دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مکاشفه

تقوا را پلکان بسیار و منزلگاه‌های والایی است که جز یکتا پرستان مخلص، محو شدگان در حق، فیروزمندان بر هواهای نفسانی و شایستگان درگاه الهی بدان نرسند سکوی پرش به آن مقامات و درجات، توکل، گسستن از غیر، پیوستن به حق و فروتنی در راه خدا و در برابر خداست به گونه‌ای که نفس خود را نبیند، مقامات او را نگیرد.
مکاشفه
مکاشفه

مکاشفه

تقوا را پلکان بسیار و منزلگاه‌های والایی است که جز یکتا پرستان مخلص، محو شدگان در حق، فیروزمندان بر هواهای نفسانی و شایستگان درگاه الهی بدان نرسند سکوی پرش به آن مقامات و درجات، توکل، گسستن از غیر، پیوستن به حق و فروتنی در راه خدا و در برابر خداست به گونه‌ای که نفس خود را نبیند، مقامات او را نگیرد. مکانت و موقعیت یافتن نزد مردم را به چیزی نینگارد. خاستگاه بدی‌ها را خود بداند و همه خوبی‌ها و نیکوئی‌ها را تفضّل حق شمارد.

آگاه باش خدا را بندگانی است که به مقام ولایت رسیده‌اند. آنان بهشتیان را در بهشت جاودان ببیند و دوزخیان را به دوزخ در شکنجه. گویا، صیحه عرش ربوبی را نظاره می‌کنند، در حالی که بساط حساب رسی برپا و خلایق برای محاسبه محشور شده‌اند. ولیّ خدا را می‌نگرد، در حالی که طومار آسمان‌ها در جانب راست اوست. یعنی صحیفه اعمال بشر از آدم تا پایان نزد اوست و با نور الهی‌اش اهل قیامت را سود می‌رساند ... آنان سیطره مطلق واحدِ احد حق را بر همه هستی با چشم و دل یافته‌اند. جز به او تمسک نجویند و جز از او، واهمه نکنند ...

پیام‌ها و نکته‌ها:

1-غیرت معشوق، غیر را برنمی‌تابد. باید از هر چه غیر اوست دست شست، حتی توجه سالک به این که به فلان مقام معنوی رسیده است، خودبینی و حجاب راه است. چه رسد به مقام و منال دنیوی.

2- دست یابی به لذت ابدی در سایه ترک لذایذ زودگذر این دنیاست. اگر از آنچه نفس حیوانی می‌طلبد روی بگردانیم، پنجره‌ای به سوی ابدیت را به رویمان خواهند گشود تا از روح و ریحان بهشتی لذت ببریم.

    منبع نامه:
  • مجله حوزه، ش 36، صص 87-78.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS