن چه دارى ؟ گفت : بلى ! گفت : تو اکنون همان توانگرى و اینک همان پادشاه ! مرد به سخن او آرام شد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت
Powered by TayaCMS