دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مقصد آفرینش

بدان که حق‌تعالى خلایق را به جهت بندگى و فرمانبرى آفرید چنان که مى‌فرماید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْءِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ »
مقصد آفرینش
مقصد آفرینش

نویسنده: فیض کاشانی

بدان که حق‌تعالى خلایق را به جهت بندگى و فرمانبرى آفرید چنان که مى‌فرماید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْءِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ »[1]؛ یعنى نیافریدم پریان و آدمیان را مگر از براى آن‌که بندگى کنند مرا. و بندگى به جهت آن است که هرکس به کمال لایق به حال خود برسد تا در عقبى به سعادت عظمى و فردوس اعلى فایز و بر منتهاى همت خود کامروا باشد؛ چنان که مى‌فرماید: «وَ لَکُمْ فیها ما تَشْتَهی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فیها ما تَدَّعُونَ»[2]؛ یعنى: و شما راست در بهشت هر چه بخواهد نفْس‌هاى شما و شما راست در بهشت آنچه را آرزو کنید. پس بر هر کس لازم و واجب است که از درِ بندگى در آید و چندان که تواند به سعى و مجاهده، اوامر و نواهى الهى را از روى طَوع[3] و رغبت امتثال نماید و به نور عبادت، شاهراه سعادت پیماید تا به مقصد اصلى آفرینش رسیده. بندگى ده روزه‌اش به آزادى ابدى گراید و تعب[4] ناپایدارش به راحت سرمدى[5] پیوندد و فرمانبرى جهان فانى‌اش به فرمانروایى و پادشاهى جهان باقى مبدّل گردد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS