دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بگو به خواست خدا

سخن از مشیت الهی است، ولی این بار در مورد سرنوشت انسان‌ها و اعمال آن‌ها است، روی سخن به پیامبراکرم‌(ص) است و مؤکدا از او می‌خواهد که
بگو به خواست خدا
بگو به خواست خدا

نویسنده: سید جلال متقی موسوی

سخن از مشیت الهی است، ولی این بار در مورد سرنوشت انسان‌ها و اعمال آن‌ها است، روی سخن به پیامبراکرم‌(ص) است و مؤکدا از او می‌خواهد که

«و لا تقولن لشایء انی فاعل ذالک غدا الا ان یشاءالله»

«هرگز نگوید من فردا فلان کار را انجام می‌دهم، مگر اینکه خدا بخواهد»

یعنی: هرگاه از تصمیم به انجام کاری در آینده سخن می‌گویی، حتما تکیه بر مشیت خدا کن و جمله «انشاءالله»،«اگر خدا بخواهد» را فراموش مکن.

اشاره به اینکه مشیت الهی مافوق همه‌ی مشیت‌ها است و تا او چیزی را اراده نکند واقع نمی‌شود.

واضح است که این سخن کمترین اشاره‌ای به مساله‌ی جبر ندارد، بلکه ناظر به مشیت قاهره‌ی الهیه است که می‌تواند هرکس را از وصول به هدفش بازدارد و اگر آزادی به انسان داده برای آزمایش و امتحان و تربیت و تکامل است و مفهوم آزادی اراده، هرگز سلب قدرت از خدا نیست. افزون بر این برای وصول به هدف‌های مورد نظر، اراده و انتخاب انسان یکی از عوامل است و صدها عامل دیگر بیرون از وجود انسان قرار دارد که از حوزه‌ی قدرت او خارج، و تنها به خدا مربوط می‌شود.

اینجاست که هم ادب سخن و هم توجه به واقعیت ها، ایجاب می‌کند که انسان جمله «اگر خدا بخواهد» را هرگز در برنامه‌های خود فراموش نکند.

در اینجا باز به تاثیر «معرفت» در «اعمال» انسان توجه شده است که اگر به مشیت قاهره‌ی الهیه مؤمن باشد، هرگز خود را مستقل و مستغنی از او نمی بیند، هرگز مغرور نمی شود، و بر مرکب خودخواهی سوار نمی گردد، همان گونه که در برابر انبوه مشکلات، گرد غبار یأس و نومیدی بر آینه‌ی قلب او نمی نشیند و در برابر حوادث سخت زانو نمی‌زند؛ چرا که او مشیت الهی را بالاتر از همه چیز می‌داند!

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS