دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تاریخ عروض

No image
تاریخ عروض

كلمات كليدي : عروض،بلاغت، شمس قيس رازي، خليل بن احمد

نویسنده : حميده سلطاني مقدم

درباره معنای عروض نظرات گوناگونی ارائه شده است در فرهنگ لغت این معانی آورده شده است:1.شتر ماده ریاضت نایافته 2.عروض خیمه که چوبی باشد که خیمه بدان قائم ماند3.به شهر مکه گفته میشود4.به معنی معروض و عرضه شده به شعر.[1]

علم عروض

عروض یکی از اقسام علوم ادبی است که موضوع آن بحث در وزن و آهنگ شعر است و در مورد چگونگی ایجاد وزن، انواع وزن، صحت و سقم آن و برخی از شگردهایی که مخصوص کلام منظوم است بحث می‌کند. از میان علوم لغت عربی علم عروض دارای وضع خاصی است چنان‌که رشته‌های دیگر علوم به تدریج به وجود آمده و با کوشش دانشمندان متعددی در طی مدتی استحکام یافته و تکمیل شده است، اما علم عروض بی آن‌که هیچ سابقه‌ای در زبان و ادبیات عرب داشته باشد یک باره از جانب یک تن ابداع شده و چنان نزد اهل فن مقبول عام یافته که کسی در اساس آن تصرفی روا نداشته و تا امروز این اساس همچنان مقبول و متقن مانده است.[2]

واضع این علم دانشمندی از مردم بصره است که نام ونسب او(ابوعبدالرحمن‌الخلیل بن احمد بن عمربن تمیم الفراهیدی الحمیدی)است. این دانشمند در حدود سال 100هجری در بصره به دنیا آمد و تاریخ وفاتش را که هم در آن شهر اتفاق افتاد سال(170الی 175هجری) می‌دانند. در کل، عروض عربی اصل و منشا روشنی ندارد،[3] اما همه مورخان و علمای لغت که درباره خلیل بن احمد و کیفیت وضع علم عروض گفتگو کرده‌اند، متفق‌اند در این‌که پیش از او هیچ کس در زبان عرب قواعدی برای اوزان شعر نمی‌دانسته و کمترین سابقه‌ای در این باب وجود نداشته است. به این سبب وضع عروض را نوعی از الهام شمرده‌اند. گفته‌اند که خلیل بن احمد مردی متعبد و زاهد بود و به خانه کعبه رفت و دعا کرد که خداوند علمی به او ببخشد که پیش از آن به هیچ بشر نداده باشد چون از حج باز آمد دعایش مستجاب شد و خداوند علم عروض را به او الهام کرد .[4]

این افسانه خود دلیل اعجابی است که معاصران و متاخران خلیل از چگونگی اختراع بی سابقه او داشته‌اند. در هیچ یک از کتاب‌های تاریخ و لغت نیز کسی در ابتکار خلیل شک نکرده و هیچ‌جا اشاره‌ای به علمی در زبان دیگر که خلیل قواعد آن را اقتباس کرده باشد نشده است. تنها مولفی که در اصالت ابتکار خلیل شبهه‌ای کرده است "ابوریحان‌بیرونی" است که در کتاب"تحقیق ماللهند"هنگام بحث از قواعد اوزان شعر هندی و مقایسه آن با عروض عرب اشاره‌ای به این معنی دارد و عجب آن‌که قول او در هیچ کتابی نقل نشده است.[5]این دانشمند بزرگ دلایل چندی مبنی بر اقتباس خلیل از عروض هند دارد. او در این کتاب می‌گوید: نخستین کسی که این صناعت را استخراج کرد پنگل" و "چلت" بود.[6]

اما وجود مشابهت و مشارکت میان عروض عرب و هند بر حسب آن‌چه بیرونی گفته است از این قرار است:1.بیرونی گفته است که هندوان در شمارش حروف صورت‌هایی که به کار می‌برند مانند آن‌چه خلیل‌بن‌احمد و عروضیان ما برای ساکن و متحرک معمول می‌دارند می‌باشد. بیرونی سپس می‌گوید همچنان که اصحاب ما قالب‌هایی برای نشان دادن بناهای شعر از افاعیل ساخته‌اند و رقم‌هایی برای متحرک و ساکن هر قالب قرار داده‌اند که از موزون به آن‌ها تعبیر می‌کنند، هندوان نیز برای انواع ترکیبات خفیف و ثقیل و تقدم و تاخر آن‌ها و حفظ انواع وزن بدون شمارش حروف، القابی گذاشته‌اند که وزن مفروض را با آن بیان می‌کنند و...[7]

به طور کلی و بنا بر اشاره ابوریحان مبنی بر مشابهت عروض عربی و هندی می‌توان گمان برد که خلیل بن احمد در اختراع قواعد عروض به اصول علم اوزان سانسکریت نظر داشته و قوانین عروض عرب را از روی آن ساخته و پرداخته باشد آن‌چه این حدس را قوت می‌بخشد تولد و اقامت خلیل است در بصره که بندر تجارتی بوده و با هند و هندویان به ناچار ارتباط داشته است. و دیگر ترتیبی که او نخستین بار در حروف تهجی اتخاذ کرده و کتاب"العین" را بر آن صورت مرتبساخته است و این همان ترتیب حروف در سنسکریت است.[8]

دوره تکمیل علم عروض

بعد از خلیل ابوالحسن، "سعید بلخی معروف به اخفش"متوفی در سال 215هجری یک بحر بر پانزده بحر افزود. سرانجام علمای ایرانی از قبیل ابوالحسن سرخسی، بهرامی ، بزرجمهر قائنی و منشوری سمرقندی در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم این علم را توسعه دادند. در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم"امام حسن قطان مروزی"معاصر رشید وطواط که در فتنه غز در 548هجری کشته شد، با اختراع دو بحر اخرب و اخرم جهت ساختن رباعی به گسترش عروض کمک کرد. سرانجام نوبت به "شمس قیس رازی" متوفی در اواسط قرن هفتم قدیم‌ترین و ارزنده‌ترین کتب بازمانده از علم عروض فارسی ، یکی "المعجم فی معاییر شعر العجم" قیس رازی است و دیگری "معیارالاشعار" خواجه نصیر.

در المعجم این گونه در این باره اظهار نظر شده است :"بدان که عجم را پنج بحر از این بحور پانزده‌گانه شعر عرب نیست و آن طویل است و مدید و بسیط و آخر و کامل و ..."شمس در این جا نمی‌گوید که ایرانیان ابتدا عین اوزان عرب را تقلید کردند بلکه می‌گوید قدما برای اظهار مهارت خویش در علم عروض در نظم، اشعاری در اوزان خاص عرب از شعرای عرب تقبل و پیروی کردند و اشعار ثقیل ساختند.[9]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
Powered by TayaCMS