دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رد شمس

No image
رد شمس

كلمات كليدي : رسول خدا (ص) ، سال هفتم هجري، رد شمس ، علامه طحاوي ، علي(ع) ، اسماء بنت عميس

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

از حوادث سال هفتم هجری یکى هم داستان رد شمس و بازگشتن خورشید است‌ به دعاى رسول خدا(ص) که کازرونى و دیگران نقل کرده‌اند، علامه طحاوى در کتاب مشکل الآثار (به نقل احقاق الحق) به سند خود از اسماء بنت عمیس روایت کرده است که روزى هنگام عصر رسول خدا (ص) سرش را در دامان على(ع) نهاد و حالت وحى بر آن حضرت عارض شد و طول کشید تا غروب شد و على نماز عصر نخوانده بود اما به احترام پیغمبر نتوانست از جا برخیزد و چون پیغمبر برخاست‌به على(ع)فرمود: آیا نماز عصر خوانده‌اى؟عرض کرد: نه.

پیغمبر دعا کرده گفت:

«اللهم ان علیا کان فى طاعتک و طاعة رسولک فاردد علیه الشمس‌»

پروردگارا على(بنده تو)در راه اطاعت تو و فرمانبردارى رسول تو بوده پس خورشید را براى او بازگردان.

اسماء گوید: در این وقت‌خورشید را دیدم که بازگشت و دیوارها را دوباره آفتاب گرفت تا على(ع)وضو گرفت و نمازش را خواند، آن گاه غروب کرد.

این واقعه را بیش از بیست نفر از بزرگان اهل سنت‌ با اختلاف مختصرى از اسماء بنت عمیس، ابو رافع، ام سلمه، جابر، ابو سعید خدرى، ابو هریره و دیگر از صحابه نقل کرده‌‌اند. داستان مزبور جنبه معجزه داشته که با توجه و دقت در موضوع معجزه و قدرت الهى جاى هیچ گونه استبعادى باقى نخواهد ماند.

جالب اینجاست که سبط بن جوزى، یکى از بزرگان اهل سنت، به دنبال داستان حدیث رد شمس داستان جالب دیگرى نقل کرد و مى‌گوید:

جمعى از مشایخ و بزرگان ما در عراق نقل کرده‌اند که هنگام عصرى بود که ابو منصور مظفر بن اردشیر عبادى واعظ در محله ناجیه بر فراز منبر نشسته بود و مشغول ذکر فضایل اهل بیت و نقل داستان رد شمس بود و با بیان شیوا و سحرآمیز خود دلها را به خود جذب کرده بود که ناگاه ابر سیاه و غلیظى قسمت مغرب را پوشاند و خورشید را از نظرها پنهان کرد و چندان طول کشید و هوا تاریک شد که مردم گمان کردند خورشید غروب کرده، در این وقت ابو منصور واعظ روى منبر ایستاد و با دست‌خود به سوى خورشید اشاره کرد و گفت:

اى خورشید غروب نکن تا مدح من درباره اهل بیت پیغمبر و فرزندان او پایان یابد، و عنان خود باز گردان اگر بیان ثناى آنها را خواهى؟آیا فراموش کرده‌اى توقف خود را براى پیغمبر؟اگر براى مولى توقف کردى و ایستادى براى پیروان و نزدیکان او نیز باید بایستى.

راویان مزبور گفته‌اند: در این وقت ناگهان دیدند ابرها به یکسو رفت و خورشید بیرون آمد.

و ابن حجر عسقلانى - با شدت تعصبى که دارد - داستان رد شمس را در کتاب الصواعق المحرقه، (چاپ قاهره)، ص 126، ذکر کرده و آن را از کرامات على(ع) دانسته و به دنبال آن داستان ابو منصور واعظ را نیز از تذکرة الخواص نقل نموده است.

مقاله

نویسنده (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS