دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرکت کیفی

No image
حرکت کیفی

كلمات كليدي : حركت، كيف، كيف نفساني، كيف محسوس، كيف فعلي، كيف استعدادي

نویسنده : حسن رضايي

کیف در لغت به معنای حالت و صفت شیء است[1] و در اصطلاح فلسفی، حرکت در کیف عبارتست از انتقال تدریجی جسم، از حالت و کیفیتی به حالت و کیفیت دیگر، البته با حفظ صورت نوعیه جسم در حال حرکت.[2] کیف یکی از 9 مقوله عرضی است که وقوع حرکت در آن، ‌متوقف بر حرکات انتقالی( أینی) می‌باشد و به این بیان که؛ تا زمانی که در ناحیه علت حرکات کیفی ، یک تغییر و تحول و نقل و انتقال روی ندهد( ولو به این صورت که یک علتی از خارج به جسم نزدیک شود)[3]، ‌حرکت کیفی صورت نمی‌گیرد، پس حرکت کیفی متأخر از حرکات انتقالی و متوقف بر آن است.[4]

از قدیم، وقوع حرکت در مقوله کیف- دست کم در برخی از مصادیق آن- مسلم و غیر قابل مناقشه بوده است، هرچند در مصداق روشن و مسلم این حرکت اختلاف نظر وجود دارد؛ عده‌ای حرکت در کیف نفسانی را، نه تنها قطعی‌ترین مصداق حرکت کیفی می‌دانند، بلکه آنرا از قطعی‌ترین مصادیق حرکت می‌دانند.[5]‌ در مقابل، عده‌ای وقوع حرکت در نفس را محال می‌دانند و حرکت در کیف مختص به کم را مصداق مسلم و یقینی حرکت کیفی به شمار آورده‌اند.[6]در مورد کیف فعلی( مانند حرارت و سردی) نیز اختلاف نظر وجود دارد و وقوع حرکت در آن مسلم نیست؛ زیرا برخی از فلاسفه تغییر در این کیف را دفعی می‌دانند نه تدریجی و از نوع حرکت.[7]

اقسام حرکت کیفی

حرکت در کیف چهار مصداق متصور دارد:[8]

1- حرکت در کیف نفسانی:

عده‌ای معتقدند چون کیف نفسانی به دلیل تجردش فاقد قوه است و تغییر و تحول در چیزی روی می‌دهد که دارای قوه باشد، پس وقوع حرکت در این کیف ممکن نیست.[9] در مقابل عده‌ای این حرکت را، چون با علم حضوری خطا ناپذیر درک می‌شود، قطعی‌ترین نوع از حرکت کیفی می‌دانند. مثلا هر شخصی در درون خود می‌یابد که نسبت به چیزی یا شخصی،‌ علاقه و محبت پیدا می‌کند و به تدریج علاقه اش زیادتر می‌شود، این تغییر در فلسفه،‌ حرکت نامیده می‌شود.[10]

2- حرکت در کیف مختص به کیمیات:

کیف مختص به کمیات، کیفیتی است که به واسطه کمیت بر اجسام عارض می‌شود. مانند استقامت، راست و کج بودن.[11] عده ای این نوع را مصداق یقینی حرکت می‌دانند؛ چون در جسمی که حرکت کمی دارد و رشد و نمو پیدا می‌کند، به طور مسلم، در کیفیاتی که قائم به کم آن هست نیز حرکت محقق می‌شود.[12]

3- حرکت در کیف استعدادی:

این نوع از حرکت را هم نمی‌توان یک حرکت حقیقی به شمار آورد؛ چون مفهوم استعداد، از قبیل مفاهیم انتزاعی است که از کم و زیاد شدن شرایط تحقق یک پدیده انتزاع می‌شود، در حالیکه فقط زمانی که تحقق شرایط، واقعا تدریجی باشد، می‌توان مفهوم حرکت را منتزع از یک یا چند حرکت دانست، نه اینکه یک حرکت حقیقی باشد.[13]

4- حرکت در کیف محسوس(رنگها):

وقوع حرکت در این قسم، نیز مشکوک است، در فیزیک بحثهایی بر سر حقیقت رنگ ها و کیفیت شدت و ضعف یافتن آن مطرح است و هنوز مسلم نیست که تغییر در آن از قبیل تغییر تدریجی و منظم (حرکت) باشد.[14]

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

اخلاص ورزیدن

اخلاص ورزیدن

و ای مدعی زهد و اخلاص ! اگر تو مخلص هستی و برای خدا و دار کرامت او، زهد از مشتهیات دنیا می کنی ، چه شده است که از مدح و ثنای مردم که فلان اهل صلاح و سداد است
اهمیت اخلاق

اهمیت اخلاق

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند قومى که گشت فاقد اخلاق مردنى است!
باطن اعمال

باطن اعمال

شما با دست خویش آتش روشن نکنید، آتش جهنم را شعله ور نسازید، جهنم با اعمال و کردار زشت انسان روشن می گردد. این اعمال بشر چموش ‍ است که آتش افروزی می کند.
بدی ثناگویی

بدی ثناگویی

برای ماها که از قافله ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان ، که در صدد خود ساختن است دخیل است باید توجه کنیم که منشاء خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است .
اذان

اذان

« چون ندای مؤذن را شنیدی ، پس درقلبت ترس ندای روز قیامت را حاضر کن و به سرعت با ظاهر و باطن برای اجابت ندا روان شو،که مسارعین به سوی این ندا کسانی هستند که در روز قیامت به ندای رحمت خوانده می شوند.
Powered by TayaCMS