دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عاقله

No image
عاقله

عاقله، خطاء‌ محض، موضحه، حكم امضائي، حكم تأسيسي، اعسار، عمد و شبه عمد

نویسنده : سيد علي حاتم‌زاده

عاقله در لغت به معنی نگهدارنده و مواظبت کننده است.[1]و در اصطلاح طبق مادۀ 307 قانون مجازات اسلامی عبارت است از «بستگان ذکور نسبی پدر و مادری یا پدری به ترتیب طبقات ارث به طوری که همۀ‌ کسانی که حین الفوت می‌توانند ارث ببرند به صورت مساوی عهده‌دار پرداخت دیه خواهند بود»[2].

شرائط تحقق ضمان عاقله:

1- عاقله باید بستگان پدر و مادری باشد پس بستگان مادری از دایرۀ عاقله خارجند.

2- عاقله باید مرد باشد.[3]

3- عاقله باید بالغ باشد پس صغیر جزء عاقله نیست.

4- عاقله باید عاقل باشد پس مجنون جزء عاقله نیست.

5- عاقله باید هنگام سر رسید اقساط دیه، دارا باشد پس معسر عاقله محسوب نمی‌شود.

6- قتل خطاء محض با بینه، قسامه و علم قاضی ثابت گردد، اگر با اقرار جانی یا نکول او از قسم یا نکول او از قسامه ثابت شود، عاقله ضامن نیست.

7- در دیۀ جراحت، دیه بالاتر از موضحه[4] باشد پس دیۀ جنایت پائین‌‌تر از موضحه بر عهدۀ جانی است.

8- در مورد جنایتهای خطائی که شخص بر خودش وارد آورد و اتلاف مالی که به طور خطاء محض حاصل می‌شود عاقله ضامن نمی‌باشد.

حدود مسؤولیت عاقله:

مواد 305، 306 و 311 قانون مجازات اسلامی حدود مسؤولیت عاقله را بیان می‌نماید که عبارتند از:

1-دیۀ قتل خطاء محض

2- دیۀ جراحت (موضحه) و دیۀ جنایتهای زیادتر از آن به عهدۀ عاقله می‌باشد و دیۀ جراحتهای کمتر از آن به عهدۀ خود جانی است.[5]

3- خسارتهای حاصل از جنایتهای خطائی محض از قتل تا موضحه (مادۀ 311 قانون مجازات اسلامی) استثناء حکم مادۀ 311 قانون مجازات اسلامی: در یک صورت ممکن است عاقله، عهده‌دار دیۀ جنایات خطائی کمتر از موضحه نیز باشد و آن در مورد سقط جنینی است که هنوز روح در آن دمیده نشده و با توجه به مراحل تکون جنینی، دیۀ آن کمتر از موضحه باشد.[6]

4- تبصرۀ ماده 306 قانون مجازات اسلامی: جنایت عمد و شبه عمد نابالغ و دیوانه به منزلۀ خطاء محض بوده و بر عهدۀ عاقله می‌باشد. با توجه به حکم کلی تبصره مادۀ 306 قانون مجازات اسلامی جنایت اطفال کمتر از موضحه نیز بر عهدۀ عاقله خواهد بود. (نظریۀ 269/7- 18/1/1375 ادارۀ حقوقی قوۀ قضائیه)[7]

5- دیه به ترتیب طبقات ارث بر عاقله توزیع می‌شود. مسؤولیت عاقله فقط در مورد دیه باید اعمال شود و نسبت به ارش موردی ندارد. (نظریۀ 1135/7-12/5/1370 ادارۀ حقوقی قوۀ قضائیه.)[8]

حکم ضمان عاقله:

اکثریت فقهای شیعه بر این عقیده‌اند که عاقله ابتدائاً ضامن پرداخت دیه است و بنابراین هم حکم وضعی و هم حکم تکلیفی شامل وی می‌شود، یعنی اگر عاقله دیه را نپردازد، نه تنها شرعاً حقی را ادا نکرده و فعل حرامی را مرتکب شده، بلکه بر ذمۀ اوست که دیه بپردازد.[9] و جانی در این موارد هیچ گونه مسؤولیتی ندارد و رجوع عاقله به جانی جایز نیست.

حکم مسؤولیت عاقله از احکام اجتماعی و امضائی است نه تأسیسی بدین توضیح که زندگی اعراب جزیره العرب در زمان قبل از اسلام بر نظام قبیله‌ای استوار بوده، و مسؤولیت شخصی در آن وجود نداشت؛ بلکه قبیله خود را مسؤول می‌دانست و پرداخت دیه یکی از آن مسؤولیتها بود که بر حسب درجۀ نزدیکی و بستگی با مقتول، بین جمیع افراد قبیله توزیع می‌گردید، تا همۀ نفوس قبیله آرامش یابند و به کسی ستم نرود.[10]

پس از ظهور اسلام مسؤولیت عاقله مورد تأیید و امضاء قرار گرفت و پیامبر اکرم (ص) با تصرفاتی آن را اخلاقی‌تر و انسانی‌تر نمودند، امور جامعه نیز با آنها می‌گذشت.[11]

ناتوانی عاقله در پرداخت دیه و عدم وجود عاقله برای جانی:

مادۀ 312 قانون مجازات اسلامی: «هرگاه جانی دارای عاقله نباشد یا عاقلۀ او نتواند دیه را در مدت سه سال بپردازد، دیه از بیت المال پرداخت می‌شود.» توضیح هرگاه عاقله محکوم به پرداخت دیه شود و آن را پرداخت ننماید اگر متمکن باشد باید از اموال او اخذ شود و اگر تمکن مالی نداشته باشد و مُعسِر باشد دیه از بیت المال پرداخت شده و نیازی به تقدیم دادخواست اعسار[12] توسط عاقله نیست. (نظریه‌های 4667/7-25/7/81 و 7842/7-1/10/1382 ادارۀ حقوقی قوۀ قضائیه)[13] این در صورتی است که دادگاه عدم توانائی عاقله را نسبت به پرداخت دیه احراز کند.

مقاله

نویسنده سيد علي حاتم‌زاده
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS