28 فروردین 1396, 6:44
زندگی اجتماعی انسان جدای از دیگران نیست یقینا هر انسانی از جمله نوجوانان و جوانان با عدهای بهعنوان رفیق و دوست یا آشنا و فامیل ارتباط دارند، بلکه ارتباط جوانان با همنوعان خویش بیش از دیگران است، بر پدر و مربیان جامعه است که به آنها بیاموزند که حقوق دوستان و آشنایان را مراعات نمایند. علی(ع) در همین راستا به فرزندش میفرماید: «چون برادردینی ات از تو جدا گردد، تو پیوند دوستی را برقرار کن و اگر روی برگرداند تو مهربانی کن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامی که دوری میگزیند تو نزدیک شو و چون سخت میگیرد، تو آسان گیر و به هنگام گناهش عذر او را بپذیر، چنان که گویا بنده او میباشی و او صاحب نعمت تو میباشد، مبادا دستورات یاد شده را با غیردوستانت انجام دهی، یا با انسان هایی که سزاوار آن نیستند بجا آوری، دشمن دوست خود را دوست مگیر تا با دوستت دشمنی نکرده باشی، در پند دادن دوست بکوش، خوب باشد یا بد، و خشم را فرو خور که من جرعهای شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیدم. با آن کس که با تو درشتی کرده نرم باش که امید است به زودی در برابر تو نرم شود. اگر خواستی از برادرت جدا شوی، جایی برای دوستی باقی گذار، تا اگر روزی خواست به سوی تو بازگردد بتواند، کسی که به تو گمان نیک برده او را تصدیق کن، و هرگز حق برادرت را به اعتماد دوستی که با او داری ضایع نکن، زیرا آن کس که حقش را ضایع میکنی با تو برادر نخواهد بود؛... و به کسی که به تو علاقهای ندارد دل مبند، مبادا برادرت برای قطع پیوند دوستی، دلیلی محکم تر از برقراری پیوند با تو داشته باشد و یا در بدی کردن، بهانهای قوی تر از نیکی کردن تو بیاورد، ستمکاری کسی که به تو ستم میکند در دیده ات بزرگ جلوه نکند، چه او به زبان خود و سود تو کوشش دارد و سزای آن کس که تو را شاد میکند بدی کردن نیست.» اگر اوصاف یاد شده در جوانی یا نوجوانی با تلاش پدر بهعنوان یک تربیت اخلاقی ریشهدار بهوجود آید، آینده خوب و روشنی را برای زندگی اجتماعی او رقم میزند، برای اهمیت این مسأله حضرت در ادامه با تذکر برخی نشانههای دوستان خوب به این نکته توجه میکند که نداشتن دوستان خوب نشانه ضعف انسان است، «یار و همنشین چونان خویشاوندان است، دوست (خوب) آن است که در نهان آیین دوستی را مراعات کند، هواپرستی همانند کوری است، چه بسا دور که از بستگان نزدیک تر است و چه بسا نزدیک که از دور دورتر است، «و الغریب من لم یکن له حبیب؛(غریب آن نیست که از وطن خویش دورباشد) غریب کسی است که دوستی نداشته باشد.»
یک استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه «انسان باید حد اعتدال را در زندگی خود رقم بزند» گفت: انسان معتدل آفریده شده است و اگر از کنترل خارج شود آن کارآمدی را ندارد و این امر به زیان انسان است. احمدعلی افتخاری در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به اینکه «خداوند مسلمانان را به صورت امت میانه و اخلاق معتدل آفریده تا گواه سایر امتها قرار گیرند» اظهار کرد: مسلمانان در مقابل اقوامی که دچار افراط و تفریط هستند مطرح شدهاند و این امر در تمام مسائل زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی تا سادهترین مسائل مهم است. وی در ادامه با اشاره به اینکه «حتی باید در انفاق کردن اعتدال داشته باشیم» افزود: بندگان واقعی کسانی هستند که اسراف نمیکنند و در عین حال بخل نمیورزند. افراط و تفریط در هیچ امری از نگاه اسلام مورد پذیرش نیست حتی در مورد عبادت کردن. این استاد دانشگاه و حوزه ادامه داد: ما در آیات و روایات داریم که هرگاه در مسائل عبادی احساس سستی و کسالت کردیم فقط واجبات را انجام دهیم و وقتی به نشاط درونی رسیدیم به مستحبات نیز بپردازیم، زیرا دلهای مردم گاهی با نشاط و گاهی خسته است و این نشان میدهد که اعتدال چقدر در اسلام ارزشمند است. افتخاری با اشاره به فرمایش حضرت علی (ع) و اینکه با میانهروی انسان توانگر میشود و هیچگاه زیر سوال نمیرود، افزود: مومن شیوهاش میانهروی و روشش پیمودن راه رشد و اعتدال است. این استاد دانشگاه و حوزه با اشاره به فرمایشی از پیامبر اکرم(ص) ادامه داد: با اعتدال هرگز به هلاکت دچار نمیشویم و هزینههای زندگی برای فرد آسان میشود، ما حتی در صحبت کردن، راه رفتن و سادهترین مسائل باید اعتدال را رعایت کنیم. چرا که اعتدال و راه میانه، راه خداوند است. وی با اشاره به اینکه «با افراط و تفریط است که افراد سقوط میکنند» ادامه داد: اگر صراط مستقیم را میخواهیم باید راه اعتدال را پیدا کنیم و برای رسیدن به کامیابی باید از افراط و تفریط به دور باشیم. افتخاری با بیان اینکه «انسان موجود پیچیدهای است و هیچ چیزی را از منظر بالا و پایین آن نمیپذیرد» تصریح کرد: انسان نه در سیری زیاد و نه در گرسنگی بیش از حد نمیتواند طاقت بیاورد و با این امر میتوان فهمید که نیاز انسان برای رسیدن به کامیابی این است که هر چیزی را در حد اعتدال آن داشته باشد. این استاد دانشگاه و حوزه گفت: در زندگی مادی انسان باید اندازه نگه بدارد که اندازه نکو است، مگر در مسائل عبادی و روحانی که انسان سیریناپذیر است و آن به دلیل نیروی عشق و محبتی است که در روح انسانها وجود دارد. وی در پایان گفت: ما با رسیدن به اعتدال میتوانیم الگوی مناسبی برای کل جوامع باشیم حتی در مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و باورمندی و گرایشات اخلاقی.
بی گمان، آشنایی با آفتهای هر مساله ای، زمینهساز بهرهوری بیشتر و در امان بودن از خسارتهای جبران ناپذیر آن خواهد بود. یکی از آفتهای عمر و خطرهای دوران جوانی، تنبلی و بی حالی است. در دعای آموزنده و دلنشین ابوحمزه ثمالی، ما بندگان از چنین حالتی به خدا پناه میبریم و در دعای نغز مکارم اخلاق، از خداوند میخواهیم که ما را به کسل بودن و بی حالی در عبادت دچار نسازد. حضرت علی (ع) نیز برای رهایی از این حالت، در بیانی رهنمون گر میفرماید: «درد و بیماری سستی را که در جان توست، با عزیمت و اراده درمان کن و خواب غفلت را از دیدگانت با بیداری بزدای».
گم گشتگی از راه و هدف اصلی خلقت، یکی از آفتهای همه عمر آدمیو راه جوانی است. زندگی فلسفهای دارد و انسان، تلاشگری برای رسیدن به هدف آفرینش خویش است. سکون؛ بیراهه رفتن و راه را بیراهنما پیمودن، به بن بست رسیدن و آخرت و آخرین منزلگاه زندگی را از یاد بردن؛ نشانه گم شدن و گم کردن راه حقیقی است. علی (ع) در نکوهش این حالت چنین میفرماید: از مبغوض ترین و نکوهیدهترین افراد نزد خداوند متعال، بندهای است که خداوند او را به حال خودش رها کرده، در نتیجه از راه درست به بیراهه افتاده است و راه را بی راهنما میپیماید. اگر به کشت و کار دنیا فراخوانده شود، میکوشد و اگر به زراعت آخرت و آبادانی سرای واپسین دعوت شود، سست و بی حال میشود.
یکی از آفتهای عمر، بازیچه و سرگرمیانگاشتن زندگی است. انسانهای سعادتمند، آنانی هستند که لحظههای زندگی را باارزش و خود را مسئول رشد و بالندگی خویشتن بدانند. عدهای زندگی حیوانی دارند و زندگی را فقط به سیاقی میپندارند که باید هرچه بیشتر از آن لذت نفسانی ببرند.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان