دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

یقین چیست؟

از امام جواد(علیه السلام) نقل شده است: «از پدرم سوال کردم: یقین چیست؟ فرمود: توکل بر خدا و تسلیم خدا شدن و راضی بودن به قضاء خدا و واگذاشتن کار به خدا». (اصول کافی، ج 3، ص 88)
یقین چیست؟
یقین چیست؟

[نُقِلَ عَنِ الجَوادِ (علیه السلام)]:

«قلت: فاَیّ شَیءٍ الیقین؟ قال (الرضا علیه السلام): التوکل علی الله، والتسلیم لله والرضا بقضاء الله والتفویض الی الله». (اصول کافی، ج 3، ص 88)

از امام جواد(علیه السلام) نقل شده است:

«از پدرم سوال کردم: یقین چیست؟ فرمود: توکل بر خدا و تسلیم خدا شدن و راضی بودن به قضاء خدا و واگذاشتن کار به خدا».

توضیح:

«یقین»

برای درک معنی یقین به این روایت که حضرت صادق(علیه السلام) نقل می‌فرماید، اشاره شود: روزی رسول (ص) نماز صبح را با مردم گزارد سپس در مسجد نگاهش به جوانی افتاد که چرت می‌زد و سرش به پایین می‌افتاد، رنگش زرد و قدش لاغر و چشمانش به گودی فرو رفته. حضرت پیامبر (ص) به او فرمود: حالت چگونه است؟ عرض کرد: «اصبحت یا رسول الله موقنا» من با یقین گشته‌ام (صبح کردم در حالی که به یقین رسیده‌ام) رسول خدا (ص) با تعجب پرسیدند: حقیقت یقین تو چیست؟ عرض کرد: یا رسول الله همین یقین من است که مرا اندوهگین ساخته و بیداری شب و تشنگی روزهای گرمم بخشیده و از دنیا و آنچه در دنیا هست بی‌رغبت گشته‌ام تا آنجا که گویا اهل بهشت را می‌نگرم که در نعمت می‌خرامند و بر کرسیها تکیه زده، یکدیگر را معرفی می‌کنند و اهل دوزخ را می‌بینم که در آنجا معذبند و به فریادرسی ناله می‌کنند و اهل دوزخ را می‌بینم که در آنجا معذبند و به فریادرسی ناله می‌کنند و اکنون آهنگ زبانه کشیدن آتش دوزخ در گوشم طنین انداز است. رسول خدا (ص) به اصحاب فرمود: این جوان بنده‌ای است که خدا دلش را به نور ایمان روشن ساخته. سپس فرمود: بر این حال که داری ثابت باش جوان گفت: یا رسول الله از خدا بخواه شهادت در رکابت را روزیم کند. رسول خدا (ص) برای او دعا فرمود. پس از مدتی همراه پیامبر در جنگی شهید شد.[1]

  • [1] .اصول کافی، ج3، ص 89.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS