دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خاکهاى مسیحایى‌

No image
خاکهاى مسیحایى‌

خاکهاى مسیحایى

برادران نیکبخت جزایرى به سمت عراق رهسپار شدند و([1]) پس از سفرى بسیار دشوار به «سامرّا» رسیدند.([2]) حضور راهزنان، هراس کاروان کوچک مشتاقان اهل بیت (علیهم السلام) و سرانجام رهایى مؤمنان در سایه قرآن کریم از نکات فراموش ناشدنى این سفر به شمار مى آید. دانشور پرهیزگار صباغیه داستان آن کرامت قرآنى را چنین باز گفته است:

«وقتى به نهر رسیدیم اسبهاى دزدان آشکار شد. پس به سوى ما تاختند. من آیة الکرسى خواندم و همه همراهان را فرمان دادم تا آیة الکرسى بخوانند. چون دزدان به ما رسیدند نخست از ما فاصله گرفته، در گوشه اى به تفکر پرداختند. آنگاه به سمت ما آمده، گفتند: شما راه را گم کرده اید!البته درست مى گفتند، ما راه را گم کرده بودیم. دزدان یکى از افرادشان را با ما همراه ساختند تا ما را به منزل بعدى رساند.»([3])

سید پس از زیارت معصومان خفته در سامرّا به کاظمین شتافت و از آن سرزمین مقدس رهسپار کربلا و نجف شد. او از آرامگاه هر امام معصوم قدرى خاک برداشته، آنها را در آمیخت و سرمه دیدگان ساخت این داروى گرانبها بى درنگ اثر بخشید و بینایى و توان جوانى را به چشمان استاد مخلص مدرسه دولت آبادى باز گرداند.([4])

البته دستاورد سفر به عراق تنها درمان دیدگان نبود. او علاوه بر بهره هاى بسیار معنوى، در مزار امیرمؤمنان گوهرى سپید یافت و آن را نگین انگشترى ساخت.([5])



[1] - کشف الاسرار، ج1، ص59.

5 - 2 - الانوارالنعمانیه، ج4، ص316 - 313.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS