دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تجربیات

No image
تجربیات

كلمات كليدي : تجربيات، مشاهده، تجربه

نویسنده : مهدي افضلي

تجربیات قضایایی است که در پی تکرر مشاهده، در نفس انسان نسبت به چیزی حالتی پیدا می‌شود که بر اثر آن حکمی صادر می‌کند. از باب نمونه هرگاه ببیند که‌ آهن بر اثر حرارت انبساط پیدا می‌کند و این مشاهده بارها تکرار شود، سرانجام تردید نمی‌کند که هر آهنی بر اثر حرارت منبسط می‌شود. غالب منطق‌دانان پشتوانه صدق این نوع قضایا را که مبتنی بر تجربه است، در حقیقت دو تا قیاسی می‌دانند که در ضمن این حکم وجود دارد. یکی از این‌ قیاس‌ها، یک قیاس استثنایی است که در آن اتفاقی بودن وقوع این پدیده (در مثال ما انبساط آهن بر اثر حرارت) نفی می‌شود.

1.اگر حصول انبساط در پی حرارت اتفاقی و بدون علت باشد، همیشگی نخواهد بود.

2. لکن انبساط آهن در پی حرارت همیشگی است.

3.حصول انبساط در پی حرارت اتفاقی و گاه‌گاهی نیست، بلکه به خاطر حرارت است. آنگاه نتیجه این قیاس را صغری برای یک قیاس اقترانی قرار می‌دهد:

1.تحقق انبساط جسم در پی حرارت معلول حرارت است.

2. هر معلولی تخلفش از علت محال است.

3. تخلف تحقق انبساط جسم از حرارت ممتنع است.

به همین دلیل باید توجه داشت که بدون قیاس خفی، از صرف مشاهدات مکرر این تجربه حاصل نمی‌شود. البته باید توجه داشت که هرچند احکام تجربی کلی است، ولی کلی مطلق نیست، بلکه منوط به همان شرایطی است که تجربه در آن تحقق یافته است و چه بسا اگر شرایط متفاوت شود، این حکم کلی صدق نکند.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS