دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علت صوری

No image
علت صوری

كلمات كليدي : علت صوري، صورت، صورت جسميه، صورت نوعيه، بالقوه، بالفعل

نویسنده : مهدي افضلي

علت صوری یکی از اقسام عمده و مهم علل به طور عام است. ارسطو مدعی است که پیش از من تنها افلاطون به آن اذعان کرده و در مورد شناخت مُثل و ارباب انواع، بدان تمسک جسته‌ است، ولی سایر فیلسوفان نسبت به آن توجهی نداشتند. در فلسفه اسلامی علت صوری به عنوان یکی از علل در امور مرکب و مادی مورد پذیرش قرار گرفته و زوایای بیشتری از آن باز شده است.

مراد از علت صوری، چیزی است که ملاک فعلیت یافتن جسم و خروج آن از حالت بالقوه می‌باشد. ویژگی‌های موجود در اجسام به همین علت صوری بر‌می‌گردد. فیلسوف معاصر مسلمان، محمد تقی مصباح یزدی اطلاق علت به علت صوری را خالی از مسامحه نمی‌دانند. به نظر ایشان علت مادی و صوری مخصوص معلول‌های مادی است و اطلاق علت بر آن‌ها خالی از مسامحه نیست. اما اغلب فلاسفه مسلمان آنرا به عنوان علت حقیقی پذیرفته اند. به طور کلی در فلسفه اسلامی از دو نوع صورت بحث شده ‌است: صورت جسمیه و صورت نوعیه. صورت به معنای صورت جسمیه که همان نیز علت صوری می‌باشد مورد قبول همه مکاتب فلسفی اسلامی است، ولی صورت به معنای صورت نوعیه که منشأ آثار خاص می‌شود مورد پذیرش دو مکتب مشاء و حکمت متعالیه می‌باشد، البته اشراقیون صورت نوعی را می‌پذیرندولی آن را عرض می‌دانند نه جوهر. از باب نمونه وقتی ویژگی‌هایی چون حرارت و برودت را در نظر می‌گیریم، دیده می‌شود که منشأ این آثار نمی‌تواند نوع واحد باشد، لذا آنرا به صورت نوعیه متفاوت‌شان باز می‌گردانیم، صورت نوعیه موجود در آتش غیر از صورت نوعیه‌ای است که در هوا موجود است،‌ به همین دلیل هریک منشأ اثری می‌شود که دیگری فاقد آن است، گرچه هردو در جسمیت اشتراک دارند؛ لیکن به نظر حکمت اشراق همه این آثار بازگشت به خود جسم و صورت جسمیه و ویژگی‌ اجسام می‌کند و نیازی به صور نوعیه نداریم.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS