دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زندگی دروغین

اگر به مقدارسنگینی دانه خردلی (کارنیک و بدی) باشد ،ما آن را حاضر می کنیم ؛ و کافی است که ما حساب کننده باشیم . (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
زندگی دروغین
زندگی دروغین

قال الله تعالی :

وإن کان مثقالَ حبّةٍ من خردلٍ أتینابها وکفی بنا حاسبین

(سوره انبیاء آیه 47)

ترجمه:

اگر به مقدارسنگینی دانه خردلی (کارنیک و بدی) باشد ،ما آن را حاضر می کنیم ؛ و کافی است که ما حساب کننده باشیم .

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح:

زندگی دروغین

ما از گناهی که کردیم ترسی نداریم، ولی از تهدیدهای دروغین شیطان می‌ترسیم؛ از این جا معلوم می‌شود حیات ما، حیاتی کاذب است؛ چون حیات هر کسی را اندیشه‌هایش تأمین می‌کند و اندیشه‌های او با وعده و وعیدهای مُؤثر در او بسته می‌شود. اگر وعده و وعید سراب گونه و دروغ باشد، پس اندیشه‌ها ناصواب است و اگر اندیشه‌ها ناصواب باشد، حرکتها ناصواب خواهد بود؛ چون کارهای تحریکی ما را مجاری ادراکی بر عهده دارد و اگر مجاری ادراکی با وعده و وعید دروغین تنظیم شود، مجاری تحریکی هم با وعده و وعید دروغین رهبری می‌شود. بنابراین، ما با حرکت و اندیشه دروغ زندگی می‌کنیم.
همان گونه که در مراحل علمی، عقل و عاقل و معقول، و درمراحل عملی صحیح، عمل و عامل و معمول با هم متحد است، در مسایل دروغین نیز چنین است. آنگاه خود انسان، مجموعه‌ای از سراب می‌شود و روز قیامت، در مرحله توزین بسیار سبک و تهی است.

قرآن کریم در باره عدّه‌ای می‌فرماید: ﴿وَأفئدَتهُم هَواء﴾[1]؛ اینها تهی دلند. از این دقیق‌تر آیه‌ای است که می‌فرماید: ﴿فَلا نُقیمُ لَهُم یَومَ القیامَة وَزناً﴾[2]؛ ما برای کافران، در قیامت وزن و ترازویی اقامه نمی‌کنیم؛ زیرا ترازو برای سنجش عمل است و کسانی را می‌سنجند که کار بد و خوب کرده‌اند، ولی کسانی که جز بدی و تباهی، چیزی دیگر ندارند خودشان سراب شده‌اند وسراب را نمی‌سنجند! پس آنچه در قرآن کریم آمده که: اگر عمل به اندازه ذره‌ای باشد ما حساب می‌کنیم: ﴿وإن کان مثقالَ حبّةٍ من خردلٍ أتینابها وکفی بنا حاسبین﴾[3]. مربوط به کسی است که کارهای خیر هم داشته باشد؛ اما اگر حرکات و اندیشه‌های کسی سراب محض شد، توزین او محال است؛ زیرا «لاشی‌ء» است.

از سوی دیگر، آنان بار سنگینی بر دوش دارند؛ زیرا همه وعده‌ها و وعیدهای دروغ، افکار و اندیشه‌های باطل و حرکتهای ناصواب، «اوزار» و بارهای سنگین و توانفرسا بر دوش آنان می‌شود: ﴿إن تَدعُ مُثقَلَةٌ إلی حِملها لا یُحمل منه شی‌ءٌ ولو کان ذا قربی﴾[4]؛ اگر کسی را دعوت کنند تا مقداری از این بار را ببرد اگر چه از بستگان آنان باشد هرگز قبول نمی‌کند. در قیامت هیچ کسی بار دیگری را نمی‌برد: ﴿کلاّ لاوَزَر﴾[5]و هیچ باربری هم نیست؛ بَدان گرفتار بار سنگین خود هستند و خوبان منزّهند از این که بار بدِ بدان را بکشند. بنابراین، برای شخص در قیامت از آن جهت که اصلاً فضیلتی ندارد، ترازوی توزین نصب نمی‌شود و از آن جهت که درکات فراوانی دامنگیر او شده وزنهای فراوانی خواهد داشت.
حیات طیّبه از آنِ کسی است که مراقب پروردگار خود باشد و از گناه خود بترسد. هیچ کس از افراد عادی توان ادّعای عصمت را ندارد. پس یقیناً بر اساس احتمال رُعب‌آور، گناهی دارد و برای هر گناه هم کیفری هست. از این امور یقینی باید هراسناک بود؛ امّا آن وعیدهای شیطان، چون دروغ است، در حقیقت ترس آور نیست.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن – تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/ صص116 -117
    پی نوشت:
  • [1] ـ سوره ابراهیم، آیه 43.
  • [2]-سوره کهف، آیه 105.
  • [3]- سوره انبیاء، آیه 47.
  • [4]- سوره فاطر، آیه 18.
  • [5]- سوره قیامت، آیه 11.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS