دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادات توبیخ

"توبیخ" مصدر باب "تفعیل" از ماده "وبخ" و در لغت به معنای سرزنش و ملامت کردن آمده است. در اصطلاح نحو "توبیخ" عبارت است از ملامت و سرزنش بر ترک عمل و ادات توبیخ حروفی هستند که این معنا را افاده می‌دهند
No image
ادات توبیخ

نویسنده: محسن بي باك

كلمات كليدي: توبيخ، تنديم، اختصاص ادات توبيخ به فعل ماضي، همراهي توبيخ و تحضيض

"توبیخ" مصدر باب "تفعیل" از ماده "وبخ" و در لغت به معنای سرزنش و ملامت کردن آمده است.[1] در اصطلاح نحو "توبیخ" عبارت است از ملامت و سرزنش بر ترک عمل[2] و ادات توبیخ حروفی هستند که این معنا را افاده می‌دهند. این حروف که از "ادات تحضیض" نیز به حساب می‌آیند[3] عبارتند از: "ألا"، "ألّا"، "هلّا"، "لولا" و "لوما"؛ به عنوان مثال در جایی که متکلم، میزبان را به جهت ترک مصافحه (دست دادن) با میهمان با جمله «ألّا صافحتَ الضیفَ» سرزنش و ملامت می‌کند. در این مثال "ألّا" از ادات توبیخ بوده و بر فعل ماضی (صافحتَ) وارد شده است.

وجه نامگذاری[4]

معنای سرزنش و ملامت در معنای لغوی و اصطلاحی توبیخ لحاظ شده است. اما با توجه به قید "ترک عمل" در تعریف روشن می‌شود که توبیخ اصطلاحی در سرزنش بر ترک عمل واقع می‌شود؛ از این رو معنای لغوی توبیخ اعم از معنای اصطلاحی آن است.

جایگاه "ادات توبیخ"

با توجه به اشتراک موجود در "ادات توبیخ" و "ادات تحضیض"، عالمان نحو در ضمن بیان مباحث تحضیض،[5] توبیخ و ادات آن را مورد بررسی قرار داده‌اند. در مقابل، بعضی[6] در ضمن مباحث تحضیض، ‌به توبیخ و ادات آن نپرداخته و بعضی دیگر[7] هر یک از حروف توبیخ را به صورت جداگانه بیان کرده و به کاربرد آنها در توبیخ اشاره می‌کنند.

اختصاص "ادات توبیخ" به فعل ماضی

"ادات توبیخ" به مانند "ادات تحضیض" صدارت طلب بوده و در ابتدای جمله واقع می‌شوند و همچنین به جمله فعلیه اختصاص دارند. از آنجا که ملامت و سرزنش بر ترک عمل در صورتی محقق می‌شود که ترک عمل در گذشته باشد از این رو فعل بعد از ادات توبیخ در لفظ و معنا، ماضی است.[8] این فعل بعد از ادات توبیخ به سه نحو به کار می‌رود:

1. ظاهر متصل؛ مانند: «هلّا صافحتَ الضیفَ».

2. ظاهر منفصل؛ مانند: «هلّا الضیفَ صافحتَ».

3. مقدر؛ مانند: «هلّا الضیفَ صافحتَه»؛ در این مثال "الضیف" مفعول‌به برای فعل مقدر "صافحتُ" است که فعل مذکور آن را تفسیر می‌کند. تقدیر عبارت "هلّا صافحتُ الضیفَ ، ‌صافحتهُ" بوده است.

اقسام "توبیخ"

"توبیخ" به اعتبار همراهی با "تحضیض" و عدم آن بر دو گونه است:

1. توبیخ محض (بدون تحضیض)

در صورتی که در آینده، انجام مثل عمل ترک شده ممکن نباشد، ادات مذکور برای صرف توبیخ به کار می‌روند؛[9] مانند جایی که متکلم بعد از مرگ "زید"، مخاطب را بر ترک اکرام او در زمان حیاتش توبیخ کرده و می‌گوید: «هلّا اکرمتَ زیداً».

2. توبیخ به همراه تحضیض

در صورت در آینده، انجام مثل عمل ترک شده ممکن باشد، بسیار مشاهده می‌شود که ادات مذکور با ورود بر فعل ماضی بر توبیخ و ملامت بر ترک عمل در گذشته و تحضیض و ترغیب بر انجام مثل آن در آینده دلالت دارند.[10] مانند: «هلّا قرأَتَ القرآنَ»؛ در این مثال با فرض امکان تلاوت قرآن در آینده، مخاطب بر ترک تلاوت قرآن در گذشته، توبیخ (سرزنش) و بر تلاوت آن در آینده تحضیض و ترغیب شده است.

ذکر این نکته قابل توجه است که در نوع همراهی و ارتباط بین توبیخ و تحضیض در این موارد، سه رویکرد مشاهده می‌شود:

الف. ادات مذکور دلالت بر توبیخ بر ترک عمل در گذشته دارند که لازمه آن تحضیض و ترغیب بر انجام مثل عمل در آینده است.[11]

ب. ادات مذکور بر تحضیض و ترغیب بر انجام عمل در آینده دلالت دارند که لازمه آن توبیخ بر ترک عمل در گذشته است.[12]

ج. ادات مذکور در رساندن معنای توبیخ بر ترک عمل در گذشته و تحضیض بر انجام مثل آن در آینده، اشتراک دارند.[13]

"تندیم" و ارتباط آن با "توبیخ"

از میان عالمانی که به بررسی ادات توبیخ پرداخته‌اند بعضی تعبیر "تندیم" را بعد از لفظ توبیخ به کار برده‌اند. "تندیم" به معنای پشیمان گرداندن آمده[14] و آنچه در اینجا حائز اهمیت است بررسی ارتباط بین توبیخ و تندیم می‌باشد که در این خصوص دو رویکرد مشاهده می‌شود:

1. ملازمه

در این رویکرد بین توبیخ و تندیم، ملازمه وجود دارد اگر چه در تعیین لازم و ملزوم اختلافی مشاهده می‌شود؛ بعضی توبیخ را لازم و تندیم را ملزوم آن می‌دانند و بعضی قائل به عکس این ملازمه هستند.[15]

2. عدم ملازمه و تفاوت کاربرد

بر طبق این نظر، تندیم در جایی است که مخاطب دارای شرف و بزرگی بوده و توبیخ در غیر آن واقع می‌شود.[16]

"ادات توبیخ" در قرآن و حدیث

1. آیه «فلولا نصَرَهم الذین اتخذوا من دونِ الله قرباناً ءالهَة»[17]، ‌(پس چرا معبودانی را که غیر از خدا برگزیدند به گمان اینکه به خدا نزدیکشان سازد، آنها را یاری نکردند؟)؛ در این آیه شریفه "لولا" از ادات توبیخ بوده و بر فعل ماضی (نَصَرَ) وارد شده است.[18]

2. حدیث «رأی رجلاً من الأنصار و لَه ولدان قبّل احدهما و ترک الآخر فقال: هلّا واسیْتَ بینهما»،[19] (روزی پیامبر اکرم، مردی از انصار را دید که یکی از دو فرزندش را بوسید و دیگری را رها ساخت فرموند: چرا بین این دو مساوات برقرار نمی‌کنی؟) در این حدیث شریف "هلّا" از ادات توبیخ بوده و بر فعل ماضی (واسَیْتَ) وارد شده است.

نکته

در پایان ذکر این نکته قابل توجه است که ادات مذکور ممکن است در غیر توبیخ به کار روند؛ از این رو در بخش مفردات هر یک از آنها با عنوان مستقلی مطرح شده و کاربردهای دیگر آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟
Powered by TayaCMS